نقد و بررسی فیلم «اسرافیل»

۲۵ بهمن ۱۳۹۶ درام ۹۰ دقیقه

کارگردان : آیدا پناهنده

نویسنده : مستانه مهاجر

بازیگران : هدیه تهرانی، پژمان بازغی، مریلا زارعی، هدی زین‌العابدین، سهیلا رضوی، علی عمرانی، پوریا رحیمی سام، سودابه جعفرزاده، علی شیدایی‌فر، فریماه حسینی پور، یوسف بختیاری

خلاصه داستان : مردی که ماهی را دوست داشت بازگشته است. دختری که بهروز را دوست دارد بازمی‌گردد. مردگان زنده می‌شوند.

منتقد: عباس نصراللهی – امتیاز ۴ از ۱۰

هشدار! این متن ممکن است بخشی از داستان فیلم را لو دهد.

آیدا پناهنده با ساخته اول خود یعنی «ناهید» نشان داد که می‌تواند حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد، «ناهید» فیلم خوب و قابل قبولی بود، فیلمی که به وضوح در آن درباره معضلات یک زن تنها در شهری کوچک صحبت شده و در پس این موضوع اصلی، مشکل ارتباط برقرار کردن یک زن در جایی که همه مردم در زندگی یکدیگر سرک می‌کشند مطرح شده است، موضوعاتی که در فیلم «ناهید» پرداخت خوبی دارند و می‌توانند به بیننده انتقال پیدا کنند، اما چرا از «ناهید» یاد کردیم، چون دومین اثر آیدا پناهنده نیز حال و هوای فیلم قبلیش را دارد، زمینه و دغدغه‌اش همان است، اما در قالب یک طرح دیگر بیان شده است.

«اسرافیل» هم مانند «ناهید» درباره معضلات و مشکلات زن یا زنانی تنهاست و بخش اعظمی از فیلم در شمال کشور فیلمبرداری شده و از این رو شباهت‌های زیادی به فیلم قبلی کارگردان دارد. آیدا پناهنده مانند سایر کارگردانان زن ایرانی، در این دو اثرش نشان داده که دغدغه‌اش پرداختن به امور زنان است، و به طور خاص نگاه به روابط آن‌ها در شهرهای کوچک و سختی‌هایی که آن‌ها متحمل می‌شوند، دارد.

«اسرافیل» روایتگر داستانی است از تلاقی زندگی سه نفر با یکدیگر، ماهی (هدیه تهرانی) که به تازگی پسر خود را از دست داده و تنها شده در مراسم ختم پسرش، معشوقه قدیمی خود یعنی بهروز (پژمان بازغی) را می‌بیند، حضور بهروز در شهر کوچک محل زندگی ماهی باعث برخورد این دو با هم شده و اتفاقاتی را رقم می‌زند، بهروز که از خارج بازگشته تا به کارهای زمین‌های پدری برسد، با دختری به نام سارا (هدی زین العابدین) در ارتباط است، همه این اتفاقات زندگی این سه نفر را به هم پیوند می زند.

داستان فیلم «اسرافیل» با اینکه تکراری است اما همچنان می‌تواند برای بسیاری جذاب باشد، اما نکته مهم در نمایش این شکل از داستان‌ها برای اینکه اثری قابل قبول ارائه شود، پرداخت درست شخصیت‌ها، واکاوی روابطشان و رقم زدن اتفاقاتی منطقی است، موضوعی که در فیلم «اسرافیل» رخ نمی‌دهد، در واقع شخصیت اصلی مرد فیلم یعنی بهروز، تنها حضور دارد تا مصائب و مشکلات دو زنی که در زندگی او هستند نمایش داده شود، اما خودش کاملا رها شده و هیچ فاکتور قابل قبولی را به بیننده ارائه نمی‌دهد تا بتواند در ذهن بیننده به درستی شکل بگیرد. و به دلیل اینکه حضوری مستمر و پررنگ و البته تاثیرگذار در روند قصه دارد، نیاز به پرداختن درست به این شخصیت بسیار حس می‌شود، بهروزی که ما در فیلم می‌بینیم، شخصیتی منفعل دارد، تکلیفش با خودش مشخص نیست، و این بلاتکلیفی جایی در قصه ندارد، دلیل رفتن و آمدنش آن چنان ضعیف و بی استحکام در فیلم بیان می‌شود که قطعا بیننده این دلیل را در همان زمان تماشای فیلم از یاد خواهد برد، حال این شخصیت پردازی بد را اگر در کنار بازی نه چندان خوب پژمان بازغی قرار دهیم، ضربه بزرگی که به فیلم وارد می‌شود و از میزان قدرت و تالثیرگذاری آن می‌کاهد را به وضوح خواهیم دید. شخصیت‌های زن قصه اما پرداخت بهتری دارند، خصوصا سارا که تمرکز بیشتری روی حالات و احوالات او شده است.

«اسرافیل» در دو بخش روایت می‌شود، روایتی که در شمال کشور آغاز شده و ماهی و شرایطش را نمایش می‌دهد، بهروز و سارا را وارد قصه می‌کند و ناگهان به طور کلی از ماهی و بهروز و شمال جدا شده و همراه قطار با سارا به تهران می‌آید، دلیل اینکه شخصیت سارا پرداخت بهتری نسبت به سایرین دارد نیز در همین است، مدت زمانی که قصه فیلم در تهران می‌گذرد، فیلمنامه تمرکز خوبی روی عکس العمل‌های سارا و البته زندگی خانوادگی او دارد، این دو بخشی بودن روایت که البته در فیلم به طور پیوسته نمایش داده شده، نوع روایتی است که به شکل قصه می‌خورد، اما اجرای آن توسط کارگردان چندان قابل قبول نیست و در زمان‌هایی از فیلم حتی می‌توان شاهد این بود که پیوستگی قصه و تلاقی زندگی شخصیت‌هایش از بین رفته است. تمرکز آیدا پناهنده روی سر و شکل روایتی فیلم باعث شده تا ضعف‌های فیلمنامه که در مورد شخصیت‌ها کاملا ضربه زننده به فیلم است، به حال خود رها شود و ضربه‌ای بزرگتر را به فیلم وارد کند. زمان یک ساعت و چهل و سه دقیقه‌ای فیلم قطعا این اجازه را به کارگردان می‌داده تا بتواند به خوبی هم قصه را پرداخت کند و هم شخصیت‌ها را، اما نه تنها این اتفاق رخ نمی‌دهد، بلکه قصه کمرنگ فیلم در ابتدا، در میانه راه به کلی از مسیر خارج شده و شخصیت‌هایی که می‌توانستند درون این قصه به خوبی شکل بگیرند نیز حالتی منفعل و در جاهایی غیر منطقی به خود می‌گیرند. فیلم هیچگاه به درستی دلیل جدایی ماهی و بهروز، که باعث رقم خوردن اتفاقات فراوانی شده است را نشان نمی‌دهد، حتی درباره این موضوع به خوبی و استواری نیز سخن نمی‌گوید، بیننده تنها از حرف‌ها متوجه می‌شود که ماهی یک دایی غیرتی و بی‌منطق دارد که زندگی او بهروز را خراب کرده، اما به هیچ وجه این شخصیت تاثیرگذار در فیلم جایگاه خود را پیدا نمی‌کند، و علت عصبانی شدن او در ابتدای فیلم و بی خیالی او در مورد رابطه ماهی و بهروز در ادامه فیلم نیز مشخص نمی‌شود. «اسرافیل» پر است از این فضاهای خالی و گاف‌های فیلمنامه‌ای، فیلمی که درگیر شخصیت‌ها و روابطشان است و قصه‌ای برای گفتن ندارد، اما شخصیت‌ها و روابطشان را کاملا به حال خود رها کرده و زمان فیلم با پلان‌های بدون تاثیر زیادی هدر می‌رود، زمانی که می‌توانست به خوبی ایده فیلمساز را پیاده کند و نتیجه بهتری را حاصل نماید

فیلم پر است از قاب‌های زیبا و تاثیرگذار که حسی پر از لطافت را به بیننده منتقل می‌کند، اما وجود این قاب‌ها نیز نمی‌تواند ضعف‌های فیلم را بپوشاند، زیرا بیننده یا باید قصه را بشنود و یا اینکه اگر فیلم محدود به شخصیت‌ها و روابطشان است، به درستی بتواند همه چز را تجزیه و تحلیل کند و اگر سوالی هم برایش پیش آمد، سرنخی به او داده شده باشد، موضوعاتی که در «اسرافیل» به آن‌ها پرداخته نمی‌شود.

آخرین اثر آیدا پناهنده، می‌توانست مانند فیلم اولش تاثیرگذار باشد، اما گویی کارگردان از آن قالب جمع و جور خارج شده و در فکر ساخت اثری پر زرق و برق بوده است، فیلم همچنان موضوعی مهم دارد (با اینکه تکراری است) اما با توجه به همسو بودن موضوع با فیلم اول کارگردان، این اثر گامی رو به عقب برای او محسوب می‌شود. بازی بازیگران نقش اصلی زن قابل قبول است، اگر بتوانیم لهجه نصفه ونیمه هدیه تهرانی را در نظر نگیریم، اما بازی مریلا زارعی به شدت اغراق شده و زننده است، بازی‌ای که شاید در نگاه اول بسیار سخت و عجیب به نظر برسد، اما با نگاهی عمیق تر بسیار سطحی و دم دستی است.

«اسرافیل» فیلمی است بر پایه روابط، که روابطش به خوبی شکل نمی‌گیرند، در ابتدا قصه‌ای از قدیم را تعریف، و در همان ابتدا آن را به حال خود رها می‌کند، فیلمنامه خوبی ندارد، اما کارگردانی قابل قبولی را ارائه‌می‌دهد، اتفاقی که به هیچ وجه برای اثرگذاری فیلم کافی نیست، زمان زیادی از بیننده می‌گیرد، اما به درستی از زمانش استفاده نمی‌کند، همه این ضعف‌ها نیز در نهایت به ضعف‌های بزرگ فیلمنامه باز می‌گردند، فیلمی که می‌توانست بسیار بهتر از این باشد، با همین موضوع تکراری، اما دو پاره کردن روایت و تمام رفت و برگشت‌هایش نیز کمکی به خوب بودنش نمی‌کنند. حتی صور اسرافیل پایان فیلم نیز اثری ندارد.

اختصاصی نقدفارسی

منتقد: عباس نصراللهی

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of