نقد و بررسی گروهی کاربران نقد فارسی بر فیلم Perfume:The Story Of A Murderer (عطر:داستان یک قاتل)

کارگردان : Tom Tykwer

نویسنده : Andrew Birkin,Bernd Eichinger,Tom Tykwer

بازیگران : Ben Whishaw,Dustin Hoffman,Alan Rickman

خلاصه داستان : جوانی در قرن ۱۸ در پاریس پرورش یافته و دارای حس بویایی و شامه ای بسیار تیز،غیر عادی و بی نظیر است.او برای خلق بهترین عطر دنیا به جنایت روی می آورد و …

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

۱-امکان نمره دادن به هر یادداشت به صورت جداگانه وجود دارد.

۲-برای مشارکت در نقد و بررسی گروهی کاربران نقد فارسی در هفته های آینده،پس از عضویت در نقد فارسی،به انجمن های سینمایی نقد فارسی بپیوندید.

۳-میانگین نمرات نقد های کاربران نقد فارسی به این فیلم:۷٫۲ از ۱۰

اهمیت انسان بودن…فیلم عطر فیلم فوق العاده است که به ظاهر معمولی جلوه می کند فیلمی درباره یک قاتل قرن هجدهمی و بر اساس یک کتاب پرفروش ولی این فقط ظاهر اثر است … فیلم موفق شده پارا از کتاب مورد اقتباسش هم فراتر بگذارد و بیننده را با خود همراه کند.

داستان از کودکی موجودی عجیب آغاز می شود ژان باپتیست گرونوی (بن ویشاو) که قدرت بینایی قوی ای دارد فیلم از همان آغاز فضاسازی خودش را به نحو احسنت انجام می دهد ما به راحتی تعفن و کثافتی که در کتاب با استفاده از تشریح بوی محیط را حس می کنیم آن را نمی بینیم بلکه مثل گرونوی رایحه ی نفرت انگیزش را حس می کنیم … پس از آن کم کم شاهد زندگی این موجود هستیم … تا به پایان زیبای فیلم می رسیم.

نکته ی مهمی که باید به آن اشاره کنم داستان زیبای فیلم است داستانی درباره تلاش برای به دست آوردن هویت در دنیای وحشی و کثیف انسان ها پایان فیلم یکی از بهترین پایان هاست جایی که مجازات حقیقی برای انسان ها نمایان می شوند وقتی که به ظاهر همه چیز داری ولی می بینی مهم ترین چیز را نداری و در واقع هیچ چیز نداری … مهم نیست دنیا در برابرت زانو بزنند و آن را در چنگت داشته باشی زمانی که یک نفر را نداری که بهت عشق بورزد و تو بهش عشق بورزی بهترین پایانی که می شد برای همچین داستانی انتخاب کرد ایده ی کلی داستان تا حدودی به درونمایه اثر جاویدان اسکار وایلد یعنی تصویر دوریان گری نزدیک است این که برای رسیدن به زیبایی ظاهری تا کجا می توانیم همه چیز حتی انسانیت و باطن را فدا کنیم ؟ در این جا این زیبایی در رایحه ی بدن و لباس و در آن داستان در جوانی نمود پیدا کرده بود.

مهم ترین نکته درباره داستان این است که آیا فیلم به شالوده ی کتاب نزدیک شده و توانسته حق مطلب را ادا کند یا خیر . نود درصد اقتباس های ادبی در همین مرحله درجا می زنند چه برسه به این که بخواهند پارا از کتاب نیز فراتر بگذارن من کتاب را نصفه خواندم (شاید مقداری که خواندم نیم ساعت فیلم نشود) ولی همان قدر را به راحتی در فیلم دیدم یعنی حس کردم که این فیلم یک داستان ادبی پشتش دارد قسمت هایی از فیلم که به احساسات درونی کاراکتر ها می پردازند توسط نریشن به بیننده نشان داده می شود که باید گفت به حفظ حال و هوای کتاب کمک شایانی کرده و مقدار دیگر به تصویر در آوردن حوادث است … حوادث خیلی سریع اتفاق می افتند و فیلم از ریتم نمی افتد که خود نکته ی مثبت دیگری برای اثر محسوب می شود.

فیلم درباره بو است بو چیزی است که تقریبا تصویر کردنش ناممکن است ولی ما آن را به خوبی در فیلم حس می کنیم تدوین فیلم (که صحنه های بو کشیدن گرونوی را با نریشن و تصاویر کوتاهی از موادی که بویشان به مشام گرونوی می رسد) سبب شده که این فعالیت تصویر نشدنی به راحتی توسط بیننده حس شود.

از تدوین و شیوه ی داستان گویی فیلم بگذریم به نکته ای مهم می رسیم بازی ها : بازیگران فیمل اکثرا ناشناس هستن و جز دو بازیگر سر شناس (آلن ریکمن و داستین هافمن) بقیه بازیگران تقریبا تازه کار هستن در راس آن ها بن ویشاو در نقش اصلی می درخشد ویشا موفق شده در بازی اش نفرت انگیزی شخصیت را توامان با حسی همدردی برانگیز در بیاورد و سبب می شود بیننده با وجود منفی بودن دل به کاراکتر ببند و برایش دل بسوزاند دیگر بازیگران هم در نقش های خود به خوبی فرو رفته اند داستین هافمن شاید با نقش اش که رگه از طنز خفیف را در خود دارد به یاد ماندنی ترین بازیگر مکمل فیلم باشد.

طراحی صحنه و لباس فیلم نیز در سطح بالایی قرار دارد.

موسیقی فیلم که حاصل همکاری کارگردان با دو آهنگساز دیگر است یکی دیگر از نقاط قوت فیلم است در صحنه های خاموش فیلم این موسیقی است که حس هیجان و تعلیق سرونشت گرونوی را به بیننده منتقل می کند.

در پایان عطر از آن دست فیلم هایی است که دیدنش در آغاز شاید سخت باشد ولی بدون شک اثری است به یاد ماندنی و زیبا بدون کوچک ترین شکی اگر می خواهید میان فیلم وکتاب یکی را انتخاب کنید بدون نگرانی به سراغ فیلم بروید چرا که فیلم نسخه ای تصویری و پر از احساس از کتاب است.

نمره:۱۰ از ۱۰

{extravote 1}


رایحه ای ماندگار…اولبن بار توسط پوستر به این فیلم جذب شدم و مشتاق دیدن اون شدم فیلمهای کمی هستند که از همه نظر حتی طراحی پوستر هم حساب شده هستند و فضای کلی فیلم را در یک عکس ترسیم میکنند.

اما بپردازیم به فیلم…دوازده عطر ساز بزرگ در قرن هجدم فرانسه در پاریس زندگی میکردند آنها مهارت خود را در شهر افسانه ای "گرس" ثابت کرده اند و به روش کلاسیک یعنی ترکیب دوازده رایحه در سه مرحله عطر میسازند اما همگی به یک اسطوره معتقدند:در دوران باستان مصریان باور داشتند که تنها عطری که میتواند همگان را به زانو در آورد علاوه بر سه قسمت اصلی باید از رایحه سیزدهم و منحصر به فرد بهره مند باشد.

این قضایا که از زبان راوی داستان و یکی از شخصیت ها بیان میشود معرف شخصیت اصلی یعنی "ژان-بابتیست گرونویی" سیزدهمین عطر ساز بزرگ است.بابتیست پسری است که از همان بدو تولد با اولین جیغ خود مادرش را به پای چوب دار میکشاند درحقیقت اگر وارد زندگی کسی شود و سپس او را ترک کند زندگی آن فرد تباه میشود.ژان به واسطه استعداد خارق العاده اش جهان را با حس بویایی خود میشناسد اما تنها چیزی که نمیتواند احساس کند وجود خودش است به همین خاطر و برای آنکه نام خود را جاودان کند تصمیم به ساخت عطری منحصر به فرد میگیرد که رایحه آن به جای عصاره های گیاهی و چربی های حیوانی رایحه بدن زنان و دختران زیباست و برای رسیدن به هدفش دست به قتل میزند.

زنان به خاطر احساسات لطیف و عواطف مادرانه به عنوان نمادی از زیبایی قلمداد میشوند که شاید برای خودشان امری عادی محسوب شود اما نباید فراموش کرد که بزرگترین متفکران,فیلسوفان و هنرمندان تاریخ مردان بوده اندو این نوع نگاه نسبت به زن به خوبی در این فیلم مشهود است.

بگذارید از فضاسازی فیلم بگویم که مهمترین نقطه قوت اثر همینجاست.خیابان های رنگارنگ و پر از کثافت پاریس!تضاد فقر و اشرافی گری و کنار هم قرار دادن دو عنصر قتل و جذابیت و از این دست تقابل های زیبا در کنار موسیقی,طراحی لباس, صحنه و گریم منجر به خلق فضایی فانتزی و دلنشین شده که بدون شک مخاطب را افسون میکند و واقعا در فیلمی که باید از نظر احساسی بیننده را درگیر کرده و او را در حس و حالی متفاوت غرق کند دارای اهمیت ویژه ایست از بازی ها هم نمیشود گذشت "بن ویشا" نقش قاتلی مظلوم و خوش قیافه را به خوبی اجرا کرده و دو بازیگر مطرح سینما یعنی "آلن ریکمن" و "داستین هافمن" در دو نقش فرعی اما با پرستیژ و مهم خوش درخشیده اند.

فیلمنامه اقتباسی است از کتابی به همین نام که من رمان را مطالعه نکرده ام و از وفاداری فیلم به کتاب بی اطلاعم اما داستان و شیوه روایت آن بسیار زیباست و حتی لحظه ای هم خسته کننده نمیشود در ابتدا فیلم با سکانسی شروع میشود که در واقع نشان دهنده صحنه های پایانیست در این سکانس که مقدمات اعدام گرونویی آماده میشود بیننده به دنبال کردن قصه و اینکه چطور سرنوشت او را به اینجا رسانده مشتاق میشود این شروع واقعا از بهترین هاست و تاثیر آن بر مخاطب در پایان فیلم مشخص میگردد که بدون شک این پایان هم از بهترین هاست جایی که بیننده حیرت زده صحنه های مربوط به عیاشی(orgy) را در وسط میدان شهر میبیند در این لحظه انتظار به سر میرسد و عطر در فضا پخش میشود.بویایی از آن احساساتی است که نمیتوان به صورت مستقیم در قالب تصاویر بیان کرد اما وجود بخشیدن به خوشبو ترین وشگفت انگیز ترین عطر عالم کاری است که فقط و فقط از عهده سینما بر میاید انگار که بیننده در حال استشمام عطر است و این دستاورد بزرگ کارگردان در فضاسازی است و در آخر هم که گرینوی همانند رایحه عطرش از زمین محو میشود گویی که هرگز وجود نداشته ولی بر عکس عطر جادوی فیلم ماندگار است.

نمره:۱۰ از ۱۰

{extravote 2}


عطر داستان یک قاتل فیلمی ساخته تام تیکور و اقتباسی از کتاب پاتریک زوسکینت است اثری که سالها به عنوان داستانی سخت و غیر قابل اقتباس لقب گرفته بود که علت ان سوژه داستان و در مرکزیت قرار داشتن بو و حس بویایی بوده است .

داستان حول شخصیت ژان بابتیست گرونویی و ویژگی خاص او شکل می گیرد کودکی با حس بویایی قوی ولی خود بدون بو .گرونویی که در میان کثافت و تعفن به دنیا میایدازابتدا رها می شود تا بمیرد ولی ویژگی خاص این کودک یعنی بوبایی قوی باعث زنده ماندنش می شود زمانی که با حس کردن تعفن موجود در اطرافش به گریه می افتد که باعث نجات یافتن خودش و مرگ مادرش می شود .چیزی که درادامه فیلم نیز شاهد ان همستیم این است که هر زمانی که گره نوی کسی را ترک می کند ان فرد میمیرد.

ژان بابتیست توسط کسی دوست داشته نمی شود حتی در یتیم خانه اولین واکنش کودکان در مواجهه با او تلاش برای کشتن و خفه کردن اوست به این دلیل که بویی ندارد .

ژان بابتیست برای ارتباط با دنیای اطراف خود تنها به حس بویایی خود نیاز دارد و با حس کردن بو بدون اینکه نیازی به دیدن باشد می بیند و حس میکند اولین تجربه گرونویی با بوی خوش به قتل میانجامد بدون اینکه قصد ان را داشته باشد و از اینجاست که یافتن بوی خوش،حفظ کردن ان و درست کردن رایحه ای منحصر فرد به دغدغه گرونویی تبدیل می شود که در ادامه برای دست یافتن به این هدف چند تن دیگر را نیز به قتل می رساند .

ژان بابتیست گرونویی قهرمان داستان نیست شاید حس دلسوزی را برانگیزد ولی باعث همدلی نمیشود ودر فیلم نیز تلاش نشده تا از این قاتل قهرمانی همدلی برانگیز ساخته شود.گرونویی حتی زمانی که موفق به ساخت رایحه منحصر به فرد خود میشود نیز درمیابد که مورد علاقه قرار نمی گیرد و دوست داشته نمی شود .رایحه ساخت او باعث توجه افراد به او می شود ولی در نهایت افراد تنها سرمست از بو از خود بی خود میشنود یا حریصانه برای بیشتر داشتن دست به هر کاری می زنند .

تام تیکور کاری سخت در مواجهه بااین داستان در پیش رو داشت به تصویر دراوردن بو،چیزی که چندان در غالب تصویر نمی گنجد ولی می توان گفت که تیکور در انجام کار تا حدی موفق بوده است و با تدوین مناسب توانسته است این حس را بیننده نیز انتقال دهد .موسیقی،گریم،طراحی لباس،صحنه و لوکیشن ها نیز فضای قرن هجدهمی اثر را به خوبی نشان میدهد در کنارهمه اینها باید به بازی خوب بن ویشا نیز اشاره کرد که به خوبی تنها و جداافتاده بودن کاراکتر گرونویی را نمایش می دهد .

نمره:۹ از ۱۰

{extravote 3}


استعاره از…؟عطر به نظرم فیلم خوبی نیست.

البته خود نماست و در ظاهر میخواد حرف های بزرگی بزنه…اجرای گاهی قوی گاهی افراطی ای داره که در این بزرگ نمایی بی تاثیر نبوده. اما در کلیت اثر اساسا عمقی ایجاد نشده. البته مشکل قبل از این به وجود اومده…چرا که پیشروی مشخصی هم تو فیلم وجود نداره …طبیعتا در چنین حالتی نمیشه توقع ماندگار شدن و عمیق شدن محتوا رو داشت. سعی میکنم دلایلم رو برای این ادعا توضیح بدم.

از ابتدا شروع کنیم…فیلم با یه فضاسازی قوی از محیطی خشن و چرک شروع میشه…حتی همون سکانس اول که از پایان فیلم انتخاب شده روی این سیاهی تاکید داره…وقتی که از قطع شدن دست و پا و شکنجه صحبت میشه و مردم هورا میکشن…بعد از اون هم که ابتدای فیلم رو داریم محیطی بسیار آلوده و متعفن رو میبینیم . اینجا راوی هم دوباره روی همون چیزی که داریم میبینیم تاکید میکنه که اگر بخوایم سخت گیری کنیم کاری اضافه است…اما از این میشه گذشت. اولین مشکل همینجا شروع میشه و البته تا سکانس پایانی هم حضور داره و به فیلم اسیب میزنه. فضاسازی اغراق شده تا حدی میتونه تاثیر مثبتی در راستای فیلم داشته باشه اما اگر بی احتیاطی بشه ممکنه حالت کمدی ناخواسته ایجاد کنه و عمق تاثیر رو از بین ببره. مادر بچه رو در چند ثانیه به دنیا میاره و بعد با پا هلش میده به کناری و بلند میشه و کارش رو ادامه میده! مگه قرار نیست حرف جدی بزنیم؟ محکوم شدنش به جرم قتل و اعدامش هم به شدت دم دستی پرداخت میشه. چرا؟ چون از این به بعد قراره به شکل بسیار نامعمولی شاهد مرگ همه افرادی که ژرژ وارد زندگیشون میشه باشیم. حالا چه منطقی پشت این مرگ ها نهفته بوده بماند. پرداخت ها به شدت بد و دم دستی است. این اغراق های عجیب همینطور ادامه پیدا میکنن…

نوزاد ما در همون روز اول به دنیا اومدنش دست پسری رو میگیره و میکشه به سمت بینی اش جوریکه پسر مجبور میشه با فشار دستش رو خارج کنه! ژرژ ظاهرا فقط قدرت بویایی عجیبی داره اما به راحتی از همه مشکلات در کودکی گذر میکنه…بردگی ای که همه ۵ سال توش دوام میارن حریف ژرژ نمیشه …چطور از دست اون بچه هایی که ۳ نفره پتو رو روی صورتش فشار میدادن زنده موند بماند…اما این ها همه سهل انگاری رو در پرداخت نشون میده. خراب شدن خانه ی استاد عطر ساز رو بیایم ندید بگیریم…اینجوری برای فیلم بهتره.

لازمه که اشاره کنم من این رو درک میکنم که کارگردان میخواسته شمایلی افسانه ای به ژرژ بده و نشون بده چجوری تونسته زنده بمونه در بین سیاهی ها اما اغراق ها در جهت فیلم اگر باشن قابل قبول هستن. مثل جایی که ژرژ به صورت غریزی شیشه های عطر رو پیدا میکنه و میزان ترکیبشون رو حدس میزنه…این ها در راستای فیلم هستن اما یک سری اغراق ها به درد بتمن و سوپرمن میخورن و مال ژرژ نیستن چون فیلم این ها رو تعریف نکرده…در ادامه خواهید دید که مشکل من تنها این تک سکانس ها نیست. این سهل انگاری ها تا جایی ادامه پیدا میکنه که ژرژ به قاتلی حرفه ای تبدیل میشه! به هر جایی سرک میکشه…با تمام ظرافت مورد نیازش زن ها رومیکشه و عطر درست میکنه و وسط کلیسا رهاشون میکنه…یا هر جای دیگه…انگار به غیر از حس بویایی خیلی ویژگی های قهرمانانه دیگه ای هم داشته و فیلم نگفته بوده!

حتی منطق پشت این قتل ها هم بچگانه است…ژرژ زن بد کاره ای رو میاره تا عطرش رو درست کنه اما زن ممانعت میکنه. خب میشد بیهوشش کرد! چون خود ساختن عطر نیازمند کشتن زن ها نبود و این هم وصله ای تحمیلی میشه تا سکانس پایانی رو بتونیم ببینیم…

خب این وضعیت پرداخت سطحی اتفاق ها بخشی از مشکلات فیلم رو تشکیل میده. اما بخش دوم بیشتر در راستای مضمونی هست که فیلم میخواد مطرح کنه. باید قبول کرد که فیلم به ما خط میده که تعدادی از مسائل مطرح شده استعاری هستن…البته واضح هم هست. همونطور که سیاهی و چرک همه جای فیلم رو پر کرده و بعد دختری از راه میرسه که رایحه ای جدید و متفاوت رو نشون میده میشه فرض کرد اون رایحه قراره مقابل سیاهی ها قرار بگیره…پس قدم را فراتر بگذاریم و برسیم به تقابل نوعی پاکی و انسانیت با زشتی هایی که دیدیم…خب این فضا باید به شکلی انتزاعی مطرح بشه و جلو بره تا به هدفش برسه…این که ژرژ تلاش میکرد و از به دست آوردن اون رایحه ناتوان میموند میتونست مسیر درست تری باشه اما اینجا به نظرم فیلم با دست های خودش همه ی اون عمق احتمالی موجود در مضمونش رو از بین میبره! مضمون معنا گرای فیلم به راحتی تبدیل میشه به یه فیلم معمایی – جنایی! یعنی چی؟ حالا ژرژ با استفاده از روغن داره انسانسیت و زیبایی های انسانی رو از بدن زن ها بیرون میکشه و باهاش عطر درست میکنه؟! گاهی زن های بدکاره ی کنار خیابان و گاهی… خب این به نظر من مسیری رو به ته دره است برای این فیلم…یک سقوط کامل.

اما استعاره ها اونقدر پر رنگ هستن که نمیشه بگیم بیایم ندید بگیریمشون ! سکانس به شدت اغراق شده و عجیب پایانی واقعا فیلم رو نابود میکنه…بحث در ظاهر سر مسائل مهم و عمیقی هست اما نگاه فیلم خیلی سطحی تر از اونه که بشه جدی گرفتش.

اثر ظاهرا اقتباسی هست…خب شرایط تاثیر گذاری در ادبیات و سینما کاملا متفاوت هست و من هم رمان رو نخوندم. اما هیچکدوم از بی منطقی های فیلم به دلیل اقتباسی بودنش قابل توجیه نیست. میشد راجع به بازی ها و گاهی اجرای خوب بعضی از سکانس ها هم گفت…اما بهتره یادداشت طولانی نشه و تمرکز بر همون عدم انسجام فیلم باقی بمونه.

نمره:بدون نمره

{extravote 4}


عطر:داستان یک قاتل ساخته تام تیکور آلمانی مسلما برای هر مخاطبی با هر سطحی تجربه منحصر بفردی خواهد بود.فیلم رباره چیزی میخواهد صحبت کند و مانور دهد که شاید در سینما به تصویر کشیدن آن دشوار باشد و آن بو و رایحه است.که کارگردان به خوبی با تمهیداتی که دارد این حس را برای ما به تصویر میکشد که همین را میتوان برای فیلم دستاوردی دانست.در راه رسیدن به این موضوع کارگردان از نوع خاصی از تدوین بهره گرفته است که کاملا حس بو کشیدن ژان باپتیست را به ما منتقل میکند و حتی گاهی خود بو را!

نکته ای که برای هر فیلمی باید مورد توجه قرار گیرد فضاسازی خوب و همراه ساختن مخاطب است.عطر در این زمینه فوق العاه موفق است .فیلم با استفاده از تدوین عالی و رنگ بندی زیبا و داستان مهیج و همچنین طراحی صحنه و چهره پردازی و موسیقی خوبی که دارد و همینطور استفاده از شگردهای روایی وتعلیق مناسب مخاطب را همراه خود میکند و او را در فضای فانتزی گونه فیلم قرار میدهد و تا انتهای فیلم به همراه خود میکشاند.فارغ از محتوا همین برای فیلم یک نقطه مثبت بسیار بزرگ است که تا پایان داستانش را به خوبی بازگو میکند.

عطر:داستان… داستان غریزه های آدمی است.داستان حاکمیت غرایز بر زندگی و اینکه چگونه میتواننند بر انسان مسلط شوند.ژان باپتیست شخصیت اصلی فیلم کسی است که توانایی بویایی خاصی دارد .از طرفی وی زندگی عجیبی نیز دارد .شوم است به گونه ای که در بطن تولد مادرش را و در ادامه خیلی های دیگر را به کشتن میدهد.شاید همین توانایی اسرار آمیز بو کشیدن نیز بخشی از شومی و نحسی بود چون برای همه چیزی جز بدبخیت ندارد.در جای جای فیلم تسلط شدید غریزه بویایی را بر ژان باپتیست میبینیم . کارگردان در چند جا با ظرافت بالایی به تصویر کشیده است .که اوج آن صحنه اول رویارویی با دخترمیوه فروش است که میبینیم که ژآن باپتیست با تمام قدرت به دنبال او میرود و قمره این تعقیب برای خود او مرتکب قتل شدن و برای دختر نیز کشته شدن است .در جای دیگر نیز وقتی درشکه رز(آخرین قربانی او) از کنارش رد میشود میبینیم که او همچون کودکی که به دنبال ماددرش میدود به دنبال درشکه به راه میفتد.نکته دیگر این است که او ظاهرا به سایر غرایز خو بی توجه است.چون هیچگاه با هیچیک از قربانیان رابطه جسنی برقرار نمیکند.او فقط به دنبال عطر که البته ریشه این موضوع را توضیح خواهم داد.

فیلم تا پایان نیز در همین مسیر پیش میرود.ژان باپتیست دست به قتل میزند تا بتواند به رایحه مورد نظرش برسد.او خیلی راحت ستگیر میشود.در حقیقت چیزی که برای او اهمیت دارد رسیدن به هدفش استکه در پایان هم به آن میرسد.

شاید بتوان از دیدگاهی گفت ژان باتپتیست خود را یک هنرمند میداند.که قصد دارد هنرش را به دنیا عرضه کند.او قصد دارد این هنر در معرض دید همگان قرار بگیرد.ثمره هنر او چیزی جز بر انگیختن غرایز نیست چون خود هنر او محصول غرایز است.

ژان باپتیست میخواهد دیده شود.او در درون غار چندین رایحه مختلف را استشمام میکند بوی همه چیز را .به نوعی ارضا میشود از بوها و حتی اگر هم آنجا از بی غذایی بمیرد برایش اهمیتی ندارد.اما به ناگاه متوجه میشود که بویی ندارد.شاید اتفاقی که ددر ادامه میفتد برای مخاطب چندان قابل هضم نباشد ولی از یاد نبریم که برای خود وی بو راه ارتباط حقیقی با نیای بیرون است و چون درمیابد که بویی ندارد به این فکر میفتد تا به حال هیچکس او را نشناخته و ندیده است.لذا در صدد شناساندن خودش بر می آید.در ابتدای فیلم میبینیم که وی حتی از این که مردم به وی ناسزا میگویند و خواهان اعدام او هستند نیز خوشحال است چون همین حاکیت از توجه به وی دارد.

در سکانس فوق العاده اعدام که به نظرم از سکانس های بینظیر تاریخ سینماست ژآن باپتیست هنر خویش را عرضه میکند.این خود اوج ارضای او است.او همچون هنرمندی که یک قطعه موسیقی را مینوازد دستمال خود را در هوا تکان میدهد و عصاره ای که ساخته است را می پراکند.اتفاقی که در ادامه رخ میدهد با منطق فانتزی فیلم نیز هماهنگی دارد.همانطور که گفتم عطر محصولی است که در جهت ارضای غرایز خود است لذا تاثیرش در در دیگران نیز همان ارضای غرایز است و میبینیم که مردم پس از استشمام بوی عطر او به هر نحوی که شده است به ارضای تمایلات.

.خویش میپردازند .فیلم اینجا میگوید که در نهاد همه این غرایز وجود دارد که منتظر جرقه ای است که آزاد شود.

البته اشارات خود تیکور نیز جالب است .مثلا موضوع کشیش .این سکانس از حین اجرا نیز طرافت های فراوانی دارد.در حضور این غریزه عقل جایهگاهش را از دست میدهد و چیزی که برای انسان میماند حیوانیت است.بعد از این سکانس هم میبینیم که آنها ژان باپتیست را دیگر متهم نمیدانند و فقط بر اثر چیزی که میبینند(لباس ها در .حیاط پشتی خانه رییس سابق ژان باپتیست)او را متهم میدانند.

در پایان باپتیست که هدفش دیده شدن ودرک شدن بود خود را در در عصاره عطری که ساخته غرق میسازد و مردم نیز همانند صحنه اعدام که از خود بیخود میشوند اینبار نیز همان حالت را پیا مکینند که باعث میشود او نابود شود.او به نوعی فنا میرسد.در مسیری که میخواهد.او وجودش را ثابت میکند وحتی جزءی از وجود دیگران میشود.

از نگاهی شاید بتوان این وضعیت بویایی در ژان باپتیست را معادل نوعی سکسوالیته دانست که باپتیست در جهت ارضایش به هر نحو برمیاید.چیزی همانند کانیبالیسم(دگر خواری ) که پس از انجامش گویی فرد مورد نظر به نحوی از ارضا وارگاسم میرسد اینجا نیز پس از گرفتن رایحه زنان و گرفتن عطرشان و بوییدنشان به نوعی ارضا میرسد.که شاید بتوان گفت معادل نوعی ارگاسم است.از این دید فنای ژان باپتیست نیز نوعی حالتی یا همان رساندن حس بویایی ژآن باتیست به ما.

از جنبه های فنی همانطور که قبلا نیز اشاره کردم تیکور فیلمی بینظیر ساخته است.فیلم از نظر کارگردانی در سطح بالایی قرار دارد .نمونه اش همان سکانس بینظیر اعدام است .

نمره:بدون نمره

{extravote 5}


عطر:داستان یک…چگونه می توان بو را به تصویر کشید؟فیلم عطر ساخته ی تام تیکور کارگردان آلمانی،قطعا جوابی بر این سوال است.فیلم با شروعی میخکوب کننده،مخاطب را کنجکاو می کند;پسری جوان که در حال شنیدن حکم اعدام خود به وسیله ی مصلوب شدن است و مردمی خشمگین که همه از صمیم قلب مرگ او را خواهانند.و سپس با صدای گرم راوی،با داستان یک قاتل همراه می شویم.از همان لحظه ی تولد تا لحظه ی مرگ.

شاید فیلم برای برخی گیج کننده باشد.فضای کلی فیلم نمایی از یک فیلم و داستان رئال را ارائه می دهد.اما به تدریج که فیلم جلو می رود،اتفاقاتی سورئال و فراطبیعی رخ می دهند:از متولد شدن ژان باپتیست در چند ثانیه در یک ماهی فروشی کثیف و مرگ مادرش،تا مرگ های سریالی قیم هایش(چیزی که هرگز دلیل آن را نفهمیدم) و در نهایت سکانس عجیب اعدام در پایان فیلم.اما در حقیقت فیلم در فضایی جدا از رئالیسم و سورئالیسم سیر میکند.فیلم،نه فیلمی جدی و تاریک است و نه اثری فانتزی.بلکه سبک و لحن قالب بر رمان عطر(و به تبع آن فیلم عطر) رئالیسم جادویی است.رئالیسم جادویی سبکی است که در آن فضای کلی داستان رئال است،اما وقایعی سورئال و غیر طبیعی(خواه از نظز منطق عینی و خواه از نظر انطباق تاریخی)در چند جای داستان رخ میدهند.از نمونه های مشهور این سبک در عالم سینما می توان فارست گامپ را نام برد.همچنین در دنیای ادبیات،از سران سبک رئالیسم جادویی می توان به گابریل گارسیا مارکز و به خصوص کتاب مشهورش،صد سال تنهایی اشاره کرد.اما فیلم عطر سعی می کند تم رئالیسم خود را تا جایی که امکان دارد در فضایی تاریک،کثیف و مشمئز کننده قرار دهد و هرجا فضایی آرام و زیبا در فیلم به وجود می آید،عناصر سورئال داستان وارد می شوند.البته شاید وقوع بیش از حد وقایع عجیب در داستان،باعث زیاد شدن غلظت سورئال فیلم و در نتیجه خروج آن از سبک رئالیسم جادویی شود.چنانکه در ۲۰ دقیقه ی پایانی،ما کاملا با اثری سورئال طرف هستیم.

فیلم اندکی پس از شروع شدن،تلاش می کند استعداد فوق العاده ی بویایی ژان را برای مخاطب جا بیاندازد و در حقیقت،این استعداد را نه در حوزه ی فراطبیعی،بلکه در حوزه ی واقعی و رئالیسم فیلم مطرح کند و باید اذعان کرد کارگردان تام تیکور با صرف زمانی کافی و گرفتن کلوز آپ هایی از چهره ی ژان و به خصوص اکستریم کلوز آپ هایی از پره های بینی او و تدوین آن ها در کنار موادی که آنها را می بوید،موفق عمل کرده.عکس این موضوع را می توان درباره ی چگونگی تحول ژان و تبدیل شدن او از یک پسر جوان لاغرمردنی که بیشتر عمر خود را در نوانخانه و دباغی گذرانده به یک قاتل سریالی حرفه ای مطرح کرد.فیلم درباره ی این تحول به هیچ عنوان گویا نیست و گنجاندن سکانس غار و بیان این موضوع که ژان فهمید هیچ بویی از خودش ندارد هم کمکی نمی کند.در واقع بخش زندگی کوتاه ژان در غار،از بخش های نسبتا طولانی و مهم کتب عطر است که نویسنده در آن با کشاندن ژان به مکاشفه ای عرفانی با ارائه ی جملاتی انتزاعی و تصاویری غیر عینی تحول ژان برای رسیدن به هدفش و به هر قیمتی را به خوبی به خواننده القا کرده و زمینه را برای تبدیل شدن او به یک قاتل سریالی که از عمد آدم می کشد(نه مانند دختر آلوفروش که اتفاقی کشته شد)آماده کرده.اما در فیلم،سکانس غار سکانسی است که خیلی زود از یاد بیننده می رود. و بیننده ی بهت زده،به تماشای شکار شدن دختران به دست ژان در شهر گراس مشغول می شود.

می گویند فیلم ابتدا به استنلی کوبریک بزرگ پیشنهاد شده و وی با اشاره به همین بخش تحول در غار در کتاب،فیلم را رد کرده و گفته نمی تواند چنین چیزی را به تصویر بکشد.با مشاهده ی فیلم،به درستی تصمیم کوبریک پی می بریم.

بازی داستین هافمن در فیلم فوق العاده بود و حضور نه چندان طولانی او در فیلم در نقش جوزپه بالدینی عطرساز ایتالیایی تاثیر مطلوبی بر فیلم گذاشته.ضمن اینکه شخصیت جوزپه،با حوصله و به خوبی به بیننده معرفی می شود و وی نقش تاثیر گذاری را در زندگی ژان ایفا می کند.نه تنها به سبب آموزش عطرسازی و معرفی شهر گراس به وی،بلکه برای بیان موضوعی که تاثیری بزرگ در زندگی ژان گذاشت.جوزپه در خلال آموزش های عطرسازی به ژان می گوید هر عطر از سه بخش تشکیل شده:بخش بالایی که در دقایق اولیه بوی آن حس می شود و راه را برای بخش میانی که تا چند ساعت باقی می ماند باز می کند و در نهایت بخش پایانی که تا چند روز باقی می ماند.وی به ژان می گوید که هر کدام از این بخش ها از ۴ اسانس تشکیل می شوند که در مجموع ۱۲ اسانس را تشکیل می دهد و سپس برای او از افسانه ای می گوید که طبق آن،اسانس سیزدهمی هم وجود دارد که باعث می شود همه در برابر آن عطر به زانو در بیایند و مصریان باستان به آن دست یافته اند.پس از آموزش های عطرسازی و ورود به شهر گراس،ژان تلاش می کند بوی بدن زنان را استخراج کرده و با آن عطر بسازد و در نتیجه ۱۲ دختر جوان را برای رسیدن به این هدف به قتل می رسناند.در نهایت او در پی اسانس سیزدهم عطر خود است که آن را بوی بدن لورا،دختر یکی از بزرگان شهر گراس و یکی از افراد با نفوذ که آلن ریکمن نقش او را بازی کرده تشخیص می دهد و به تعقیب وی می پردازد.بازی آلن ریکمن مانند همیشه است،نمودی از مردی قوی و مستحکم با صدایی بم و طنین انداز و خاص.بازی بن ویشا نیز در فیلم پذیرفتنی است و اگر چنان که در فیلم گفته می شود "ژان هیچ بویی از خود نداشت"،بپذیریم قرار است ژان باپتیست به خودی خود و بدون بوهای مختلفی که رفتار وی را تعریف می کنند، بدون شخصیت باشد،ویشا این بی شخصیتی را به خوبی به نمایش گذارده.

موسیقی متن فیلم فوق العاده است و به خصوص در صحنه های حساس فیلم مثل نخستین عطرسازی،قتل های زنجیره ای و ورود به مسافرخانه برای کشتن لورا و نیز صحنه ی انتظار پیش از اعدام،به خوبی بر قامت فیلم نشسته است و توانسته احساس واقعی مورد نیاز در لحظه را ایجاد کند.فیلمبرداری و به خصوص استفاده های به جا از کلوزآپ ها نیز قابل قبول است و به طور کلی فیلم از نظر فرم،به غیر از بازی های اغراق شده و آزاردهنده ی مردم و کشیش در صحنه ی سکوی اعدام،مشکل خاصی ندارد.ایرادی که بیشتر به فیلم وارد است بر محتوا و به خصوص در به تصویر کشیدن درست تحول ژان باپتیست است.

به طور کلی می توان گفت فیلم برای کارگردان جوان و کم تجربه ای مثل تام تیکور،قابل قبول بوده و وی توانسته به خوبی از امکانات در دسترسش برای به تصویر کشیدن داستان یک قاتل استفاده کند.شاید بهتر باشد به جای آنکه به دنبال فلسفه ای خاص در فیلم بگردیم(که البته وجود دارد،ولی فیلم خیلی خام به آن پرداخته)تنها از هنر فیلمساز لذت ببریم و فیلم را به چشم یک اثر هنری لذت بخش(و البته نه کامل)نظاره گر باشیم.

نمره:۷ از ۱۰

{extravote 6}


فیلمی فاقد منطق که میخواهد حرف بزرگی بزند…عطر داستان یک قاتل با اینکه از نظر فنی در سطح بالایی قرار داره ولی اصلا فیلم خوبی نیست. مقصر اصلی رو باید رمانش دونست که باعث شده اتفاقایی که در فیلم رخ میده غیر قابل باور و غیر منطقی باشند و سوالای زیادی رو برای من بی جواب باقی گذاشت.

شخصیت اصلی این فیلم (باتیستا) در طول دوران زندگیش ۴ سرپرست داره که هیچ علاقه ای بهش ندارند و فقط برای هدف خاصی ازش مراقبت میکنند و درست لحظه ای بعد از اینکه باتیستا ازشون جدا میشه به طرز مسخره و غیر منطقی میمیرند! از بریدن گلو در روز روشن به خاطر یه ذره پول بگیرین تا اون سکانس مسخره‌ی ریزش خونه‌ی استادش!

اوابل فیلم میبینیم سه بچه‌ِ‌ی پنج شش ساله بالشی رو محکم روی صورت نوزادی که فقط چند ساعت از تولدش میگذره گرفتند و میخوان اونو بکشند ولی نوزاد آنچنان جیغ میکشه که سرپرست یتیم خونه رو از فاصله‌ی بسیار دور خبر میکنه!!! یا کمی قبل تر که همین نوزاد (باتیستا) دست یک پسر بچه رو محکم توی دستش میگیره طوری که این بچه به زحمت خودشو خلاص میکنه! چطور چنین چیزی امکان داره؟ چطور امکان داره یک نوزاد چند روزه که سه نفر جلوی دهنش رو گرفتند اونطور فریاد بزنه؟ وقتی هم که کمی بزرگ میشه به طرز عجیبی از زیر شکنجه ها و ظلم و ستم اربابش و همچنین ۱۵ ساعت کار سخت در روز جون سالم به در میبره. آیا باتیستا غیر از قدرت بویاییِ غیر عادی، توانایی های ماورایی دیگه ای هم داره؟ فیلم هیچ پاسخی دراینباره به ما نمیده. انگار خدا یک فرشته رو همراه‌ باتیستا کرده که هر کی خواست ازش جدا بشه یا قصد کشتنش رو بکنه حسابی ادب کنه! این فقط بخش کوچکی از مشکلات یک ساعت اول فیلم بود.

بریم سراغ اصل فیلم یعنی یک سوم پایانی فیلم که باتیستا میفهمه بهترین عطر دنیا رو فقط میشه از بدن انسان و دخترهای زیبااستخراج کرد! بنابراین رو میاره به کشتن دخترای بیچاره فقط و فقط به خاطر کمی مو و عطر درونی بدنشون!!! واقعا جای سواله آخه مرد حسابی تو که تا قبل از این تونسته بودی عطری رو بسازی که همه رو از خود بیخود کنه چرا از همین شگرد برای بیرون کشیدن عطر بدن دخترها استفاده نکردی؟ یا تو که بهترین عطر ساز جهانی چرا از بیهوش کننده استفاده نکردی؟ چه لزومی داشت کلی آدم بکشی که همه‌ی شهر علیه‌ت بسیج بشند؟

مشخص نیست که چرا بار اول که مردم بهترین عطر جهان رو بو میکشند در جای خود ساکن میشند و عشق بازی میکنند ولی بار دوم به باتیستا هجوم میبرن و اونو میخورند! چرا بهترین و قوی ترین عطر جهان در یک شیشه‌ی کوچیک محبوس شده و تا زمانی که درِ شیشه باز نشه تاثیر خاصی نداره! از این دست تناقضات زیاد در فیلم هست و من هیچ پاسخی برای اونا پیدا نکردم.

نمره:۳ از ۱۰

{extravote 7}


آواز دهل شنیدن از دور خوش است…همیشه برای انتخاب یک فیلم برای تماشا کردن، ایده ی اولیه و یا خلاصه داستان نقش اساسی ایفا میکند حال اگر این ایده بکر باشد این جذابیت دو چندان می شود. یک پسر استثنایی که شامه قوی و یا فوق قوی و ماورایی دارد و از فرسنگ ها دورتر بوها را حس میکند و با بزرگ شدنش برای تثبیت و ایجاد اثر خودش در جهان تصمیم می گیرد عطر استثنایی خود را تولید کند و این عطر با حفظ رایحه خوش دختران و زنان بدست می آید و همین او را به یک قاتل زنجیره ای تبدیل میکند. حتما هر کس این چند خط را بخواند مجذوب این ایده می شود حال اگر کمی معنا گرا هم به قضیه نگاه کند و رایحه یک انسان را روح و عصاره ی وجود یک شخص بداند جمع کردن و مخلوط کردن آن حتما عصاره ی انسانیت است که مسلما همه را مدهوش میکند و عشق واقعی را به آنها میبخشدو صاحب این عصاره هم حتما همه انسانها که با ذات پاک خود و عصاره ی وجود هستی خود مواجه میشوند، بنده ی او میگردند. این جذابیت ها به کنار، افزودن جنبه جنایی به فیلم و تبدیل قهرمان ماورایی داستان به یک قاتل دختران زیبا دیگر شکی قاعدتا نباید بگذارد که فیلم شاهکار است و با دیدن گوشه ای از صحنه هایی مثل صحنه ی مصلوب کردن قهرمان داستان و مجنون شدن همه در میدان و صحنه خودکشی پایانی که بیشتر آدم را یاد فیلمهای زامبی وار می اندازد حتما میخکوب کننده است.

اما همه ی داستان این نیست و هر جنبه ای از فیلم را بگیری فیلمنامه اثر دارای سوراخ های زیادی است که آن دورنمای زیبا را به چالش میکشد و یا شاید آن دورنما را تخریب میکند. اگر فیلم آنچنان که تا نزدیکیهای پایان بیننده را مجاب میکند که محوریت فیلم باید داستان یک قاتل زنجیره ای دیوانه ی رایحه ها است، باشد انتظار میرود داستان و روایت با منطق و با چفت و بست و پر از غافلگیری و صحنه های هولناک باشد ولی وقتی در صحنه ای که اشراف شهر جشن گرفته اند و ناگهان بازی قایم موشک را انتخاب میکنند و خیلی واضح مشخص است که این بازی گنجانده شده تا دخترانی از بین جمع به دام قاتل بیفتند و یا در صحنه ای دیگر آنجا که قتل های پیاپی اتفاق می افتد و قاتل ما بسیار ساده و مثل آب خوردن همه را به دام می اندازد چه لزومی دارد زیر اطاق آزمایشگاهش مو و لباس آنها را خاک کند تا سرنخ بسیار مشخصی برای محکوم کردن خود بدست دهد؟ و یا اصلا چرا او که یک کارگر در مزرعه گل است چرا اینقدر شبانگاه آزاد است و هیچ وقت گیر نمی افتد؟ ویا دختر زیباروی که از بدو ورود باپتیستا به شهر، مشخص است که رایحه ی او حتما اسانس نهایی عطر جادویی اوست و باید به نحوی از دسترس قاتل بدور باشد تا در انتهای فیلم و در کش و قوسی ساده لوحانه در دام بیفتد و یا قطعه جنون همگانی در صحنه ی پایانی با کدام زمینه چینی از ابتدای فیلم همراه بوده ؟ از این ایرادات ریز و درشت بسیار است و همه ی اینها منطقی است که آن شوق اولیه برای دیدن فیلم به یک سرخوردگی تبدیل کند.

در مجموع و با توضیحلتی که داده شد میتوان گفت با فیلم متوسطی روبروایم که امتیازش را از ایده ی جذاب خود میگیرد و در پاره ای از دقایق هم دارای کشش است و کلا برای سرگرم شدن و یکبار دیدن میتوان پیشنهاد نسبتا خوبی باشد.

نمره:۵٫۵ از ۱۰

{extravote 8}


مرز بین خوی انسانی و حیوانی چیست؟می خواهم خیلی سریع و بدون حاشیه به نقد و تحلیل فیلم بپردازم.فیلمی که داستان قاتلی(ژان بابتیست گرونویی) با قدرت بویایی فوق العاده را تصویر می کند که برای ایجاد رایحه ای جادویی دست به جنایت می زند.

فیلم عطر: قصه یک قاتل، فیلمی است نمادین که پیامی قوی دارد.این پیام، مرز بین انسانیت و خوی حیوانی است که در پایان فیلم به چشم می خورد.در اصل، داستان فیلم سفری است به سوی این حقیقت و همین حقیقت است که فیلم را عمیق می سازد.

این پیام همراه با نمادهای فراوان در طول فیلم نیز به چشم می خورد. وجود عطر ها در یک فضاسازی خاص، نشانگر لذت جنسی است.عطرهایی که انسان ها را از درون انسانیت خود بیرون می اورند و پتانسیل حیوان ساختن بشر را دارند. از نمادها برای نشان دادن پیام فیلم که بگذریم، به وفور نمادهایی برای احساسات حیوانی و دنیوی یافت می شوند مثلا رنگ آبی شیشه عطری که ژان آن را مشاهده می کند که نماد لذت است.

فضا سازی فیلم نیز قابل توجه است. محیطی که در فیلم نشان داده می شود به کمک رنگ های تیره و سیاه، کثافت و تنفر و بی مهری را در فیلم داد می زند. که همین نیز حقیقت داستان را ملموس تر می سازد.

چیزی که در این فیلم منحصر به فرد است، تصویری از بو و حس بویایی است که با اینکه دیدن ان با چشم، غیر ممکن است ولی به خوبی دیده می شوند. با کلوس آپ های مناسب و به جا، و بازی نقش اول فیلم که عدم داشتن هر حس به جز یکی را به ما می رساند و تصاویر و صحنه های مختلف که با موفقیت بو را به تصویر می کشد.

از بازی ها سریع می گذرم چون تمام بازی ها به خصوص بازی بن ویشاو درخشان هستند. و می توان به بازی متفاوت از داستین هافمن نیز اشاره کرد.

موسیقی فیلم نیز بسیار خوب از آب در آمده و با صحنه های فیلم خیلی خوب مچ شده است. هم چنین، روایت داستان توسط یک راوی بسیار به جاست و اذیت کننده نیست و حس اینکه فیلم از یک کتاب اقتباس شده را به بیننده القا می کند.

در کل فیلم یک اشکال دارد، و آن هم اغراق در برخی از صحنه هاست که اگرچه فیلم را زیبا می کند ولی ان را سورئال می سازد که با کلیت فیلم که کاملا منطقی است، در تناقض است(این نظر البته ممکن است مخالفت دوستان را هم همراه داشته باشد)

نمره:۹٫۵ از ۱۰

{extravote 9}


"عطر…" یک فیلم فانتزی افراطی است.

اثری است که با هیچ یک از فانتزی های سینمایی مطابقت ندارد، جنس فانتزی "عطر…" جنس کم یابی است ولی این فانتزی درست پرورش داده نشده است و رو به افراط رفته است، افراط بیش از حد فانتزی را خراب می کند و هیچکس اورا باور نمی کند، فانتزی باید باور پذیر شود، مثل فانتزی "سیندرلا" همه دخترها با دیدن سیندرلا دوست دارند جای او باشند این یعنی باور پذیر بودن. ولی کرکتر "گرنویل"(با بازی بن ویشاو) این خصلت را ندارد، به عنوان مثال در سکانس اعدام که "گرنویل" با عطر به صحنه می آید مخاطب در این سکانس اصلا تکلیفش روشن نمی شود که تصور کند مثلا جای "گرنویل" باشد یا حتی نباشد و این حد وسط تماشاگر را راضی نمی کند و او را پس می زند، بن ویشاو فوقالعاده به ایفای نقش "گرنویل" پرداخته است و این حد وسط بودن کرکتر ویشاو مقصر اصلی اش "تام تیکور" کارگردان اثر است نه ویشاو، بن ویشاو کار خود را به خوبی انجام می دهد به معنی اینکه هرچی از خواسته شده را انجام می دهد نه بیشتر و نه کمتر.

"عطر…" درست است افراط در فانتزی اش بی داد می کند ولی کاملا یک فیلم دیدنی است با بازی فوقالعاده "ویشاو" تا حدودی آن ضعف هایی که در بالا ذکر کردم را کاهش می دهد(از بین نمی برد) و باعث نمی شود شما خسته شوید و می شود نتیجه گرفت بازی ویشاو نقطه قوت فیلم است.

طراحی صحنه "عطر…" بی نظیر است و به هر چه باور پذیر کردن مکان و زمان فیلم کمک کرده است و به شدت ستودنی است، فیلمبرداری هم یکی دیگر از بخش های ستودنی "عطر…" است که نمی شود از آن چشم پوشی کرد و بی تفاوت از آن گذشت بنده که محو فیلمبرداری "عطر…" شده بودم در طول زمان فیلم، گروه بازیگران و همینطور سیاهی لشکر کار خود را به نحو احسنت انجام داده اند و به این هم اشاره کنم بازی داستین هافمن در اون مدت زمانی که در صحنه حضور پیدا می کند به شکل فوقالعاده ای می درخشد و لقب استاد برازنده ی او است.

"عطر…" اثر سرگرم کننده ای است و به همان اندازه که در بالا ذکر کردم خاص هست، و در نهایت باید بگویم تماشای "عطر…" هرگز باعث خستگی تماشاگر یا پشیمانی وی از دیدن فیلم نخواهد شد.

نمره:۷٫۵ از ۱۰

{extravote 10}


راستش من قبل از دیدن فیلم و با توجه به فیلم قبلی که از کارگردان دیده بودم منتظر فیلم بهتری بودم حداقل از لحاظ خلاقیت در کارگردانی. فیلم عطر بر عکس فیلم قبلیش با امکانات و بودجه بالایی ساخته شده که فکر می کنم همین امکانات بیش از حد کمی کارگردان را از خلاقیت فیلم قبلیش دور کرده طوری که خیلی از نماهاش واقعا اضافی هستند و هیچ لزومی در استفاده از کرین و ابزار دیگر نبوده و شاید توجیه استفاده از این وسایل فقط و فقط زیبایی ظاهری سکانس بوده نکته دیگر زمان بالای فیلم و ریتم ناهماهنگ نیمه اول و دوم فیلم هستش در مورد زمان فیلم احساس می کنم که باز بودن دست فیلمساز در استفاده از لوکیشن و سیاهی لشکر و امکانات سینمایی باعث شده کمی در تدوین فیلم دست و دلباز باشه و کلی پلان اضافه و بی مصرف را در فیلم جای دهد در مورد استفاده از امکانات می تونیم به فیلم حرفه: خبرنگار آنتونیونی مراجعه کنیم و ببینیم که استفاده درست از بزار و امکانات سینمایی به همراه هوش و خلاقیت کارگردانی می تونه منجر به چه شاهکاری بشود.

احساس من در مورد داستان فیلم اینکه چیزی تو ذهن نویسنده بود و قصد اجرای آن به هر نحوی را داشته نمونه اش که دوستان چندین بار اشاره کرده اند مرگ آدمهایی که پسر از آنها جدا می شود نکته دیگه اینکه ما خیلی جاها از فیلم جلو می افتیم مثلا تا اون استاد عطر ساز را می بینیم منتظریم پسر به هر بهانه ای به او بپیوندد و بعد هم به هر بهانه ای استاد بمیرد یا جایی که آن دختر در طویله تنها می ماند ما سریعا متوجه اتفاقی که در آینده می افتد می شویم دوستی گفته بود که شاید اون پسر اصلا حضور نداشته خب اگر او نبوده پس قتل ها را کی انجام میداده در کل خیلی جاها فیلم بر پایه اتفاقات پیش می رود.

من هم با سکانس آخر و سکانس عشق بازی دسته جمعی مشکل دارم و اصلا دلیل اینکه یک همچین سکانسی در فیلم را متوجه نمی شوم.

نمره:۴ از ۱۰

{extravote 11}

اختصاصی نقد فارسی

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه ها،وبلاگ ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات "منبع:سایت نقد فارسی" و "نام نگارنده" ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

46
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
46 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
6 Comment authors
علی نظریکورشمحمد32121121حامد0000م.ساغشکی Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More here to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More Info here on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you can find 57485 more Information on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More Information here to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Information here on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More Info here on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More on to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] There you will find 26066 additional Information on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Information here to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More on on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you will find 14463 more Info on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Information on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Here you can find 70087 more Info to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Information here on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Find More here to that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here on that Topic: naghdefarsi.com/perfumethe-story-of-a-murderer/11390/ […]

trackback
Member

[&#8230 ;] نقد و بررسی گروهی کاربران نقد فارسی بر فیلم Perfume &#8230 ; [&#8230 ;]

علی نظری
Member
Member
علی نظری

یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما
شاهکار به تمام معنا…..
از تمام جوانب صحنه پردازی ،بازیگران، کارگردانی، موضوع و داستان فیلم خارق العاده بود.
۹٫۵/۱۰

کورش
Guest
Member
کورش

قدرت بویایی نه بینایی

محمد32121121
Guest
Member
محمد32121121

فیلم فوق العادست راجر ایبرت بهش ۴ از ۴ داده. اما بعضی از منتقدین خیلی در حقش کم لطفی کردن. فقط یک ایراد توی فیلم وجو داره اون هم مرگ (غیر طبیعی و خارج از چارچوب کلی فیلم) ، افرادیه که به نوعی به نقش اول بدی میکنن. از اعدام مادرش تا هلاک بقیه درست بعد اینکه پسر ازشون جدا میشه میمیرن. البته این به خودی خود بد نیست ولی به این موضوع خوب پرداخته نشده و خیلی سریع و به‌قولی سر همی این اتفاقات میوفته و یک مقدار فیلم از حالت جدیش خارج میشه.. اما مابقی فیلم عالیه و… ادامه »

حامد0000
Guest
Member
حامد0000

تاثیرگذار ترین فیلمی که تا حالا دیدم.چندین بار نگاش کردم اما بازم ازش سیر نمیشم.

م.ساغشکی
Guest
Member

فیلم عجیبی است
یک نوع ظتز آتائیستی دارد

احمد شجاعی
Guest
Member
احمد شجاعی

برترین فیلمی بود که دیدم،البته با توجه به رمان پاتریک سوزکیند ضعیف بود ولی برترین اثر سینمایی بود که دیدم،یک فیلم ناب از هوش و ذکاوت یه انسان تحقیر شده!فردی که محبت ندیدچرا باید محبت کنه؟