نقد و بررسی فیلم The Godfather (پدرخوانده)

جزئیات و حاشیه های فیلم پدر خوانده:

 

1 ۱۱- جزئیات و حاشیه های فیلم پدر خوانده:

“ارنست بورگناین”، “ادوارد جی رابینسون”، “اورسن ولز”، “دنی توماس”، “ریچارد كونته”، “آنتونی كوئین” و “جورج سی‌اسكات”، همگی از طرف “پارامونت پیكچرز” برای نقش “ویتو كورلئونه” در نظر گرفته شده بودند. “برت لنكستر”، این نقش را می‌خواست اما به هیچ‌وجه مورد نظر استودیو نبود. وقتی “پارامونت” قصد كرد تا “كارلو پونتی” ایتالیایی را به عنوان تهیه‌كننده انتخاب كند، كارگردان، “فرانسیس فورد كوپولا”، مخالفت كرد، چون شخصیت “ویتو”، از بچگی در آمریكا زندگی كرده بود و بنابراین نمی‌توانست با لهجه ایتالیایی “پونتی” صحبت كند. وقتی مدیران ارشد “پارامونت”، نظر “كوپولا” را پرسیدند، او گفت كه می‌خواهد برای نقش “دون”، یا از “لارنس اولیویر” استفاده كند یا “مارلون براندو”. “كوپولا”، در مقاله اصلی مجله Cigar Aficionado، چاپ سپتامبر/اكتبر سال ۲۰۰۳، گفت “من می‌خواستم یك ایتالیایی-آمریكایی داشته باشم یا دست‌كم یك بازیگری كه آنقدر توانا باشد كه بتواند یك ایتالیایی-آمریكایی را مجسم كند. خوب، آنها پرسیدند “تو چه كسی را پیشنهاد می‌دهی؟.” من گفتم، “ببینید، من نمی‌دانم، اما دو بازیگر بزرگ دنیا چه كسانی هستند؟ “لارنس اولیویر” و “مارلون براندو”. خوب، “لارنس اولیویر”، انگلیسی است. او كاملاً شبیه به “ویتو جنوویس” است. چهره‌اش عالی است. بعد گفتم ” من می‌توانم از همین حالا “اولیویر” را ببینم كه نقش این مرد را بازی می‌كند، و در قالب او فرو می‌رود. ” (و) “براندو”، قهرمان قهرمان‌های من است. حاضرم هر كاری بكنم كه فقط او را ملاقات كنم. اما او ۴۷ ساله است، یك مرد جوان و خوش‌چهره است. بنابراین، ما اول از حال و اوضاع “اولیویر” پرس و جو كردیم و به ما گفتند كه “اولیویر”، هیچ كاری را قبول نمی‌كند. خیلی بیمار است. او به زودی می‌میرد و مایل به كار نیست.” بنابراین من گفتم، “چرا سراغ “براندو” نرویم؟” “فرانك سیناترا”، علی‌رغم تنفرش از این رمان، و مخالفتش با فیلم، برای بازی در این نقش به شخصه، مذاكراتی با “كوپولا” داشت و حتی در یك مقطع، واقعاً به آنها پیشنهاد كرد كه در خدمتشان باشد. با این حال، “كوپولا”، در عقیده خودش برای اینكه “براندو” نقش را بازی كند، مصمم بود. این بار سوم بود كه “براندو” نقشی را بازی می‌كرد كه چشم “سیناترا” دنبال آن بود، یعنی بعد از “تری مالوی” در “در بارانداز” (۱۹۵۴) و “اسكای مسترسون” در “مردان و عروسك‌ها” (۱۹۵۵). فیلم قبلی “براندو” یعنی “بسوزان!” (۱۹۶۹)، یك افتضاح وحشتناك بود. او نمی‌توانست در فیلم‌های آمریكایی كاری پیدا كند، چون تلقی خیلی از تهیه‌كننده‌ها از او كسی بود كه “روزگارش به سر آمده”. مدیران “پارامونت”، ابتدا قیمت اتحادیه را به “مارلون براندو” برای نقش “دون كورلئونه”، پیشنهاد می‌دادند. در نهایت، استودیو كوتاه آمد و به اعتبار “كوپولا”، ۳۰۰٫۰۰۰ دلار به “براندو” پرداخت كردند. رئیس اسبق استودیو “پارامونت”، “رابرت ایوانز”، در كتاب خاطرات خود به نام “این بچه در سینما می‌ماند” (۲۰۰۲)، ادعا می‌كند كه ۵۰٫۰۰۰ دلار به علاوه چندین امتیاز به “براندو” پرداخت كردند و او قبل از اكران فیلم، امتیازها را به “پارامونت” برگرداند و به جای آن تقاضای ۱۰۰٫۰۰۰ دلار دیگر كرد چون مشكلات مالی زنانه داشت. “پارامونت” كه مطمئن بود فیلم، تبدیل به یك شاهكار عظیم می‌شود، بدش نمی‌آمد این لطف را در حق او بكند. به گفته “ایوانز”، به دلیل همین گوش‌بری مالی از “براندو” بود كه او حاضر نشد تبلیغات فیلم را انجام بدهد یا در دو سال بعد در قسمت دنباله بازی كند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/2-The-Godfather/3-The-Godfather.jpgدر مراسم ازدواج “كانی”، “سانی” را در جایی نزدیك به “لوسی مانچینی” (جینی لینرو)، ساقدوش “كانی” در مراسم، می‌بینیم (كه یك لباس صورتی به تن دارد). مطابق رمان، “سانی”، “لوسی” را معشوقه خودش می‌كند (“لوسی” “همان دختر جوان” است كه “دون كورلئونه” به “سانی” درباره‌اش می‌گوید؛ همچنین قبل از آنكه “سانی”، با “كانی” آشنا شود، “لوسی” را می‌بیند). سرنوشت “لوسی” در رمان و سه‌گانه فیلم، متفاوت است: در رمان، “لوسی”، در نهایت دنبال كار خودش می‌رود و در كنار یك دكتر اهل “لاس‌وگاس”، سر و سامان می‌گیرد؛ او را مختصراً در “پدرخوانده: قسمت سوم” (۱۹۹۰) به همراه پسرش “وینسنت” كه یك نقش اصلی را بازی می‌كند، می‌بینیم.

یك بازی صفحه‌دار تبلیغاتی به نام “بازی پدرخوانده”، در ۱۹۷۱ روانه بازار شد.

بنا بر مقاله‌ای از “نیكلاس پیلگی” در آگوست ۱۹۷۱، در روزنامه “نیویورك تایمز”، یك بازیگر نقش فرعی، چنان به نقش خودش متعهد بود كه با یك گروه مزدور مافیایی در ماموریتی برای لت و پار كردن اعتصاب‌شكن‌های یك جریان دعوای كارگری، همراه شده بود. اما مزدوران، آدرس را اشتباه رفته بودند و نتوانستند اعتصاب‌شكن‌ها را پیدا كنند. نام این بازیگر فاش نشد.

رئیس جرائم مافیایی، “جو كلومبو” و تشكیلاتش، مجمع حقوق شهروندان ایتالیایی-آمریكایی، مبارزه‌ای را برای متوقف كردن روند ساخت فیلم شروع كردند. بنا بر آنچه “رابرت ایوانز” در كتاب خاطراتش گفته، “كلومبو” به خانه او تلفن كرد و او و خانواده‌اش را تهدید كرد. استودیو “پارامونت” هم نامه‌های زیادی را در طول مراحل پیش‌تولید، از طرف ایتالیایی-آمریكایی‌ها – ازجمله سیاستمداران – دریافت كرد كه این فیلم را به عنوان یك فیلم ضد ایتالیایی، تقبیح می‌كردند. آنها تهدید می‌كردند كه شكایت می‌كنند و روند ساخت فیلم را مختل می‌كنند. “آلبرت اس رودی”، تهیه‌كننده، با “كلومبو” كه می‌خواست كلمات “مافیا” و “كوزا ناسترا”، در فیلم استفاده نشوند، ملاقاتی داشت. “رودی”، به آنها این حق را داد كه فیلمنامه را بازنگری كنند و تغییراتی در آن بدهند. حتی موافقت كرد كه از اعضای مجمع (بخوانید: جنایتكاران) به عنوان سیاهی‌لشكر و مشاور استفاده كند. بعد از اینكه این توافق انجام شد، نامه‌های اعتراض‌آمیز هم متوقف شدند. صاحب استودیو “پارامونت”، “چارلی بلودورن”، قضیه این توافق را در روزنامه “نیویورك تایمز” خواند و چنان از كوره در رفت كه “رودی” را اخراج كرد و تولید فیلم را تعطیل كرد. اما “ایوانز”، “بلودورن” را متقاعد كرد كه این توافق برای فیلم مفید است و به این شكل، “رودی” دوباره استخدام شد.

قیل و قال‌های اولیه راجع به فیلم چنان تاثیر مثبتی داشت كه قبل از اتمام كار فیلم، برای یك قسمت دنباله هم برنامه‌ریزی شد.

“جیانی روسو”، از روابط جرائم سازماندهی‌شده اش استفاده كرد تا امنیت نقش “كارلو ریزی” را فراهم كند، تا جایی كه یك گروه فیلمبرداری را به خدمت گرفت تا شخصاً از خودش تست صدا و چهره بگیرد و بعد آن را برای تهیه‌كننده‌ها فرستاد. هرچند، “مارلون براندو” در ابتدا با حضور “روسو” كه پیش از آن هیچ وقت بازی نكرده بود، در فیلم مخالف بود؛ این موضوع، “روسو” را كفری كرد و او شروع كرد به تهدید كردن “براندو”. این عمل متهورانه “روسو”، یك توفیق اجباری برای او از آب درآمد: “براندو” تصور كرد كه “روسو”، نقش بازی می‌كند و قانع شد كه او برای نقش مناسب است.

این فیلم، در لیست “۵۰ فیلم برتر تلویزیون و ویدئو”ی مجله TV Guide (آگوست ۱۴-۸ ۱۹۹۸) به عنوان ۷مین فیلم انتخاب شد. قسمت دنباله، “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴)، امتیاز صدر را نصیب خودش كرد و اول شد.

فیلم، در ۱۰مین سالگرد ویرایش “۱۰۰ فیلم برتر انستیتو فیلم آمریكا”، به عنوان فیلم ۲م برگزیده شد.

فیلم، به عنوان فیلم ۳م در لیست “۱۰۰ فیلم برتر انستیتو فیلم آمریكا” برگزیده شد.

این جمله فیلم “پیشنهادی بهش می‌دم كه نتونه ردش كنه.”، به عنوان ۱۰مین جمله از “۱۰۰ جمله برتر فیلم‌ها” از طرف مجله “پریمایر” در ۲۰۰۷ انتخاب شد.

مدیران ارشد “پارامونت” كه از راش‌های (فیلم تدوین‌نشده) اولیه فیلم راضی نبودند، تصمیم گرفتند “الیا كازان” را جایگزین “فرانسیس فورد كوپولا” كنند، با این امید كه “كازان” بتواند با “مارلون براندو” كه به طرز وحشتناكی سخت‌گیر بود، كار كند. “براندو”، اعلام كرد كه اگر “كوپولا” اخراج شود، او هم فیلم را ترك می‌كند و به این شكل، استودیو عقب نشینی كرد. ظاهراً مدیران “پارامونت” از تنفر “براندو” از “كازان”، بر سر شهادت دادن “كازان” در كمیته فعالیت‌های ضد آمریكایی در دهه ۵۰ اطلاع نداشتند.

برای كارگردانی فیلم با “سرجیو لئونه” هم مذاكره شده بود، اما او این پیشنهاد را رد كرد چون فكر می‌كرد داستان فیلم كه مافیا را ستایش می‌كند، چنان كه باید، جذاب نیست. او بعدها از اینكه این پیشنهاد را رد كرده، پشیمان شد اما به هر حال به كارگردانی فیلم گانگستری به شدت تحسین‌شده خودش، “روزی روزگاری در آمریكا” (۱۹۸۴) پرداخت.

“رابرت تاونی”، فیلمنامه‌نویس، صحنه پاسیو بین “دون كورلئونه” و پسرش “مایكل” را نوشت.

“مارلون براندو” می‌خواست كاری كند كه “دون كورلئونه” شبیه به “یك سگ بولداگ ” به نظر برسد، به خاطر همین برای تست صدا، گونه‌هایش را با پنبه پر كرد. او برای تصویربرداری اصلی، یك لثه مصنوعی در دهانش گذاشت كه یك دندانپزشك آن را ساخته بود؛ این وسیله در حال حاضر در موزه Moving Image “آمریكا” در “كوئینز” “نیویورك”، در معرض دید عموم است.

در تمرین‌ها برای صحنه اتاق خواب، از یك سر اسب مصنوعی استفاده می‌شد. برای تصویربرداری واقعی، از یك سر اسب واقعی استفاده كردند كه از یك كارخانه تهیه غذای سگ گرفته بودند. “جان مارلی” می‌گوید كه فریادی كه در فیلم از وحشت می‌كشد، واقعی بوده چون خبر نداشته كه قرار بوده از یك سر واقعی استفاده كنند.

گربه‌ای كه “مارلون براندو” در صحنه شروع فیلم با خودش دارد، یك حیوان ولگرد است كه او در پاركینگ استودیو “پارامونت” پیدا كرده بود و اصلاً قرار نبوده در فیلمنامه باشد. گربه آنقدر قبراق بود كه خرخرهایش بعضی قسمت‌های دیالوگ “براندو” را خفه می‌كرد و در نتیجه بیشتر جمله‌های او اجباراً با صدای بلند ادا می‌شوند.

در طول نماهای اولیه صحنه‌ای كه در آن “ویتو كورلئونه” به خانه برمی‌گردد و آدم‌هایش او را از پله‌ها بالا می‌برند، “مارلون براندو” با كلك، زیر بدنش روی تخت، چند وزنه گذاشته بود تا بلند كردنش را سخت‌تر كند.

مارلون براندو”، جمله‌هایش را حفظ نمی‌كرد و در بیشتر زمان فیلم، دیالوگ‌هایش را از روی كارت‌های متن‌نوشته می‌خواند.

درست زمانی كه “ویتو كورلئونه”، قبل از سوءقصد به جانش، پرتقال‌ها را برمی‌دارد، می‌توانیم روی پنجره فروشگاه، پوستری را ببینیم كه مسابقه بوكس “جیك لاموتا” را تبلیغ می‌كند. “رابرت دنیرو”، نقش جوانی “ویتو” را در “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴) بازی می‌كند و همچنین نقش “لاموتا” را در “گاو خشمگین” (۱۹۸۰) بازی كرد.

“فرانك سیورو”، در صحنه‌ای كه “سانی”، “كارلو ریزی” را لت و پار می‌كند، به عنوان یك سیاهی لشكر بازی می‌كند. او بعدها در “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴) در نقش “جنكو آبانداندو” ظاهر شد.

وقتی “سانی”، تنها با ماشینش در حال رانندگی است، به آهنگی از پخش ۳ اكتبر ۱۹۵۱ رادیو از “راس هوجز” به نام Dodgers-Giants playoff (مسابقه فینال غول‌های حقه‌باز) گوش می‌دهد كه یك نیمه قبل از آهنگ ” Shot Heard ‘ Round the World ” از “بابی تامسون” بود.

“آل‌پاچینو”، از یك پلاستیك اسفنجی مخصوص صورت استفاده می‌كرد كه تمام گونه چپش را می‌پوشاند و با رنگ‌های مختلف آغشته شده بود تا با

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/2-The-Godfather/31-The-Godfather.jpgسایه‌روشن پوست او هماهنگ شود و اثر كبودشدگی را نشان دهد، و به این شكل القا كننده فك شكسته‌اش به دست كاپتان “مك‌كلاسكی” باشد.
اسم كلاه سنتی و سیسیلی (كه برای مثال بادی‌گاردهای “مایكل” می‌پوشند) “كوپولا” است.

“مایكل كورلئونه”، جدای از همه، تا وقتی درگیر شغل خانوادگی نمی‌شود، این كلاه كه بخشی از اونیفورم افسران دریایی او است را سرش نمی‌گذارد.

“فرانسیس فورد كوپولا”، كارگردان، در این فیلم، با خویشاوندانش كار می‌كرد، (كه در بسیاری از موقعیت‌ها، از كار، یك فیلم خانوادگی می‌سازد). حضور به ترتیب زمانی در فیلم:

– خواهرش، “تالیا شایر” كه نقش “كانی كورلئونه” را در سرتاسر این سه‌گانه بازی می‌كند.

– مادرش، “ایتالیا كوپولا” كه در نقش یك سیاهی لشكر در ملاقات در رستوران بازی می‌كند.

– پدرش، “كارمین كوپولا” كه در سكانس “ماترس” نقش نوازنده پیانو را بازی می‌كند.

– پسرانش، “جیان-كارلو كوپولا” و “رومان كوپولا” كه به عنوان سیاهی لشكر در صحنه‌ای كه “سانی”، “كارلو” را لت و پار می‌كند و همچنین در مراسم تدفین دیده می‌شوند.

– و دخترش “سوفیا كوپولا”، نوزاد “مایكل ریزی” در غسل تعمید است (او در زمان فیلمبرداری، سه هفته‌اش بود).

فیلم، به عنوان برنده ۴۵مین جایزه آكادمی برای بهترین فیلم، اولین فیلم جایزه‌برده‌ای بود كه حتی به طور نسبی در “لس‌آنجلس” ساخته شده، و اولین فیلم كه صنعت فیلمسازی را به تصویر می‌كشد و اولین فیلمی كه در آن یك تندیس اسكار در معرض دید است.

تقریباً ۶۱ صحنه در فیلم هست كه مردم را در حال خوردن/نوشیدن یا فقط غذا را نشان می‌دهد.

ملاقات بین سران مافیا، در اتاق هیئت مدیره Penn-Central Railroad فیلمبرداری شد. كه تابلوی نقاشی قطاری كه پشت سر “دون بارزینی” (ریچارد كونته) می‌بینیم را توجیه می‌كند.

“نینو روتا”، در ابتدا برای یك جایزه اسكار به خاطر موسیقی متنش نامزد شده بود (و احتمالاً برنده آن هم می‌شد) اما این كاندیداتوری، وقتی معلوم شد كه او به میزان قابل توجهی از بخش‌هایی از موسیقی متن قبلی‌اش برای – Fortunella – 1958 استفاده كرده، ملغی شد.

صدای خاص “دون ویتو كورلئونه”، با الگوبرداری از تبهكار واقعی، “فرانك كاستلو” به این شكل درآمده بود. “مارلون براندو”، او را در جریان دادرسی‌هایKefauver سال ۱۹۵۱ از تلویزیون دیده بود و نجواهای زنگ‌دار او را در این فیلم تقلید كرده بود.

در صحنه‌ای كه “سانی”، “كارلو” را لت و پار می‌كند، یك گاری در پس زمینه و یك جعبه چوبی در پیاده‌رو دیده می‌شود كه به لحاظ موقعیتی برای پنهان كردن اشیاء كهنه و قدیمی پس‌زمینه در صحنه قرار داده بودند.

فیلم از اشكال مختلفی از واژه‌های ایتالیایی بهره می‌برد:

– پائولی می‌گوید ” sweet tonnato” كه یك اصطلاح عامیانه ایتالیایی-آمریكایی است كه تقربیا معادل “حتی اگر” است.

– مایكل توضیح می‌دهد كه “تام” یك ” consigliere ” است یا یك مشاور.

– “ویتو”، “جانی فونتانی” را یك ” finocchio ” خطاب می‌كند كه یك واژه توهین‌آمیز برای یك هم…ج.ن.س.‌گرا است.

– “سانی”، از “پائولی” به عنوان یك ” stronza ” نام می‌برد كه واژه‌ای معادل “عوضی” است.

– “كارلو” و “كانی” در جریان جنگ و دعواهایشان، هر دو می‌گویند ” vaffanculo ” كه “كثافت” معنی می‌دهد.

– “دون زالوچی”، فروش مواد مخدر به بچه‌ها را یك ” infamita ” یا یك “ننگ” می‌داند.

– و هر دو “دون كورلئونه”‌ها از واژه ” pezzonovante” استفاده می‌كنند كه به معنای “كالیبر ۹۵” یا به معنای روشن‌تر، “آدم كله‌گنده” است.

نقش موثر: (گری فردریكسون)، كابوی داخل استودیو، وقتی “تام” برای اولین بار با “ولتز” مواجه می‌شود.

فیلمی كه “مایكل” و “كی” قبل از آنكه “مایكل” بفهمد كه پدرش گلوله خورده، تماشا می‌كردند، The Bells of St. Mary’s – سال ۱۹۵۴- اثر “لئو مك‌كاری” بود. نام “مك‌كاری” را خارج از سالن موسیقی Radio City می‌بینیم.

عمارت “جك ولتز” به عنوان عمارت “آلن استنویك” در فیلم Fletch -سال ۱۹۸۵- هم استفاده شد.

وقتی اسم بازیگر كودك سه ساله، “آنتونی گوناریس”، را حین فیلمبرداری صدا می‌زدند خیلی بهتر جواب می‌داد. به همین خاطر است كه اسم پسر “مایكل، “آنتونی” است.

در طول سكانس‌هایی كه در “سیسیل” تصویربرداری شدند، گریم فك شكسته “مایكل” با گریمی كه در سكانس‌های فیلمبرداری شده در “نیویورك” استفاده شدند، متفاوت است. این به دلیل آن بود كه استودیو “پارامونت پیكچرز”، هزینه سفر گریمور، “دیك اسمیت”، را به همراه بقیه گروه به “ایتالیا” پرداخت نكرده بود.

مجله Entertainment Weekly ،این فیلم را به عنوان “بهترین فیلم تاریخ سینما” برگزید.

در سال ۲۰۰۷، “انستیتو فیلم آمریكا”، این فیلم را به عنوان ۲مین فیلم برتر تاریخ سینما رده‌بندی كرد.

این فیلم، در لیست ۱۰ فیلم برتر ژانر گنگستری “انستیتو فیلم آمریكا”، رده نخست را در ژوئن ۲۰۰۸ از آن خودش كرد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/2-The-Godfather/30-The-Godfather.jpgجمله “می‌خوام پیشنهادی بهش بدم كه نتونه ردش كنه”، از طرف “انستیتو فیلم آمریكا”، به عنوان یكی از گرینه‌های صدر جدولی ۱۰۰ جمله برتر فیلم‌ها، انتخاب شد و بلافاصله بعد از جمله “فرانكلی عزیزم، من محل سگ هم بهش نمی‌گذارم”، از فیلم “بربادرفته” (۱۹۳۹)، رتبه دوم را نصیب خود كرد.

به گفته “آل پاچینو”، وقتی “مایكل”، در صحنه بیمارستان با پدرش عهد می‌بندد، اشكهایی كه در چشمان “مارلون براندو” حلقه می‌زند، واقعی بودند.

“جورج لوكاس” در سكانس “ماترس”، از عكس صحنه‌های جنایت واقعی استفاده كرد. یكی از برجسته‌ترین عكس‌ها، دو پلیس را نشان می‌دهد كه در كنار چیزی زانو زده‌اند كه به نظر مردی می‌رسد كه روی زمین خوابیده و سرش به یك حصار تكیه داده شده است. آن مرد، “فرانك نیتی” “مزدور” است، دست راست “آل‌كاپون” كه در واقع با شلیك یك گلوله در سرش، خودكشی كرد.

“سیلوستر استالونه” جوان، برای نقش‌های “پائولی گاتو” و “كارلو ریزی” تست داد اما نقش را نگرفت. “استالونه” در عوض تصمیم گرفت نویسندگی را تجربه كند و به خوبی، فیلمنامه اثر تقریباً موفق ” The Lord’s of Flatbush ” -سال ۱۹۷۴- را نوشت. او بعد از این كار، شانس خودش را در “راكی” (۱۹۷۶) امتحان كرد كه به طور اتفاقی در كنار “تالیا شایر” (كانی كورلئونه) قرار گرفته بود.

“فرانسیس فورد كوپولا”، در ابتدا یك فیلم ۱۲۶ دقیقه‌ای‌ تحویل داد. رئیس استودیو “پارامونت”، “رابرت ایوانز”، این نسخه را رد كرد و درخواست یك فیلم طولانی‌تر با صحنه‌های بیشتر درباره خانواده را كرد. ورژن نهایی و اكران‌شده فیلم، حدود ۵۰ دقیقه طولانی‌تر از فیلم اولیه “كوپولا” بود.

“فرانكی آوالون” و “ویك دامون”، دو خواننده معتبر و با تجربه، برای نقش “جانی فونتانی” تست دادند. “فرانسیس فورد كوپولا”، بیشتر تحت تاثیر “دامون” قرار گرفت و نقش را به او داد اما تهیه‌كننده‌ها، “آل مارتینو” را انتخاب كردند و از روابط جرائم سازماندهی‌شده او بهره گرفتند تا مطمئن باشند او به نقش، پایبند می‌ماند. از قضا، “فونتانی” در فیلم، آهنگ “من فقط یك قلب دارم” را می‌خواند كه اولین ترانه شاهكار “دامون” بود.

“رابرت ایوانز”، بعد از آنكه “پیتر بوگدانوویچ” و دیگران، از قبول كارگردانی این فیلم سر باز زدند، “فرانسیس فورد كوپولا” را استخدام كرد.

بازیگری كه نقش “لوكا براسی” را بازی می‌كند، یعنی “لنی مونتانا”، چنان از كار كردن با “مارلون براندو” مضطرب بود كه در اولین برداشت صحنه‌ای كه با هم داشتند، چند خط دیالوگ را اشتباه گفت. “فرانسیس فورد كوپولا”، از این اضطراب واقعی خوشش آمد و آن را در فیلم نهایی استفاده كرد. صحنه‌های “براسی” كه در حال تمرین سخنرانی‌اش است بعداً اضافه شد.

به گفته “فرانسیس فورد كوپولا”، عبارت “دون كورلئونه”، در واقع، از نظر دستور زبان ایتالیایی نادرست است. در ایتالیایی، خطاب كردن یك نفر به عنوان “دون (آقا/لرد)”، مثل خطاب كردن او به عنوان “عمو” در انگلیسی است. بنابراین شكل صحیح این عبارت، “دون مایكل” یا “دون ویتو” است. “كوپولا” می‌گوید كه “ماریو پوزو” كه نمی‌توانست ایتالیایی صحبت كند، صرفاً به این ایده رسید كه از “دون” با نام خانوادگی یك شخص استفاده كند، و حالا این عبارت تبدیل به یك اصطلاح در فرهنگ عامه شده است.

شخصیت Moe Greene از یك تبهكار یهودی به نام Bugsy Siegel الهام گرفته شده است.

در سكانس ملاقات در رستوران، “سولوزو”، چنان سریع با لهجه سیسیلی با “مایكل” حرف می‌زند كه نمی‌شد از زیرنویس استفاده كنند. او با این جمله شروع می‌‌كند: “متاسفم. چیزی كه برای پدرت اتفاق افتاد بخشی از كار بود. من احترام زیادی برای پدرت قائلم. اما پدرت، افكارش قدیمیه. باید درك كنی كه چرا من مجبور شدم اون كار رو بكنم. حالا بیا راجع به كاری كه بعد از این می‌‌خوایم بكنیم حرف بزنیم.” وقتی “مایكل” از دستشویی برمی‌گردد، او به زبان سیسیلی ادامه می‌دهد: “همه‌چی روبه راهه؟ من به خودم احترام می‌گذارم، می‌فهمی، و اجازه نمی‌دم مرد دیگه‌ای جلوی موفقیتم‌ رو بگیره. چیزی كه اتفاق افتاد غیرقابل اجتناب بود. من همیشه حمایت نامحسوسی از دون های خانواده‌های دیگه داشتم. اگه وضع سلامت پدرت بهتر بود، بدون اینكه پسر بزرگه‌اش بخواد كارها رو اداره كنه، لازم به هیچ بی‌حرمتی‌ای نبود و ما مجبور به گفتن این مهملات نبودیم. ما مبارزه رو متوقف می‌كنیم تا حال پدرت خوب بشه و بتونه معامله‌رو از سر بگیره. هیچ انتقامی گرفته نمی‌شه. ما صلح می‌كنیم. اما خانواده‌ات دیگه نباید دخالت كنن.”

وقتی “مایكل” و “كی” در حال شام خوردن با هم هستند، آهنگی كه از رادیو شنیده می‌شود، ترانه “همه زندگی من” از “ایروینگ برلین” است.

صحنه‌ای كه در آن، “انزو”، برای ملاقات “ویتو كورلئونه” به بیمارستان می‌آید برعكس فیلمبرداری شد، یعنی اول نمای صحنه‌ خارجی را گرفتند. “گابریلی توری”، بازیگری كه نقش “انزو” را بازی می‌كند، پیش از این، هیچ وقت جلوی دوربین بازی نكرده بود و لرزش عصبی او بعد از رانندگی‌‌اش با ماشین، واقعی بود.

صحنه‌های بیمارستان در دو لوكیشن متفاوت فیلمبرداری شدند: صحنه‌های خارجی در یك ورودی به بیمارستان Bellevue فیلمبرداری شدند؛ و نماهای داخلی در درمانگاه چشم و گوش New Yorkدر “منهتن” در “نیویورك سیتی”، فیلمبرداری شدند.

“ماریو پوزو” به بزرگترین پسر “ویتو”، اسم مستعار “سانی” را داد كه از اسم مستعار پسر “آل‌كاپون” (I) گرفته بود. شباهت‌های این دو به همین نام ختم می‌شود. “سانی كاپون” وارد شغل پدرش نشد.

فیلم، در “نیویورك”، و در بیش از ۱۰۰ لوكیشن جریان داشت و فیلمبرداری شد. در ابتدا، قرار بود كل فیلم در محوطه‌های پشت “هالیوود” فیلمبرداری شوند تا در هزینه‌های تولید، صرفه‌جویی كنند؛ اما طراح تولید، “دین تاولاریس”، تهدید كرد كه به هر كدام از ساختمان‌های محوطه پشتی، دو طبقه اضافه می‌كند تا بتواند نمای “نیویورك سیتی” را دربیاورد. استودیو كوتاه آمد و اجازه تصویربرداری در “نیویورك” را داد.

از آنجا كه Corleone در سیسیلی حتی در اوایل دهه ۷۰ هم خیلی توسعه‌یافته بود، از شهر سیسیلیایی Savoca، خارج از محدوده Taormina، برای

تصویربرداری صحنه‌ای كه در آن “مایكل” در تبعید در “ایتالیا” به سر می‌برد، استفاده كردند.

این، اولین فیلم “جو اسپینل” بود.

تولید فیلم، در ۲۹ مارس ۱۹۷۱ شروع شد، اما “مارلون براندو” بین ۱۲ آوریل و ۲۸ مه به مدت ۳۵ روز برای فیلم كار كرد تا بتواند به تعهداتش با فیلم “آخرین تانگو در پاریس” (۱۹۷۲) عمل كند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/2-The-Godfather/33-The-Godfather.jpgدر رمان، اسم كوچك “دون كونئو”، “اوتیلئو” است، اما در فیلم، به افتخار “كارمین كوپولا” او را “كارمین كونئو” نامیدند.

در ابتدا، “فرانك پوگلیا” برای بازی در نقش “بوناسرا” انتخاب شد اما به علت بیماری، مجبور به فسخ قرارداد شد.

“پیتر بارت”، یكی از مدیران “پارامونت”، امتیازهای فیلمنامه “پدرخوانده” “ماریو پوزو” را حتی قبل از اینكه تمام شود، خریداری كرد. آن موقع، فیلمنامه، فقط ۲۰ صفحه بود.

در كنار رمان مرجع “ماریو پوزو”، “فرانسیس كوپولا” هم بنای بسیاری از شخصیت‌های فیلم را بر اعضای خانواده خودش گذاشت.

“ماریو پوزو”، الگوی شخصیت “دون ویتو كورلئونه” را از رؤسای اوباش “نیویورك”، “جو پروفاسی” و “ویتو جنووسی” گرفته بود. بسیاری از رخدادهای رمان او بر اساس رویدادهای واقعی هستند كه در زندگی “پروفاسی”، “جنووسی” و خانواده‌هایشان اتفاق افتاده بود. “پوزو”، ویژگی‌های شخصیت “دون ویتو” را از ویژگی‌های شخصیتی مادر خودش گرفته بود.

ایده اولیه “پارامونت” این بود كه یك فیلم گانگستری كم هزینه بسازند كه در زمان حال اتفاق می‌افتد تا یك دوره زمانی در دهه ۴۰ و ۵۰٫ “فرانسیس فورد كوپولا”، فیلمنامه اولیه “ماریو پوزو” را كه بر اساس این ایده نوشته شده بود، رد كرد.

طبق گفته “فرانسیس فورد كوپولا” در مستند روی DVD، كات‌های بینابینی صحنه غسل تعمید كه با كشته شدن گانگسترها در طول نقطه اوج فیلم همراه است، خوب جواب نداد تا زمانی كه تدوینگر فیلم، “پیتر زینر”، موسیقی متن ارگ را به آن اضافه كرد.

“آل پاچینو”، در برنامه تلویزیونی خانواده پدرخوانده: نگاهی به داخل (۱۹۹۰)، می گوید كه نزدیك بوده او در نیمه‌راه كار فیلمبرداری از پروژه اخراج شود. یعنی زمانی كه مدیران اجرایی “پارامونت”، صحنه‌های ابتدایی از “مایكل” را در مراسم ازدواج دیدند و فریاد زدند، “پس كی اون می‌خواد یه كاری بكنه؟”. اما وقتی در نهایت صحنه‌ای را دیدند كه در آن “مایكل” به “سولوزو” و “مك‌كلاسكی” در رستوران تیراندازی می‌كند، نظرشان عوض شد و “پاچینو” توانست شغلش را حفظ كند.

طبق گفته “ماریو پوزو”، شخصیت “جانی فونتانی” بر اساس شخصیت “فرانك سیناترا” نبود. هر چند، همه، این طور گمان می‌كردند، و “سیناترا” از این موضوع حسابی كفری بود؛ وقتی او، “پوزو” را در یك رستوران ملاقات كرد، با داد و فریاد، كلمات ركیك و تهدیدآمیزی نثارش كرد. “سیناترا”، با فیلم هم به شدت مخالف بود. به خاطر این واكنش‌های شدید، رل “فونتانی” در فیلم، تا حد دو صحنه كاهش پیدا كرد.

“فرانسیس فورد كوپولا”، اصرار داشت نام فیلم را “پدرخوانده ماریو پوزو” بگذارند تا صرفاً “پدرخوانده” (۱۹۷۲)، چون طرح اولیه فیلمنامه، چنان به رمان “پوزو” وفادار بود كه “كوپولا” فكر می‌كرد “پوزو”، استحقاق این اعتباربخشی را دارد.

در یك مقطع، حین فیلمبرداری، مدیر تولید “پارامونت”، “رابرت ایوانز”، احساس كرد اكشن فیلم، بیش از حد كم است و در نظر داشت یك كارگردان اكشن را برای تمام كردن كار استخدام كند. “فرانسیس فورد كوپولا” و پسرش “جیان-كارلو كوپولا”، برای راضی كردن “ایوانز”، صحنه‌ای را ترتیب دادند كه در آن “كانی” و “كارلو”، مبارزه طولانی‌ای با هم می‌كنند. در نتیجه، “ایوانز” به اندازه كافی راضی شد و به “كوپولا” اجازه داد فیلم را تمام كند.

“دایان كیتن”، بیشتر شخصیت‌پردازی “كی آدامز” را از همسر “فرانسیس فورد كوپولا”، “الینور كوپولا”، الگوبرداری كرده بود.

فیلمبرداری صحنه‌ای كه در آن، “سانی”، “كارلو” (شوهر كانی) را لت و پار می‌كند چهار روز طول كشید و بیش از ۷۰۰ سیاهی لشكر را به تصویر كشید.
پدربزرگ و مادربزرگ مادری “آل‌ پاچینو” درست مثل “ویتو كورلئونه” از Corleone در “سیسیلی” به “آمریكا” مهاجرت كرده بودند.

به گفته “فرانسیس فورد كوپولا” در مصاحبه‌اش با مجله Cigar Aficionado، او در سال ۱۹۶۹، جلسه‌ای با تهیه‌كننده‌ها، “آلبرت اس رودی” و “گری فردریكسون” در منزل خودش داشت تا راجع به فیلم The Conversation -سال ۱۹۷۴- بحث كنند. او فیلمنامه را برای “مارلون براندو” فرستاده بود و او حین ملاقات “كوپولا” با تهیه‌كننده‌ها با او تماس گرفت و مؤدبانه پیشنهادش را رد كرد. درست قبل از این جلسه، “كوپولا” یادداشتی از یك تبلیغ در روزنامه برای یك رمان در راه به عنوان “پدرخوانده” اثر “ماریو پوزو” برداشته بود. چند ماه بعد، همه این پنج نفر برای بحث راجع به نسخه فیلم این رمان دور هم جمع شدند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/2-The-Godfather/32-The-Godfather.jpg“فرانسیس فورد كوپولا”، برای صحنه‌ای كه در آن “كلمنزا” آشپزی می‌كند، در ابتدا در فیلمنامه نوشته بود “كلمنزا چند سوسیس برشته می‌كند”. “ماریو پوزو” با دیدن این جمله، روی “برشته می‌كند” خط كشید و به جای آن نوشت “سرخ می‌كند” و در حاشیه متن نوشت، “گنگسترها برشته نمی‌كنند”.
“فرانكو كورسارو”، یك صحنه در نقش “جنكو آبانداندو” در حال مرگ بازی كرد اما صحنه او حذف شد. در این صحنه كه بعد از مراسم ازدواج اتفاق می‌افتد، “ویتو كورلئونه” و پسرانش به بیمارستان می‌روند تا احترامشان به “جنكو” كه از سرطان در حال مرگ است را نشان بدهند. آنها سعی می‌كنند او را تسلی دهند و “جنكو” به “ویتو” التماس می‌كند موقع مرگ، كنار او بماند. این صحنه در بعضی از نسخه‌های تلویزیونی فیلم نشان داده می‌شود (به جای ورژن‌های تدوین‌شده از صحنه‌های قتل) و در نسخه “پدرخوانده: رمانی برای تلویزیون” (۱۹۷۷) هم موجود است.

روبان‌های روی اونیفورم افسر دریایی “مایكل كورلئونه” Silver Star (ستاره نقره‌ای) هستند، مدال مخصوص ملوانان و افسران نیروی دریایی، و همین طور قلب ارغوانی‌رنگ (purple Heart) روی ردیف بالا، و مدال جنگی Asiatic/Pacific (آسیایی/اقیانوس آرام) با یك ستاره و نوك‌پیكان مخصوص نیروهای مسلح، مدال جنگی اروپا/آفریقا/خاورمیانه با یك ستاره نیروهای مسلح، و مدال پیروزی جنگ جهانی دوم روی ردیف پایینی. همچنین در “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴)، “مایكل” به مجمع مربوط به كنگره می‌گوید كه در طول جنگ، نائل به دریافت صلیب نیروی دریایی شده است.
بنا بر گفته “فرانسیس فورد كوپولا”، فیلمبرداری فیلم، ۶۲ روز طول كشید.

“فرانسیس فورد كوپولا”، در ابتدا با كارگردانی این فیلم موافق نبود، چون فكر می‌كرد كه این داستان، به نوعی مافیا و حس خشونت را ستایش می‌كند و اثر بدی روی فرهنگ ایتالیایی-سیسیلیایی خواهد داشت. با این حال، با فكر اینكه فیلم را به صورت تمثیلی از رژیم سرمایه‌داری آمریكا بسازد، مشتاقانه كار را قبول كرد.

شخصیت “جك ولتز”، آدم با نفوذ هالیوودی، بر اساس شخصیت رئیس “وارنر بروس”، “جك ال وارنر”، ساخته شده بود. ویژگی‌های شخصیتی او از رئیس MGM (شركت مترو گلدوین مایر)، “لوئیس بی مایر”، گرفته شده بود كه هوادار پر و پا قرص مسابقات اسب‌دوانی و صاحب یك گروه اسب‌های مسابقه بود. ظاهراً “مایر”، بعد از آنكه پسرخوانده‌اش، “ویلیام گوئتز” كه رقیب او در مسابقات بود، درگیر فعالیت‌های مافیایی شد و در مسابقه‌ای كه اسب “مایر” در آن امید اول قهرمانی بود، تقلب كرد، این ورزش را رها كرد.

“الیویا هوسی” را مسئول انتخاب بازیگران، “فرد روس”، برای نقش “آپولونیا”، در نظر گرفته بود. “فرانسیس فورد كوپولا” در اصل دوست داشت “استفانیا ساندرلی” این نقش را بازی كند اما او نپذیرفت.

آگوست ۱۹۷۱: بر اساس مقاله‌ای از “نیكلاس پیلگی” در “نیویورك تایمز”، “پارامونت” تصمیم گرفته بود برای تقویت موقعیت فیلم، یك سری سس اسپاگتی با آرم “پدرخوانده” وارد بازار كند. همچنین تصمیم داشت نمایند‌گی‌های رستوران Godfather را بگیرد تا در آن، پیتزا، ساندویچ‌هایی با نام قهرمان فیلم، یخ‌های ایتالیایی و نان و كلوچه‌های ایتالیایی بفروشند. همچنین تصمیم گرفته شده بود یك سریال تلویزیونی مشابه از این فیلم هم بسازند، اما هیچ كدام از این ایده‌ها به بار ننشست
۱۹۹۰: این فیلم، برای بخش ثبت فیلم‌های ملی، كتابخانه كنگره انتخاب شد.

“فرانسیس فورد كوپولا” قصد داشت “تیموتی کری” را به عنوان بازیگر انتخاب كند اما “کری” نقش را نپذیرفت تا بتواند یك برنامه تلویزیونی بسازد.

بعد از آنكه “رابرت ایوانز” با اصرار خواست كه “جیمز كان” نقش “مایكل” را بازی كند، “كارمین كاریدی” برای نقش “سانی” انتخاب شد. به گفته “ایوانز”، او به “فرانسیس فورد كوپولا” گفت كه فقط در صورتی می‌تواند از “آل پاچینو” در نقش “مایكل” استفاده كند كه رل “سانی” را به “كان” بدهد. با اینكه “كان”، انتخاب اول “كوپولا” بود اما در نهایت به این نتیجه رسید كه “كاریدی” برای نقش “سانی” بهتر است و نمی‌خواست دوباره “كان” را به خدمت بگیرد. “ایوانز” روی “كان” اصرار داشت چون می‌خواست دست‌كم یك بازیگر “صاحب‌نام”، نقش یكی از برادران را بازی كند و همین طور به خاطر اینكه “كاریدی” “۴’۶ فوتی روی پرده، یك سر و گردن از “پاچینو” بلند‌تر بود. بعدها یك رل كوتاه در “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴) به “كاریدی” داده شد. شایع است كه در اصل، “برت رینولدز” برای نقش “سانی” انتخاب شده بود اما “مارلون براندو” حاضر نبود با او كار كند چون او را بیشتر یك ستاره تلویزیونی می‌دانست.

در طول فیلمبرداری، “جیمز كان” و “جیانی روسو”، با هم كنار نمی‌آمدند و مرتب با هم بگومگو داشتند. حین فیلمبرداری صحنه‌ای كه “سانی”، “كارلو” را كتك می‌زند، “كان”، با چوبی كه به طرف “روسو” پرت كرد، صدمه نسبتاً جدی‌ای به او زد، و در واقع دو تا از دنده‌های “روسو” را شكست و آرنجش را خرد كرد.

در طول صحنه كتابخانه، وقتی خانواده، راحع به این موضوع بحث می‌كند كه لازم است “مایكل كورلئونه”، “سولوزو” و “مك‌كلاسكی” را بكشد، “سانتینو كورلئونه” را می‌بینیم كه از روی بیكاری با یك عصا ور می‌رود. این عصا متعلق به “آل پاچینو” بود كه حین فیلمبرداری صحنه فرار “مایكل” از رستوران، به شدت آسیب دید.

بازیگران یهودی گروه، “جیمز كان” و “ابی ویگودا”، شخصیت‌های ایتالیایی را بازی می‌كنند (سانتینو كورلئونه، سالواتوره تسیو) درحالی كه “الكس روكو” ایتالیایی‌تبار، نقش یك شخصیت یهودی را بازی می‌كند (Moe Greene).

هرچند تصویر تیره “گوردون ویلیس”، در نهایت در بسیاری فیلم‌های دیگر كپی شد، اما وقتی فیلم كامل شده از لابراتوار برگشت، نظر مدیران “پارامونت” این بود كه این یك تصویر اشتباهی است. آنها دستور یك تصویر متفاوت را دادند اما “ویلیس” و كارگردان، “فرانسیس فورد كوپولا”، قبول نكردند.

“جیمز كان”، از شخصیت‌های تئاتری “كمدی موهن” “دان ریكلس”، برای شخصیت‌پردازی “سانتینو كورلئونه” الهام می‌گیرد.

“مارتین شین” و “دین استاك‌ول”، هر دو برای نقش “مایكل كورلئونه” تست دادند. “راد استایگر”، برنده اسكار، به شدت برای گرفتن نقش “مایكل” تلاش كرد، حتی با اینكه بیش از حد برای این نقش مسن بود. نقش “مایكل كورلئونه” به “وارن بیتی”، “جك نیكلسون” و “داستین هافمن” هم پیشنهاد شد اما هر سه، آن را رد كردند. (به “بیتی” سمت‌های كارگردانی و تهیه‌كنندگی هم پیشنهاد شده بود.) پیشنهادهای “آلن دلون” و “برت رینولدز” را “فرانسیس فورد كوپولا” نپذیرفت. مدیر تهیه “پارامونت”، “رابرت ایوانز”، می‌خواست “رابرت ردفورد” برای این نقش انتخاب شود اما “كوپولا” مخالفت كرد چون “ردفورد” بیش از حد “واسپی” (پروتستان‌های سفیدپوست اروپایی‌تبار در آمریكا) بود. “ایوانز” توضیح داد كه “ردفورد” به خاطر درك بالایش از یك “ایتالیایی ساكن شمال”، می‌تواند برای نقش مناسب باشد. در نهایت، “ایوانز”، مناقشه بر سر بازیگری كه به عنوان “كوتوله” محبوب او بود را باخت. بعد، نوبت به “رایان اونیل” ایرلندی-آمریكایی رسید كه برای تصاحب نقش، پیشتاز باشد، هر چند سرانجام نقش به “جیمز كان” واگذار شد. “آل پاچینو”، قبل از اینكه برای نقش “مایكل” انتخاب شود، برای بازی در نقش اول The Gang That Couldn’t Shoot Straight تعهد داده بود. “كوپولا”، در مصاحبه ۲۰۰۳ خودش در مجله Cigar Aficionado گفت كه “پارامونت”، پارتی بازی كرد و موفق شد “پاچینو” را از قید تعهد رها كند. مدیران ارشد “پارامونت”، به خصوص “ایوانز”، مصرانه با انتخاب “پاچینو” كه در تست‌های بازی ضعیف ظاهر شده بود به شدت مخالف بودند، تا زمانی كه اجرای فوق‌العاده او را در The Panic in Needle Park -سال ۱۹۷۱- دیدند. وقتی “پاچینو” به گروه پیوست، “كان” هم برگشت سر نقش اصلی خودش یعنی “سانی”. “رابرت دنیرو”، هم برای نقش “مایكل” و هم “سانی” تست داد و قبل از اینكه برای نقش “پائولی” انتخاب شود، تقریباً برای رل “كارلو” در نظر گرفته شده بود. بعد، نقش پیشین “پاچینو” در Gangرا به “دنیرو” پیشنهاد دادند. به لطف “كوپولا”، “دنیرو”، برای گرفتن نقش “پائولی” برگشت. بازی در این نقش، به نوبه خود، فرصت بازی در نقش “ویتو”ی جوان را در قسمت دنباله به “دنیرو” داد كه جایزه اسكار را برای او به همراه داشت و كارهای بعدی او را راه انداخت.

“جیمز كان” در اصل عبارت bada-bing را از یكی از آشناهایش شنیده بود، یك تبهكار واقعی به نام “كارمین پرسیكو”، و آن را فی‌البداهه در فیلم استفاده كرد.

“جورج لوكاس” عكس‌های “سكانس ماترس” (عكس‌های به هم پیوسته صحنه‌های جرم و تیترهایی راجع به جنگ بین پنج خانواده) را به عنوان لطفی به “فرانسیس فورد كوپولا” كنار هم چید تا او هم در عوض به او برای تهیه اعتبار مالی فیلم “دیوارنوشته آمریكایی” (۱۹۷۳) كمك كند. “لوكاس”، درخواست كرد كه نامش در فهرست اسامی فیلم ذكر نشود.

طبق گفته “فرانسیس فورد كوپولا”، در مستند DVD، در صحنه‌ای كه كاپتان “مك‌كلاسكی” رو به روی بیمارستان با “مایكل” مواجه می‌شود، افسری كه از دستگیری “مایكل” طفره می‌رود (“اون پاكه كاپتان. اون یه قهرمان جنگه.”) یك كارآگاه NYPD (دپارتمان پلیس نیویورك‌سیتی) به نام “سانی گروسو” است، یكی از كارآگاهانی كه به خاطر شركت در نقض مساله “ارتباط فرانسوی” (جریان قاچاق هروئین) مشهور شد.

اولین نامزدی اسكار “آل پاچینو”، شروعی شد برای ۴ نامزدی پی‌درپی او. شاهكاری كه در آن با “جنیفر جونز” (۴۶-۱۹۴۳)، “تلما ریتر” (۵۳-۱۹۵۰)، “مارلون براندو” (۵۴-۱۹۵۱) و “الیزابت تیلور” (۶۰-۱۹۵۷) سهیم بود.

“آردل شریدان” كه نقش خانم “كلمنزا” را بازی می‌كند، همسر واقعی “ریچارد اس كاستلانو” بود.

در صحنه‌ای كه “كارلو” از “سانی” كتك می‌خورد، می‌توانیم پوستری را روی دیوار ببینیم كه نام “توماس دیوی” روی آن نوشته شده است. “توماس ای دیوی”، دادستان نیویوركی بود كه در دهه ۳۰، گانگسترها را تحت پیگرد قرار داده بود.

صحنه ابتدایی فیلم كه یك زوم عقب‌گرد سه دقیقه‌ای از “آمریگو بوناسرا” و “دون كورلئونه” است، با لنزهای زوم كامپیوتری گرفته شده كه پیش از این فیلم، در Silent Running استفاده شده بود.

تنها نظری كه “رابرت دووال” راجع به اجرایش در فیلم می‌تواند بدهد این است كه آرزو می‌كرد ای كاش آنها برای شخصیت او “كلاه‌گیس بهتری می‌ساختند”.

تمام بازیگرانی كه نقش پسرهای “مارلون براندو” را در فیلم بازی می‌كنند (رابرت دووال، جان كازال، جیمز كان و آل پاچینو) در واقع همگی بین ۶ تا ۱۶ سال، كوچكتر از خود “براندو” بودند.

مادر كارگردان، “ایتالیا كوپولا”، صحنه‌ای در نقش اپراتور مركز برق كمپانی Genco Olive Oil (روغن زیتون جنكو) داشت اما در نهایت، در اتاق تدوین، از فیلم حذف شد.

فیلم، در لیست ۵۰۰ فیلم برتر تاریخ سینمای مجله Empire (سپتامبر ۲۰۰۸) به عنوان فیلم نخست انتخاب شد.

وقتی “مارلون براندو”، جایزه اسكار بهترین بازیگر مرد را برای بازی در این فیلم برد، “ساشین لیتل‌فدر” را به جای خودش فرستاد تا در مراسم اهدای جوایز حضور داشته باشد. مدیران آكادمی جوایز در آن زمان، “راجر مور” و “لیو اولمان” بودند. وقتی “مور”، تندیس را به “لیتل‌فدر” تقدیم كرد، او به سردی با او برخورد كرد و به نطقی كه راجع به سوءرفتار صنعت فیلمسازی با سرخ‌پوستان آمریكایی، آماده كرده بود، پرداخت.

در بین بازیگران اصلی، ۴ زوج از آنها تاریخ تولد یكسانی دارند: “آل پاچینو” و “تالیا شایر” (۲۵ آوریل)، “دایان كیتن” و “رابرت دووال” (۵ ژانویه)، “جیمز كان” و “استرلینگ هیدن” (۲۶ مارس) و “ابی ویگودا” و “آل لتیری” (۲۴ فوریه).

طبق گفته “بتی مك‌كارت”، دستیار “آلبرت اس رودی”، پلیس به “رودی” هشدار داده بود كه مافیا اتومبیل او را تعقیب می‌كرده است. “رودی” و “مك‌كارت”، ماشین‌هایشان را با هم عوض كردند تا به این شكل آنها را گم كنند. یك شب، “مك كارت” دید كه شیشه‌های ماشینش با شلیك گلوله خرد شده و یادداشتی پیدا كرد كه روی آن نوشته شده بود “وای به حالت اگر فیلم را تعطیل نكنی.”

در طول مرحله پیش‌تولید، “فرانسیس فورد كوپولا”، تست بازی‌های غیررسمی خودش را از “آل پاچینو”، “جیمز كان”، “رابرت دووال” و “دایان كیتن”، در خانه خودش در “سان فرانسیسكو” گرفت. این تست‌ها، “رابرت ایوانز” را راضی نكرد و اصرار داشت تست بازی‌های رسمی انجام شود. استودیو، ۴۲۰٫۰۰۰ دلار هزینه تست‌های بازی كرد اما در آخر، همان بازیگرانی كه “كوپولا” در ابتدا می‌خواست، استخدام شدند.
“جری ون دایك”، “بروس درن”، “استیو مك‌كوئین”، “پل نیومن”، و “جیمز كان” برای نقش “تام هگن” تست دادند.

“مارلون براندو”، مبنای قسمت‌هایی از شخصیتش را روی “آل لتیری” گذاشته بود كه نقش “سولوزو” را بازی می‌كرد. “براندو”، زمانی كه برای فیلم “در بارانداز” (۱۹۵۴) خودش را آماده می‌كرد، با “لتیری” دوست شده بود كه با یك عضو مافیایی واقعی، نسبت فامیلی داشت. بعدها، “براندو” و “لتیری”، در فیلم “شب روز بعد” (۱۹۶۸)، با هم همبازی شدند. همچنین “لتیری” به “براندو” كمك كرد تا برای نقش پدرخوانده‌اش آماده شود و او را برای صرف شام خانوادگی به خانه همان فامیلش برد.

“آرام آواكیان”، در ابتدا به عنوان تدوینگر فیلم استخدام شده بود اما بعد از اختلاف نظرهایش با “كوپولا” از پروژه اخراج شد.

طبق گفته “گری فردریكسون”، “لنی مونتانا” (لوكا براسی) قبلاً به عنوان یك بادی‌گارد مافیا كار می‌كرده و تازه به خاطر كار كردنش برای مافیا به عنوان كسی كه عمداً ایجاد حریق می‌كرد به “فردریكسون” فخرفروشی می‌كرد.

“ریچارد اس كاستلانو”، جمله “كانولی بخور” (یك نوع شیرینی ایتالیایی) را فی‌البداهه گفت.

“جان مارتینو”، زمانی كه “پائولی” راجع به دزدیدن كیسه هدایای مراسم ازدواج صحبت می‌كند، كلمات Madon یا (Madonna: م.د.و.ن.ا، تصویر حضرت مریم) و sfortunate یا (Unfortunate: بدبخت) را فی‌البداهه می‌گوید.

سیلی‌ای كه “ویتو” به صورت “جانی فونتانی” می‌زند در فیلمنامه نبود. “مارلون براندو”، فی‌البداهه، این سیلی را از خودش در آورد و واكنش مات و مبهوت “آل مارتینو” واقعی بود. طبق گفته “جیمز كان”، “مارتینو نمی‌دانست بخندد یا گریه كند.”

“جیمز كان”، قسمتی كه عكاس FBI را روی زمین می‌انداز را بداهه انجام داد. عكس‌العمل وحشت‌زده این سیاهی لشكر، واقعی است.

“فرانسیس فورد كوپولا” مایل نبود به خواهرش، “تالیا شایر”، اجازه دهد برای نقش “كانی” تست بدهد. به نظر “كوپولا”، او بیش از حد برای این نقش زیبا بود و همی طور نمی‌خواست متهم به پارتی بازی بشود. فقط به درخواست “ماریو پوزو” بود كه “شایر” فرصت پیدا كرد برای نقش تست بدهد.

شخصیت رادیویی، “هاوارد استرن”، گفته است كه با افتخار، هر كدام از بازیگران این فیلم را به عنوان مهمان می‌پذیرد و آنها می‌توانند بدون اطلاع قبلی، هر زمان كه بخواهند در استودیوی او حاضر شوند. هر چند، در طول این سالها بازیگرانی مثل “رابرت دووال” و “جیمز كان”، مهمان‌های از پیش برنامه‌ریزی شده برنامه او بوده‌اند، و از سیاست “فقط بیا” ی او تا زمانی كه یك روز سر و كله “جیانی روسو” آنجا پیدا شد، استفاده نشد. بلافاصله او را تا استودیوی “استرن” اسكورت كردند، و حتی با اینكه آن موقع او بین چند مهمان دیگر از راه رسیده بود، اما “استرن” با او مصاحبه كرد.

“اورسن ولز” یك جورهایی پارتی بازی كرد تا نقش “دون ویتو كورلئونه” را در “پدرخوانده” (۱۹۷۲) بگیرد. اما “فرانسیس فورد كوپولا” كه یكی از دوستداران او بود، مجبور شد تقاضای او را رد كند چون “مارلون براندو” را برای این نقش در نظر داشت و حس می‌كرد “ولز” برای آن مناسب نباشد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/2-The-Godfather/7-The-Godfather.jpgطبق گفته “آردل شریدان”، كاپتان (و رئیس آینده) مافیا، “پل كاستلانو” از صحنه فیلمبرداری بازدید كرد و با “ریچارد اس كاستلانو” صحبت كرد. بعد از كشته شدن “پل” در ۱۹۸۵ بود كه “ریچارد” برای “آردل” فاش كرد كه “پل”، عمویش بوده است.

تنها فیلمی كه برای كسب نامزدی چهار جایزه اسكار برای منحصراً اجراهای مردانه، برنامه‌ریزی شد.

طبق مصاحبه‌های “كوپولا” در دی وی دی Restoration ، در ابتدا برنامه ریزی شده بود كه فیلم با یك تنفس كوتاه به خاطر مدت زمان ۳ ساعته‌اش، تهیه شود. قرار بود این تنفس، بلافاصله بعد از اینكه “مایكل”، “سولوزو” و “مك‌كلاسكی” را می‌كشد اتفاق بیفتد كه آلات موسیقی اپرا كه وقتی “مایكل” در حال فرار از رستوران نشان داده می‌شود، شروع به نواختن می‌كنند را به تصویر می‌كشید و تصاویر به هم چسبیده “روزنامه” را به دنبال داشت كه اولین صحنه بعد از تنفس به حساب می‌آمد.

همسر دون، “كارملا كورلئونه”، را در حال آواز خواندن در مراسم ازدواج می‌بینیم. “مورگانا كینگ” كه نقش “كارملا” را بازی می‌كند، یك خواننده اپرای مستعد است.

“فرانسیس فورد كوپولا”، در ابتدا نقش “دون ویتو كورلئونه” را به “جوزف كالیا”، بازیگر بازنشسته اهل “مالت”، پیشنهاد كرد اما “كالیا” به دلایل بیماری‌اش این پیشنهاد را رد كرد.

علی‌رغم اینكه ادعاهای زیادی راجع به حضور اعضای مافیا در گروه بازیگران می‌شود، اما “فرانسیس فورد كوپولا” در یك مصاحبه در مه ۲۰۰۹ با “هاوارد استرن” بیان كرد كه هیچ عضوی از گروه جرائم سازماندهی‌شده به عنوان بازیگر یا مشاور در پروژه نبودند. “كوپولا” در ادامه توضیح داد وقتی یكی از اعضای گروه جرائم سازماندهی‌شده در فیلم به شخص دیگری “لطف” می‌كرد یا برعكس در یك عملیات شغلی با همان شخص شركت می‌كرد، انتظار داشتند مافیایی‌ها مقابله ‌به مثل كنند. او به خصوص، ارتباط “جیانی روسو” را با جرائم سازماندهی‌شده تكذیب كرد. نزدیكترین اظهارات “كوپولا” راجع به یك گانگستر واقعی در طول مراحل تولید، دست كم تا جایی كه او می‌داند، راجع به ارتباطی با “لنی مونتانا” بود كه نقش “لوكا براسی” را بازی می‌كرد. “كوپولا” گفت وقتی از “مونتانا” پرسیده كه آیا می‌داند چطور فشنگ‌خور هفت‌تیر را بچرخاند، “مونتانا” جواب داده بود “شوخی می‌كنی؟ “.
آخرین فیلم استودیویی آمریكایی از “ریچارد كونته”.

روزنامه British Daily Telegraph، اخیراً “پدرخوانده” (۱۹۷۲) را به عنوان “تصویری از پوچی رژیم سرمایه‌داری آمریكایی و اثرات آن بر خانواده – مثل مرگ یك فروشنده با اسپاگتی و یك امپراتوری جنایتكار” توصیف كرده است.

صحنه غسل تعمید در دو كلیسا فیلمبرداری شد: نماهای داخلی در كلیسای جامع و قدیمی “سنت پاتریك” در “نیویورك” فیلمبرداری شد؛ و نماهای خارجی در كلیسای “مونت لورتو” در “پلیزنت‌پلینز” در جزیره “استاتن” فیلمبرداری شد.

انتخاب “ریچارد كونته”، ایده مادر “مارتین اسكورسیزی” بود كه از “فرانسیس فورد كوپولا” خواسته بود كه اگر می‌تواند از او در فیلم استفاده كند.

نزدیك بود “اندی گریفیت” برای نقش “ویتو كورلئونه” انتخاب شود. تست صدای او چنان فوق‌العاده بود كه “فرانسیس فورد كوپولا” حاضر بود او را به جای “مارلون براندو” بگذارد.

ظاهراً “رابرت ایوانز”، قبل از اینكه وارد استودیو شود، فیلمهای گانگستری‌ای كه “پارامونت”، قبلاً بیرون داده بود، از جمله فیلم “برادری” (۱۹۶۸) را بررسی كرده بود. او متوجه شده بود كه بیشتر این فیلم‌ها ناموفق بوده‌اند و اینكه هیچ‌كدام از این فیلم‌ها به دست افراد ایتالیایی-آمریكایی نوشته یا كارگردانی نشده بودند و گفت “فرانسیس فورد كوپولا” را برای كارگردانی استخدام می‌كند چون می‌خواهد “بوی اسپاگتی را استشمام كند”.

در سال ۱۹۷۴، “پدرخوانده”، در دو قسمت، در شبكه NBC در دو شب – شنبه ۱۶ نوامبر و دوشنبه ۱۸ نوامبر، از ساعت ۹ تا ۱۱ شب – پخش شد. در هر دو شب، راس ساعت ۱۱، مقامات اداره‌ آب شهرداری “نیویورك سیتی”، با مشكل طغیان آب همه توالت‌هایی كه سیفون آنها حول و حوش همان ساعت كشیده شده بود، مواجه شدند.

• هشدار: اینجا چند گاف داریم.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/2-The-Godfather/8-The-Godfather.jpgآیتم‌های مربوط به جزئیات فیلم كه در ادامه می‌بینید حاوی اطلاعاتی است كه می‌توانند اهمیت نكات كلیدی طرح داستان را از بین ببرند. اگر هنوز فیلم را ندیده‌اید شاید دوست نداشته باشید بیشتر از این چیزی بخوانید.

گاف: وجود پرتقال در سه‌گانه “پدرخوانده”، حاكی از آن است كه یك اتفاق مرگ‌آفرین به زودی رخ خواهد داد (حتی علی‌رغم اینكه طراح تولید، “دین تاوولاریس”، ادعا می‌كرد كه پرتقال‌ها صرفاً برای روشن‌تر كردن نمای تاریك فیلم استفاده می‌شدند). این اتفاقات به ترتیب زمان وقوع‌ از این قرارند:

– “هگن” و “ولتز”، راجع به موقعیت “جانی فونتین”، بر سر یك میز با یك كاسه پرتقال روی آن، گفت و گو می‌كنند، و بعد، “ولتز”، سر جدا شده اسبش را پیدا می‌كند.

– “دون كورلئونه”، درست قبل از اینكه گلوله بخورد، پرتقال می‌خرد.

– “سانی”، قبل از اینكه ترور بشود، با ماشین، از پشت یك آگهی تبلیغاتی برای پرتقال‌های “فلوریدا”، رد می‌شود.

– در نشست سران مافیا، كاسه‌های پرتقال روی میزها گذاشته شده (به ویژه مقابل دون هایی كه در آینده ترور می‌شوند).

– “مایكل”، وقتی مشغول بحث با “هگن” راجع به نقشه‌هایش است، یك پرتقال می‌خورد.

– “دون كورلئونه”، قبل از اینكه بمیرد، با یك پرتقال بازی می‌كند.

– “تسیو”، كه به خاطر تلاشش در جهت خیانت به “مایكل” اعدام می‌شود، در مراسم ازدواج “كانی” با یك پرتقال بازی می‌كند.

– و “كارلو ریزی”، كه درست قبل از لت و پار شدن به دست “سانی”، یك لباس نارنجی می‌پوشد، باعث مرگ “سانی” می‌شود و خودش را هم در یك اقدام تلافی‌جویانه خفه می‌كنند. تنها مرگ‌های فیلم كه هیچ پرتقالی از پیش، خبر از آنها نمی‌دهد، ترور “پائولی”، “سالوزو”، “مك‌كلاسكی” و “آپولونیا”، هستند.

گاف: شمارش افراد: ۱۸ (با احتساب اسب)

گاف: صحنه مرگ “دون كورلئونه”، با اینكه در رمان به آن پرداخته می‌شود، اما در اصل قرار بود كه در فیلم نباشد، چون مدیران استودیو حس می‌كردند كه مخاطب با دیدن مراسم خاكسپاری، متوجه خواهد شد كه چه اتفاقی افتاده است. “فرانسیس فورد كوپولا”، این صحنه را با سه دوربین، در یك ملك خصوصی در “لانگ آیلند” (یك باغ موقتی كه از پایه درست شده بود و بلافاصله بعد از فیلمبرداری خرابش كردند) و در حالی كه “مارلون براندو” دیالوگ‌هایش را فی‌البداهه می‌گفت، فیلمبرداری كرد.

گاف: قرار بود “فابریزیو”، بادی‌گارد سیسیلیایی “مایكل” كه بمبی را كار گذاشت كه منجر به مرگ “آپولونیا” شد، را “مایكل” در یك پیتزا فروشی كه او در آمریكا باز كرده بود، پیدا كند و بعد هم در آخر فیلم با شلیك یك گلوله او را از پا درآورد، مثل اتفاقی كه در رمان “پدرخوانده” می‌افتد. این صحنه فیلمبرداری شد اما در نهایت حذف شد، چون گریمورها چنان صورت “آنجلو اینفانتی” را با خون مصنوعی آغشته كرده بودند كه صحنه، مضحك از آب درآمده بود. تصویر “مایكل كورلئونه” با یك كلاه و تفنگی كه دود از آن بلند می‌شود، علی‌رغم حذف نهایی این صحنه، در بسیاری از مجلات استفاده شد. صحنه مرگ “فابریزیو” دوباره برای “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴) فیلمبرداری شد، و این بار با استفاده از یك بمب جاسازی شده در اتومبیل (به عنوان آخرین شكل عدالت شاعرانه)، اما این صحنه هم از نسخه نمایشی فیلم حذف شد. این صحنه به “پدرخوانده: رمانی برای تلوزیون” (۱۹۷۷) دوباره اضافه شد.

گاف: “فرانسیس فورد كوپولا”، صحنه ترور “سانی” را در یك برداشت با دوربین‌های مختلف كه در هر نما كار گذاشته شده بودند، فیلمبرداری كرد. این كار به دلیل آن بود كه ۱۴۹ فشفشه با نوار به “جیمز كان” بسته شده بود تا اثر شلیك سریع مسلسل را شبیه‌سازی كند و آنها نمی‌توانستند چنین صحنه‌ای را با چند برداشت بگیرند.

چند گاف: در هر قسمت از فیلم “پدرخوانده”، یكی از برادرهای “كورلئونه” می‌میرد. “سانی” در “پدرخوانده” (۱۹۷۲) ترور می‌شود، “فردو” در “پدرخوانده: قسمت دوم” (۱۹۷۴) به قتل می‌رسد، و “مایكل” در پایان “پدرخوانده: قسمت سوم” (۱۹۹۰) می‌میرد.

منبع: imdbhouse

—–

ممکن است شما دوست داشته باشید

158
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
157 Comment threads
1 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
104 Comment authors
behnam_norozzadeh1spaceodyssey7saeedsurena Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
علي.خ
Guest
Member
علي.خ

نميدونم چرا ولي اونقدري كه تعريفش كردن يا بهش دست پيدا نكردم يا نبود همچين چيزي! همش منتظر يه اتفاق بزرگ بودم،يه گوشه اي ، يه سكانسي
فيلمايي كه بهم پيشنهاد ميشه حتي ثانيه اي ازش رو از دست نميدم ولي ارضام نكرد اين فيلم!
قصد مقايسه ندارم ولي بنظر من رتبه ۱ imdb با رتبه ۲ خيلي فاصله داره
The Shawshank Redemption شاهكاره تمام عياره

پرهام
Guest
Member
پرهام

فیلم جالبیه ولی مسیر انحرافی زیاد توش داره!!!!

ایمان
Member
Member

اگه قرار باشه ۱ فیلم رو به عنوان نماد سینما انتخاب کنن بدون شک اون پدر خوانده هست,چه قسمت اول و چه قسمت دوم
از تمام فیلم های دیگه در زمینه کارگردانی-فیلمنامه-…یه سرو گردن بالاتره

شخصیت پردازی این فیلم و نشون دادن روابط خانوادگی و قدرت یه شخص تکرار نشدنیه

بعد از این ۲ شاهکار:روزی روزگاری در امریکا و pulp fiction هستن,البته از نظر من
ا

رضا بيگي
Guest
Member
رضا بيگي

تو عمرم ۵ تا فيلم رو تحسين كردم
اوليش پاپيون بود
دوميش پدرخوانده پارت ۱و۲
سوميش گاو خشمگين
چهارميش تايتانيك
واخريش ماتريكس

peyman a
Member
Member
peyman a

دوستان به اندازه ی کافی تعریف کردن
منم می خوام یه حقیقت واضح رو بگم :
فیلم پدرخوانده هرگز بهتر از فیلم دوازده مرد خشمگین نیست
واقعأ یه حقیقت واضحه

Member
Member

دوازده مرد خشمگین فقط بر اساس احتمال پسره رو تبره میکنن اون حقه کارگردانه آخر فیلم که بعد از باریدن باران همه کثیفی هاشسته شده و این دوازده مرده بهترین تصمیم و بهترین کارو انجام دادن درحالی ندادن فقط براساس احتمالات ری دادن

حسين
Guest
Member
حسين

خلاصه بگم اين فيلم نميگم بهترين اما بدون شك جز يكي از بهترين فيلم هاي تاريخ سينماست…( چون هنر به ذات سليقه اي است و اگر اينطور نبود ذوق هاي مختلف افراد هم هنر هاي مختلف رو نمي آفريد) فيلمي كامل از هر نظر كه مسائل مختلف زندگي رو نشون ميده و آموزنده هم هست… امااون چه كه بيشتر باعث شد من از اين فيلم بسيار لذت ببرم مفهوم بازي قدرت و صندلي قدرت بود كه با هنرمندي كامل نمايش داده شد و فكر كنم مفهوم اصلي فيلم هم همين بود و اينكه چقدر قدرت ميتونه انسان ها رو عوض… ادامه »

vاreza
Guest
Member
vاreza

من فکر میکنم فیلم برترینه ولی تو ژانره خودش ، واقعا عامه پسند نیست و یه چیزی دیگه که این فیلم رو برتر کرده شهرت فیلم هست .خیلی مسخرست مقایسه این فیلم با فیلم های دیگه ولی من برای چند بار دیدن یک فیلم فیلمای Goodfellas یا snatch رو ترجیح میدم

امیرمدیر
Guest
Member
امیرمدیر

چند دقیقه است که دارم فکر میکنم چطور فیلمو توصیف کنم.بهترین جمله ای که تونستم بنویسم اینه: در وصف نمی گنجد.
فیلمی بهتر از پدرخوانده ساخته نخواهدشد.
با ساخت پدرخوانده ۱و۲ سینما تمام شد.

محمدرضا.
Guest
Member
محمدرضا.

مشغول خوندن ديدگاه ها بودم بعضي واقعا جالب بود !! اصن يه حرفاي خنده داري ميزدن 😐 و در آخر نظر جمعي از برترين منتقدان سينما رو بگم كه :

((هيچ فيلمي در تاريخ بهتر از پدرخوانده ١نخواهد بود))

آنها ميگويند 🙁 بخاطر مشكلاتي كه بعضي ممكن است برايمان پيش آورند نميتوانيم هر ساله اين شاهكار را برترين بخوانيم.)

سميرا ربيعي
Guest
Member
سميرا ربيعي

بدون شك پدرخوانده از بهترينهاست!
ارزش هنريه اين فيلم خيلي بالاتر از اونيه كه به نظر ميرسه!
نحوه ي فيلم برداري و صدا گذاريش نسبت زمان ساخت اين فيلم فوق العادست!
فيلمنامشم كه ديگه جاي حرفي باقي نميذاره!يه فيلمنامه ي بي نظير كه انعطاف بسيار زيادي داره و پر شده از جمله هاي كوتاه با معني عميق!

Milad Mili
Member
Member
Milad Mili

dr.mahsa:خیلی از این فیلم تعریف شده اما در این حد هم نیست شاید زمان خودش فیلم خوبی بوده ولی الان خیلی فیلمای بهتر از این هست که شاهکارند
فیلمهایی که خیلی از god father بهترند و من اسم شاهکار سینمایی روشون میگذارم :

shutter island
schinders list
pianist
the lives of others
shawshang redemption

این فیلم هایی که شما نوشتید هم واقعا عالی هستن
اما شما درک نکردید موضوع و ژانر و خیلی تفاوت های دیگه ای دارن باهم؟
اصلا گنگستری و خوش گذرونی کارلئون ها کجا و جنگ جهانی و بدبختیهاش کجا؟
دیگه مقایسه ش با شاوشنک خیلی کار بچگانه ای هستش!
هر کدوم ازین فیلمها در نوع خودشون بهترینن

FARAPAR
Guest
Member
FARAPAR

بدون شک یکی از بهترینهاست ♥
بخصوص بازی درونیه آل پاچینو که یکی از بهترین بازی هاشه از نظر من .. دکوپاژ نماها هم در عین سادگی عالیه و موسیقی اش هم خیلی به انتقال حس فیلم کمک کرده .. من که خیلی از دیدنش لذت بردم و یاد گرفتم . هم از لحاظ تکنیکی سینما و هم از درون مایه اش

M-E-O
Guest
Member
M-E-O

سلام خدمت دوستان. من خودم آرشیو دارم. از هر فیلم و کارگردانی تعریف نمیکنم. کارگردان این فیلم خودش نابغه ایه که حد و اندازه نداره و به طور کامل هم مافیا رو میشناسه هم به گفته خودش در بچگی در محله ای که تحت نظر گروهی بوده زندگی میکرده. نسخه ۲ و ۱ وبه خصوص ۱ کاملا بی نقصه و نسخه ۳ هم با اختلاف کمی از اونا یه درجه پایین تره. در کل فیلم عالی و فلسفی و حتی عاشقونست برای اونایی که میفهمن!!!!

SALLY12DAY
Guest
Member
SALLY12DAY

کسانی که این فیلم رو مسخره میکنن کلا متوجه نشدن پدرخوانده بالاتر از یک فیلم و فسلفه هست درک مضمون این فیلم برای هر کسی قابل فهم نیست کسانی که فیلم هایی مثل گود فلاس ،پدرخوانده دنی براسکوو……. رو دیدین میفهمن کوزاوسترا چیه این فیلم باعث شد من به دنبال تحلیل سیستم های مافیایی و منحنی تری های اون برم دروغ نگم من این فیلم بالای ۷۰ بار دیدم تمام دیالوگاشو حفضم تما بازی های پدرخوانده فیلم هاش وال پیپراش موسیقی های متنشو جمع اوری کردم خودمم روی موسیقی متن اصلی یه اهنگ لایت زیبا گفتم یه عده متوجه نیستند… ادامه »

vahid32
Guest
Member
vahid32

dr.mahsa:خیلی از این فیلم تعریف شده اما در این حد هم نیست شاید زمان خودش فیلم خوبی بوده ولی الان خیلی فیلمای بهتر از این هست که شاهکارند
فیلمهایی که خیلی از god father بهترند و من اسم شاهکار سینمایی روشون میگذارم :

shutter island
schinders list
pianist
the lives of others
shawshang redemption

خانم دکتر! از اونجایی که شما زن هستید میتونم درکتون کنم. چون این فیلم بیشتر روی پاشنه ی مرد ها می چرخه و زنان بیشتر نقش کالای مصرفی رو دارن (در این فیلم) 😉

رهام اعتمادی
Member
Member
رهام اعتمادی

بهترین فیلم تاریخ سینما فقت پاپیون

سامان
Guest
Member
سامان

سلام
دوست عزیزکه فیلم راتعریف کرده ای،ماخودمان این فیلم رادیده ایم)خودمن ۳ بارکل مجموعه را دیده ام)وبه دنبال تحلیل فیلمیم نه تغریف فیلم.

مهران
Guest
Member
مهران

سلام صحبت من با اونایی که این فیلم هایی رو که جزو بهترین فیلم ها انتخاب شدن رو مسخره میکنند این نظر شخصی منه و شایدم اشتباه باشه ولی به نظر من همون طور که سلیقه هر شخص با هر شخص فرق میکنه سلیغه دو تا ملت که هم زبان هم نیستند و فرهنگشون با هم فرق میکنه هممثل هم نیست شاید فیلم هایی هستند که تو کشور های غربی طرفدار زیادی داشته باشن ولی از نظر ایرانی ها جذابیتی نداشته باشن البته همش این طوری نیست مثلا همین فیلم پدرخوانده و تایتانیک و اواتار رو من عاشقشونم ولی بعضی… ادامه »

aras mahamadi
Member
Member
aras mahamadi

هر کس از این فیلم خوشش نیومده از سینما و فیلم هیچی نمیدونه

lمحمد عرفان
Member
Member
lمحمد عرفان

واقعا بهتر از این هم فیلم پیدا میشه؟

dr.mahsa
Guest
Member
dr.mahsa

خیلی از این فیلم تعریف شده اما در این حد هم نیست شاید زمان خودش فیلم خوبی بوده ولی الان خیلی فیلمای بهتر از این هست که شاهکارند
فیلمهایی که خیلی از god father بهترند و من اسم شاهکار سینمایی روشون میگذارم :

shutter island
schinders list
pianist
the lives of others
shawshang redemption

محمد هاشمی
Guest
Member
محمد هاشمی

مشخصا از همون فیلم با مافیا و تو در توی قدرت اون متوجه می شیم جایی کا دون کرلوئنه می گه "" پیشنهادی می دم که نتونه رد کنه "" پدرخوانده بدون شک تا کنون بی نظیر و بی بدیل بوده ، این فیلم بیشتر از اینکه در حول و هوش مسائل مافیا رویکردی را از خود نشان دهد بیشتر به مسئله قدرت ، تکبر ، اصلالت و انسانیت صحبت می کند در پدرخوانده ۱ قدرت رو از همان ابتدای فیلم و در پدرخوانده دو تکبر ، قدرت رو در سکانس کشتن برادر مایکل می بینیم

saber
Guest
Member
saber

هرکی ندیده حتما ببینه

isin
Guest
Member
isin

فوق العادست بي نزيره

سعید اکبری
Guest
Member
سعید اکبری

ebigoli:نه میشه گفت بهترین فیلم های تاریخه و نه میشه گفت جذابه. این فیلم فقط به خاطر عناصر اسطوره ای و نمادین معروف و محبوب شد همین.

باهات موافقم رفیق

اردشير
Guest
Member
اردشير

فيلم بسيار زيباييست محصول سال ١٩٧٤ و تا الان هنوز مطرح است

لیلا
Guest
Member
لیلا

پدر خوانده ست دیگه چی میشه گفت به سری پدرخوانده جز شاهکارهای سینما.همه ی فیلم یکطرف موزیک هم یکطرف.موزیکش هم عالی.

ava
Guest
Member
ava

کلینت ایستوود:وقتی این فیلم رو با بقیه فیلم ها مقایسه می کنم احساس می کنم بیشتر اون ها از لحاظ داستانی خیلی بچه گانه اند

اصولا همه ما جوری هستیم که وقتی یه فیلمو میبینیم واسه چند روز تو جو اون فیلمیم . اون فیلو اگه اشغالترینم باشه میگیم بهترین فیلمیه که تو عمرم دیدم. 😐

کلینت ایستوود
Guest
Member
کلینت ایستوود

وقتی این فیلم رو با بقیه فیلم ها مقایسه می کنم احساس می کنم بیشتر اون ها از لحاظ داستانی خیلی بچه گانه اند

ناشناس
Guest
Member
ناشناس

تو سبک خودش از بهترینهاست اما بهترین فیلم تاریخ نیست همونطور که کازابلانکا بهترین عاشقانه هست که البته باز هم این بهترین سلیقگیه

صادق پارسانیک
Member
Member
صادق پارسانیک

فیلم خوب زیاد دیدم و انتخاب خیلی سخته که بهترین کدومه ولی این فیلمو نمیشه به سادگی ازش گذشت.من سخت پسندم ولی این فیلمو به دلیل تمام فاکتورهای ارزندش که شامل هنر کارگردانی و بازیگری و …. هست به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما میشناسم.شکی درش نیست با قاطعیت میگم. نیازی به تعریف ازین فیلم نیست همه ما قدرشو میدونیم 😉

Abe
Member
Member
Abe

نه میشه گفت بهترین فیلم های تاریخه و نه میشه گفت جذابه. این فیلم فقط به خاطر عناصر اسطوره ای و نمادین معروف و محبوب شد همین.

حمید
Guest
Member
حمید

سلام
فیلمها از نظر نوع ساختار به دو دسته تبلیغاتی و هنری تقسیم میشن
این فیلم جزء قسم هنریه وازلحاظ فیلم سازی شاهکاره
انقدر جذابه که بیننده وقطی یه کم از فیلم رو میبینه بی اختیار پیگیر ادامه فیلم میشه
واقعا رتبه یک حقشه

Vahid
Member
Member
Vahid

پیشنهادی بهش میدم که نتونه رد کنه ۸)

Sina Rabiee
Guest
Member
Sina Rabiee

واقعا سری پدرخوانده فوق العاده بود
یه فیلم کامل از تمام جهات
به نظر من قسمت سومش به اون چیزی که حقش داشت نرسید

كيان رضايى
Member
Member
كيان رضايى

اين فيلم رو چند ساله رو گوشى موبايلم ريختم و شايد باورتون نشه تعداد دفعات ديدنش از دستم در رفته!
به نظرم سواى كلاس درس بازيگرى،كارگردانى،موسيقى متن،نورپردازى و فيلم بردارى درخشانش به تنهايى جزو چند فيلم كامل تاريخ سينماست و نمونه اى از حركت زندگى
شايد يكى از دلايل انسجام داستان حضور خود ماريو پوزو در نگارش فيلم نامه است.
در يك كلام يك فيلم "كامل"

امین کورلیونه
Guest
Member
امین کورلیونه

سلام این فیلم رو ۳بار ببینید
۱-بار اول برای آشنایی با فیلم و آشنا شدن با محیط فیلم.(زیرا افراد زیادی در فیلم هستند)
۲-بار دوم برای لذت بردن از کار براندو و پاچینو.
۳-بار سوم شما با دقت به دیالوگها ورفتار پدر خوانده توجه کنید(درس گرفتن از رفتارهای پدر خوانده)
در ضمن قسمت۲و۳ این فیلم رو فراموش نکنید.

saeed ako
Member
Member
saeed ako

فیلم خیلی زیباییست وبااینکه خودم دوستش دارم: اما به نظر من صد فیلم برتر فیلمهایی هستند که بعد از دیده شدن به آرشیو نرن وبرعکس : نزدیک دستگاه پخش کننده باقی بمونن! 😆 (این فقط یه نظر شخصیه.جسارت تلقی نشه. چون به شخصه هربار تویه جمعی خواستم براشون یه فیلم بزارم ببینند ورای گیری واسه انتخاب فیلم کردم این فیلم حتی انتخاب صدویکم هم نشد!!! 🙁 😥 😮 😡 ) (اون هم در جمع های مختلف! بازاری-دانشگاهی-خانوادگی-جوان-مسن-زن-مرد-نامرد! 😆 و… 😮 😡 حالا فکر نکنید که من سطحی نگرم ویاتمام اطرافیان من سطحی نگرندو… ولی بنظرم سوای بحثهای هنری وآکادمیک زیبایی… ادامه »

الا
Guest
Member
الا

🙂

محمد اصفهان
Guest
Member
محمد اصفهان

زیباترین فیلمی که تا به حال دیده ام