نقد و بررسی فیلم «خرس» |
بازيگران: پرويز پرستويي، مريلا زارعي، فرهاد اصلاني، علي اوسيوند، ناصر آقايي، داود فتحعليبيگي، مائده طهماسبي، ابوالفضل شاهكرم و اكبر معززي نقد و بررسی فیلم «خرس» مهدی افشارها سرانجام پس از مدت ها فیلمی در جشنواره فجر ایران دیدم! راستش در گذشته یکبار از ساعت 10 صبح برای سانس ساعت 10 شب در صف یکی از فیلم های جنجالی ایران (که نام نخواهم برد) ایستادم و بلیط به من نرسید! کیفیت جشنواره، بی نظمی های شدید و موردی با نام پارتی بازی! باعث شد تا مدتی دور جشنواره فجر را خط بکشم. اما امروز دل به دریا زده و برای فیلم خرس به سینما استقلال رفتم. باید بگویم استقبال مردم، بسیار کمتر از آن چیزی بود که تصور می کردم. راستش هیچ گاه حوصله پیگیری دریافت کارت جشنواره یا فلان کارت را نداشتم و ترجیح می دهم خود در صف بایستم! شاید مردم دیگر دل و دماغ فیلم دیدن ندارند یا بیشتر شدن تعداد سینماها باعث پخش شدن تماشاگران شده است اما هر چه باشد باز نمیتوانم قبول کنم که در آخر نیمی از صندلی های سالن برای فیلمی چون «خرس» خالی بمانند. نمی دانم شما فیلم آمریکایی، با بازی جرج کلونی را تماشا کرده اید یا خیر. «خرس» شاید از لحاظ موضوع شباهتی به «آمریکایی» نداشته باشد اما ساختار و بخصوص ضرباهنگ فیلم «خرس» مرا بسیار به یاد فیلم «آمریکایی» انداخت. بسیاری از منتقدان عاشق فیلم «آمریکایی» شدند و بسیاری نیز به آن تاختند. حتی آن فیلم در پایگاه IMDB نیز نتوانست امتازی بهتر از 6.5 کسب کند. اما هنوز عده ای دوستدار سینه چاک «آمریکایی» بودند. تا جایی که راجر ایبرت و چند منتقد دیگر آن را در میان 10 فیلم برتر سال 2010 قرار دادند. این قضیه، درباره فیلم خرس نیز صدق می کند. راستش من جزو آن تعداد هستم که واقعا از فیلم خرس خوشم آمد. این نکته برای من بسیار عجیب بود. از بس هنگام خروج از درب سینماهای ایران، احساس سرخوردگی و بیهودگی کرده ام که این مساله برای من به نوعی عادت تبدیل شده بود. این مورد به هیچ عنوان درباره فیلم خرس صدق نمی کند. شاید قریب به اتفاق تماشاگران، چه عده ای از این فیلم خوششان آمده و چه عده ای بدشان آمده، لا اقل قبول داشته باشند که این فیلم، فیلمی متفاوت از چهارچوب کلی حال حاضر سینمای ایران بود.
راستش آنچه که مرا بیش از هر چیز به فیلم «خرس» علاقمند کرد نحوه شخصیت پردازی سه شخصیت اصلی داستان می باشد. برای درک بهتر آنچه که منظور من است، بیایید لحظه ای به رفتارهای خود نگاه بیاندازیم. احتمالا رفتارها و افکار ما در برابر دیگران، اگر نه همیشه، اما تقریبا در اکثر اوقات از نظر "خودمان" درست و منطقی می باشد. حالا اگر این "خودمان" ها (!) جمع شوند، یک جامعه تشکیل می شود. اعضای این جامعه، همواره پیش خود فکر می کنند که منطقی ترین رفتار در قبال دیگران همواره از آن آنهاست و اگر اشتباهی هم صورت می پذیرد، آن اشتباه از جانب "دیگران" است. جالب آنکه "دیگران" هم همین فکر را درباره بقیه می کنند! این فیلم، همین موضوع را در یک جامعه سه نفره به نمایش می گذارد، اما با این تفاوت که ما به عنوان "دانای مطلق" می توانیم رفتار های دیگران و سوء تفاهم های پیش آمده را دیده و درباره شان قضاوت کنیم. اما مراقب باشید. قضاوت صحیح هم کار بسیار دشواری است! نورالدین پس از سالها دوری بازگشته و از آنجا که به دلیل اسارت، خود را مسئول تبعات این دوری نمی بیند، انتظار دارد حداقل دوباره همسر خود را داشته اجرای نقش بازیگران، در مجموع خوب می باشد. پرویز پرستویی در حد و اندازه های نقش خود در حد "خوب" ظاهر می شود. شاید نوع نقش در نظر گرفته شده در فیلمنامه برای شخصیت نورالدین باشد، که اجازه خودنمایی بیشتر را به پرستویی نمی دهد. بازی خانم مریلا زارعی در حد متوسط (و نه بد) است. شخصیت درون گرای گلی در فیلم، این اجازه را به خانم زارعی می داد تا با یک اجرای بهتر، جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره را از آن خود کند اما بازی او از حد متوسط فراتر نمی رود. بازیگر دیگر فیلم، فرهاد اصلانی است که حقیقتا بهترین بازی را (مانند همیشه) از خود ارائه داده است. هر چند که نقش وی (یک شخصیت صرفا برون گرا) دارای آن پیچیدیگی های شخصیتی نمی باشد که بتوان آن را یک نقش به اصطلاح سخت به شمار آورد.
نویسنده و منتقد: مهدی افشارها اختصاصی سایت نقد فارسی هر گونه کپی برداری از این مطلب بدون ذکر دقیق منبع: سایت نقد فارسی مخالف قانون بوده و مدیریت سایت هیچ گونه رضایتی در این مورد ندارد و شرعا حرام میباشد. Tags: مطالب مرتبط با این موضوع |
اضافه كردن نظر
- نقد فارسی یک سایت سینمایی آزاد است و نه یک وبسایت سیاسی.لطفا با زبان سینما صحبت کنید!
- لطفا از توهین ، تمسخر و کلمات رکیک استفاده نکنید.
- دسترسی افراد متخلف، بدون اخطار قبلی و با اضافه کردن رنج IP آنها در لیست سیاه،برای همیشه از سایت قطع می گردد و در صورت توهین و فحاشی، IP و مشخصات کامل آنها به مراجع قضایی اعلام می شود.
- برای قرار دادن عکس خودتان می توانید به سایت Gravatar مراجعه کنید.
|
نقد و بررسی فیلم The Pirates! Band of Misfits (دزدان دریایی! گروهی از ناجورها) 10 اردیبهشت 1391, 08.56 |


اشتباه نکنید. شاید ساختار داستانی فیلم کمی تکراری به نظر بیاید اما شیوه پرداخت به این داستان، کاملا نو و متفاوت با آن چیزی است که شما تصور می کنید. در این فیلم شخصیت منفی وجود ندارد. شخصیت مثبت هم وجود ندارد. آن چه که هست، سه انسان معمولی هستند که در موقعیت های مختلف، با توجه به شخصیت خود، واکنش های متفاوت از خود بروز می دهند و همین واکنش ها، باعث کنش های متقابل آنها نسبت به یکدیگر می شود. سه شخصیتی که هر کدام، مانند هر انسانی دیگر، از جهاتی دوست داشتنی و قابل درک و از جهاتی پلید و غیر قابل درک می باشند.
باشد. همین خود حق پنداری است که به نورالدین اجازه می دهد در زندگی زناشویی دو نفر دیگر وارد شود و همسرش را طلب کند. این در حالیست که شوهر کنونی زن، حداقل در این باره کاملا بی گناه است و با این رفتار (یا بهتر بگویم خودخواهی) ظلم بزرگی به او می شود. اما این شوهر هم اساسا از لحاظ روان شناسی، شناخت دقیقی از جنس زن ندارد، و همین عامل باعث می شود تلاش های بیشتر برای جلب توجه زن به سوی خود، نه منجر به علاقه زن، بلکه باعث تنفر بیشتر زن نسبت به خود شود. زن هم اساسا موجودی آسیب پذیر و البته در موارد بسیاری خودخواه می باشد. او علاقه چندانی به شوهر خود ندارد و با بی توجهی نسبت به شوهر خود، باعث ایجاد عصبانیت و در نتیجه رفتارهای پرخاشگرانه بیشتر مرد می شود.
اما نکات دیگری نیز هستند که «خرس» را تبدیل به یک فیلم ارزشمند می کند. فیلمبرداری عالی است. فیلمی با موضوع مورد اشاره در بالا، احتمالا در اولین گمان، اثری پر دیالوگ به نظر می آید که اکثر آن در فضای بسته می گذرد. اما همان طور که اشاره کردم،«خرس» فیلمی متفاوت از چهارچوب کنونی سینمای ایران می باشد. یکی از همین تفاوت ها آن است که علی رقم موضوع فیلم، «خرس» اثری به نسبت کم دیالوگ است که تصویر برداری بسیار زیبا و نماهای از دور آن و صدا گذاری های عالی و بجا (مانند صدای خنده دختر در نقاط مختلف فیلم) خود نقش دیالوگ را بازی می کند و همین سکوت باعث می شود فرصت بیشتری برای بیننده برای فکر کردن (و نه گوش کردن) در حین تماشای آن وجود داشته باشد .
من «خرس» را جدا از تمامی مسائل فنی، به این دلیل دوست دارم که مرا به فکر واداشت. شاید آخرین فیلم ایرانی که باعث شد بعد از تماشایش، به آن «فکر» هم بکنم فیلم «جدایی نادر از سیمین بود». راستش، من فیلم «داگویل» را هم از برخی جهات شبیه به فیلم «خرس» می بینم که به دلیل آنکه قسمت های حساس داستان لو نرود، از بازگو کردن آن جهات خود داری می کنم. همان طور که اشاره کردم، اولین جمله فیلم که همزمان با نمایش قبر یک دختر بچه است این می باشد: "در سال 1369، دختر بچه ای 5 ساله، توسط پدری بیرحم به قتل می رسد" . اما این جمله باید تغییر یابد به: " در سال 1369، پدری مهربان و شوهری پرخاشگر، به دلیل فشارهای روانی ناشی از خودبینی های مردی میانسال و ضربه های مکرر عاطفی همسر خودخواهش، بی رحم شده و دختر 5 ساله ای را به قتل می رساند".
نظرات  
ممنون از نظرتون.
همان طور که در ابتدای نقد اشاره کردم (و مثال فیلم آمریکایی را زدم) خرس از آن گونه فیلم هایی است که برخی آن را دوست دارند و برخی آن را دوست ندارند.
احتمالا بنده به گروه اول و شما به گروه دوم تعلق دارید
فيد RSS براي نظرات اين مطلب