اجاره نشین‌ها

کارگردان: داریوش مهرجویی
نویسنده: داریوش مهرجویی,
7.8
0
0.00

خلاصه داستان:

خانه‌ای که وارث یا وارثانش معلوم نیست، عده‌ای مستاجر دارد. خانه نیازمند تعمیرات اساسی است ولی بی توجهی عباس آقا، مباشر که قصد تصاحب خانه را دارد، باعث می‌شود تا به رغم تلاش‌های دیگر ساکنان، کار از کار بگذرد و خانه بر ساکنانش فرو ریزد و…


تصاویر فیلم:

نقد و بررسی فیلم به قلم محمدحسین سیفی

نمره 10 از 10

داریوش مهرجویی، کارگردان پرآوازه ی ایرانی است که در خارج از کشور هم هنرمند شناخته شده ای از ایران محسوب می شود. به گواه تاریخ، فیلم «گاو» به کارگردانی داریوش مهرجویی، پای فیلم های ایرانی را به جشنواره های خارجی باز کرد و سینمای ایران را در تمام دنیا بر سر زبان ها انداخت. اما تنها این مساله باعث شهرت و مقبولیت مهرجویی میان سینما دوستان ایرانی نشده است و آثار دیگری همچون «پری»، «هامون»، «دایره مینا»، «لیلا» و… نیز به کارگردانی او جلوی دوربین رفتند و هرکدام به نوبه ی خود توانستند رابطه تنگاتنگ و خوبی با عاشقان ایرانی سینما ایجاد کنند. یکی از همین فیلم بی تردید «اجاره نشین ها» محصول سال 1365 است که از همان موقع تا امروز که 33سال می گذرد طرفداران بسیاری داشته است . تا جایی که در لیست ده فیلم برتر سینمای ایران به انتخاب منتقدین، نام این فیلم نیز به چشم می خورد. همین مساله بهانه خوبی است تا نگاهی دگربار به فیلم «اجاره نشین ها» داشته باشیم.

«اجاره نشین ها» داستان زندگی چهار خانوار در یک ساختمان چهار طبقه ی فرسوده در حاشیه شهر که منطقه ای در دست سازندگی است، زندگی می کنند. اما اوضاع این خانه هیچ تعریفی ندارد و سیستم لوله کشی فاجعه آن باعث شده تا در صورت عدم تعمیرات اساسی، خانه به کل ویران شود. در این میان اما، «عباس» آقای مباشر-با بازی عزت الله انتظامی- که نماینده ورثه صاحب کل خانه است با دسیسه «غلام» مشاور املاک، تصمیم به بالا کشیدن خانه بگیرند و اجازه تعمیرات به مستاجران ندهند. اهالی نیز در عملی متقابل و با کمک «باقری»(دیگر مشاور املاک) تلاش می کنند تا خانه را از چنگ عباس آقا دربیاورند و از آن خودشان کنند.

از همان تیتراژ آغازین فیلم گویی از زاویه دید یک «توریست» و «تازه وارد» گرفته شده و جای جای مدرن و آباد شهر را به ما نشان می دهد( که بسیار تاثیر گرفته از تیتراژ ابتدایی فیلم «مستاجر» (Tenant) ساخته «رومن پولانسکی» است و در آنجا هم تیتراژ از زاویه دید تازه وارد آن شهر گرفته شده)، می توان گفت که اجاره نشین ها در ستایش «سازندگی» ،«شهرسازی» و البته «گذر از سنت به مدرنیته» ساخته شده است اما فیلمساز در کنار این ستایش به این نکته اساسی توجه داشته است که در کنار عبور از سنت نباید پایه های اصلی زندگی کنونی ما که همین «سنت»هاست را فراموش کرد چرا که این ها تنها دارایی ما از گذشته هستند.

از همان سکانس آغازین، با یک مامور شهرداری طرف هستیم که پایان کار اولین خانه آن منطقه را تحویل داده و نوید ورود پل ها و اتوبان ها و ساختمان های سر به فلک کشیده (نشانه های شهری) را به اهالی می دهد. تا در نهایت و سکانس پایانی که دوباره این مامور شهرداری باز میگردد و با ویرانه ی آن خانه مواجه می شود اما به اهالی از طرف «دولت» قول صاحبخانه شدن با اقساط طویل المدت در همان خانه را به گوش اهالی می رساند. همین آغاز و پایان نشان از سرنوشت حتمی آن منطقه یعنی«مدرن شدن» خبر می دهد اما در میانه این داستان است که مهرجویی قصه خودش را یعنی چگونی مواجهه با مدرنیته و گذر از سنت و گذشته را بدون کوچکترین لکنت بیان می کند و همه چیز در بین این آغاز و پایان جریان دارد.

در این میانه، با اولین ساختمان ساخته شده در آن منطقه طرف هستیم که قرار است شروع مدرنیته باشد. ساختمانی که به خوبی هم در قصه و هم در تصویر صاحب «کاراکتر» شده است و چیزی فراتر از یک سازه فلزی بی جان به حساب می آید ؛ به یاد بیاورید لحظاتی که ساکنینش را تنبیه می کند و البته این نکته اساسی که خانه ی «مادر» خانواده تا وقتی حضور دارد هرگز خراب نمی شود. و با اینکه مهندسی افتضاحی دارد، همه برایش دندان تیز کرده اند و مشاور املاکی ها با دو دسته کردن اهالی سعی در به چنگ آوردنش دارند. حتی خانم مهندسی هم که برای خرید می آید ذکر می کند که این خانه با همین مهندسی افتضاح چیزی فراتر از یک خانه است. از این رو مهرجویی با جان بخشیدن به خانه، سعی در روایت قصه ای فراتر از دعوای صاحبخانه و مستاجری صرف داشته است.

در «اجاره نشین ها»ی مهرجویی و روایتی که از این گذر به مدرنیته دارد، «مادر» نقشی اساسی و کلیدی بازی می کند .تنها مادر خانه است که همه برایش احترام قائلند و حتی آقای قندی نیز به مادر این خانه با اینکه مادر واقعیش نیست، با لفظ مادر صدایش می کند. حتی عباس آقای یک دنده ای هم که هیچکس حریفش نمی شود و تا پای کشتن آقای قندی نیز پیش می رود، تنها از مادر- با بازی حمیده خیرآبادی- حساب می برد و با در خواست او تمام اشتباهات قبلیش را تلاش می کند که جبران کند (مثل بازگرداندن کارگرها و دادن مزدشان و…) . در پررنگ بودن نقش مادر برای این خانه یک میزانسن بسیار درخشان در فیلم وجود دارد جایی که همه کارگران برای شام به خانه عباس آقا آمدند و عباس آقا می خواهد سوئیچ ماشینش را به برادری که با او قهر است بدهد. علاوه بر این صحنه، تا وقتی این مادر در خانه حضور دارد و همه به حرف او گوش می دهند، خانه ی نصف و نیمه ای که قرار است ساکنینش را به مدرنیته برساند کماکان سالم است اما به محض اینکه مادر با بالا گرفتن دعوای دو برادر(عباس آقا و مهندس) خانه را ترک می کند، خانه به کل ویران می شود و همه زیر آوار می مانند.

مهرجویی با اجاره نشین ها مدرنیته را ستایش می کند اما حواس مخاطبش را جمع گذشته اش نیز می کند. هیچکس مسئولیت عملی که انجام داده و باعث بوجود آمدن آن شرایط برای خانه شده را بر عهده نمی گیرد و هر کسی برای منافع خود حاضر است هر کاری کند. تا جایی که حتی حاضرند دست به تخریب این خانه بزنند. غافل از اینکه اینگونه هم از مدرنیته باز خواهند ماند و هم گذشته را به فراموشی می سپارند.

اختصاصی نقدفارسی


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of