مصاحبه با ران هاوارد، کارگردان فیلم های «مرد سیندرلایی» و «یک ذهن زیبا»

 

ران هاوارد، کارگردان مشهور سینما در این گفت‌وگو درباره جذابیت‌های کار کردن در کنار وینس ون و وینونا رایدر در فیلم «معمای پیچیده»، که از فیلم‌های مهم سال گذشته بود و کمدی درامی موسوم به «چی می‌شد اگه» و همچنین درباره کارنامه حرفه‌ای‌ا‌ش تا امروز و این‌که چرا هرگز دلش نمی‌خواهد با نگاه کردن به آنچه پشت سر گذاشته، احساس پشیمانی کند، حرف زده و اینکه چطور تلاش می‌کند تا از فرصت‌هایی که نصیبش می‌شود نهایت استفاده را بکند.

من اطلاعاتی دارم در مورد اینکه «معمای پیچیده» به وقت یک گپ‌وگفت مهمانی شام، شروع به جان گرفتن کرد.

خب، آن به نوعی یک داستان خنده‌دار ساده است. برایان گریزر،تهیه‌کننده،مدتی بود که این ایده را در ذهنش داشت. یک جورایی تقریبا مثل یک جوک شخصی به ذهنش راه یافت. آن را در یک مهمانی شام مطرح کرد و ذهنیتش واقعا پر و بال گرفت. ابتدا فقط مایه‌ای بود برای خنده‌های نخودی. آدم‌ها شروع کردند به حرف زدن درباره‌اش و خندیدن‌هایی را در پی داشت. اول شروع کردند به اینکه موقعیت‌هایی مضحک را تصور کنند و پس از آن بود که همچین بفهمی‌نفهمی قضیه جدی شد و بنابراین واقعا پرسشی جالب ذهن‌مان را مشغول کرد و نطفه یک کار کمدی بسته شد. تا اینکه وینس ون موضوع را شنید و خواست تا نقشی از خودش را در آن بر جای بگذارد و فکر می‌کنم که هر دویمان درباره‌اش به درکی مشترک رسیدیم.

نقش تا حدی هماهنگی کاملی هم با او داشت. زیرا او حالا تقریبا در کمدی‌هایی صاحب تخصص شده که شوخ‌طبعی را از دل نواقصی که اکثر رابطه‌ها را دربر گرفته است، بیرون می‌کشد….

بله و معمولا او و پاره‌ای وقت‌ها هم دیگران، آن لحظات عذاب‌آور را تا حدودی سرسری می‌گیرند! بنابراین، این سرسری گرفتن جوهره کمدی ما بود. ولی وینس بسیار باهوش است و از هیچ چیز کلیشه‌ای درباره این مسئله خبری نبود. فیلم، واقعا، کندوکاوی بود پیرامون چنین وضعیت ناگواری.

با این حساب، کار کردن با وینس چگونه بود؟

او بسیار خلاق و مستعد است و شخصیتی بسیار ممتاز دارد. جهان را به شیوه‌ای ویژه می‌نگرد. بعضی وقت‌ها، تقریبا، می‌مانید که منطقش قرار است به کجا رهنمونش کند و بعد به آن‌جایی تغییر مسیر می‌دهد که در انتها با منطق جور در می‌آید، ولی آن منطق خاص خودش است. این‌گونه است که شما کمابیش دل‌تان می‌خواهد با منطقش سهیم شوید و می‌گویید: « آره، متوجه نکته‌ای که او دارد به سمتش می‌رود هستم و منطقی می‌نماید.»

آزاد گذاشتن دست بازیگر ( همان بداهه‌کاری) چقدر می‌تواند موهبتی باشد برای یک کارگردان؟ یا می‌تواند یک آفت باشد؟

اُه، آن فقط یک موهبت است… به ویژه در فیلمی این‌چنین. اگر وینس، «فراست/نیکسون» را بازی می‌کرد، نقش‌اش به بداهه‌کاری راه نمی‌داد. او بسیار منضبط و یک بازیگر خوب است. ولی در این مورد، فکر می‌کنم که نقش هر چه صادقانه تر اجرا شود، بهتر است. انتظار داشتم که در آن لحظات، بداهه‌کاری به یک کمدی پُر شور و سرگرم کننده تبدیل شود و همین‌گونه هم شد. ولی لحظه‌های خصوصی هم قدری با اشتیاق بیش‌تر نگریسته می‌شوند و شاید قدری احساساتی‌تر بنمایند. همه این‌ها به شکل دلچسبی برایم شگفت‌انگیز بود.

برای اینکه از کدام برداشت استفاده کنید، دچار هیچ تردیدی نمی‌شدید؟

می‌شود گفت که معمولا آن برداشتی که قرار است استفاده شود، خودش رو می‌آید. ولی من همچنین هنگام فیلمبرداری، به قدر کافی، صحنه را پوشش می‌دهم و این‌جا هم این امتیاز را داشتم تا در آن با مخاطب سهیم شوم… همان‌طور که می‌دانید از بین دو یا سه تا از آن برداشت‌های آزاد، بهترین را انتخاب می‌کنم. تدوینگرانم هم واقعا در کارشان حرف ندارند. یعنی این‌که با وجود وینس، روز بره‌کشان‌شان بود. سایر بازیگران هم به همین شکل خودشان را به میزان زیادی با همان شیوه‌ای که واقعا فکر می‌کنم به نفع فیلم تمام می‌شود، به نقش نزدیک کردند.


کار کردن با وینونا رایدر چطور بود؟

او با مزه است… نمی‌دانستم که چه مورخ فیلمی است! عملا مثل این است که دارید با اسکورسیزی حرف می‌زنید. خیلی بیش از آن چیزی که من تا به حال بوده‌ام، عشق سینماست. او همچنین درست و حسابی درباره موسیقی و آن شوهای تلویزیونی که دوست‌شان دارد، می‌داند. داستانگویی را دوست دارد و داستان‌هایش خیلی خوب هم خوانده می‌شوند. ارتباط داشتن را دوست دارد و به نظر می‌رسد که با توجه به جایگاهش در همه این موارد، بسیار خوشبخت است. معرکه بود که او را در نقشی چنین دشوار، جالب و غیرمنتظره ببینید. فکر می‌کنم اگر طرفدارش باشید، نقشش شگفت‌زده‌تان خواهد کرد، ولی مأیوس‌تان نخواهد کرد.

بازگشت‌تان به چیزی شبیه به آن فضای فارغ‌البال فیلم‌های قبلی‌تان را چگونه می‌بینید؟

مفرح بود. شاد و شنگول بود ولی بی‌معنی نبود. با یک کمدی درام سر و کار داریم و بنابراین صحنه‌ها به دلیل اینکه خاصیتِ روایی‌شان را از دست نمی‌دهند، جالب بودند. ولی خود زندگی هم، هر از گاهی و کمابیش، از این ورطه‌های هولناک دارد و اکنون شما آن را از طریق همان صافی‌ای که وینس خلقش کرد، از سر می‌گذرانید و می‌توانید وقوعش را در هر مکانی تصور کنید. به عنوان یک کارگردان برایتان خوشایند است که هوای تماشاگر را هم در فیلم‌تان داشته باشید؛ و در این فیلم هم که واقعا یک‌جورایی سرزنده است و فکر می‌کنم تماشاگران هم به واسطه تعدادی از حالت‌ها و ذات برخی از لحظه‌های کمدی، حقیقتا، شگفت‌زده می‌شوند، همین گونه است.

شما به عنوان یکی از بزرگ‌ترین کارگردانان هالیوود در حال حاضر، از آن جایی که کارگردان ژانر بخصوصی هم نیستید، پروژه‌هاتان را چگونه دستچین می‌کنید؟

نه، کارگردان ژانر خاصی نیستم. و کمابیش هم دلم نمی‌خواسته تن به چنین محدودیتی بدهم. واقعاً از اینکه قادر به تجربه کردن باشم، لذت می‌برم. تلاش می‌کنم تا فیلم‌هایی را بیابم که فکر می‌کنم برای تماشاگران پرطنین جلوه خواهند کرد. تلاش می‌کنم تا وضعیت‌هایی را بیابم که قدری متفاوت و بدیع به نظر برسند. این کار به گونه‌ای خطر کردن است؛ چرا که از آن چیزهایی که به عنوان سرگرمی محض برای مردم تولید می‌شود، بسیار دور است. ولی من آن را به همین شیوه دوست دارم و تلاش می‌کنم تا شخصیت هایی را بیابم، حالا لحن هر چه می‌خواهد باشد یا این‌که حتی ممکن است فیلمی خیال‌پردازانه باشد، شخصیت‌ها و وضعیت‌هایی که فکر می کنم می‌دانم چگونه در باره‌شان اظهار نظر کنم یا از پس‌شان برآیم. و البته به همه این‌ها اضافه کنید هر آن‌چه را که بازیگران قرار است با خود بیاورند.

گفتید که به اندازه وینونا رایدر عشق فیلم نیستید، ولی کارنامه‌تان حیرت‌انگیز است. بچه که بودید در کنار جان وین بازی کردید و همچنین بازی در فیلم روزهای شاد، برخی از کلاسیک‌ها را کارگردانی کرده‌اید، اسکار برده‌اید… باید حکایت‌های جذابی برای گفتن داشته باشید.

می‌دانید که من پلی بودم بین چند نسل از آدم‌های خبرساز سینما و تلویزیون، و یک رگه مشترک واقعی در این بین وجود دارد، که می‌شود نامش را احترام گذاشتن به رسانه و مخاطب و اشتیاق برای به سرانجام رساندن آن‌چه امکان انجامش هست، گذاشت. می‌دانید که بهترین آدم‌ها هرگز شیوه‌ای مغشوش را در زندگی‌شان پی نمی‌گیرند. و یکی از چیزهایی که درباره بازگشت به کمدی دوست داشتم این نبود که تمایل زیادی به رفتن به سمت حوزه‌ای آشنا و متداول داشته باشم، بلکه تمایل داشتم داستانی را بیابم که تماشاگران را بخنداند ولی نکته‌اش را نیز مطرح کند و پرسش‌هایش را بپرسد؛ نکته‌ها و پرسش‌هایی که به شکل ناخودآگاه نمی‌توانست به ذهن‌تان خطور کند. بنابراین، چالش خوشایندی بود. من تلاش کرده‌ام تا جایی که ممکن است از فرصت‌هایی که دست می‌دهد، نهایت استفاده ر ا بکنم؛ به طوری که هیچ وقت به پشت سرم نگاه نمی‌کنم که بگویم: «ای کاش قدری سخت‌تر کار کرده بودم.» یا «ای کاش قدری عمیق‌تر به موضوع نقب زده بودم.» و همچنین تلاش کرده‌ام تا به خودم هم یادآوری کنم که دلم نمی‌خواهد به آن‌جایی برسم که این احتمال باشد تا با خودم بگویم: «ای کاش فراغتی حاصل می کردم و یک کمی از جهان لذت می‌بردم.» بنابراین، تلاش کرده‌ام تا با بهره‌گیری از فیلم‌هایم به تعادلی دست بیابم. این‌گونه است که کار کردن در ژانرهای متفاوت را دوست دارم… دوست دارم که به سراغ کتاب‌های دُن براون («رمز داوینچی»  و «فرشتگان و شیاطین») بروم و خودم را در موزه لوور بیابم و به‌رغم میل واتیکان، نماهایی را کش بروم و همه این چیزها. «آپولو ۱۳ » واقعا مرا به فضا برد؛ «فراست/نیکسون» مرا به درون ذهن یک رئیس‌جمهور در ایالات متحده و یک روزنامه‌نگار فوق‌العاده زیرک برد و حالا در «معمای پیچیده»، یقینا، چیزهایی درباره حقیقت آموخته‌ام؛ درباره آن نوع از کنکاش‌هایی که باید در درون‌تان اتفاق بیفتد تا دریابید که به چه نقطه‌ای باید رسید تا توان ایستادگی بیابید و چه خطرهایی باید بکنید تا با آدم‌هایی که برایتان اهمیت دارند و نگران‌شان هستید، وارد بحث شوید، آن هم درباره موضوعاتی که به راستی حساس هستند. این فیلم همچنین یک همکاری فوق‌العاده خلاقانه و شوق‌برانگیز با وینس بود و اینکه ببینی آن انرژی درونی را که در لحظه خرجش می‌کند و قادر است تا آن را به کل فیلم منتقل کند، چه جوری است.

——————-

منبع : تهران امروز

ممکن است شما دوست داشته باشید

3
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
3 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
0 Comment authors
Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback
Member

… [Trackback]

[…] There you will find 49589 additional Info to that Topic: naghdefarsi.com/l-r-l-r-69/5652/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Read More Info here to that Topic: naghdefarsi.com/l-r-l-r-69/5652/ […]

trackback
Member

… [Trackback]

[…] Info on that Topic: naghdefarsi.com/l-r-l-r-69/5652/ […]