نقد و بررسی فیلم Pulp Fiction (داستان عامه پسند)

هیجانی , جنایی
1994
154 دقیقه
R
هزینه تولید: 8 میلیون دلار

خلاصه داستان :جان تراولتا در نقش قاتلی نیمه حرفه ای که از طرف رئیس اش اجیر شده است که مردی را بکشد .شغل  تراولتا بر عهده گرفتن یک سری وظایفی است که البته نمی تواند به درستی از پس آنها برآید.  نه تنها  او گاهی به طور تصادفی آدم می کشد. بلکه حتی  نمی داند که چطور بعد از گندی که بالا آورده، ماشین را از اثرات خون پاک کند . در سویی دیگر بروس ویلس در نقش بوکسوری ظاهر می شود، که به خاطر شرط بندی برخی (رئیس تراولتا) قرار بوده مسابقه ای را ببازد اما اینطور نمی شود. رئیس تراولتا دستور قتل بوکسور را می دهد و ...

۶- قصه های عامیانه : پست مدرن خودبازتابنده

 

فیلم قصه های عامیانه به عنوان فیلمی پست مدرن شناخته می شود ولی کمتر به عنوان یک فیلم پست مدرن مورد بررسی قرار گرفته است. در این نوشتار سعی شده ویژگی های این فیلم و بطور کلی فیلم پست مدرن به لحاظ ساختاری مورد بررسی قرار گیرد.

بدون شک پست مدرنیسم چه به عنوان نظریه وچه به عنوان دوره تاریخی پسامد جنبش نظری مدرنیسم است و برای توضیح و تبیین آن ناگزیر به تشریح مدرنیسم (هر چند به صورت مختصر) خواهیم بود.

مدرنیسم بیشتر به عنوان جنبشی هنری شناخته می شود که در برابر رئالیسم و رمانتیسیسم قد علم کرد و در پی قدرت کرفتن آرا و افکار پوزیتیویستی در عصر روشنگری تبعات آن به حوزه سیاسی و اجتماعی نیز کشیده شد . عصر روشنگری مظهر ایمانی خوشبینانه به پیشرفت بود که علم را به عنوان ابزار انسان برای پیشرفت معرفی کرد و به این ترتیب فقط گزاره های علمی پذیرفته شده بودند و علم تبدیل به میزانی برای سنجش امور شده بود. با گذشت زمان و پیشرفت های علمی و سامانه های تولیدی آن ،بخصوص بعد از دو جنگ عالم گیر که همین علوم تبدیل به سلاح هایی برای نابودی بشر شدند، دلیلی برای ایجاد نوعی بدبینی نسبت به مدرنیسم شد با این سوال که آیا پیشرفت علمی به سود انسان خواهد بود؟ همین بدبینی و بی اعتمادی به حقیقت بنیادین (که مدرنیسم در پی آن بود) بستری شد برای به وجود آمدن پست مدرنیسم.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/3-Pulp-Fiction.jpgپست مدرنیسم در تعریف واحدی نمیگنجد که البته همین با روح پست مدرنیسم که عبارت از نفی وحدت گرایی مدرنیسم است سازگار است. دم دستی ترین تعریف آن نفی فراروایت ها و پیشنهاد خرده روایت های محلی است که به طور حتم تعریف کاملی نیست. از این واژه به عنوان مفهومی متکثر برداشت ها و تعاریف مختلفی در زمینه های گوناگون می شود که هر چند مخالف هم نیستند ولی متفاوت هستند. عده ای آنرا به عنوان نظریه تبیین کرده اند ولی افرادی هم هستند که فقط آنرا به عنوان دوره ای تاریخی(دهه ۸۰ و۹۰ میلادی) می شناسند. مطابق این تعریف پست مدرن واپس نگر است، نه به عنوان دیگری بلکه به عنوان پست مدرن (چیزی که بعدا می آید) و تنها در مناسبت با گذشته تعریف می شود و چون زمینه تاریخی ندارد (تاریخ را رد می کند) شروع به تقلید می کند و در زنجیره هایی از زمان حال طی طریق می کند. این تعریف مطابق با تعریف غربی (و خصوصا تعریف امریکایی ها و در کنار آن ها بودریار است) که با آن خصوصیت های جامعه پست مدرن را توضیح می دهند می باشد. بودریار عنوان می کند که در برابر جامعه صنعتی (مدرن) که ویژگی آن تولید است، ویژگی جامعه پساصنعتی (پست مدرن) بازتولید است. به عقیده او این جامعه تحت سیطره رسانه های الکترونیک است و مشخصه اصلی آن وانمایی است و در این جامعه به جای تولید واقعیت (reality) (که ویژگی جامعه مدرن است) حادواقعیت (hyper reality) باز تولید می شود. واقعیتی که در این جامعه (باز) تولید می شود چیزی نیست که (باز) تولید شود بلکه پیشاپیش باز تولید شده است. بودریار این ویژگی را وانمایی(simulation) تعریف می کند که مفهومی بسیار کلیدی در حوزه پست مدرن است. این ویژگی باعث فروپاشی سوژه می شود (در مقابل ماشین صنعتی که باعث از خودبیگانگی سوژه می شد) . همانطور که عنوان شد این سوژه تاریخی ندارد و در زمان حال گیر کرده است و به عبارتی خاطره ای ندارد. این مورد را می توان در فیلم های هیولایی و فیلم هایی که به مسئله بازتولید می پردازند مشاهده کرد. در فیلم هایی مثل پارک ژوراسیک (اسپیلبرگ،۱۹۹۳) ، مصاحبه با خون آشام(نیل جردن،۱۹۹۴) و حتی بلید رانر (رایدلی اسکات،۱۹۸۲) که در آنها سوژه در مرحله پیش خیالی گیر کرده و به خاطر نداشتن خاطره در پی یافتن جوابی برای «من کی هستم؟» می گردد.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/6-Pulp-Fiction.jpgدر حوزه هنر از نظر مدرنیسم تنها هنر متعالی می تواند وظیفه نقد اجتماعی و زیبایی شناختی را به عهده بگیرد، به همین دلیل در پی اعطای نقش منتقد به هنر بود. فردریک جیمسون می گوید: «پست مدرنیسم به مثابه معلول (دوره تاریخی) ، در عین حال مظهر از بین رفتن تمایز بین هنر متعالی و فرهنگ عامیانه است». بر این اساس هنر پست مدرن تلفیقی از هنر متعالی و فرهنگ و هنر عامیانه است که فیلمی که قصد پرداختن به آن را داریم نمونه ای عالی از این نوع است که با وجود حضور مولفه های تماشاگرپسند در آن ارزش هنری اش همچنان بالاست. بسیاری از فیلم هایی که برچسب پست مدرن خورده اند به خاطر نظریه پردازی پست مدرن در باب آنها است (مانند بلیدرانر) که بیشتر دارای محتوایی درباره بازتولید هستند. فیلم های انگشت شماری به صورت خودبازتابنده نشانگر هنر پست مدرن هستند که فیلم قصه های عامیانه یکی از اولین این فیلم هاست.

اگر شیوه داستانگویی قهرمان محور علت و معلولی سینمای کلاسیک را فراروایتی سینمایی در نظر بگیریم در این فیلم تارانتینو آن را نفی میکند و خرده روایت هایی را عرضه می کند که همان کارایی فراروایت ها را دارند. او در این فیلم قهرمان را کنار می گذارد و حتی در جایی از فیلم اشاره می شود که باید قهرمان را کشت. این فیلم نه یک خط روایی که سه خط روایی دارد و خود تارانتینو این سه خط روایی را با عنوان سه لطیفه قدیمی چنین بیان می کند:

۱٫یکی از اعضای گروه تبهکار همسر رئیس باند را برای شام بیرون می برد.

۲٫مشتزنی که باید مبارزه اش را ببازد.

۳٫گنگستر ها به ماموریتی برای کشتن می روند.

و جالب اینجاست که او با سه خط داستانی به چنان فرمی دست می یابد که هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص را مجذوب فیلم اش می کند.

در زیبایی شناسی پست مدرن وانمایی جایگاه ویژه ای دارد و به دو شکل نقیضه پردازی (parody) و بدل سازی (pastiche) نمود می یابد. معمولا در سینمای پست مدرن مخالف خوان بیشتر از نقیضه پردازی و در سینمای پست مدرن رسمی از بدل سازی استفاده می شود. پیش سازی، بینامتنیت و بریکلاژ سه بستر وانمایی هستند که فیلم پست مدرن را می سازند و با وجود شباهت های بسیاری که دارند این سه مفهوم متفاوت هستند.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/7-Pulp-Fiction.jpgدر پیش سازی تصاویر و صداهای فیلم هایی که در گذشته ساخته شده اند در کنار هم قرار می گیرند و به عبارت بهتر تقلید می شوند (بازسازی نمی شوند) . تقلید شخصیت های هالیوودی همچون مریلین مونرو، جری لوئیس، جیمز دین، میمی ون دورن و حتی اشاره زبانی به جین مانزفیلد همگی پیش سازی از نوع بدل سازی هستند. یک پیش سازی جالب در فیلم درباره نقش های دیگر فیلم های جان تراولتا است که در این فیلم در نقش وینسنت حضور دارد و اشاره ای به فیلم های دهه ۷۰ و ۸۰ او یعنی فیلم های دیسکو-دانسی(disco-dance) تب شنبه شب(۱۹۷۷) و گریس(۱۹۷۸) است که او با این فیلم ها به یک ستاره تبدیل شد. پیش سازی این سکانس با اینکه به نظر بدل سازی می رسد، نقیضه پردازی است. در اینجا با اینکه تراولتا در نقش وینسنت گنگستر است، رقصی را اجرا می کند که ما را به یاد نقش هایش در فیلم های دهه ۷۰ و ۸۰ اش می اندازد. نقیضه پردازی صحنه در اینجاست که او در این فیلم بی جنب و جوش میرقصد و در نمایش نماها به جای نمای دور از نماهای متوسط استفاده شده که باعث می شود تماشاگر به جای مبهوت شدن در اجرای هنر رقص بیشتر متوجه شرایط و فضای حاکم بر سکانس باشد، ما به جای اینکه مبهوت رقص شویم بیشتر میدانیم که او در حال رقصیدن است و در آخر نیز رقص ناتمام پایان می گیرد.

سکانس دیگری که پیش سازی نقیضه پردازانه دارد، سکانس هوشمندانه درگیری مارسلوس(رئیس باند تبهکار) و بوچ(مشتزن) است. مارسلوس سیاهپوستی است که پول و قدرت دارد و زیردستان خود را به شکلی ادیپی کاکاسیاه (nigger) خطاب می کند. در تاریخ سینما سیاهپوستان همواره نژادی درجه دوم و از نظر جنسی خطرناک بوده اند و مخصوصا در ژانر گنگستری محلی از اعراب نداشته اند. بر اساس این دیدگاه سیاهپوستانی که قوانین سامان نمادین سفیدها را در هم بشکنند مانند زنان که از نظر که از نظر جنسی خطرناک هستند خنثی می شوند و مارسلوس نیز به دلیل تخطی از قوانین سامان نمادین به شیوه ای تارانتینویی کاملا زنانه مجازات می شود. صحنه تجاوز نیازمند توجه بیشتری است. این صحنه ما را به یاد فیلم های هرزه نگاری می اندازد، دهان بند ها، فردی مازوخیست با لباس چسبان (همچون فم فاتال ها) و چینش نامتعارف عوامل تجاوز به صورت فاعل پلیس، مفعول سیاهپوست دارای قدرت و شخص سومی در انتظار رسیدن نوبت، ما را به خنده می اندازد ولی همزمان حسی از انزجار در ما ایجاد می شود که به خاطر وقاحت و شنیع بودن صحنه است. دو حس ایجاد شده کاملا متفاوت و در تضاد با هم هستند. این دوگانگی حسی بیننده را به بیننده فعالی تبدیل می کند که رابطه اش با فیلم سادومازوخیستی(sadomasochism) است و اوست که از موضوعی که به آن می خندد متنفر می شود . اولین نتیجه این حس دوگانه پی بردن تماشاگر به دست های مداخله گر کارگردان است که باعث به هم خوردن دوخت می شود.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/5-Pulp-Fiction.jpgدرباره ارجاعات بینامتنی به موارد متعددی در فیلم بر می خوریم. از این ازجاغات می توان به نقاشی های ادوارد هاپر در دکورها و میزانسن فیلم گرفته تا ارجاع به مباحث فیلم های گدار و حتی نظریه فیلم اشاره کرد. فیلم دسته غریبه ها(۱۹۶۴) ساخته گدار مورد ارجاع این فیلم است که خود ارجاعات فراوانی به موزیکال امریکایی دارد. فیلم دیگر گدار گذران زندگی(۱۹۶۲) که در آن از میان نویس برای جدا کردن سکانس ها و فاصله گذاری استفاده شده مورد ارجاع قرار گرفته است. حتی کاراکترهای بینامتنی را نیز در این فیلم می توان مشاهده کرد. ارجاعی دیگر بازسازی عکسی از مریلین مونرو است که حادواقعیتی به نام مونرو را سالهاست بازتولید می کند. از روابط بینامتنی جالب فیلم ارجاع به نظریه فیلم و خاصه نظریه فمینیستی و روانکاوی است، زن هایی که بعد از تصادف مارسلوس به او کمک می کنند (و از همه نژادی هستند) در نقش ناجی ظاهر می شوند و همچنین عنوان های زن بلوند به عنوان رهبر، زن سیاهپوست به عنوان عنصری انفجاری، زن فرانسوی شهوت ران و زن ژاپنی استاد کونگ فو همه ارجاعاتی مستقیم و غیرمستقیم به نظریه فمینیستی فیلم هستند. بینامتن سینما و رسانه های الکترونیک(خصوصا تلویزیون) که خود تبدیل به یکی از مشخصه های سینمای پست مدرن شده در جاهای مختلفی از فیلم مشاهده می شود: ارایه بازتاب تصویر یکی از شخصیت ها در صفحه تلویزیون شاید اشاره به انسان مسحور و محصور شده در رسانه های الکترونیک در وضعیت پست مدرن که بودریار آن را عنوان کرده بود باشد.

سرانجام می رسیم به بریکلاژ که در آن سبک ها و فرم ها و گفتمان های مختلف در کنار هم قرار می گیرند و در هنر پست مدرن شکلی به خود می گیرد که در آن نوآوری های گفتمان های دیگر تکرار و تقلید می شوند. بریکلاژ این فیلم استفاده از ساختار نوو رمان و در هم ریختن ساختارهای زمانی-مکانی فیلم است. تدوین به شکلی انجام شده که تداوم و تمرکز زا به هم می ریزد. این نوع تدوین را در فیلم های آلن رنه و آلن روب گریه می توان مشاهده کرد.

این فیلم نماینده سینمایی است که در دهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی شکل گرفت. در این دو دهه موضوعات جدی مخاطب پیدا نمی کردند و از طرف دیگر گرایشی هم به فیلم های سال های گذشته به وجود آمده بود که باعث شدند فیلم هایی تولید شوند که بیشتر شبیه شوخی بودند و در آنها از فیلم های دهه های قبل تقلید می شد. با پیشرفت صنعت دیجیتال، جلوه های ویژه کامپیوتری نیز به کمک آمد تا فیلم های بسیاری دوبازه سازی شوند. مردم با دیدن صحنه های دوباره سازی شده و یا تقلید شده فیلم های محبوب قدیمی در فیلم های جدید جذب این فیلم ها می شدند که این الگو باعث تولید فیلم های کم مایه بسیاری شد، ولی برخی کارگردان های جوان با استعداد با تلفیق این ها به فرم هایی دست یافتند که علاوه بر جذب مخاطب عام، مخاطب خاص را نیز راضی می کرد و باب زیبایی شناسی جدیدی در عرصه فیلم گشوده شد. فیلمی مانند فارست گامپ(رابرت زمکیس،۱۹۹۴) به همان خوبی مخاطب خاص را راضی کرد که مخاطب عام را. همه حتی طیف های مختلف سیاسی و اجتماعی از این فیلم راضی بودند و برداشت های دلخواه خود را می کردند. بعدتر سه گانه ماتریکس نیز به عنوان فیلمی پست مدرن تحسین شد ولی با این حال گل سرسبد فیلم های پست مدرن بدون شک هنوز هم قصه های عامیانه است.

مرتضی باقری

منبع: وبلاگ از سینما تا متن

 

rogerebert.suntimes.com

ممکن است شما دوست داشته باشید

168
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
168 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
110 Comment authors
miladsalimmJesusیک بیننده عامی Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
a.o
Guest
Member
a.o

متن زيبايي براي اين فيلم فوق العاده نوشتين . خيلي خوب بود .

mohammad
Member
Member
mohammad

فوق العاده بود
بازی تراولتای دوست‌داشتنی بی نقص بود
به تارانتینو ایمان دارم واقعا نابغس این بشر. فیلم آنقدر سکانس عالی داره که ارزش چند بار دیدنش دو چند برابر میکنه هر لحظه قدرت غافل گیری مخاطب رو داره

vahid23
Guest
Member
vahid23

yasin:من شاید خیلی حرفه ای نباشم، اما هرچی فکر کردم نتونستم بفهمم چرا این فیلم در رده ی چهارم ۲۵۰ فیلم برتر سایت IMDB بود. فیلم خوبی بود اما تاثیر آنچنانی روی منِ بیننده ی معمولی حداقل نداشت. بیشتر از دیالوگهای فیلم بخصوص ساموئل ال جکسون لذت بردم.

باید امریکایی باشی تا متوجه بشی چرا بین ۲۵۰ فیلم برتر رتبه چهارم رو داره… نقد راجر ایبرت درباره این فیلم رو بادقت بخون، کاملا متوجه میشی

امیرکوبریک
Guest
Member

وینست بدبخت چه الکی مرد بدبخت ازدستشویی اومد یهو به……..

یاسین علیزاده
Member
Member
یاسین علیزاده

من شاید خیلی حرفه ای نباشم، اما هرچی فکر کردم نتونستم بفهمم چرا این فیلم در رده ی چهارم ۲۵۰ فیلم برتر سایت IMDB بود. فیلم خوبی بود اما تاثیر آنچنانی روی منِ بیننده ی معمولی حداقل نداشت. بیشتر از دیالوگهای فیلم بخصوص ساموئل ال جکسون لذت بردم.

امير
Guest
Member
امير

يه فيلم بسيار جالب و خوش ساخت.
واقعا يه شاهكار تكرار نشدنيه.فيلمي كه هم روي ديالوگ ها و هم روي فضاي جالب فيلم بسيار خوب كار شده.
بازي جان تراولتا هم فوق العاده جذاب و عامه پسند بود.
واقعا جالب بود.فيلمي كه من رو به سينماي تارانتينو علاقه مند كرد.

محمد2
Guest
Member
محمد2

به نظرم افرادی که ازین فیلم خوششون اومده آدملی خاصی هستن… فیلم خوبی بود. ممنون از تحلیل فیلم

سیاوش تهران
Guest
Member
سیاوش تهران

من فیلم رو با توجه به تعریفهایی که شنیده بودم دیدم راستش من خیلی نتونستن با فیلم ارتباط خوبی برقرار کنم.البته شاید هم سلیقه من بد باشه که از فیلمهایی که چند تا موضوع مختلف رو تو یه فیلم به هم ربط میدن خوشم نمیاد.من فقط اون صحنه ای که زن والاس حالش بد شد و اون صحنه های که بروس ویلیس بود را دوست داشتم.

Bernardo
Guest
Member
Bernardo

امیرمحمد:

ایمان:کلا با فیلمهای تارانتینو حال میکنم…هرچند امیدوارم دیگه فیلمی تو مایه های بیل را بکش۱ و ۲ نسازه.فیلمای بدی بودن.البته به نظرم سگدونی تارانتینو حتی از پالپ فیکشن هم بهتره و عامه پسندتره!

چراواقعاچراkillbill1,2خوشت نیومده

من از این فیلم خوشم نیومد چون خیلی خالی بندیه!
راستی چرا توی این سایت اینقدر کامنتا بد چاپ میشه؟ مثلا هر خط فاصلش با خط بعدش اینقدر کمه که در هم و بر هم نشون داده میشه تقریباً!

امیرمحمد
Guest
Member

ایمان:کلا با فیلمهای تارانتینو حال میکنم…هرچند امیدوارم دیگه فیلمی تو مایه های بیل را بکش۱ و ۲ نسازه.فیلمای بدی بودن.البته به نظرم سگدونی تارانتینو حتی از پالپ فیکشن هم بهتره و عامه پسندتره!

چراواقعاچراkillbill1,2خوشت نیومده

امیرمحمد
Guest
Member

نمیشدتواسکاربهترین فیلم هم به پالپ فیکشن میدادن هم به فارست گامپ 😥

منم
Guest
Member
منم

beny:با فیلمش حال نکردم. (حالا بزن اون کلید قرمزه رو)

منم :)) حالا باز منفی بدید 😆

msf
Guest
Member
msf

ایرادی که میشه گرفت اینه که حرف و حسش رو نمی تونه به ظرافت فیلمی به نام بیگ فیش منتقل کنه.بعنی منظور اینه که درجه ی سخت فهمی فیلم خیلی زیاده.اما هنرش اینه که استادانه مخاطب گیجش رو تا انتهای فیلم نگه می داره

Abe
Member
Member
Abe

بهترین فیلم تارانتینو تا به الان است. در فیلم صحنه های غافلگیر کننده خیلی خوبی بود مثلا کشته شدن تراولتا یا کشته شدن فی البداهه جوان سیاه توسط تراولتا یا تجاوز به وینگ رامس توسط پلیس همجنس بار

ایمان
Guest
Member
ایمان

کلا با فیلمهای تارانتینو حال میکنم…هرچند امیدوارم دیگه فیلمی تو مایه های بیل را بکش۱ و ۲ نسازه.فیلمای بدی بودن.البته به نظرم سگدونی تارانتینو حتی از پالپ فیکشن هم بهتره و عامه پسندتره!

saeed ako
Member
Member
saeed ako

با عرض سلام خدمت عزیزان

به نظرم بعضی وقتها این لیستها هستند که به یک فیلم ارزش میدن…

اما بدون شک اینبار فیلمه که به لیستی که دراون قرارگرفته ارزش میده…

باور کنید این فیلم ارزش دیدن رو داره.
حتی به دفعات!

به شخصه هیچ وقت اون دقایق اوور دوز اوما ترومن رو فراموش نمی کنم 😆

یا صحنه انتخاب اسلحه بروس ویلیس! 😆

وبازیهای عالی

کارگردانی عالی

و…

beny
Guest
Member
beny

با فیلمش حال نکردم. (حالا بزن اون کلید قرمزه رو)

babi zandi
Member
Member
babi zandi

فیلم خیلی ساده حرفش رو زد مهمترین چیزی که بیننده باهاش سرو کار داره اینه که غرور داشتن چیز خیلی بدی نیست واتفاقا به جاش چیز خوبیه ولی کاراکتر مارسلو والاس اونو درک نکردوحتی در سکانس رودرو با بوچ هم همینو تایید کرد وخیلی راحت بهش گفت که بازی بوکسو واگذار کنه تا روزی که در تور زد گرفتار شدواون بلا سرش اومدواونو احساس کرد

امیرحسین اسلامی نژاد
Member
Member
امیرحسین اسلامی نژاد

امروز برای اولین بار فیلمو دیدم .بازی تمامشون عالی بود. فیلم از نظر روایت,کارگردانی,فیلمنامه عالی بود.از نظر محتوایی فیلم شامل قبول کردن و یا رد فرصتهابود فرصت هایی برای رستگاری,بخشش,کمک به همنوع, … .از منظر دیکه دیگه نشون میداد که هر تصمیمی هر چقدر که بی اهمیت جلوه کنه میتونه مهم باشه و حتی آخرین تصمیم فرد باشه مثل تصمیم وینست درباره اینکه اسلحشو روی میز آشپزخونه گذاشته بود یا بوتچ که برگشت و مارسلوس رو نجات داد که در نهایت این تصمیمش منجر به کشته شدن دو نفر و نجات دشمنش شد که از کار اون چشم پوشی کرد… ادامه »

سینا. ن
Guest
Member
سینا. ن

بابت این نقدی که گذاشتید ممنون، فیلم حداقل دارای خط تعلیقِ مرتبه دوم هستش، این نقد واقعا ضعیف بود، بجز بعضی از سطرهاش که مربوط به شیوه تدوین و کارگردانی میشه.
تارنتینو مادرزاد خلاق نیست، اون کنه خلاقیتو خلق میکنه.

sia nem
Member
Member
sia nem

josef:اولین بار امروز دیدمش، این نوع دیالوگ و صحنه ها با فرهنگ من یکی سازگار نیست، اصلاً باهاش حال نکردم. این بستگی به صیلقه افراد داره که چه نوع فیلم هایی بپسندند.علت اینکه این فیلمو دیدم رتبه بالای اون در imDB بود. هر چند نمیتونم منکر داستان بسیار جالب و بازی های قشنگ بازیگرانش بشم.

sharmandeh kododm ghesmat tebghe farhang nabod? ien film por hast az harfaieh ba arzesh etefaghan va gerayesh be khobi…kojash bad bod

josef
Guest
Member
josef

اولین بار امروز دیدمش، این نوع دیالوگ و صحنه ها با فرهنگ من یکی سازگار نیست، اصلاً باهاش حال نکردم. این بستگی به صیلقه افراد داره که چه نوع فیلم هایی بپسندند.علت اینکه این فیلمو دیدم رتبه بالای اون در imDB بود. هر چند نمیتونم منکر داستان بسیار جالب و بازی های قشنگ بازیگرانش بشم.

سروش
Guest
Member
سروش

خیلی خوب بود،ممنون…تارانتینو از مدیوم سینما خیلی زیبا و بی رودربایستی خشونت انسان رو به رخش می کشه…واقعا نابغه اس!!!فیلم سگهای انباری هم خیلی خوبه…

9
Guest
Member
9

به نظر میرسید سینما با این فیلم راهشو عوض کرد،این فیلم پر از سکانس های درخشانه،مخصوصا سکانس رقص تراولتا با تورمن و خیلی سکانس های دیگه،در ضمن همه شخصیت ها/بازیگران عالی هستند:جان تراولتا،ساموئل جکسون،اما تورمن،تیم راث،بورس ویلس،کریستوفر واکن و…

محمد آل پاچینو
Member
Member
محمد آل پاچینو

"در تقسیم جوایز فیلم به نوعی تحت تاثیر فارست گامپی قرار گرفت که مسلماً ارزشهای پالپ فیکشن را نداشت ولی اسکار پسند تر بود."
بنظرم این نقد خیلی مغرضانست. هر دوی این فیلم ها شاهکار بودند و قابل مقایسه با هم نیستند. pulp fiction بقدری زیباست که برای تعریف نیازی به مقایسه با فارست گامپ با بازی فوق العاده تام هنکس، نداره.

ShahFace
Member
Member

در مورد صحنه ای که وینسنت در اون کشته میشه جاهایی دیدم بحث میکردند که اون اسلحه برای والاس بوده که میخواسته بره کافه و دنات بخره.
من خودم نمیتون این فکرو بکنم که اسلحه برای والاس بوده ولی توی فیلمنامه مثل اینکه تارانتینو نوشته بوده اسلحه برای والاس بوده.
نظر دوستان چیه؟

عادل هاشمی
Member
Member
عادل هاشمی

به نظرم هرکی این فیلمو ندیده کل عمرش به فنا رفته… 😆

Akon
Guest
Member
Akon

منو بگو که تازه دارم دانلودش میکنم!!

sia nem
Member
Member
sia nem

این فیلم رو من شاید بالای ۱۰ بار دیدم و واقعا شاهکاره بی نظیر…غیر فیلم دیالوگ ها شاهکاره بازی ها عجیب و زیباست…
واقعا اسم فیلم حرفه ای برازنده این فیلم هست

محمد
Guest
Member
محمد

این فیلم رو بیشتر از ۵ بار دیدم. خصوصیت این فیلم، به نظر من البته، اینه که تا حداقل ۲-۳ بار نبینیش نمیتونی کامل باهاش ارتباط برقرار کنی. فیلم فوق العادست. وینسنت وگا و آقای ولف یا وینستون(!) به نظر من باحالترین شخصیت های فیلم هستند. البته دیالوگ های جولز هم فوق العادست مخصوصا آخرای فیلم که اون آیه انجیل رو با توجه به موقعیت خودشون داره برای رینگو تفسیر میکنه!

آریا
Member
Member
آریا

به نظرم یکی از خصوصیات هنر اینه که نمیشه خیلی اوقات وصفش کرد، درست مثل این فیلم، از هر کی که با فیلم حال کرده بپرسی چرا نمی تونه توضیح بده

ابوالفضل
Guest
Member
ابوالفضل

واقعا سال ۹۴ سال پرباري براي هايوود بود …
پالپ فيكشن هم از اون فيلمهاي صاحب سبك تارانتينو هستش …
تارانتينو رو به اين خاطر دوست دارم كه واقعا فيلم رو از ته دلش و به خاطر عشقي كه به سينما داره ميسازه.

miladss
Guest
Member
miladss

نقد فیلمای قدیمی رو بیشتر بزارید

با تشکر

Jalal
Member
Member
Jalal

خيلي ممنون بابت نقد اين فيلم بسيار جالب ! يادمه وقتي اولين بار اين فيلمو ديدم در آخر فيلم دو حس متفاوت داشم . يكي هيجان موجود از تقاطع داستان اول فيلم و يكي ديگه هم گيج بودن از داستان غير خطي اين فيلم . اين فيلم واقعا يك اثر بزرگ خاطره انگيز براي سينما دوستان هست . حتي تو فيلم مارمولك هم به اون اشاره شد (روحاني داخل تلوزيون كه داشت از شخصيت تارانتينو) تعريف ميكرد 😆 مسلما بارزترين خصوصيت فيلم ، به غير از داستان غير خطي زيبا ، ديالوگ هاي پيچيده و سنگين و در عين حال… ادامه »

آریانوش
Guest
Member
آریانوش

سایتتون خیلی خوبه ولی این قسمتش مثل فیلمهاش شاهکاره تمام عیاره سپاس فراوان از شما به خاطر زحماتتون

علیرضا
Guest
Member
علیرضا

تا اونجایی که یادمه اسم رئیس شون با بازی وینگ ریمز " مارسلوس والاس" بود و فکر کنم منظور راجر ایبرت از "موب" رئیس و گنده لاتها باشه یعنی: Mob & Mobster

pOOriA
Guest
Member
pOOriA

واقعا عالی بود ، ممنون ، واقعا تارانتینیو استاد اینجور کارهاست خیلی ازتون ممنونم، ای کاش می تونستید نقد فیلم fight club رو بزارید ممنون

مهران
Guest
Member
مهران

عالی بود، عالی
دمتون گرم

یک طرفدار نقد فارسی
Guest
Member
یک طرفدار نقد فارسی

سلام لطفا نقدفیلم های کازابلانکا ، رستگاری در شاوشنگ و تایتانیک را هم بگذارید

omid
Member
Member
omid

با این کارتون که میاید شاهکارای دهه های قبلو معرفی میکنید حال کردم … دمتون گرم

1 2 3 5