«غلاف تمام فلزی» استنلی کوبریک چطور ساخته شد؟

دستیار استنلی کوبریک در فیلم «غلاف تمام فلزی» می گوید به جای رفتن به ویتنام برای فیلمبرداری این پروژه مربوط به جنگ ویتنام، دست اندرکاران فیلم به کارخانه تولید گاز بِکتون در لندن رفتند.

به گزارش گاردین، در ادامه صحبت های یکی از ستاره ها و همچنین مسئول انتخاب بازیگر و دستیار کارگردان در فیلم محبوب «غلاف تمام فلزی» را می خوانید که در سال ۱۹۸۷ با بودجه‌ای ۱۷ میلیون دلاری توسط استنلی کوبریک ساخته شد.

متیو مودین که نقش سرجوخه جی تی دیویس ملقب به «جوکر» را بازی کرد گفت: من فیلمنامه این پروژه را از طریق پست در نیویورک با نامه ای دریافت کردم که در آن استنلی خودش را معرفی کرده بود: «سلام، اسمم استنلی کوبریک است. فیلمی دارم می سازم درباره جنگ ویتنام و امیدوارم بازی کردن در آن را در نظر بگیری.» نگفت می خواهد من را برای نقش سرجوخه جوکر انتخاب کند و درست پیش از آن فیلمی به نام «بِردی» را به پایان رسانده بودم. بنابراین وقتی فیلمنامه را خواندم، با خودم فکر کردم که شاید می خواهد برای نقش سرجوخه پایل تست بدهم چون شخصیتش شکننده است. اما هرگز مطمئن نبودم چون استنلی نگفته بود.

به او پیشنهاد کردم که وینسنت دونفوریو به جمع بازیگران ملحق شود. از نظرم وینس یک بازیگری فوق‌العاده بود و به او قول داده بودم اگر پروژه‌ای از راه رسید به او هم خبر بدهم. به لندن رفتم و استنلی گفت «می دونی، جمع بازیگران فوق العاده‌ای داریم، اما کسی را برای بازی کردن نقش گومر پایل ندارم.» گفتم «من یک نفر را می شناسم. چاق نیست و جنوبی هم نیست، اما بازیگر فوق العاده ای است.» بنابراین وینسنت تست داد و استنلی گفت «ایده آل است، اما وزن اضافه می کند؟» گفتم «این مسئله به خودتان دو نفر بستیگ دارد.» (دونفوریو برای آن فیلم ۳۱ کیلوگرم وزن اضافه کرد).

صحنه های نبرد را در تولید گاز بکتون، لندن، نزدیک آیل آف داگز فیلمبرداری کردیم. اول صحنه‌های ویتنام را ضبط کردیم و بعد سراغ کمپ رفتیم، اما در ادامه آن ها با هم تداخل داشتند و شاید حدود یک ماهی بود که مجبور بودم کلاه‌گیس به سر بگذارم چون سرم باید تراشیده می بود. هرگز مطمئن نبودم که چرا باید فیلم را سر و ته فیلمبرداری می‌کردیم، اما می دانستم باید تا تاریخی معین از تولید گاز بکتون بیرون می رفتیم چون قرار بود نابود بشود. خیلی فیلم متفاوتی می‌شد اگر می رفتیم جنگل و ویتنام را آنطوری فیلمبرداری می کردیم. به نظرم مبارزه خیابانی یکی از آن چیزهایی بود که باعث می شود آن فیلم ماندگار باشد. مثل افغانستان یا عراق امروز به نظر می رسد.

استنلی داشت کاری می کرد که فیلمش واقع درباره تاثیرهای جنگ باشد؛ یعنی وقتی که مردهای جوانی که در تمام زندگی های شان به آن ها یاد داده شده به زندگی احترام می گذارند، چه اتفاقی برای شان می افتد وقتی که حالا باید تبدیل به آدم کش بشوند. این نشان از کارگردانی خوب او دارد که وقتی شخصیتی دارید که معمولا به عنوان یک مرد بد دیده می شود – شخصیت تعلیم دهنده با نقش آفرینی لی ارمی – و با این حال وقتی تیری به سر او می خورد و می میرد کسی خوشحال نمی شود چون می دانید که آن آدم داشته سعی می کرده به بچه ها یاد بدهد با هم کار کنند.

لئون (ویتالی، مسئول انتخاب بازیگر) صدها ساعت با لی کار کرد تا او را تبدیل به آن شخصیت بکند. لی واقعا یک تعلیم دهنده شرایط آموزشی بود برای همین یک قابلیت طبیعی داشت، اما تمرین لازم را نداشت. اگر لو گوست جونیور برای «یک مامور و یک جنتلمن» اسکار نبرده بود، مسلما لی برای آن نقش آفرینی برنده اسکار می شد. اما طوری که آکادمی کار می کند اینطور است که «خیلی خب، از قبل جایزه را به یک نفر که نقش یک تعلیم دهنده آموزشی را بازی می کند داده ایم. بیایید این دفعه جایزه را به کس دیگری بدهیم.»

لئون ویتالی، دستیار استنلی کوبریک و مسئول انتخاب و هدایت بازیگر

ملاقات کردن با استنلی برای من یک نقطه عطف بود. من در فیلم سال ۱۹۷۵ او یعنی «بری لیندون» بازیگر بودم و از طریق او، توانستم چیزها را از زوایای مختلف ببینم. با استنلی درباره کار کردن با او صحبت کردم و او گفت «خیلی خب، بگذار ببینیم چه اتفاقی می افتد.» بعد او به من زنگ زد تا ببیند علاقه‌ای دارم به او کمک کنم برای نقش پسر بچه در «درخشش» به او کمک کنم یا نه. بعد از آن هم «غلاف تمام فلزی» از راه رسید.

استنلی مدتی خیلی طولانی بود که می خواست فیلمی درباره ویتنام بسازد، اما حس می کرد لحظه درست فرا نرسیده است. همیشه می گفت باید برای اینکه بتوانید نسبت به چنین موضوعی عدالت را برقرار کنید، باید به اندازه کافی با ان فاصله داشته باشید.

وقتی داشتیم بازیگران را انتخاب می کردیم به هیچ وجه توصیفی برای شخصیت ها نفرستادیم. استنلی بسیار بسیار نسبت به این مسئله دیدی باز داشت که فرد فقط باید بازیگر خوبی باشد و ما می توانیم از آن ها برای ایفای نقش های مختلف تست بگیریم. وقتی که متیو مودین را پیدا کردیم و او را برای ایفای نقش جوکر انتخاب کردیم، پروسه مان این بود که ویدیوتیپ ها را آوردیم شروع به تبلیغات در ایالات متحده و حتی بریتانیا کردیم. مثل یک پازل بود. قبل از اینکه مراحل انتخاب بازیگر را کاملا به پایان برسانیم، سه چهارم مراحل ساخت فیلم تمام شده بود.

اگر استنلی می توانست «غلاف تمام فلزی» را در حیاط پشتی خانه اش فیلمبرداری کند، مسلما این کار را می‌کرد. مسئله خیلی این نبود که علاقه ای به سفر کردن نداشت، این بود که ضرورتی در آن نمی‌دید. به جای آن، ما تولید گاز بکتون را پیدا کردیم که توسط همان شرکتی از معمارها تولید شده بود که در شهرهای ویتنام هم ساخت و ساز کرده بودند. تنها کاری که باید می‌کردیم این بود که لباس تنش کنیم، نشانه هایی رویش بگذاریم و منفجرش کنیم.

ما سیاهی لشکرهای مان برای ارتش ذخیره را پیدا کردیم. اول از آن ها تست گرفتم، بعد به آن ها گفتم به بکتون بیایند. چند سوال پایه‌ای از آن ها کرده بودم، اما از آن چه چیزهایی می توان فهمید؟ بنابراین من و لی تصمیم گرفتیم که آن ها را به خط می کنیم،

درست انگار که از اتوبوس کمپ تمرین بیرون آمده باشند، و بعد لی را می‌فرستیم آنجا و می گوییم نابودشان کند. حیرت‌انگیز بود. همه اش را ضبط کردیم و بعد وارد دیالوگ کردیم. بیش از ۸۰۰ صفحه شد. صحنه‌ها را از همان دیالوگ ساختیم و بعد او را رها کردیم.


منبع: روزنامه‌ بانی‌فیلم

ممکن است شما دوست داشته باشید

1
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
ali.m Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
ali.m
Member
Member
ali.m

یادت همیشگی باد استاد استنلی کوبریک.تاریخ سینما فیلمسازی به دقت و وسواس کوبریک ندیده و نخواهد دید و کافیست یکبار دیگه مثلآ به ۲۰۰۱ ادیسه فضایی و جلوه های خیره کننده اش که محصول ۵۰ سال پیش است نگاه کنید و هنوز که هنوزه بعد از این مدت مدید لذت ببرید یا درخشش رو بعد از ۳۷ سال هنوز تازگی اونرو از بعد فنی و تکنیکی و ابداعات اونرو دیده و لذت ببرید.