به یاد «لوکینو ویسکونتی» به بهانه سالروز درگذشتش

بدون شک لوکینو ویسکونتی یکی از بزرگترین مولفان سینمای ایتالیا و جهان و همردیف فیلمسازان قدری مانند فدریکو فللینی و روبرتو روسلینی و میکل آنجلو آنتونیونی است.

وی در کنار "روبرتو روسلینی " و "ویتوریا دسیکا" به عنوان پدر سینمای "نئورئالیست " شهرت عالمگیر دارد او همواره با استفاده از حضور و بازی بازیگران سرشناس در فیلمهایش توانست آثاری برجسته ، درخور توجه و شایان ذکر در طول تاریخ سینمای ایتالیا و جهان از خود به یادگار بگذارد ویسکونتی در دوم نوامبر۱۹۰۶ در شهر میلان به دنیا آمد. پدر او "دوک مو درونا" نام داشت و مدیر یکی از سالنهای مهم تئاتری بود که در قصر باشکوهش راه اندازی کرده بود ویسکونتی از طبقه اشراف به شمار می رفت ، او برای رسیدن به آرزوی دیرینه اش در سیزده سالگی به عنوان بازیگری مستعد و نوجوان بر صحنه تئاتر ظاهر شد.

ویسکونتی در اوان جوانی کار در زمینه نمایش را با فعالیت های پی در پی و قابل توجه ای در نمایش و "اپرا"های گوناگون با سرسختی پی گرفت او در سال ۱۹۳۶ از طریق "کوکو شاتل " با "ژان رنوار" آشنا شد و توانست در پاریس با این فیلمساز بزرگ فرانسوی ملاقات کند. رنوار به درخواست ویسکونتی پاسخ مثبت داد و از او هنگام ساختن دو فیلمش "گردش در ییلاق " و "اعماق " به عنوان دستیار کارگردان کمک گرفت . در همین سالها، زمانی که ویسکونتی با جریان های سیاسی و اوضاع احوال اجتماعی اروپا آشنا شد، بر مبنای این آگاهی از وضعیت اروپا در سال ۱۹۴۲ فیلم "وسوسه " را بر اساس کتاب "جیمز کین" با نام "پستچی همیشه دوبار زنگ میزند" ساخت.

http://naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/8299/1200481_694_2017-03-18-2.jpg

او پس از کارگردانی فیلمهایی چون روزهای پیروزی و زمین می لرزد دوباره به کار در زمینه تئاتر برگشت و عمدتا به کارگردانی و طراحی نمایش هایی با اقتباس از آثار بزرگان فرهنگ و هنر اروپا و امریکا همچون "ژان کوکتو"، "تنسی ویلیامز"، "آرتور میلر" پرداخت او توانست با اجرای تقریبا بی نقص و کارگردانی هوشمندانه نمایش هایی موثر و دیدنی و اپراهایی جاندار و کم نظیر در "رم "، "پاریس " و "لندن " تاثیر بسزایی در میان تماشاگران و علاقه مندان به کار در دنیای نمایش و متفکران اروپای آن سالها بگذارد.

همچنین ویسکونتی توانست در همین دوران ، بازیگر نامداری چون "مارچلو ماسترویانی " را کشف کند و "فرانکورخیره لی " و "فرانچسکو رزی " را به عنوان دستیاران خود برگزیند.ویسکونتی تقریبا در همه آثارش به نابودی و سقوط تاکید ورزیده و اندیشیده است . در واقع او شیفته طرح این مسائل در کارهایش بود و سعی می کرد همانند "توماس مان " که در فرهنگ آسمان ها مساله سقوط را طرح می کرد در فرهنگ ایتالیاییها، عمل کند.


از نظر ویسکونتی ، توصیف یک جامعه بیمار همیشه از اولویت خاصی برخوردار بوده است . به خاطر همین مساله است که در بیشتر فیلمهای او محور اصلی ، خانواده ای هستند که در حال پوسیدن و اضمحلال به سرمی برند. در واقع قصه های فیلمهای او مرثیه هایی به نظر می آیند که در فضای یک خانواده ، یک فرهنگ و یا یک نسلند.

http://naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/8299/1200483_791.jpg

اکثر شخصیت های فیلمهای او با میل و یا به طور تصادفی رو در روی هم قرار می گیرند، این آدمها زندگی شان از عشق و شور خالی است و روابط خانوادگی شان با تکیه بر ثروت و قدرت هرگز توانایی جبران این کمبودها را ندارد آنان آدمهایی کاملا مرفه هستند؛ با این تفاوت که همواره تنهایند و امیدی به تغییر این وضع ندارند مهمترین نمونه همین شخصیت پرنس سالینا در فیلم یوزپلنگ ، است تم اصلی و مورد علاقه ویسکونتی طرح مسائلی چون انزوا و تنهایی و قدرت مخرب روابط خانواده های اشراف است ویسکونتی فیلمسازی بود با بینشی صحیح و طرز تفکری درست که مضامین فیلمهایش دال بر این مدعاست او هیچگاه خود را در اختیار سینمای پر زرق و برق تجاری قرار نداد و همیشه با اعتقاد و ایمان خویش کار کرد و این مشخصه ها به کارهایش وجه تمایز خاص می داد ویسکونتی معتقد بود و می گفت : سینمایی که مطلوب من است یک سینمای انسانی است ساده ترین حرکات انسان رفتار او و احساس او کافی است که شعری را خلق کند سنگینی وجود انسان و حضور او تنها چیزی است که می تواند بر جان بخشیدن تصاویر حکومت کند فضایی که او می آفریند و حضور زنده تمنای او به تصاویر زندگی ؛ برجستگی می بخشد به طور کلی ویسکونتی از ارزیابی دیدگاه های خلاقه دیگران جان می ستاند؛ ولی حتی در حساس ترین اشاره هایش به فرهنگ متعالی ، به نوعی اصالت گرایی تمایل نشان می دهد که تجربیات شخصیت هایش را از جنبه های انسانی عاری می کند او غالبا این احساس را القا می کند که بخش اعظم قرن بیستم را بدون تاثیرپذیری از علایقی که جنبش مدرن را در هنر شکل داده اند، پشت سر گذاشته است فیلمهای وسوسه و زمین می لرزد هر دو از آثار برجسته تاریخ نئورئالیسم اند:

http://naghdefarsi.com//wp-content/uploads/media/kunena/attachments/8299/1200485_917.jpg

وسوسه از این رو که نخستین فیلمی بود که به نیت کلیت نئورئالیسم در سینما ساخته شد و زمین می لرزد به خاطر تهور موجود در آن جسارت و ماجراجویی ویسکونتی در این فیلم به قدری است که اجازه داد ماهیگیران آلچی تره تسا به لهجه خود حرف بزنند و سعی نکرد ضرب آهنگ منفعل و کند خود را با آن قطع سرزنده ۹۰ دقیقه ای تطبیق دهد با این حال ، اجازه داد که صافیهای فرهنگ متعالی ، میان تماشاگر و وقایع توصیف شده در هر دوی این فیلمها قرار گیرند روکو و برادرانش که با اصرار منتقدان و مخالفان ویسکونتی ، نوع لوکس تری از زمین می لرزد به نظر می رسید و دایم از سوی آنان به گوش جهان گوشزد می کرد، نتوانست کمترین اثری بر سازنده اش بگذارد تا از مسیر راهی که پیش گرفته منحرف شود؛ زیرا ویسکونتی یکی از فیلمسازانی بود که در پیگیری علایق خود بیشترین پایمردی را بروز می داد و همانند اشتروهایم هرگز نخواست کسی جز خودش باشد فیلمهای زیبارو ، مازنها، بوکاچو۷۰ ، ستارگان زیبای دب اکبر، جادوگران ، سقوط خدایان در ایران مشهور به : نفرین شدگان، لودویگ ، قطعه ای مکالمه ای در ایران مشهور به : خشونت و شهوت ، و بی گناه ، هر یک به نوعی توسط ویسکونتی کوشیدند این مساله را در سینمای نئورئالیسم به دنیا اعلام کنند که این مکتب فیلمسازی متولد بعد از جنگ جهانی خانمانسوز دوم، چقدر میتواند انعطافپذیر باشد ویسکونتی با به جا گذاشتن گنجینه ای گران بها از خود در سینمای جهان در سال ۱۹۷۶ در حالی که در اوج انسانیت قرار داشت و فیلمهایش همه را به تحسین واداشته بود، چشم از جهان فروبست.


منبع: جام‌جم

ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of