Sorry to Bother You (شرمنده که مزاحم شدم)

نقد و بررسی فیلم

۲۰۱۸ | کمدی.فانتزی. علمی تخیلی  | ۱۱ دقیقه | درجه نمایشی R

کارگردان : Boots Riley

نویسنده :  Boots Riley

بازیگران : Lakeith StanfieldTessa ThompsonJermaine Fowler

خلاصه داستان :«در یک نسخه متناوب از زمان حال در شهر اوکلند، یک بازاریاب تلفنی به نام کاسیوس گرین یک کلید جادویی به موفقیت حرفه‎ای را پیدا می‎کند که او را به درون یک جهان ترسناک و خوفناک سوق می‎دهد.

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

[site_reviews_summary title=”میانگین امتیاز اعضای نقد فارسی” assigned_to=”post_id” hide=”bars,rating,summary”]

[site_reviews_summary title=”میانگین نظرات” labels=”عالی,خوب,متوسط,بد,افتضاح!” assigned_to=”post_id”]


[site_reviews title=”نقد اعضای نقد فارسی” pagination=”ajax” assigned_to=”post_id” id=”jj8k84kj”]


[site_reviews_form assign_to=”post_id” id=”jj8k0t92″ hide=”email,terms”]

 

امیلی یوشیدا – نیویورک مگزین (امتیاز ۹ از ۱۰)

داستان به شدت یکپارچه، ضد مسائل مدیریتی شرکت‌ها، حاوی موضوعات نژادی و با نیم نگاهی به ماجراهای سیلیکون ولی یک مرد که در کابوسی سرمایه‌داری در یک ورژن معاصر اما موازی از اوکلند جریان دارد، بزرگ‌ترین نکته مثبت «شرمنده که مزاحم شدم» قدرت به کرسی نشاندن حرفش است، و اینکه چقدر حاضر است تلاش کند تا مطمئن شود که به مغز شما رسوخ کرده است.

اریک کان – ایندی وایر (امتیاز ۸٫۳ از ۱۰)

این فیلم شاید داستان‌های فرعی‌اش کمی زیادتر از حد معمول باشد و شاید تمام جوک‌هایش به ثمر ننشیند، ولی پر از جزئیات درگیرکننده است که به شکلی درخشان با الهام‌گیری‌های اجتماعی با سرعتی برق آسا همراه می‌شوند.

گریگوری الوود – پلی لیست (امتیاز ۸٫۳ از ۱۰)

بسیاری از جوک‌ها با حرکت فیلم به سمت جلو درست از آب درنمی‌آیند چرا که پیچ و خم‌های داستانی آن قدری شما را به خود مجذوب می‌کند که دیگر جوک‌ها تبدیل به اولویت دوم شما می‌شوند.

مایک رایان – Uproxx (امتیاز ۸ از ۱۰)

مهم نیست که «شرمنده که مزاحم شدم» چقدر شگفت آور می‌شود (و به سمت و سوهای بسیار عجیبی هم قدم می‌گذارد)، چرا که قرار نیست تا تمام تمرکزش را از دست بدهد.

الیسا ویلکینسون – واکس (امتیاز ۷ از ۱۰)

به عنوان فیلمی که از یک کمدی اداری تبدیل به چیزی شبیه به آثار ترسناک می‌شود، «شرمنده که مزاحم شدم»  عجیب، هولناک و بامزه است، و اصلا شبیه به چیزهایی که قبلا دیده‌ام نیست.

پیتر دبرو – ورایتی (امتیاز ۷ از ۱۰)

به شکلی متناقض، هرچقدر که این هجونامه اجتماعی «رایلی» مضحک‌تر می‌شود، خسته کننده‌تر هم می‌شود، تا جایی که نیمه دوم کنترل نشده آن بیشتر حس و حال یک سفر بد را می‌دهد.

دیوید رونی – هالیوود ریپورتر (امتیاز ۶ از ۱۰)

در حالی که فیلمساز خام، بدون نظم و لنگ لنگان عمل کرده و آن هم به خاطر یک سری ویژگی‌های آگاهانه از طرف خودش، ولی فیلم به خاطر اصالت و خلاقیت جنون آمیز خود نمره کسب می‌کند.

جردن هافمن – گاردین (امتیاز ۶ از ۱۰)

علی رغم پرداختن به مسائل جدی (روابط کاری، ظلم سیستماتیک، خصومت نژادی)، «شرمنده که مزاحم شدم» رنگ و رو رفته و نخ‌نما است، ولی وقتی به بخش سورئال خود می‌رسد، تبدیل به آن فیلم ایده‌ال برای نیمه شب می‌شود که درگیرکننده و جذاب است.

ای. ای. داود (The A.V. Club) (امتیاز ۵٫۸ از ۱۰)

در زمینه کنار هم قرار دادن ایده‌ها، کیفیت فیلم نابسامان و گویی به مانند یک چرک نویس است، و در اجرا هم فیلم شلخه و نامرتب عمل می‎‏کند، خصوصا اینکه «رایلی» زمان زیادی را صرف جوک‌های زیاد از حد می‏کند.

آنتونی کافمن – اسکرین انترنشنال (امتیاز ۵ از ۱۰)

«رایلی» به شدت می‎خواهد تا از همه چیز به شدت انتقاد کند از کلیشه‌‎های نژادی گرفته تا طمع موجود در سیستم مدیریتی که این باعث شده تا او نیاز به یک فرد واقعی برای حضور در بطن داستان را به کلی فراموش کند.

«شرمنده که مزاحم شدم» (Sorry To Bother You) یک هجونامه هوشمندانه از کنش‌ها و واکنش‌های نژادی در محل کار یک بازاریاب تلفنی سیاه‌ پوست است، کسی که از یک صدای سفیدپوست برای رونق کسب و کارش استفاده می‌کند. سپس جهش‌یافته‌های تلفیقی از انسان و اسب سر و کله‌شان پیدا می‎شود. اولین اثر کارگردانی شده به دست هنرمند سبک هیپ هاپ یعنی «بوتس رایلی» (Boots Riley) به بلندای نوآوری خلاقانه با نتایجی به شدت دیوانه‎وار می‌رسد که البته قصد و غرض آن‌ها کاملا واضح است: به مانند یک «پاتنی سوپ» (Putney Swope) با سبک و سیاق «مردم عزیز سفیدپوست» (Dear White People)، ادیسه جنون‌آمیز «رایلی» میلیون‌ها ایده‌ دیوانه وار در هر لحظه دارد، و بیش از آن که آن‌ها را از دست بدهد، از آن‌ها استفاده می‌کند.

«رایلی» یک نسخه ابتدایی از این فیلمنامه را از طریق «مک سوئینی» سه سال پیش منتشر کرد، ولی «شرمنده که مزاحم شدم» به شدت و به طور واضح معاصرتر و امروزی‌تر از آن به نظر می‌رسد. خیال پرداز اوکلندی به نام «کاسیوس» (با بازی «لکیث استنفیلد» (Lakeith Stanfield) که هیچ گاه بهتر از این فیلم از او نقش آفرینی ندیده‌ایم) در یک گاراژ به همراه دوست دختر هنرمند و فعال خود یعنی «دیترویت» (با بازی «تزا تامسپون») زندگی می‎کند، و سعی می‌کند تا هر طور که شده چرخ زندگی‌اش را بچرخاند. نگرش منفی‌بافانه و بیخیال او دقیقا با دنیای اطرافش همخوانی دارد، ولی مدتی زمان می‌برد تا او متوجه گستردگی کامل سیستمی شود که در حال بهره‌جویی از مکان زندگی اوست.

در یک سکانس ابتدایی، او سعی می‌کند تا به چرت و پرت گفتن راه خود را به کار بازاریابی تلفنی همراه کند، دروغ‌هایش باور می‌شود، و به هر ترتیبی که هست شغل را تصاحب می‌کند. (تائید صلاحیت از سوی رئیس بیخیال و خونسرد او، با بازی «رابرت لانگستریت» به این طریق صورت می‌گیرد: «تو شرایط اولیه را داری، و تو می‌توانی بخوانی.») مشخص است که رایلی برای فیلمسازی بلندپروازی‌های بزرگ زیادی داشته است و این از همان اولین لحظاتی که کاسیوس تماس اولش را برقرار می‌کند، و – به شکلی که حتی «میشل گاندری» (Michel Gondry) را هم وادار به لبخند زدن می‌کند – خودش را در موقعیتی می‌بیند که در اتاقی حضور دارد که در آن سوی آن مشتریان بی‌میل قرار گرفته‌اند. گرفتاری‌ها همینطور پشت سر هم شروع به آمدن می‌کنند، تا جایی که یک همکار مسن‌تر در دفتر (با بازی «دنی گلاور») ایده استفاده از صدای سفیدپوست را تشریح می‌کند. «ویل اسمیت سفید پوست نه، این طوریست که آن‌ها خود را نگاه می‎‏کنند.» «کاسیوس» تصمیم می‌گیرد تا به این ایده شانسی بدهد، و ناگهان صدای «دیوید کراس» (David Cross) از دهان او خارج می‌شود. موفقیت!

صداگذاری شدن به طور تعمدی اسبابی برای پرت کردن حواس بوده، ولی برای آن نگاه طنز و خنده‌دار فیلم لازم بوده است («پتن اوزوالت» صداگذاری یک صدای سفیدپوست برای یک بازاریاب تلفنی دیگر که رتبه بهتری دارد را بر عهده گرفته). همان‌طور که «کاسیوس» تبدیل به «مامور اصلی» نیمه شب می‌شود، یکی از همتایان سیه چرده او این صدای سفیدپوست را تحت عنوان «چیز مزخرف شبیه به صدای عروسک خیمه شب‌ بازی» عنوان می‌کند، یک راه هوشمندانه برای برچسب زدن به مسائل نژادی که به هویت سیاه پوستان در محل کار صدمه می‌زند.

ولی او خیلی دقیق‌تر از آن چیزیست که بقیه در فیلم بفهمند. با گذر زمان، «کاسیوس» موفق می‌شود تا توجه مدیر عامل چرب زبان خود یعنی «استیو لیفت» (با بازی «آرمی همر» (Armie Hammer)، یک انتخاب ایده‌ال برای شخصیت‌های منفی سفیدپوست) را به خود جلب کند، کسی که یک کمپانی مخفی با نام عجیب و ترسناک «بدون نگرانی» را اداره می‌کند.  کاسیوس حس وفاداری و نگرانی را نسبت به حقوق همکاران خود و مصائب دوست دخترش در هنرهای خیابانی دارد، ولی او خودش را درگیر وسوسه رئیسان می‌بیند، تا جایی که او وارد محدوده مسخره «عمو تام» می‌شود. یک سکانس به شدت جنجال برانگیز جاییست که او مجبور می‎شود تا در مقابل دیدگان یک جمعیت که تقریبا می‌توان گفت همگی‌شان سفیدپوست هستند یک نمایش هیپ هاپ داشته باشد؛ ولی او که در فری استایل کردن ماهر نیست، به ناچار رو به همان آوازهای سیاه پوستی می‌آورد که البته با استقبال عموم هم مواجه می‌شود.

این فقط یک نمونه از الگوگیری‌های ویرانگر در سرتاسر داستان جنون‌آمیز «رایلی» است.  این فیلم شاید داستان‌های فرعی‌اش کمی زیادتر از حد معمول باشد و شاید تمام جوک‌هایش به ثمر ننشیند، ولی پر از جزئیات درگیرکننده است که به شکلی درخشان با الهام‌گیری‌های اجتماعی با سرعتی برق آسا همراه می‌شوند، از برش‌های سرسام‌آوری از برنامه‌های تلوزیونی گرفته تا گوشواره‌های «تامپسون» که مدام عوض می‏‎شوند، که نغمه‌های فعالانه عالی را پدید می‎‏آورد («به گارد امنیت ملی بگو، که ما بمب هستیم»). «تامپسون»، البته، در «مردم عزیز سفیدپوست» نجوای عقلانیت بود، و اینجا هم تقریبا به شکلی مشابه صدای حقایق تلخ به شمار می‌رود. او که همیشه لباسی یکسان بر تن دارد، به گروه زیرزمینی «چشم چپ» می‎پیوندد تا شرایط کاری ناعادلانه‌ای که توسط «بدون نگرانی» پدید آمده را از بین ببرد، خودش را در تضاد با دوست پسرش که به دنبال جلب رضایت رئیسان خود است قرار می‎دهد و درگیری کلیدی فیلم را ناشی می‌شود.

خب چه چیزی برای بیدار شدن یک سیاه پوست جوان سرمایه‌دار از خواب غفلت لازم است؟ اینجاست که آن جهش یافته‌های انسان و اسبی وارد ماجرا می‎شوند. بیش از توضیح دادن باعث لو رفتن آن پیچش‌های سورئال فیلم می‎شود که با گذر زمان بزرگ‌تر هم می‌شوند. نیت‎‌های واضح فیلم، و پیچ و تاب‌های فک برانداز آن، راه زیادی را برای صاف کردن برخی وصله‌های ناجور در این فیلم اول شگفت آور طی می‌کنند.

نیازی نیست که بگوییم، یک سال پس از آن که «بیرون برو» (Get Out) توانست تا ارتباطات نژادی را با مقیاسی درونی‌تر به نمایش دربیاورد، «شرمنده که مزاحم شدم» با جو و حال و هوای فعلی جور درمی‌آید. به مانند آن فیلم، این یکی هم یک سری اتفاقات مسخره را در مورد چالش‌هایی که آفریقایی آمریکایی‌ها در یک جامعه مصرفی که سفیدپوستان بر آن احاطه دارند را به تصویر می‎کشد، و شما را با این احساس تنها می‌گذارند که حتی مسخره‌ترین لحظات هم در خود رگه‌هایی از حقیقت دارند.

مترجم: دانیال دهقانی


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of