Precious (گرانبها)

نقد و بررسی فیلم

۲۰۰۹ | درام  | ۱۱۰ دقیقه | درجه نمایشی R

کارگردان : Lee Daniels

نویسنده :  Geoffrey Fletcher

بازیگران : Gabourey SidibeMo’NiquePaula Patton 

خلاصه داستان :  پرشس نوجوانی است ۱۶ ساله و دارای اضافه وزن که به دلیل تجاوز پدر دومین فرزندش را باردار است. اون در خانه ای مانند جهنم همراه با مادر سلطه طلب اش زندگی می کند. مدیر مدرسه پرشس که از شرایط زندگی او آگاه شده به امید ایجاد تغییر پرشس را به مدرسه ای متفاوت منتقل می کند. 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

[site_reviews_summary title=”میانگین امتیاز اعضای نقد فارسی” assigned_to=”post_id” hide=”bars,rating,summary”]

[site_reviews_summary title=”میانگین نظرات” labels=”عالی,خوب,متوسط,بد,افتضاح!” assigned_to=”post_id”]


[site_reviews title=”نقد اعضای نقد فارسی” pagination=”ajax” assigned_to=”post_id” id=”jj8k84kj”]


[site_reviews_form assign_to=”post_id” id=”jj8k0t92″ hide=”email,terms”]

 

اوون گلیبرمن – انترتینمنت ویکلی (امتیاز: ۱۰ از ۱۰)

این یک تجربه قدرتمند و متاثرکننده است، چرا که در نهایت شما حس می‎‌کنید چیزی را شاهد بوده‌اید که کم از تولد یک روح ندارد.

راجر ایبرت – شیکاگو سان تایمز (امتیاز: ۱۰ از ۱۰)

یک فیلم آمریکایی عالی.

جیمز براردینلی – ریلویوز (امتیاز ۸٫۸ از ۱۰)

توانسته تا وظیفه همزمان دلگرم کننده بودن و مایه دلشکستگی بودن را انجام دهد.

فیلم ثرت (امتیاز ۸ از ۱۰)

با روشی شبیه به آثار ترسناک و دلهره آور فیلمبرداری شده، تدوین‌اش تقریبا یادآور شوک‌های عاطفی است و کلوز آپ‌هایی درخشنده از صورت هیولاها دارد.

هالیوود ریپورتر (امتیاز ۸ از ۱۰)

به مانند «گرانبها»، «سیدیبه» فوق العاده است، به ما اجازه می‌دهد تا گرمی و زیبایی درونی یک زن جوان، که از دید چشمان ظالم دنیای او، شاید هیولا مانند به نظر برسد را ببینیم.

ورایتی (امتیاز ۸ از ۱۰)

یک کابوس شهری با زیاده روی در روح قضیه، «گرانبها: بر اساس رمان «فشار» از «سافایر»» به مانند یک الماس می‎ماند، واضح، درخشان، ولی آه که بسیار سخت است.

ویلیج وویس (امتیاز ۷ از ۱۰)

حتی وقتی در روان گسیخته ترین لحظات‌اش هم به سر می‌برد، باز «گرانبها» با خود ایراداتی دارد.

دیوید ادلستین – نیویورک مگزین (امتیاز ۴ از ۱۰)

المان‌های «گرانبها» قدرتمند و شوکه کننده‌اند، ولی فیلم برنامه ریزی شده است. این راهنمای مطالعه خودش ]رمان[ است.

آنتونی لین – نیویورکر (امتیاز ۴ از ۱۰)

چیزی که ما اینجا داریم یک داستان بهم ریخته از ظلم و سلطه است، و سخت است که در دام حیله‌های ساده و ترکیبی از طبقات مختلف پلیدی آن نیفتاد. فاصله بین اینکه به شکلی کامل مسبب خرابی بود و دست بالاتر را داشت، اگرچه، کمتر از چیزیست که به آن اعتراف کنیم.

کیت آلیچ – تایم اوت (امتیاز ۴ از ۱۰)

با توجه به چندین ماه انتظار و غلو برای این فیلم، سخت‌ترین و گیج‌کننده ترین چیز در مورد «گرانبها» به عنوان فیلم عزیز و دردانه جشنواره فیلم ساندنس ارزش کلی آن است.

«گرانبها» (که مزین به این زیرنویس سنگین و بلند است: بر اساس رمان «فشار» (Push) اثر «سافایر» (Sapphire)) توانسته تا وظیفه همزمان دلگرم کننده بودن و مایه دلشکستگی بودن را به خوبی انجام دهد، آن هم با دوری از تمامی آن زرق و برق‌ها و دوز و کلک‌هایی که اغلب در درام‌هایی که در مورد بچه‌های محروم و تلاش آن‌ها برای ارتقای خودشان است به چشم می‌خورد. در چنین داستانی دام‌های ذاتی و غیرعمدی وجود دارد، ولی کارگردان مستقل یعنی «لی دنیلز» (Lee Daniels) از کنار آن‌ها به سلامت گذر می‎کند، و فیلمی می‎سازند که هم از لحاظ احساسی صادقانه است و هم مهیج. «گرانبها» در مناطق شهری که اغلب از آن‎ها به عنوان پس زمینه فیلم‌هایی که صداقت کمتری دارد استفاده می‎شود، جریان دارد؛ اینجا، آن‌ها بخشی جدایی ناپذیر از شخصیت‎ها هستند، مکان‎هایی که جرایمی به شدت هولناک در آن‌ها ارتکاب یافته ولی به چشم نمی‌آیند. در نهایت، «گرانبها» داستان پذیرفتن ارزش وجودی توسط یک زن جوان در این شرایط است، ولی این کشف بدون پرداخت بهایش به دست نمی‌آید.

وقتی که نامزدهای اسکار سال ۲۰۱۰ اعلام شوند، من انتظار دارم که «گرانبها» هم در میان آن‌ها باشد، حتی با وجود اینکه این فیلم رویکردی را دارد که برای آثار هالیوودی پذیرفتن آن سخت‌تر برشمرده می‌شود. سخت است که این فیلم را در لیست  ده فیلم برتر سال نبینیم، بدون توجه به استانداردهایی که برای آن لیست در نظر گرفته شده است. به همین ترتیب، هر دلیلی که فکرش را بکنید برای قرار دادن «گبی سیدیبه» (Gabby Sidibe) تازه کار در کنار «کری مولیگن» (Carey Mulligan) برای لیست بهترین بازیگر زن هم وجود دارد. این یکی از آن نقش آفرینی‌های مرتبط با افراد تازه کار است که حسابی توجهات را به خود جلب می‎کند. برای دو ساعت، «سیدیبه» در نقش «پرشس جونز» حضور دارد؛ ما با این شخصیت زندگی می‌کنیم و درد می‎کشیم و به سختی‌ها فائق می‌آییم چرا که این بازیگر تبدیل به شخصیت شده است. هیچ اشتباه و نقصی در آن وجود ندارد.

سال ۱۹۸۷ است و «کلاریس پرشس جونز» (Clareece Precious Jones)، یک دختر ۱۶ ساله کم‌حرف است که در ریاضیات مهارت خارق‌العاده‌ای دارد ولی تقریبا در تمامی دروس دیگر درسی لنگ می‎زند و حرفی برای گفتن ندارد، بالاخص در خواندن و نوشتن. زندگی او در خانه به مانند زندگی در جهنم است: او باید کاملا در اختیار مادر عصبی و سلطه طلب خود باشد، «ماری» (با بازی «مونیک» (Mo’Nique))، و به خاطر تجاوز پدرش به او، دومین فرزندش را باردار است. وقتی مدیر مدرسه «پرشس» از حاملگی او باخبر می‌شود، سعی می‌کند تا مقدمات تحصیل او در یک مدرسه جایگزین را فراهم کند، هرچند که «ماری» به صورت کلی مخالف ادامه تحصیل دختر «خنگ» خود است. او باور دارد که تنها آینده مناسب برای «پرشس» از بهزیستی تامین می‎شود. وقتی که او سعی در قدم گذاشتن در این راه دارد، با سوالات ناراحت‌کننده‌ای از سوی مامور پرونده خود، «خانم ویز» (با بازی «ماریا کری» (Mariah Carey)) روبرو می‌شود. در همین حال، «پرشس» یک مامن پر از آرامش را در کلاس «آقای رین» (با بازی «پاولا پتن» (Paula Patton)) برای خود پیدا می‎کند، کسی که حس اهمیت و ارزش پاکی که برای شاگردانش قائل است باعث شده تا «پرشس» کمی گارد خود را پایین بیاورد. ولی وقتی او یک پسر را به دنیا می‌آورد، اتفاقات خانه از بد به بدتر تبدیل می‌شوند، خصوصا وقتی که او اخبار بدی در مورد پدرش به دست می‌آورد.

یکی از نکات شگفت‌آور در مورد «گرانبها» آن است که چقدر شخصیت «ماری» در آن نفرت انگیز به تصویر کشیده اشده است. او یکی از آن «مادران بد» کلیشه‌ای نیست که تنها هدفشان ایجاد یک راه برای رستگاری و دوستی در انتها باشد. فیلمسازان به سراغ راه ساده نرفته‌اند، با به تصویر کشیدن او به شکل یک کاریکاتور. آن‌ها به قدر کافی داستان جانبی را برای توضیح رفتار «ماری» تعریف می‌کنند، ولی سعی در توجیه آن ندارند. او در تمامی بلایا و اتفاقات بدی که برای «پرشس» در سرتاسر داستان رخ می‌دهد مقصر است. او از لحاظ فیزیکی هم به شدت بدرفتار است، به شکلی که تحمل آن هم برای مخاطب ساده نیست و در حداقل یک صحنه، او سعی می‌کند تا دخترش را به قتل برساند. تماشای آن نقاب صداقت و خوش رفتاری که او در هنگام ملاقات با یک کارگذار اجتماعی به صورتش زده نیز وهم آور است. همان قدری که کار «گابی سیدیبه» به عنوان نقش اصلی فیلم خوب است، «مونیک» هم شایسته همان مقدار تقدیر برای نقش آفرینی‌اش است که به بهترین شکل ممکن صورت پذیرفته است.

به غیر از «ماری»، چندان به بقیه شخصیت‌های مکمل فیلم پرداخته نمی‎شود، ولی این قابل توجیه است با توجه به زمانی که فیلم طی اتخاذ تصمیمی درست، به تمرکز روی شخصیت «پرشس» اختصاص می‌‎دهد. توجه بیشتر به شخصیت‌هایی چون «خانم ویز»، «آقای رین» و بقیه همکلاسی‌های «پرشس»، نیازمند آن بود تا کانون توجه فیلم هم گسترده‌تر شود که این شاید موجب می‌شد تا نقاط قوت اصلی فیلم از قدرت‌شان کاسته شود. فیلم شاید برای حضور «ماریا کری» در یک نقش ساده دراماتیک به عنوان مامور پرونده بهزیستی «پرشس» هم قابل توجه باشد. این بخش نه پرزرق و برق است و نه مزاحم و «کری» عملکرد قدرتمندی از خود به نمایش می‌گذارد؛ او کاری را انجام می‎دهد که یک بازیگر نقش مکمل تاثیرگذار باید انجام دهد.

این دومین فیلم «لی دنیلز» در مقام کارگردان است، به دنبال اثر او در سال ۲۰۰۵ یعنی «بوکسور سایه» (Shadowboxer) که در جشنواره‌ها به نمایش درآمد. تجارت سینمایی «دنیلز» به فرای سکان هدایت فیلم‌ها را گرفتن نیز کشیده شد و به طور مثال او تهیه کننده فیلم «مهمانی هیولا» (Monsters Ball) نیز بوده است. اگرچه «گرانبها» یک فیلم با بودجه پایین است، ولی توانسته توجه برخی از افراد معروف و معتبر را به خود جلب کند، که می‌توان از میان آن‌ها به «اپرا وینفری» (Oprah Winfrey) و «تایلر پری» (Tyler Perry) اشاره کرد که هر دو تهیه کننده اجرایی اثر بوده‎‌‎اند، که این قضیه به خودی خود می‌تواند باعث برجستگی بیشتر اثر شود. وقتی فیلم در ژانویه سال ۲۰۰۹ در جشنواره ساندنس اکران شد و با استقبال هیجان انگیزی هم روبرو شد، «گرانبها» از نام «فشار» هم استفاده کرد، ولی بعدا نام فیلم عوض شد تا از هرگونه سوتفاهم و اشتباه گرفتن با فیلم اکشن شاخه اصلی که اوایل همین امسال اکران شد (و خیلی سریع هم از یادها رفت) دوری شود. تحت عنوان نام جدیدش، «گرانبها» توانست در جشنواره‌های زیادی به چشم بیاید و مورد استقبال قرار بگیرد، مثل جشنواره فیلم تورنتو که در آن توانست جایزه مرتبط با تماشاگران را از آن خود کند. معمولا جوایز فستیوال‌ها معنای چندانی ندارند، ولی اینجا قضیه فرق دارد و این یک استثناست. هنوز مشخص نیست که توزیع نهایی این فیلم تا چقدر گسترده خواهد بود ولی، حتی اگر این به معنی انجام یک تلاش غیرمعمول هم باشد، این فیلم ارزش آن را دارد تا به دنبال سینمایی برای تماشایش بگردید. این یک نمونه عالی در سال ۲۰۰۹ برای آن دسته از فیلم‌های مستقل پرشوری است که ۱۵ سال پیش روی بورس بودند، آن‎هایی که غنی بودن‌شان به شکل ناراحت‌کننده‌ای در سینمای امروز جایش خالی است. «گرانبها» یادآوری می‌کند که گاهی اوقات تمام چیزی که برای ساختن یک فیلم عالی لازم است نقش آفرینی شجاعانه بازیگرش و شخصیتی است که داستان او ان قدری کشش داشته باشد تا دو ساعت روی پرده سینما برود.

مترجم: دانیال دهقانی


دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of