آخرین امپراطور (The Last Emperor)


خلاصه داستان:

آخرین امپراتور زندگی پویی، آخرین امپراتور چین را به تصویر درآورده است.


تصاویر فیلم:

خلاصه نظر منتقدان:

راجر ایبرت – Chicago Sun-Times ( امتیاز ۱۰ از ۱۰ )

اگر یک فیلم را به خاطر موقعیت مکانی‌ای که در آن ساخته شده است ستایش بکنیم، خیلی اقدام بورژواگونه‌ای محسوب می‌شود اما واقعا سخت است که « آخرین امپراطور » را جدا از شهر بی‌نظیر « شهر ممنوعه » در نظر گرفت و همچنین استفاده‌ی کم‌نظیر « برتولوچی » از مکان‌ها، لباس‌های محلی اصیل و سیاهی‌ لشگر برای ساخت واقعیت روزمره‌ی این پسرک عجیب و غریب.

Empire ( امتیاز ۱۰ از ۱۰ )

صفحات کوچک مانیتورها و تلوزیون‌ها حق مطلب را درباره‌ی کیفیت غنی بصری این اثر ادا نمی‌کنند اما با وجود داستانی حماسی و بازی‌های بی‌نظیر عوامل، « آخرین امپراطور » همچنان حماسه‌ای کم‌نظیر و درگیرکننده است.

TV Guide Magazine ( امتیاز ۱۰ از ۱۰ )

این بیوگرافی عظیم و قدرتمند در سال ۱۹۰۸ شروع می‌شود، در جایی که « پو یی » در سن ۳ سالگی به عنوان امپراطور چین انتخا شده است و سپس اثر، داستان او در زندگی بسیار پر پیچ و خم‌ش را دنبال می‌کند تا به چین مدرن‌تر برسیم.

Boston Globe ( امتیاز ۸.۸ از ۱۰ )

شاید بزرگ‌ترین دستاورد « آخرین امپراطور » را بتوان این نکته دانست که بالاخره می‌تواند « برتولوچی » را به چیزی برساند که برای سالیان دراز آن را می‌خواست. او توانسته چیزی بسیار کوچک را در داخل چیزی بسیار بزرگ بیابد و به نوعی فیلمی را ساخته که بسیاری غیرممکن می‌دانستند؛ یک حماسه‌ی صمیمی و قابل‌درک.

جاناتان روزنبام – Chicago Reader ( امتیاز ۸ از ۱۰ )

روایت بصری بی‌نظیر « برناردو برتولوچی » درباره‌ی زندگی « پی یو » چیزی بسیار نایاب در سینمای امروز است؛ اثر بزرگی که می‌تواند هم به لحاظ تاریخی آموزنده باشد و در عین حال روایتی بسیار شخصی هم محسوب بشود.

Washington Post ( امتیاز ۸ از ۱۰ )

اینکه « برتولوچی » – با سبک بصری خاص خود که شبیه به رقص است، البته با کمک فیلم‌برداری ماهرانه‌ی « ویتوریو استورارو » – تا این حد تکان‌دهنده باشد باعث شده که « آخرین امپراطور » دستاوردی بزرگ محسوب بشود.

جولی سالامون – Wall Street Journal ( امتیاز ۸ از ۱۰ )

قدرت و نیروی احساسی عظیم این فیلم می‌تواند نتیجه‌ی شاعرانگی بصری بالای آن باشد.

دیو کِر – Chicago Tribune ( امتیاز ۷.۵ از ۱۰ )

رویکردی آرام و محتاطانه‌ی « برتولوچی » باعث شکل‌گیری ریتمی بسیار مناسب و شکوهی عظیم شده است.

مارجری بامگارتن – Austin Chronicle ( امتیاز ۶.۷ از ۱۰ )

ظرافت مات‌کننده‌ی این اثر چشم‌ها را نوازش می‌دهد.

وینسنت کنبی – The New York Times ( امتیاز ۴ از ۱۰ )

« آخرین امپراطور » شبیه به یک بروشور مسافراتی عالی است. شما را ترغیب می‌کند و قصد رفتن به آن سفر را دارید. اما در نهایت ناامید می‌شوید.


نقد و بررسی فیلم به قلم James Berardinelli (جیمز براردینِلی)

نشریه reelviews

نمره 10 از 10

دوران کاری « دیوید لین » و « برناردو برتولوچی » در طی یک مدت کوتاهی از یکدیگر تاثیر پذیرفتند ( بهترین سال‌های کاری « لین » قبل از شروع دوران موفقیت « برتولوچی » بود ) اما وقتی که کارگردان بحث‌برانگیز ایتالیایی حماسه‌ی بزرگ خود به نام « آخرین امپراطور » را در سال ۱۹۸۷ در مجامع بین‌المللی اکران کرد، تاثیر « لین » بر روی آن قابل مشاهده بود. بخشی از این مسئله به خاطر مشارکت « پیتر اوتول » بود، شخصی که در فیلم « لارنس عربستان » ( Lawrence of Arabia ) زیر دست « لین » بازی کرده بود و بخشی هم به خاطر ذات آرام و البته گسترده‌ی این اثر که « لین » را در غیرتجاری‌ترین بخش دوران کاری خود نشان می‌داد.

« آخرین امپراطور » را می‌توان یک استثنا در دوران کاری « برتولوچی » دانست چرا که شامل کمترین حجم از رابطه‌ی ج*سی در میان کارهای او می‌شود. برای کارگردان فیلمی مثل « آخرین تانگو در پاریس » ( The Last Tango in Paris )، « زیبایی نهان » ( Stealing Beauty ) و « رویابینان » ( The Dreamers )، این فیلم سنت‌شکنی بزرگی محسوب می‌شود. عریانی این اثر محدود به یک سری لحظات کوتاه شیردادن به یک بچه و نمایی از « جان چن » در لباس شبی بسیار واضح می‌شود. فعالیت‌های ج*سی تا آنجایی که در فیلم می‌بینیم تنها در زیر ملحفه‌ها اتفاق می‌افتد که کنجکاوری را تحریک کرده اما چیزی به ما نشان داده نمی‌شود. می‌توان گفت که بدترین مورد این چنینی در اثر مربوط به صحنه‌ای که در آن [ یکی از شخصیت‌ها ] جوراب ساق بلند خود را در می‌آورد و در صحنه‌ای دیگر هم انگشتان معشوقه‌ی خود را مورد نوازش قرار می‌دهد. « آخرین امپراطور » اولین فیلمی با رده‌بندی سنی PG-13 شد که توانست جایزه‌ی اسکار بهترین فیلم را ببرد.

فیلم به ترتیب زمانی، وقایع و اتفاقات زندگی « پویی » یا « پو یی » ( که در بزرگ‌سالی بازیگر آن « جان لون » است )، « آخری امپراطور چین » را نشان می‌دهد آن هم از طریق ساختاری فلش‌بک‌محور که زمان حال آن سال ۱۹۵۰ است. در آن زمان، « پویی » یک زندانی سیاسی در زندان « فوشون » است. او اقدام به خودکشی می‌کند اما قبل از اینکه جان خود را به خاطر از دست دادن خون بیش از حد از کف بدهد، توسط ماموران نجات می‌یابد. او سپس مجبور به نوشتن « اعتراف‌نامه» ای می‌شود که به فیلم اجازه می‌دهد زمان را به گذشته برده و اتفاقات کلیدی بین سال‌های ۱۹۰۸ تا دهه‌ی ۴۰ میلادی را روایت بکند.

بخش اعظمی از فیلم مربوط به زندگی « پویی » در شهر ممنوعه می‌شود. او  به عنوان یک پسربچه توسط ملکه « دواگر سیکسی » به آن شهر احضار می‌شود و در آنجا به عنوان امپراطور بعدی برگزیده می‌شود. علی‌رغم داستان مجموعه‌ی بی‌پایانی از خدم و حشم اما او ترسیده و بی‌کس است و تنها دوست او دایه‌ش محسوب می‌شود، اما وقتی که رابطه‌ی آن دو به سوی نامناسب شدن پیش می‌رود، دایه از محضر او کنار گذاشته می‌شود. پس از اینکه چین در سال ۱۹۱۲ تبدیل به یک کشور جمهوری شد، « پویی » ( که در این زمان تبدیل به یک حاکم بوالهوس و لوس شده است ) با برادر خود دیدار می‌کند و متوجه می‌شود که دیگر امپراطور نیست. محدوده‌ی قلمروی او به همان شهر ممنوعه کاهش پیدا کرده است. « رگینالد جانستون » ( پیتر اوتول ) از راه می‌رسد وظیفه‌ی ترتیب او را بر عهده بگیرد و سپس امپراطور سابق با دو زن ازدواج می‌کند؛ ملکه « وانرون » ( جان چن ) و یک همسر دوم به نام « ونژیو » ( وو جونمی ). او که هیچ‌گونه تجربه‌ای در رابطه‌ی ج*سی ندارد به دو همسر خود اجازه می‌دهد تا او را آموزش بدهند.

در سال ۱۹۲۴، « پویی » از حاکمیت شهر ممنوعه برداشته شده و به « تینتسین » تبعید می‌شود جایی که او زندگی نابودشده و بی‌معنی را در پیش روی خود می‌بیند تا اینکه ژاپنی‌ها او را به عوان امپراطور « منچوکو »ی جدیدا ساخته شده انتخاب می‌کنند ( نامی که بعد از حمله و غصب آن به آن « منچوریا » گفتند ). « ونژیو » از او طلاق می‌گیرد و « وانران » هم به یک معتاد افیونی تبدیل می‌شود. « پویی » تا پایان جنگ جهانی دوم به عنوان « حاکم » منچوکو باقی می‌ماند و در نهایت پس از شکست ژاپن، ارتش شوروی سابق او را دستگیر می‌کند.

« آخرین امپراطور » در اکثر لحظات خود لحنی بسیار موقرانه و تشریفاتی دارد. فیلم با غمی از پایان یافتن یک دوران همراه است و حس تنهایی بسیار عمیقی که با « پویی » است. علی‌رغم برخی حذفیات تاریخی که برای کمی ملایم‌تر کردن طبع این شخصیت انجام شده است اما همچنان می‌توان کاراکتر بسیار سرد و دمدمی‌مزاج امپراطور را به وضوح دید ( رفتار او با « وانران » بهترین مثال از ذات او است ). فهمیدن اینکه این شخصیت چگونه به اینجا رسیده اصلا کار سختی نیست. دور او را فقط خدم و حشم و افراد چاپلوس گرفته اند و به همین خاطر هیچ‌گونه آرامش، علاقه و یا مهربانی‌ای در وجودش رشد نکرده است. « برتولوچی » به ما اجازه می‌دهد تا « پویی » را درست و بدون اینکه لزوما با او شروع به همذات‌پنداری بکنیم ببینیم.

« آخرین امپراطور » فیلم بسیار خوش‌ساختی است چرا که بسیاری از صحنه‌های فیلم در همان شهر ممنوعه فیلم‌برداری شده اند. « برتولوچی » رابطه‌ی بسیار خوبی با دولت چین دارد و به همین خاطر دسترسی او به این اثر تاریخی مورد تایید شد و این فیلم تبدیل به یکی از اولین آثار هنری بزرگی شد که اجازه‌ی ساخت در آنجا پیدا کرد. فیلم‌برداری اثر که توسط فیلم‌بردار افسانه‌ای « ویتوریو استورارو » ( که برای سال‌های طولانی همکار « برتولوچی » بود و اخیرا هم به سراغ همکاری با « وودی الن » رفته است ) انجام شد، شهر ممنوعه را با رنگ‌های قرمز و زرد پررنگی تصویر کرده است و در عین حال هم تصاویر زندان سال ۱۹۵۰ را به حد غیراشباع از رنگ‌ها کرده که عملا با تصاویر سیاه و سفید طرف هستیم. علی‌رغم اصالت محیط ساخت اثر اما « برتولوچی » امتیاز بزرگی به بینندگان بین‌المللی ( مخصوصا آمریکایی‌ها ) داد و آن هم این بود که دیالوگ‌ها اکثرا به زبان انگلیسی ادا می‌شوند در حالی که زبان طبیعی شخصیت‌ها باید « ماندارین »، « کانتونی » و « ژاپنی » باشد.

یکی از مشکلات « آخرین امپراطور » مربوط به ساختار آن و نبودن ترتیب زمانی در روایت وقایع است. اگرچه استفاده از لحظات زندانی بودن « پویی » در دهه‌ی ۱۹۵۰ برای شکل‌دادن فلش‌بک‌های داستان قابل درک است اما به صورت کلی روانی اثر را تحت تاثیر قرار داده است. شخصیت اصلی که توسط ۴ بازیگر مختلف ایفای نقش شده است ( در سن‌های مختلف زندگی او ) معنای خود را تا حدی از دست می‌دهد. در حالی که فیلم هر لحظه در حال پریدن از زمانی به زمانی دیگر است، درگیر شدن با زندگی چنین شخصی بسیار سخت‌تر از قبل می‌شود. این مسئله در اثری طولانی مثل « آخرین امپراطور » واضح‌تر از فیلمی است که شاید در صورت کوتاهی مدت زمانش با چنین مشکلی مواجه نمی‌شد.

مجموعه‌ی بازیگران این اثر چیزی است که می‌توانیم از آن به عنوان « به لحاظ ظاهری مناسب » یادآوری کنیم و تنها فرد اروپاییِ قابل اشاره « پیتر اوتول » باشد. « برتولوچی » ابتدا « شان کانری » ( بازیگر قبلی نقش مامور ۰۰۷) را برای این نقش در نظر داشت اما او پس از خواندن فیلمنامه تصمیم گرفت که برای این نقش مناسب نیست و از کارگردان خواست که او را معاف کند ( به طرز کنایه‌آمیزی، فیلمی که او به جای « آخرین امپراطور » در آن ایفای نقش کرد « دست‌نیافتنی‌ها » ( The Untouchables ) بود که جایزه‌ی اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل را برایش به ارمغان آورد ). « اوتول » بازی بسیار طعنه‌آمیزی از خود نشان می‌دهد، عملکردی که در طول سالیان دراز به عنوان یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های او در نظر گرفته شده است. « جان لون » به عنوان بازیگر نقش « پویی » در دوران بلوغ، از قصد بازی درون‌گرا و آرامی از خود نشان داده است و گاها باعث شده تا شخصیت در داستان خودش هم یک غریبه به نظر برسد. این اثر با اختلاف بسیار زیاد مهم‌ترین فیلمی بود که « جان لون » در آن حضور پیدا کرد؛ او در میانه‌ی دهه‌ی ۲۰۰۰ از دنیای بازیگری بازنشسته شد. « جان چن » در زمان حضور در این فیلم یک ستاره‌ی نوظهور بین‌المللی محسوب می‌شد. اگرچه فیلم هیچ‌گونه نامزدی اسکاری برای بازیگری به دست نیاورد اما هالیوود « چن » و کارهای او را پس از اکران فیلم در سال ۱۹۸۷ بیشتر دید.

دو نسخه از « آخرین امپراطور » برای تماشا در خانه دردسترس اند. نسخه‌ی کوتاه‌تر ( که ترجیح به دیدن همین است ) همانی است که اکران شده و مدت زمانی ۲ ساعت و ۴۳ دقیقه‌ای دارد. نسخه‌ی طولانی‌تر ۶۰ دقیقه صحنه‌های اضافی‌تر دارد و اگرچه که از آن به عنوان نسخه‌ی کارگردان یاد می‌شود اما خود برتولوچی هم گفته که نسخه‌‌ی کوتاه‌تر را می‌پسندد. طبق گفته‌های خود « برتولوچی » نسخه‌ی ۳ ساعت و ۴۵ دقیقه‌ای صحنه‌های تکراری و اضافه‌ای دارد و دلیل وجود آن این است که بتواند به عنوان یک مینی‌سریال تلوزیونی پخش بشود. به شخصه و با توجه به اینکه هر دو نسخه را تماشا کرده ام می‌توانم به شما اطمینان بدهم که چیز زیادی در نسخه‌ی با ۶۰ دقیقه محتوای بیشتر اضافه نمی‌شود. صحنه‌های اضافی‌تر تنها به ضرب‌آهنگ اثر ضربه می‌زنند و دیدن آن در یک نشست را خراب می‌کنند.

موفقیت عظیم « آخرین امپراطور » در رقابت‌های اسکار – ۹ جایزه از ۹ نامزدی من جمله بهترین فیلم و کارگردان – ترکیبی از شانس خوب و استراتژی بازاریابی بسیار هوشمندانه از سوی شرکت ناشر آن در ایالات متحده یعنی کلمبیا پیکچرز می‌شود. اکران فیلم در آمریکا به تعویق افتاد تا شور و اشتیاق برای نامزدی آن بیشتر بشود و برای همین اثر در سال ۱۹۸۸ در ذهن بینندگان ماندگار شد. فیلم تا جمعه‌ی پس از مراسم اسکار هنوز هم به صورت سراسری اکران نشده بود. « آخرین امپراطور » از نبود رقیب قدری در این مراسم هم حداکثر استفاده را برد. این فیلم با اختلاف بهترین اثر آن سال بود – رقبایش آثاری مثل « امید و افتخار » ( Hope and Glory ) بودند ( بهترین فیلم اصلی سال یعنی « دست‌نیافتنی‌ها » حتی نامزد هم نشده بود ). جدا از اینکه « آخرین امپراطور » باعث شد که برتولوچی جایزه‌ی اسکار را ببرد اما توانست ثابت هم بکند که او توانایی ساخت اثری متفاوت با کارهای قبلی‌ش را هم دارد. سفر او به قلمروی « دیوید لین » تنها جایزه‌ی اسکارش را برای او به ارمغان آورد و تبدیل به پرافتخارترین اثر دوران کاری او شد.

مترجم: امید بصیری


ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of