نقد و بررسی سریال Modern Family (خانواده‌ مدرن )

خالق : Christopher Lloyd, Steven Levitan

بازیگران : Ed O'Neill, Sofía Vergara, Julie Bowen

خلاصه داستان : سریال به خانواده های «جِی پریچِت»، دخترش «کِلِر» و پسرش «مایکل» که همه در لس آنجلس زندگی می کنند می پردازد. «کلر» مادر خانه داری است که همسر «فیل دانفی» است و سه بچه دارد. جی با «گلوریا»، دختر جوان کلمبیایی ازدواج کرده است و به او کمک می کند تا پسر نونهالش را بزرگ کند. «مایکل» و پارتنرش «کامرون تاکر»، کودکی ویتنامی بنام «لیلی»، را به فرزند خواندگی گرفته اند و…

 

نقد و بررسی فصل پنجم

منتقد: مَتیو وولفسِن (Slant Magazine) – امتیاز ۳.۸ از ۱۰ (۱.۵ از ۴)

به نظر می رسد سریال خانواده ی مدرن بالاخره در فصل پنجمش به نقطه ی ناراحت کننده و قابل پیش بینی ضعف رسیده باشد.نقطه ای که در دو سال گذشته در حال حرکت به سوی آن بوده است. سریالی که زمانی یک کمدی دقیق و نظارت شده پیرامون پویایی خانواده بود تبدیل به تقلیدی کلیشه ای در شخصیت پردازی و شوخی های سطحیِ بی حس و بی مزه شده است. هدف اصلی این سریال ابداع شیوه ای بود که یک سری تفاوت های نسلی و فرهنگی مربوط به زندگی مدرن آمریکایی را هدف بگیرد و نمودهای کهن الگویی این تفاوت ها را در یک خانواده قرار داده بود و اپیزودهایی را پیرامون درگیری ها ( و طنزی ) که از عدم درک یکدیگر حاصل می شد شکل داده بود. اگر چه آنچه ذکر شد تاثیرگذار بوده اما تاریخ انقضایی دارد : هر چه اعضای خانواده ی پریچت – دانفی بیشتر یکدیگر را شناختند به صورت اجتناب ناپذیری عادات و رفتار یکدیگر را پذیرفتند یا خود را با آن تطبیق دادند و تقابلشان اهمیت خود را از دست داد و به تکرار افتاد. این مشکل حالا به حساس ترین نقطه ی خود رسیده است.هیچ چیز تازه ای وجود ندارد.فقط همان عادات شخصی و کلیشه های آشنا به شکلی دیگر خود را نشان می دهند.جِی ( اِد اُنیل) مثل خیلی از مردان میانسال پولدار از نوشیدن ویسکی با ناهار که چُرت بعداز ظهر را به دنبال دارد لذت می برد.همسر لاتین تبارش ، گلوریا ( سوفیا ورگارا)،همیشه تاخیر دارد چرا که می خواهد حضوری چشم گیر داشته باشد.پسرش مانی ( ریکو ردریگز) که سعی در اغوا گری دارد ناامیدانه به پرستارها علاقه نشان می دهد. کمرون ( اریک استون استریت) همسر غیررسمی پسرِ جی بیش از حد حساس و آماده ی گریه است. میچل ( جسی تایلر فرگوسن) فردی عصبی است که مدام نق می زند و … تلاش های بی انرژیِ نویسندگان در ایجاد شوخی یا احساس برانگیز بودن تنها یادآور متن های خلاقانه و اصیل تر فصول پیشین است. وقتی که خانواده به کم می گویند که او به صورتی غیرعادی نسبت به انتقاد حساس است او با گریه به حمام می رود که این کار حرف آن ها را اثبات می کند.بامزه است اما آشتی پایانی اش با خانواده بار احساسی لازم را ندارد زیرا قبلا چندین بار این صحنه را دیده ایم و به نظر می رسد در آینده هم خواهیم دید. فصل های پیشین غریبیِ غیرقابل توضیحی داشت اما به نظر می رسد نویسندگان به جای این که شخصیت های عجیب و غریبشان را در موقعیت های حساس و پیش بینی نشده قرار بدهند گره هایی نسبتا عادی خلق می کنند که واکنش هایی به شدت قابل پیش بینی از کارکترها را در پی دارد. وقتی گلوریا یک پرستار مرد ( با بازی آدام دواین بازیگرِ سریال «معتادان به کار» ) استخدام می کند ، جِی و مانی مجبورند با او که آن ها را می فریبد که ورزش کنند و غذای پروتئین دار بخورند کنار بیایند که باعث نارضایتی قابل پیش بینی آن ها می شود. وقتی کم و میچل به صورت اتفاقی برای شام لباس های یکسان می پوشند بعد از ظهرشان صرف بحثی می شود که طی آن ، آن ها ژست همیشگی شان را اجرا می کنند : لب برچیدن های احساسی کم و میچی که قضاوت گرانه و بی صبرانه کنترلش را از دست می دهد. شخصیت ها در خانواده ی مدرن همیشه کلیشه ای بوده اند و این هدف سریال بوده است اما داستان هایی که در آن ها شخصیت ها با کمبود اعتمادشان و بزرگنمایی اشکالات یکدیگر دست به گریبان اند خیلی وقت است که بداعت و غافلگیرکننده بودن خود را از دست داده اند.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: Taraneh 92

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات "منبع: سایت نقد فارسی" ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

2
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
2 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
0 Comment authors
maryam84 Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
maryam84
Guest
maryam84

تازه دو فصلشو دیدم. سریال پرکششیه انصافا همه شخصیتاشم دوست داشتنی اند. فقط قسمتای مربوط به اون دوتا همجنسگرا خیلی لوس از آب درومده. به نظرم برای خود آمریکام خوب نیست که همجنسگرایی رو ترویج بده. پذیرشش در جامعه یه بحثه ترویجش یه بحث دیگه. عیب دیگه شم اینه که این خانواده ها انگار هیچ مشکل جدی ندارند همش با مسائل پیش پا افتاده درگیرند. حتی کمدی فرندز هم جاهایی چهره زشت زندگی رو نشون میداد، بیکاری طلاق .. ما که آمریکا نبودیم شایدم واقعا همه اینقدر تو خوشی و رفاهن

maryam84
Guest
maryam84

تازه دو فصلشو دیدم. سریال پرکششیه انصافا همه شخصیتاشم دوست داشتنی اند. فقط قسمتای مربوط به اون دوتا همجنسگرا خیلی لوس از آب درومده. به نظرم برای خود آمریکام خوب نیست که همجنسگرایی رو ترویج بده. پذیرشش در جامعه یه بحثه ترویجش یه بحث دیگه. عیب دیگه شم اینه که این خانواده ها انگار هیچ مشکل جدی ندارند همش با مسائل پیش پا افتاده درگیرند. حتی کمدی فرندز هم جاهایی چهره زشت زندگی رو نشون میداد، بیکاری طلاق .. ما که آمریکا نبودیم شایدم واقعا همه اینقدر تو خوشی و رفاهن