نقد و بررسی فیلم جدایی نادر از سیمین
نويسنده، تهيه کننده و کارگردان: اصغر فرهادي
دستياران کارگردان: مهدي لطيفي، مريم نراقي، ياسر قاروني
تدوين صدا: رضا نريمي زاده
مدير تدارکات: کاظم نامني، منصور غضنفري
دستيار دوم فيلمبردار: احمد گودرزي
عکاس: حبيب مجيدي
دستياران صدا: مهدي ابراهيمزاده، رضا تهراني
مجريان چهره پردازي:طاهره مهدوي، رضا عربي
دستيار تدوين: شبنم حسيني
دستياران صحنه و لباس: رشيد حسيني، فرشاد مهديادگار، مهناز غني
مجري دكور: احمد ترابي
خياط: زهرا ناموري
تصويربردار پشت صحنه: سيد وحيد حسيني
مشاور حقوقي: فرشته لساني
مشاور رسانه اي: شيما غفاري
امور مالي: محمد هادي آموزگار
دستياران تدارکات: مهدي حسني، شهريار سليمي، ابراهيم نظامي، حسين سيدي، محمود رحيمي، محمدرضا حقگو، سعيد ثابتي
سينه موبيل: اكبر نظري
سرمايه گذار: بانک پاسارگارد
مجري طرح: نگار اسکندرفر
مدير فيلمبرداري: محمود کلاري
تدوين: هايده صفي ياري
طراحي و ترکيب صدا: محمدرضا دلپاک
صدابردار: محمود سماک باشي
طراح چهره پردازي: مهرداد ميرکياني
طراح صحنه و لباس: کيوان مقدم
مدير توليد: حسن مصطفوي
دستيار اول کارگردان و برنامه ريز: حميدرضا قرباني
منشي صحنه: مريم نراقي
دستيار اول فيلمبردار: محمد ابراهيميان
نور: کوهيار کلاري
دستياران فيلمبردار: حسين اسدي، اکبر مشکيني، امير محمدي، حسين نصيري، فرزين ابراهيمي
بازيگران: لیلا حاتمی (سیمین)، پیمان معادی (نادر)، ساره بیات (راضیه)، شهاب حسینی (حجت)، سارینا فرهادی (ترمه)، بابک کریمی (قاضی)، علی اصغر شهبازی (پدر نادر)، شیرین یزدانیان بخش (مادر سیمین) و مریلا زارعی (خانم قرایی)
مشاهده تریلر این فیلم(کلیک کنید)
****************************************************
نقد و بررسی اول
منتقد: Andrew O'Hehir
در فيلم اصغر فرهادي، كارگردان فيلم جدايي نادر از سيمين، هيچ سياست صريح و روشني نميتوان يافت و زماني كه اصغر فرهادي در كشمكش با مقامات دولتي ايران در حين توليد فيلم بود، سرانجام مهر تاييد بر توليد وي خورده شد. اين فيلم در سال 2011 در جشنواره فيلم فجر در تهران موفق ظاهر شد و هم اكنون رسماً كانديداي اسكار از سوي جمهوري اسلامي ايران ميباشد. دو نتيجه ضد و نقيض ميتوان از اين فيلم برداشت كرد: شايد مقامات فرهنگي ايران چندان زيرك نباشند و يا اين كه شايد سطح اختلاف نظرها و مباحثهها در ايران بسيار پيچيدهتر از آن است كه خارج نشينها گمان ميكنند.
"جدايي نادر از سيمين" در واقع همه چيز است، كه شاخصترين آنها يك ملودرام اجتماعي پيچيده در مورد سقوط يك ازدواج و يك مشكل خانوادگي كه باعث ايجاد زنجيرهاي از حوادث ميشود؛ يك داستان فريبنده و هيچكاكي كه سرنخها در تنگناهاي داستان بافته شدهاند كه شايد ببينده قادر به درك آنها نشود و يك داستان برجسته فلسفي كه هر يك از كاراكترهاي فيلم در آن از لحاظ اخلاقي نقشی منحصر به فرد ایفا می کنند.
عناصر استفاده شده فرهادي در فيلمش در تمام كشورها و در تمام مقاطع زماني يافت ميشوند. (اختلافات زناشويي، مذهب، اختلاف طبقات اجتماعي و فرهنگ سنتي مردسالاري) اما جداي همه اينها " جدايي نادر از سيمين" تصويري واضح از تنش و نفاق و اختلافات خانوادگي جامعه ايران نشان ميدهد. تا آنجا که من از آن مطلع هستم، این موارد از چشم مقامات ايراني هم پنهان نمانده و عده ای واکنش های تندی نیز بدان نشان داده اند اما با تمامی این احوالات، جایگاه فعلی این فیلم نشان می دهد که مقامات ایران واقعاً دوست نداشتند كه فرهادي را سركوب شود. (لازم به ذكر است كه فرهادي جايزه بهترين فيلم را در برلين را هم از آن خود كرد.) اين فيلم يك شاهكار تمام عیار است و ممكن است كه در انتها به عنوان بهترين فيلم در بخش خارجي جوایز نیز انتخاب شود.
تعداد انگشت شماري از علاقهمندان به سينما فرهادي 40 ساله را ميشناسند، كسي كه فيلم قبلياش "درباره الي" تا حدودي از فيلم " L’Avventura" ساخته آنتونيوني اقتباس گرفت و به عنوان كارگرداني پيشرو بعد از كارگردانان معاصر و برجسته ایران همچون عباس كيارستمي، محسن مخملباف و مجيد مجيدي مورد تمجيد قرار گرفت. طبعاً بسياري از علاقهمندان به سينما در آمريكا تا كنون هرگز درباره فرهادي نشنيدهاند و به همين دليل شاید تمایل چندانی به تماشای" جدايي نادر از سيمين"نداشته باشند. شايد ترس از سكانسهاي طولاني و ساكت در خانه و مناظر خشك دليل اين موضوع باشد؛ اما اشتباه نكنيد، اين فيلم بسيار جدي و پيچيده است كه پر است از سرگرمي، شوخي و ترحم كه چشمانداز جذاب خانواده معاصر ايران را در پشت كليشهها به تصوير ميكشد.
در صحنه آغازين ، ما زوج اصلي فيلم را ميبينيم؛ نادر خوش تيپ و باوقار (پيمان معادي) و زن موقرمزش سيمين (ليلا حاتمي) كه در مقابل يك قاضی كه دوربین در ابتدا آن را نشان نمی دهد در حال مشاجره براي طلاق هستند. اما اين قاضی، حوصلهاش از جر و بحث اين دو نفر از طبقه متوسط مردم سر رفته است. سيمين ميخواهد دختر يازده ساله خود ترمه را (سارينا فرهادي كه دختر واقعي اصغر فرهادي است) با خود به خارج از كشور ببرد اما دليل واضح و مشخصي نيز براي اين كار ندارد، اما اين در حالي است كه نادر ميخواهد در ايران بماند و از پدر پير خود كه به بيماري آلزايمر دچار است و نميتواند او را تنها بگذارد، (علي اصغر شهبازي) مراقبت كند.
اين فيلم يك نزاع موشكافانه است؛ هيچكس دین را زیر سوال نمی برد، جايگاه زن را تحقير نميكند و يا برخی قوانین قانون اساسی ایران را محكوم نميكند. ممكن است تصور كنيد نادر و سيمين از همان ثانيههاي اول جو را آلوده ميكنند. در واقع آنها در دعواهای ناتمام خود، باز هم ملاحظه می کنند و تا حرمت یکدیگر را نگه می دارند. اما نکته جالب توجه آنکه، در يك جامعه غربي، يك زوج يا به شدت با هم دعوا كرده و يا دوستانه از هم جدا ميشوند. معمولا در جوامع غربی، حالت دیگری وجود ندارد!
وقتي كه سيمين با مخالفت نادر براي طلاق مواجه ميشود، به خانه پدري خود ميرود و تلاش ميكند تا از طريق قانوني حضانت ترمه را از آن خود كند. اين در حالي است كه نادر و سيمين بدون هيچ خصومتي با هم رفت و آمد دارند. نادر، راضيه (با بازی ساره بيات)، شخصي متدين و نيازمند را كه در حومه شهر زندگي ميكند، براي مراقبت از پدرش استخدام ميكند. راضيه اين كار را دوست ندارد و براي اين كار آماده نيست؛ وي بايد از دختر كوچك خود نيز مراقبت كند و نميتواند به طور همزمان از پدر بيمار نادر نيز كه مدام عادت دارد آپارتمان را ترك كند و در خيابان پرسه بزند، نگهداري كند. راضيه در مورد شغلش به حجت، شوهرش (با بازی شهاب حسيني) دروغ ميگويد،چرا كه ميداند شوهرش به دليل مذهبي و يا هر دليل اجتماعي ديگر اجازه چنين كاري را به او نميدهد. ( در يكي از سكانسهاي تامل برانگيز فيلم، راضيه، در شرایطی که پدر نادر در شرایط بدی به سر می برد، به يك کارشناس امور دینی تلفن ميزند و سئوال ميكند كه آيا شرعاً ميتواند خودش پدر نادر را تميز كند يا خير.)
در واقع راضيه تلاش ميكند تا به نحوي اين شغل را به شوهرش كه به تازگي نيز ورشكسته شده است منتقل كند، اما طوري كه او اصلاً نفهمد اين شغل خود او بوده است. اما از اقبال بد راضيه، اين حقه او موجب آغاز تراژديهاي اجتماعي بعدي ميشود، اما فيلمنامه فرهادي به گونهاي است كه شايد بيننده به سختي متوجه آن شود. سيمين و نادر كاراكترهاي دوست داشتني در اين فيلم هستند كه يك بيننده خارجي از طبقه اجتماعي متوسط به راحتي آن را درك ميكند، كاراكترهايي كه به نوعي قرباني خودخواهي، پيشداوري و غرور خود شدهاند. بيننده در آغاز فيلم شفقت كمتري نسبت به حجت و راضيه دارد – آنها زوجي رنجديده، بسيار حساس بر روی مسائل مذهبی و از طبقه كارگر هستند – اما محروميت و سركوب شدن آنها در اين فيلم غير قابل انكار است و اين سئوال كه كدام زوج موجب آزار زوج ديگر در اين فيلم ميشود در ذهن بيننده به وجود ميآيد. در اين فيلم حتي رفتارهاي غيرطبيعي ترمه، معلم خصوصيش و رفتار همسايه نيز تاثیر گذار هستند.
وقتي نادر به خانه باز ميگردد و پدر خود را پيدا مي كند كه بيهوش شده و به تخت بسته شده است و راضيه كه ظاهراً گمشده است، خشمگين شده و او را اخراج ميكند. در حين همين روند برخي از تابوهاي متعدد ايراني نقض ميشوند و اتفاقات غمانگيزي رخ ميدهد كه شايد مسئول آن نادر باشد و شاید اينكه وي تقصيري نداشته باشد. چيزي كه در پي اين اتفاقات رخ ميدهد نوعي رويهي پليسي است كه در آن تمام كساني كه شامل اين اتفاق ميشوند به نحوي دوست دارند دروغ بگويند و يا حقيقت را لاپوشاني كنند، اما سرنخها همه جا هستند و حقيقت سردرگم، هيچ كجا يافت نميشود. نادر به دليل آنچه با راضيه انجام داده است با محكوميت زندان روبرو ميشود و راضيه نيز به دليل آنچه كه با پدر نادر انجام داده است با همين محكوميت مواجه ميشود. در همين اثنا، حجت كه بسيار دمدمي است تمام افراد را تهديد ميكند، افراد بيگناه نيز براي كتمان حقيقت گمراه ميشوند و سيمين نيز تلاش ميكند كاري را انجام دهد كه تمام افراد پولدار در اين شرايط انجام مي دهند، يعني همه مشكلات را با پول حل و فصل كند.
لوكيشنهاي اين فيلم در تهران و توسط محمود كلاري فيلمبرداري و با بودجهاي در حدود 500 هزار دلار ساخته شده است. "جدايي نادر از سيمين" يك درام با حال و هوای زندگی معاصر است. فیلمی مملو از پيچيدگي و هيجان، كه توسط شخصي كارگرداني شده است كه سنتهاي سينماي آمريكا و اروپا را در آن گنجانده است. جدایی نادر از سیمین فيلمي است كه زندگي كنوني را به تصوير كشيده است،نه مانند فيلمهاي آمريكايي كه همیشه يك يا دو سال پيش را به نمايش ميگذارند. علاوه بر آن، اين فيلم نگاهي عميق به درون ملت و جامعهاي دارد كه عده كمي از ما آن را درك ميكنيم، وراي يك كاريكاتور رسانهاي، يك اثر عميق انساني است كه بازخوردهاي احساسي و ديد تراژديك يك رمان خوب، آن را همراهي ميكند.
منتقد: Andrew O'Hehir
مترجم: سعيد هوشنگی
****************************************************
نقد و بررسی دوم
موحد منتقم
سرانجام شاهکار بی چون و چرای اصغر فرهادی جدایی نادر از سیمین در جشنواره فجر اکران شد.. فیلمی که ارزش شش ساعت قرار گرفتن در صف بی سابقه ی تماشای فیلم را داشت. فیلم را با هیجان ناشی از دیدن فیلم از کارگردان درباره الی نگاه کردم. و فیلم در انتها من را با چشمان اشک آلود بدرقه کرد! جدایی نادر از سیمین تمامی آنچه شما از یک فیلم عالی انتظار دارید، از میزانسن گرفته تا فیلمنامه و کارگردانی و بازیگری عالی، یک جا در خود دارد. از همه تعجب برانگیزتر بازی حیرت انگیز ساره بیات است. شهاب حسینی هم که اگر فقط به دوربین نگاه کند کافی است! فیلم قبل از اینکه مراحل ساختش تمام شود جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره آسیا پاسفیک گرفت و به بخش اصلی مسابقه برلین راه پیدا کرد.
جدایی نادر از سیمین با بازی لیلا حاتمی، شهاب حسینی، پیمان معادی، ساره بیات، سارینا فرهادی، علی اصغر شهبازی، بابک کریمی، شیرین یزدان بخش، كیمیا حسینی و با حضور مریلا زارعی روایت میشود. این فیلم با فیلمنامه، تهیهکنندگی و کارگردانیاصغر فرهادی مقابل دوربین رفته است. سیمین (لیلا حاتمی) می خواهد به همراه همسرش نادر و دخترش ترمه از ایران برود و همه مقدمات این کار را فراهم کرده. اما نادر (پیمان معادی) نمی خواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج می برد تنها رها کند. این اختلافات باعث می شود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند. اما دادگاه درخواست اش را رد می کند. سیمین مجبور می شود به خانه پدرش برگردد. ترمه به امید اینکه مادرش سیمین پیش آنها برگردد، تصمیم می گیرد پیش پدرش نادر بماند. نادر نمی تواند از عهده مراقبت از پدرش بر بیاید پس برای این کار یک مستخدم به نام راضیه (ساره بیات) استخدام می کند. این زن جوان که باردار است این کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسینی) قبول کرده است. یک روز نادر به خانه برمی گردد و....
فیلم به یکی از مشکلات خانواده های از سنت جدا شده و در راه رسیدن به مدرنیسم جامعه ما می پردازد. که زن و شوهر بدون هیچ دلیلی و صرفاً دلایل خیلی کوچکی صرفاً به خاطر غروری که دارند تصمیم می گیرند از هم جدا شوند و هیچکدام از آنها حاضر به کوتاه آمدن از خواسته هایش در برابر نیست. به قول جی اسکینر: گاهی جدایی ما آدم ها از یکدیگر، ساده تر از آن است که فکرش را بکنیم! پدر نادر که مبتلا به بیماری آلزایمر است یک سمبل تمام عیار از فیلم است. نادر و سیمین در مرز بین داشتن و نداشتن همدیگر هستند و در این میان احساسی ناپیدا به آنها نوید امید می دهد. ولی احساسی عمیق تر می گوید بهتر است به جای پرداختن به این احساس امیدواری متزلزل، آن را خاتمه دهند. شاید آن حس امید دختر آنها باشد و یا هرچیز دیگری. و دومی هم ممکن است غرورباشد؛ و دوباره هرچیز دیگری! ولی هرچه فیلم پیش می رود ماجراهای جدیدی وارد داستان می شود... همانند درباره الی هرچه به جلو پیش می رویم بازیگران با بحران های سخت تر و پیچیده تری روبرو می شوند و در پایان با یک ماتم تمام عیار (خود زنی های حجت و...) خاتمه می یابد. جدایی نادر از سیمین همانند درباره الی... باعث می شود ما در انتهای به خودمان فیلم بگوییم «همه اینها م یشد هرگز اتفاق نیافتد!»
پروانه ساخت فیلم جدایی نادر از سیمین بخاطر حرف هایی که اصغر فرهادی در جشن خانه زده بود، در حین فیلمبرداری باطل شد. که البته پس از مدتی دوباره مجوز را گرفت. نمی دانم چرا پس از پایان فیلم جدایی نادر ازسیمین با خودم کلنجار می رفتم که انتخاب کنم درباره الی بهتر بود یا جدایی نادر از سیمین؟ باور کنید هرکاری کردم نتوانستم بین دو فیلمی که از بهترین فیلمهای عمرم هستند یکی را انتخاب کنم. این دو فیلم فرسنگ ها از سایر تولید های سینمایی ایران جلوتر هستند! جدایی نادر از سیمین فیلمی است که می تواند به راحتی با فیلمهای درجه یک روز سینمای جهان رقابت کند و نشان می دهد که اصغر فرهادی جامعه شناس بزرگی است که جامعه خود را به خوبی نگاه می کند و درس های خوبی به تماشاگران فیلمش از همین نگاه هایش می دهد. راستی چرا آنقدر پایان فیلم خوب بود؟ چرا بقیه کارگردان ها و فیلمنامه نویس ها نمی توانند چنین پایانی خلق کنند؟ جدایی نادر از سیمین آنقدر فیلمنامه ی خوبی دارد که در انتهای فیلم وقتی دختری که تنها یکی از قربانیان جدایی نادر از سیمین است گریه می کند و باید یا نادر و یا سیمین را انتخاب کند، خودم هم مثل همان دخترک گریه ام گرفته بود! گویی من هم می خواستم از میان نادر و سیمین یکی را انتخاب کنم!
فیلمبرداری محمود کلاری هم قطعاً یکی از امیدداران کسب سیمرغ است (هرچند که سیمرغ درب رابر این فیلمبرداری اصلاً ارزشی ندارد) که در صحنه ی دادگاه به اوج خودش می رسد. فیلمبرداری فیلم در انتقال فضای فیلم به تماشاگر در جدایی نادر از سیمین کار بزرگی انجام می دهد.
همانند فیلم درباره الی بحران در چهره بازیگران فیلم به شکل تمام عیاری موج می زند .لیلا حاتمی که استاد بازیگری در چنین نقش هایی است. شهاب حسینی و پیمان معادی هم که قبلا در درباره الی امتحان خودرا پس داده اند، در این فیلم حضوری خیره کننده دارند. فیلم فضاهای ساکت و بی روح و افسرده کننده ای دارد، که به خاطر رابطه ی رو به جدایی رونده ی نادر و سیمین به نوعی نشان دهنده روابط بین شخصیت های فیلم است. آدم از دیدن این همه ریزه کاری لذت می برد.یکی از کارهایی که برای انجام اش ثانیه شماری می کنم این است که نسخه ی خانگی فیلم جدایی نادر از سیمین را بگیرم و به صورت سیاه و سفید تماشایش کنم. قطعاً تماشای فیلم به صورت سیاه و سفید لذتی وصف نشدنی باید داشته باشد. موقع تماشای فیلم با خودم احساس می کردم که دارم یکی از فیلم های فصل اسکار را نگاه می کنم. فیلم اگر پخش کننده های خوبی داشته باشد می تواند حرف های بسیاری در جشنواره ها و محافل سینمایی بین المللی بزندو قطعا گیشه ای رویایی را پیش رو خواهد داشت. موقع بیرون آمدن از سینما تماشاگران اصلاً انگار توی این دنیا نبودند. ساکت مانده بوند. مثل مرده های متحرک از سینما بیرون می آمدند و معلوم نبود دارند به چه چیزی فکر می کنند!
«اینکه من باشم و تو باشی ولی ما نباشیم. جدایی همین است»
موحد منتقم
****************************************************
نقد و بررسی سوم
لی مارشال - هالیوود ریپورتر
برلین- درست وقتی که به نظر غیر ممکن می رسد فیلمسازان ایرانی پا را فراتر از حدود ممیزی گذاشته و نظرشان را به تمام معنا ابراز کنند, جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی از گرد راه می رسد تا خلافش را ثابت کند. فیلم که در سطح روایت به ظاهر ساده اما از لحاظ روانی, اخلاقی اجتماعی پیچیده می نماید, موفق می شود جامعه ایرانی را در کانون توجه قرار دهد به گونه ای که کمتر فیلمی تا کنون قادر به این کار بوده است. مانند درباره الی, که دو سال قبل جایزه بهترین کارگردانی جشنواره برلین را برای فرهادی به ارمغان آورد و در بسیاری کشورها به روی پرده رفت, این فلیم هم توانایی آن را دارد که تماشاگران غربی را مجذوب خود کرده نبضشان را به درستی در دست گیرد.
با ابنکه ظاهراً سیاست جایی در تصویر ندارد, تمام داستان بر پایه جدایی زوجی از طبقه متوسط بنا شده چرا که زن قصه, سیمین (لیلا حاتمی) به دنبال آینده ای بهتر برای دخترش ترمه (سارینا فرهادی) می خواهد به خارج سفر کند. اما ممکن است این دلیل اصلی جدایی نباشد.
نادر (پیمان معادی که در درباره الی هم ظاهر شده) مرد نجیب اما سرسختی ست که توجهی به همسرش ندارد. آنقدر مغرور است که از همسرش نمی خواهد کنارش بماند و به خانه ی مادرش باز نگردد و این در حالی ست که همراه دخترش ترمه باید از پدر پیر خود که از آلزایمر رنج می برد نگه داری کند. با عجله زن فقیری به نام راضیه (ساره بیات) را برای کار روزانه استخدام می کند. زنی که باردار است اما بدون اجازه (یا با اجازه؟)ی شوهرش این کار را قبول می کند. چند روز بعد مرد او را اخراج و از در خانه به بیرون پرت می کند؛ زن از پله پرت و جنین سقط می شود. ادامه فیلم حول تنشی می گردد که با ورود شوهر جوشی و بدهکار راضیه به داستان و احضار نادر به دادگاه به جرم قتل نفس اوج می گیرد.
صحنه به صحنه, جزئیات چنان اضافه می شوند که ابعاد اخلاقی داستان را تغییر می دهند. فیلمنامه ی فرهادی به طرز قابل ملاحظه ای طرف هیچ یک از شخصیتها را نمی گیرد؛ حتی در مقابل, همه شان در آنِ واحد به یک اندازه حق دارند و ندارند. آنها همه در دام غرور و وجدان, اخلاق و مذهب, پول و شرافت گرفتارند.
فرهادی به رسم سومین اثر تاثیر گذار خود, چهارشنبه سوری, که ازدواج یک زوج طبقه متوسط را از نگاه کارگر جوانی نشان می داد به دقت روی تضاد طبقاتی گسنرده در ایران انگشت گذاشته, چیزی که از آن به فرق میان "مرفهین و مردم عادی" تعبیر می شود. سیمن و نادر و ترمه شغل, آپارتمان, ماشین, مدرسه و جهاان بینی طبقه متوسطی دارند؛ حتی وقتی هم دعوا می کنند صدایشان را بالا نمی برند و به راحتی می توانند قاضی (با بازی همدلی برانگیز بابک کریمی) را تحت تاثیر قرار دهند. در مقابل, راضیه و حجت به شدت فقیرند و در حاشیه شهر زندگی می کنند و از قشر آسیب پذیر جامعه اند.
راضیه بسیار مذهبی ست. حتی در جایی با مشاوری مذهبی تلفنی مشورت می کند تا ببیند عوض کردن لباسهای نجس پیرمرد حواس پرت هشتاد ساله ای گناه دارد یا نه. امتناع او از قسم به قرآن نقطه تحول داستان است.
دیگر شخصیت اخلاقگرای داستان ترمه نوجوان است, دختری به شدت جدی که یاد می گیرد در جامعه ای که تنها بر پایه دروغ عمل می کند باید از اصولش کوتاه بیاید. وقتی لحظه بیان حقیقت برای او فرا می رسد به انتخابی بسیار متفاوت از راضیه ی تحصیل نکرده می رسد.
مانند همه ی کارهای کارگردان, بیشترین توجه به بازیگران شده و بازیهای باورپذیر به عمقی نامتعارف در شخصیت پردازیها انجامیده است. هر پنج بازیگر فیلم در فیلمبرداری درخشان محمود کلاری به شدت برجسته نشان داده شده اند. گرچه فیلم دو ساعت به طول می انجامد, تدوین پر تحرک هایده صفی یاری اکشن در گیرکننده داستان از ابتدا تا انتها حفظ می کند.
لی مارشال - هالیوود ریپورتر
****************************************************
نقد و بررسی چهارم
اسکرین دیلی
اثر تازه اصغر فرهادی پس از فیلم خوب درباره الی یک درام نفس گیر اجتماعی اخلاقی ست که در ایران امروز می گذرد و کارگردانش را تا حد و اندازه ی کارگردانان درجه یک معاصرجهان ارتقا می بخشد, اثری که دیدناش برای آنها که می خواهند بدانند بر سینمای ایران چه گذشته ضروری می نماید. فرهادی همچنان که کنترل خود را بر ریتم بازجویانه داستان (که شیوه ی کلاسیک هیچکاک را به ذهن متبادر می کند) و تضاد اخلاقی مختص خودش نشان می دهد, داستانی را بازگو می کند که نه فقط درباره زنان و مردان, والدین و فرزندان و عدالت و مذهب در ایران امروز است, بلکه پیچیدگی ها و سوالاتی جهانی را در رابطه با مسنولیت, فردیت و پیامدهای "راستگویی" مطرح می کند و اینکه چقدر مرز میان سرسختی و غرور (بخصوص در میان انواع مردان) و خودخواهی و ظلم می تواند باریک باشد.
درباره الی که در بخش مسابقه جشنواره برلین 2009 حضور داشت پخش گسترده ای نداشت, اما جدایی نادر از سیمین اثری هنری ست با جنبه های تجاری بیشتر. درباره الی نوعی درهم تنیدگی ذاتی و حسی کم و بیش تصنعی در برخی دیالوگها داشت اما فرهادی اینجا داستانی را یافته که طنین درونی خود را از طریق درام خانوادگی پر تنشی به تعالی می رساند که در تمامی اعصار واقعی و موجه خواهد بود.
بازی های باور پذیر از تیم بازیگری قوی با استاندارهای جهانی – شامل دو بازیگر کودک و نوجوان- و فیلمبردای روی دست با تصاویری دقیق و خودمانی بی آنکه حتی ذره ای پرتحرک جلوه کند, کمک می کند مهر تایید زده شود و بالاخره کارگردان در سرزمینهای گوناگون به رسمیت شناخته شود.
سیمین ناکام در طلاق, بالاخره خانه را ترک می کند (آن طور که بعداً مشخص می شود به قصد خانه ی مادرش) و نادر مجبور می شود راضیه (ساره بیات) را (که دختر بچه ای به نام سمیه دارد) استخدام کند تا وقتی سرکار است از پدرش نگه داری کند. تضاد طبقاتی میان راضیه و صاحب کارش حتی برای کسانی که با جامعه ایرانی آشنایی ندارند روشن است: او زن مومن و نجیبی است و چادر سیاهی به سر دارد, در مقایسه با روسری نخی ای که سیمین سرسری روی سر انداخته, در حالی که از کار در خانه مردی که از همسرش جداست ناراضی ست و حتی بیشتر, از تمیز کردن پدر او که خود را خیس کرده (او حتی با یک دوست یا مشاور مذهبی در مورد این که عوض کردن شلوار پیرمرد گناه دارد یا نه تلفنی مشورت می کند).
از طرفی نادر و سیمین ایرانی های مدرن فرنگی مابی هستند, از همان روشنفکر های طبقه مرفه ی که کارگردان در فیلم قبلی خود روی آنها متمرکز شده بود. این موضوع گرچه به زبان نمی آید اما اینکه این طبقه روشنفکر جایگاهی نه چندان راحت در ایرانی دارد که نه در دست طبقات ثروتمند بلکه حکومتی مذهبی اداره می شود, شکاف بین خانواده ی مرفه فرنگی ماب سیمین و خانواده مذهبی فقیر راضیه را پر رنگ تر و عمیق تر می کند آنگاه که وقوع یک اتفاق, اتهاماتی جدی را متوجه نادر می کند.
در حالی که پیچ و تابهای بازجویانه بعدی همچنان قانع کننده اند, تیزهوشی فیلم در روشی است که به کار می برد تا همزمان دلسوزی بیننده را در برابر دو کودک معلق نگاه دارد. نادر که خود درست نمی داند چگونه درستکار باشد, مدام مسئولیت اخلاقی را به دوش دخترش می اندازد و در حالی که فکر میکند دارد با او مثل بزرگها رفتار می کند فرزندش را از نظر احساسی تحت فشار قرار می دهد. در شکافی که در ادامه ظاهر می شود سمیه , دختر بچه کودکستانی, هم نقش دارد و آن یک نگاهی که دو دختر در دادگاه با هم رد و بدل می کنند خود گویا تر از یک صفحه دیالوگ است.
همچنان که فیلم به اوج خود نزدیک می شود, ما مانده ایم که کارگردان چطور می تواند یک پایان بندی در خور روایت داستانی قانع کننده خود و پیچیدگی های مضمونی آن پیدا کند. تشویق بی امانی که سالن مطبوعات بخش مسابقه جشنواره برلین را پر کرده – حداقل تا اندازه ای- در ستایش حساسیت و شاید ضرورت راه حلی ست که او در پایان به آن می رسد.
اسکرین دیلی
****************************************************
نقد و بررسی پنجم
پوریا صادقی - نقد فارسی
شاید بزرگترین اتفاق امسال در نوروز اکران فیلم جدایی نادر از سیمین بود ، فیلمی که هیچ کس انتظار موفقیتش را نداشت . بعد از دیدن فیلم زیبای درباره الی همه می گفتند که فرهادی نمی تواند دوباره فیلم بسازد که به اندازه درباره الی موفق باشد ، ولی همه اشتباه می کردند . موفقیت بزرگ جدایی ، هنر فرهادی را به رخ ایرانیان و جهان کشید که اصغر فرهادی از آن دسته نیست که موفقیتی چشمشان را کور کند و دیگر نتوانند راهشان را ادامه دهند . او نشان داد چگونه می تواند به زیبایی هرچه تمام تر دنیای پیرامون خود را به شاهکاری تبدیل کند .
بعضی جدایی را کمتر از درباره الی می دانند ( مانند شبکه اجتماعی فینچر که بخاطر کمتر درگیری داشتن هایش بعضی ها آنرا جز ضعیف ترین آثار فینچر می دانند ) که این مسئله بازهم به داستان فیلم باز می گردد . اتفاق درونی جدایی به بزرگی اتفاق فیلم درباره الی نیست یا به گفته آقای مسعود فراستی : جدایی داستان کوچک را بسیار بزرگ می کند ، من این جمله را کاملا اشتباه می دانم ، زیبایی جدایی همین است ، نشان می دهد حتی اتفاقی کوچک چگونه می تواند عواقبی بزرگ داشته باشد .
در فیلم چهارشنبه سوری داستان در خانه ای اتفاق می افتد یا در طبقه ای از آپارتمان ، در درباره الی کمی باز تر می شود ، شخصیت های داستان بیشتر می شوند ، در ویلایی در شمال ، در جدایی داستان به 2 طبقه اجتماعی کشانده می شود و وسعت دیدش بسیار فراتر از چهارشنبه سوری و درباره الی می رود و همین است که آن را به فیلمی بهتر از درباره الی تبدیل می کند . جدایی هم وسعت دید بیشتری دارد و هم اینکه بیشتر قضاوت را بر عهده مخاطب می گذارد و این دید از همان صحنه اول فیلم ، وقتی که نادر و سیمین رو به دوربین نشسته اند و شما نقش قاضی را دارید نمایان می شود . هنر فرهادی این است که خود را در فیلمش پنهان می کند ، شما در هیچ صحنه ای از فیلم یادی از فرهادی نمی کنید ، حتی کمی به او فکر هم نمی کنید . دومین زیبایی کار او بیگناهی افراد در عین گناهکاریشان است .تا آخر فیلم تصمیم بر اینکه تقصیر کار را چه کسی بدانیم سخت است . همه با هم تقصیر کارند ، کارها در هم گره می اندازد و این مسئله پیش میآید . برای مثال لحظه ای که شخصیت 1 تقصیر کار است و شخصیت 2 سختی می بیند دلیل بر لحظاتی بعد است که شخصیت 2 گناهکار است و شخصیت 1 زجر می کشد . پس هیچ کدام بیگناه و هیچ کدام گناهکار نیستند . میتوان به همه حق داد میتوان هم نداد .
ولی این مسئله دلیلی بر ماندگاری و زیبایی فیلم نیست . فیلم های فرهادی با فیلم های ایرانی که تا بحال دیده ایم تفاوت زیادی دارند ، آن چیست ؟ چرا راضی می شویم غم و غصه های شخصیت ها را بدون هیچ استراحتی به چشمان و مغزمان تحمل کنیم و ببنیم ، فقط یک دلیل وجود داردو آن آینه بودن فیلم های فرهادی است . شخصیت های فیلم خود ما هستیم ، چرا قضاوت سخت است ، چون فکر که می کنیم میبینیم اینجا اگه من هم بودم اینطور می کردم ، فرهادی جامعه اش را به زیبایی تمام می شناسد ،او در زندگی اطرافش جستجو می کند ، کوچکترین موارد هم از چشمانش نمی افتد ، و این مسئله است فیلم های فرهادی را از دیگر فیلم ها متمایز می کند ، همین است که باعث می شود وقت خودمان را صرف دیدن اتفاقی کوچک بکنیم ، چون در حال دیدن خودمان هستیم .
فیلم به یادمان می اندازد که کمی به کارهایمان با دید بازتری نگاه کنیم ، شاید حرفی از ما دیگری را خورد کند و باعث لحظاتی همچون لحظه خودزنی های شهاب حسینی در آخر فیلم شود که واقعا یادش هم قلب را به درد می آورد ، شاید باید بیشتر حواسمان باشد ، غرور و تکبر را کمی کنار بگذاریم مگر نه در این میان کسانی را که کمتر درگیر مسائل ما هستند را بیشتر نابود می کنیم ، اشک های ترمه در آخر فیلم نشان همین موضوع است و چه بسا از این ترمه ها در اطراف ما بسیار زیاد هستند . یه فیلم اگر بخواهد می تواند مانند جدایی دنیایی بزرگ باشد یا فقط یک فیلم باشد .
وقتی می خواهیم فیلمی کمدی بسازیم معمولا به سراغ قشر پولدار جامعه می رویم و یا تقابل او با قشر فقیر ، برای فیلم های معنا گرا هم معمولا دنبال خانواده هایی که دچار مشکل خیلی وخیمی معمولا قتل شده اند یا بدنبال پول هستند می رویم . فیلم فرهادی ( اینجا باید خدا را شکر کرد ) نه کمدی است نه معنا گرا همین مسئله آن را از فیلمهای ایرانی جدا می سازد . فیلم او فیلم است ، نه معنا گرا نه کمدی ، فیلمی اصیل است ، نه تقلید است نه کپی ، نه از ریتمی تقلید می کند نه از موضوعی ، اصالت خود را به هیچ عنوان از دست نمی دهد و همین باعث شد برای اولین بار فیلمی از کشورم را دوبار در سینما ببینم !
صحبت در مورد موضوع کلی فیلم سخت است ، شما می گویید اساس فیلم دروغ است من می گویم نه اساس فیلم درگیری دو قشر جامعه است دیگری آن را تکذیب کرده اساس فیلم را تلاق می داند و هزاران پایه و اساس دیگر برای فیلم که باز هم هنر فرهادی را به رخ می کشد و اینجاست که از خود می پرسیم ، چرا در میان 70 میلیون انسان ، 70 میلیون ایرانی که ادعای فرهنگ و قدرت داریم ، یک نفر است که خودمان را خوب می شناسد .
پوریا صادقی - نقد فارسی
****************************************************
نقد و بررسی ششم
راجر ایبرت
این فیلم ایرانی تا پیش از 27 ام ماه ژانویه در شیکاگو اکران نمی شود. فیلم برنده ی جایزه ی خرس طلایی برلین شد و به تازگی هم توسط حلقه ی منتقدان فیلم نیویورک، بهترین فیلم خارجی سال لقب گرفت. این فیلم مشخصاً از ویژگی های ایرانی برخوردار است، اما به عقیده ی من هر چقدر فیلمی بیشتر به تجربیات انسانی بپردازد، جهانی تر است. از سوی دیگر، به نظر می رسد فیلم هایی که "برای همه" مناسبند، برای گروه خاصی از آدم ها ساخته نشده اند. در این فیلم، طرح داستان که به راستی شایسته ی یک رمان ارزشمند است با تأثیر حسی نمایشی ملودرام، همراه شده است. جدال و کوشش برای گرفتن حق حضانت فرزند، چالشِ داشتن پدری آلزایمری، ریزه کاری های قانونی، و معمای پیچیده ای که باید پاسخ حقیقی آن کشف شود، از مسائلی هستند که در این فیلم به آنها پرداخته می شود. از نظر بازنمایی چندین روایت مختلف از یک اتفاق معین، پیچیدگی فیلم در حد فیلم راشومون Rashomon است.
یک زوج امروزی ایرانی در فکر مهاجرت به اروپا هستند تا برای دخترشان فرصت زندگی آسوده تری ایجاد کنند. مادر خانواده قصد دارد هر چه زودتر برود. پدر خانواده به دلیل بیماری آلزایمر پدرش و نیاز او به مراقبت، تعلل می کند. در یکی از جلسات دادگاه زن به او می گوید: "اون حتی نمیدونه تو پسرشی!" و شوهرش جواب می دهد:"ولی من که می دونم اون پدرمه". فکر می کنم بتوانیم گفته های هر دو را درک کنیم و خودمان را در موقعیت آنها تصور کنیم.
پرستار مردی را برای نگهداری از پدر استخدام می کنند، اما او نمی تواند سر کار خود حاضر شود و همسرش مخفیانه به جای او مشغول به کار می شود. دست زدن به مردی غریبه بر خلاف اصول مذهبی زن است، اما آنها به درآمد این کار نیاز دارند. این موضوع سرآغاز اتفاقاتی است که به ایجاد یک تنگنای اخلاقی شدید منجر می شوند. درونمایه ی اصلی فیلم اصغر فرهادی حقیقت است و اینکه هنگامی که تا حدودی از اصل واقعه با خبر هستیم اما آدم های مورد احترام ما بر سر راست و دروغ آن اختلاف دارند، چه احساسی پیدا می کنیم. فیلم "جدایی نادر از سیمین" قطعاً یکی از آن شاهکارهای تماشایی خواهد بود که تا چند دهه ی بعد هم تماشاگران خود را پیدا خواهد کرد.
راجر ایبرت
مترجم: الهام بای
****************************************************
مشاهده تریلر این فیلم(کلیک کنید)
منبع :
نقد و بررسی اول و پنجم: اختصاصی سایت نقد فارسی
سایر منابع:
سایت پرده سینما- کافه سینما
مترجمان : سعید هوشنگی ، الهام بای و عاطفه زرگر
عکس، تهیه و تنظیم : سایت نقد فارسی
هر گونه کپی برداری از این مطلب بدون ذکر دقیق منابع مخالف قانون بوده و شرعا حرام میباشد.
مطالب مرتبط با این موضوع
اضافه كردن نظر
- نقد فارسی یک سایت سینمایی آزاد است و نه یک وبسایت سیاسی.لطفا با زبان سینما صحبت کنید!
- لطفا از توهین ، تمسخر و کلمات رکیک استفاده نکنید.
- دسترسی افراد متخلف، بدون اخطار قبلی و با اضافه کردن رنج IP آنها در لیست سیاه،برای همیشه از سایت قطع می گردد و در صورت توهین و فحاشی، IP و مشخصات کامل آنها به مراجع قضایی اعلام می شود.
- برای قرار دادن عکس خودتان می توانید به سایت Gravatar مراجعه کنید.


نظرات  
شاهکار اصغر فرهادی حسابی اشکمان را درآورد
عزیزم اگر موحد را بشناسی میدونی که فقط در کار نقد فیلم های اسکاری و هالییوودیه و وقتی میگوید که قابل مقایسه است یعنی هستچون قبلا تمام فیلم های اسکاری را خودش نقد کرده است .میتونی بری تو سایت پرده سینما بخونیش.پس نقد را بخون و اظهارنظر نکن
ابتدا خدمت شما آقای لاچینی عرض کنم بنده نظر خودم رو عرض کردم
ثانیا شما نقد ابن دوست عزیزمون رو دوباره مطالعه کن و بعد خودت هم اگه نرفتی برو فیلم رو ببین سپس 3 فیلم ذکر شده در بالا رو هم روئیت کن ودر صورت تمایل نقاط قوت دکر شده در نقدرا با موارد اشاره شده در بحث من که تمامی فیلم های مذکور نامزد جایزه اسکار در رشته مورد بحث است را مقایسه کن بعد از اندکی تامل متوجه میشوی که نویسنده در مقام مقایسه اندکی اغراق نموده است .
عزیزم کجای نقد گفته است که "فیلم برداری شو با 127 houre یا فیلم نامشو با inception وبازی ساره بیات و با ناتالی پورتمن تو black swan مقایسه کرده است؟گفته فیلمی در حد فیلم فصل اسکار است.گفته در حد اون فیلم ها است و همینجوری هم بود .از خیلی از فیلمهای نامزد اسکار امسال مثل استخوان زمستان و ...بهتر بود.
ابتدا خدمت شما آقای لاچینی عرض کنم بنده نظر خودم رو عرض کردم
ثانیا شما نقد ابن دوست عزیزمون رو دوباره مطالعه کن و بعد خودت هم اگه نرفتی برو فیلم رو ببین سپس 3 فیلم ذکر شده در بالا رو هم روئیت کن ودر صورت تمایل نقاط قوت دکر شده در نقدرا با موارد اشاره شده در بحث من که تمامی فیلم های مذکور نامزد جایزه اسکار در رشته مورد بحث است را مقایسه کن بعد از اندکی تامل متوجه میشوی که نویسنده در مقام مقایسه اندکی اغراق نموده است .
عزیزم کجای نقد گفته است که "فیلم برداری شو با 127 houre یا فیلم نامشو با inception وبازی ساره بیات و با ناتالی پورتمن تو black swan مقایسه کرده است؟گفته فیلمی در حد فیلم فصل اسکار است.گفته در حد اون فیلم ها است و همینجوری هم بود .از خیلی از فیلمهای نامزد اسکار سال مثل استخوان زمستان و ...بهتر بود.
خوشحالم دوست عزیز که دوباره نقد آقای موحد رو با دقت خوندی و بین فیلم های فصل اسکار سعی بر انتخاب ناشناخته ترین فیلم این فصل در مقام مقایسه با فیلم جدایی نادر از سیمین بر آمدی امیدوارم فیلم Winter's Bone ساخته دبرا گرانیک را دیده باشی فیلمی که تا امروز جایزه اصلی بیست و هشتمین جشنواره فیلم تورینو در ایتالیا را دریافت کرد.جنیفر لارنس قهرمان «استخوان زمستان» نیز به طور مشترک با آناهی برنری بازیگر فیلم «Port u Culpa» جایزه بهترین بازیگر زن را دریافت کرد.در بیست و ششمین جشنواره فیلم ساندنس جایزه بزرگ هیئت داوران بخش داستانی فیلمهای آمریکایی همچنین جایزه فیلمنامهنویسی والدو سالت را دریافت کرد.و جایزه از بیستمین دوره جوایز فیلم مستقل گاتام در نیویورک شد و هیئت ملی نقد در آمریکا جایزه بهترین بازیگر نوظهور سال را به جنیفرلارنس اعطاء کرد. این فیلم همچنین در هفت رشته نامزد دریافت جوایز اسپیریت است که از آن به عنوان معادل اسکار در جامعه سینمای مستقل آمریکا یاد میشود.البته من نمی دونم شما چقدر در مورد این جشنواره ها و اعتبارشون اطلاع داری یا نه ولی فکر میکنم فیلم Winter's Bone با چشمان کاملا بسته دیدی یا ندیدی ((نمیدونم)) . ولی به شما توصیه می کنم نقد ای او اسکات منتقد معروف نیورک تایمز رو مطالعه کنی در مورد ا ین فیلم البته اگر دربرابر آقای موحد از نظر شما حرفی برای گفتن داشته باشن . تا شگقت زدگی ایشان را از فیلمبرداری مایکل مک دانا و بازی Jennifer Lawrence که اتفاقادر کنار ناتالی پورتمن نامزد جایزه اسکاره البته من امیدوارم خانم ساره بیات هم نامزد بهترین سیمرغ برای بازیگری در جشنواره فیلم فجر بشه و همچنین فیلم نامهDebra Granik & Anne Rosellini که نامزد جایزه اسکار در کنار فیلم Inception . من فکر می کنم که اگر در نقدها هیجانات ناشی از بت کردن شخصی را کنار برگزاریم هم به آن شخص و هم به رشد سینمای ملی می توانیم کمک کنیم . امیدورارم فیلم ،اقای فرهادی موفقیت های قبلی درباره الی را تکرار کنه ولی اگر این اتفاق نیفتد . حتما نسبت به کارقبلی به نظر من پیشرفتی حاصل نشده .
عزیزم لازم به ذکر است بهت بگویم فیلم اقای فرهادی اکران نشده جایزه بهترین فیلمنامه اسیپاسفیک رو برد و دوباره دربخش اصلی چشنواره برلین انتخاب شده است.این درحالی است که تا حالا هیچ اکرانی نداشته است .جوجه را آخر پاییز میشمارند.انشاا.. که سال آینده نامزد اسکار میشه اونوقت میای اینجا و مجبوری از خجالت با یه اسم دیگه نظر بدی.چون من با نظر اقای منتقم که گفته فیلم مثل فیلم های اسکاری امسال است به شدت موافقم.این فیلمهایی که میچینی قبلا همین منتقد کلی ازشون تعریف کرده است و حتما چیزی میدونسته است که مقایسه کرده است این فیلم رو با فیلم های اسکاری:
www.cinscreen.com/?c=6&id=1120
http://***.cinscreen***/?c=6&id=1120
خوشحالم که علاوه بر یک مخاطب سینمایی با یک پیش گو نیز آشنا شدم سعی میکنم از نکات مد نظر شما رو آویزه گوشم کنم و از این به بعد برای سنجش عیار یک فیلم از نظرات اقای منتقم استفاده کنم . :))
آفرین کار خوبی میکنی.اخبار هم دنبال کن
www.naghdefarsi.com/iran-movie.../1722-1389-11-22-11-38-11.html
مهم این نیست که فیلم اصغر فرهادی قابل قیاس با فیلم های اسکار هست یا نه نکته ی مهم این است که این کارگردان توانسته به درستی درک عمیقی از جامعه ی خودش به دست بیاورد. نکته ای که به نر من درباره ی این فیلم ناگفته مانده است نگاه بسیار دقیق و دلسوزانه ی اصغر فرهادی به نوجوانانی است که در چنین خانواده هایی رشد می کنند. من حدود 5 نقد کاملا متفاوت از این فیلم خواندم ولی در هیچ کدانم به این موضوع کوچک ترین اشاره ای نشده بود. حقیقتا من چون در خانواده ای بزرگ می شوم که شاهد مشکلات پدرومادرم هستم به خوبی می توانم شرایط ترمه را درک کنم. به طوری که وقتی هیچ کس در سینما صدایی تولید نمی کرد صدای گریه ی من به وضوح شنیده می شد . گریه ای که به حال خودم وترمه های مثل خودم می کردم که نمی دانیم گناهمان چیست که باید در شرایطی بزرگ شویم. من یک دختر 15 ساله هستم که با تمام وجودم از آقای فرهادی تشکر می کنم که بالاخره کسی هم پیدا شد که به مشکلات ما بپردازد. من دنبال راهی می گردم که شخصااز ایشون قدر دانی کنم .اگر راهی را میشناسید خوش حال می شوم راهنمایی ام کنید
کاملا با شما موافقم و باید بگویم شما تنها نیستید.
نکته ای بگویم و تمام
فروش فیلمی مثل اسپایدر من 100 برابر فیلمی مثل داگویل یا ... بوده و هست. ولی از هر بشری بپرسن هنر واقعی کدومه کسی نمیگه اخراجی ها!!!! میگن فیلمی که بتونه حرف های دل یک جامعه رو بزنه
اول اینکه از همه بزرگوران یه خواهشی دارم و اون اینکه با هم مجادله نکنید و نقطه نظرهاتون رو بدید نه اینکه به همدیگه بپرید .
دوم اینکه من دارم نظر شخصی خودم رو بازگو میکنم ، خودم من هم در عرصه هنر فعایت دارم .
ببینید به نظر من فیلم با بازتاب های بدی که به ظاهر خوب هست رو به رو شده . بعضی از آن ها شخصی و سهوا هست (مثل فرناز خانم محرتم که فکر کرده فیلم داره به آسیبی که مجادله والدین بر فرزندان میاره سخن میگه در حالی که به نظر میاد داره فرزند رو در این تلاطم قرار میده که با کدوم عقاید میخواد زندگی کنه ، اما حس دعوا و نزاع احساس فرناز خانم و امثال ایشون رو ممکنه تحریک بکنه . ضمن اینکه خوشحال میشم بشنوم مشکلات و درگیری های خانوادگی که حتی بنده هم دچارشم رفع شده). نمونه دیگر این بازتاب های به ظاهر خوب این هست که به نظرم بر خلاف اینکه قرار هست در فیلم هیچ شخصیتی تقطعه نشه ولی به نظر با گذاشتن دروغ بزرگتر بر دوش راضیه او مقصرتر از بقیه هست ولو اینکه برایش حق داشتنی هم در نظر گرفته میشه . از دیگر موارد این است که با به چالش کشیدن و بر سر بعضی عقاید و ممیزی ها و سیاست ها و ... زدن موجب جلب نظر عده ای در خارج از کشور شده که تحسین و تمجیدهایی که در اصل به نفع خودشون ولی به اسم این فیلم کردن رو میتونید ببینید و احتمالا این نقدها رو خونده باشید لذا به نظر شخصی بنده حتی اگر این فیلم اسکار هم بگیره میشه این تردید رو کرد که آیا به عنوان یک هنر سینمایی به آن نگاه شده یا نگاهی دیگری حاکم بوده .
در نظر داشته باشید بعضی از فیلمها باحفظ یه سری ساختار دهن پر کن جلوه میکنن و دلیلی قطعی برای خوب بودن آن نیست .
ان شاا... که تمامی گروه که در ساخت این فیلم بودند موفق باشند و شاهد کارهای درستی از آن ها باشیم .
شاد و پیروز باشید .
من هر دفعه میرفتم سینما پشیمون میشدم و حسرت پول بلیط رو میخوردم ولی این فیلم یه چیز دیگه بود.نه تنها پشیمون نشدم بلکه حاضرم باز هم اونو ببینم.
این فیلم طوری ساخته شد که میشه از دیدگاه های مختلفی به اون نگاه کرد ولی از هر دیدگاهی که بهش نگاه کنیم فیلم بدون نقص و عیب و ایراد هست.
فیلم دارای آغاز خوب وداستان بسیار عالی و پایان بندی بسیار خوب است.آدم هر لحظه دوست داره بدونه که قراره چه اتفاقی بیفته و به عبارتی دیگر فیلم آدم رو جذب میکنه به طوری که هیچوقت دلت نمیخواد فیلم به پایان برسه.
به طور کلی فیلم واقعا عالیه.
آیا واقعا اخراجی ها با جدایی نادر از سیمین قابل مقیسه هست؟
من دیروز رفتم فیلم را دیدم. از نظر من فیلم خوبی بود ولی شایسته ی جایزه نبود، در باره ی الی فیلم بهتری بود. اسکار که جای خود را دارد. کمی هم در رقابت با اخراجی های 3، مردم را تحت تاثیر قرار داد.
سناریوی فیلم مثل بقیه ی داستان های ایرانی که واقعیت را نشان میدهند. خوب من که این واقعیت را روزانه لمس میکنم، چه لزومی دارد که در یک فیلم هم روی آن تاکید شود؟ بدظر من فیلم خوب شروع میشه ولی سرعت افت کرده و بجای پرداختن به دلمیل طلاق و مسائل فرهنگی آن، به اختلاف فرهنگی بین دو طبقه ی اجتمایی میپردازد. شاید باید اسمش را چیز دیگری می گذاشتند.
شما عجب دلیل محکمی برای ادعایت آورده ای؟ چون طرف یه چیزی میدونه پس درست میگه؟ این که نشد نقد، شما بیشتر سعی در ارعاب داری نه اقناع و یا فقط نظر دادن... من هم فکر میکنم این فیلم با اینکه خوب بود ولی اسکاری نیست، اگر ببرد بیشتر سیاسی خواهد بود. جوابم را با همین نام خواهم داد وو اگر نظرم عوض شد نام را تغییر نمیدهم!! ما رو از لولو نترسون
شبیه حجت ما زیاد دیدیم کدوم اونا جای اینکه زنشون و بزنن ، خودشون و میزنن؟
شبیه راضیه هم زیاد دیدیم ولی کسی که انقدر مذهبی ِ که واسه اینکه دست به یه پیرمرد بزنه باید از مرجع تقلیدش بپرسه حاضر میشه وقتی شک درمورد یک امر به این مهمی بکنه و هیچی نگه؟
فیلم به شدت ضد زنِ....همه ی زنهای فیلم غیر ترمه یک سری احمقند که آخرش هم همون احمقی که هستن میمونن !خب کاراکترترمه هم به روال تمام فیلم سازان ایرانی که بچه هاشون و میارن تو فیلمشون عین پسر داوود نژاد توی فیلم بچه های بد و مرهم نقش عقل کل و بازی میکنه که همه پاک و مبرا تره!
در تاریخ سینمای ما خیلی فیلم های اجتماعی تمیز تری هست....چه بسا سعادت آباد میرکریمی فیلم بهتری بود یا لااقل کاراکتر های پذیرفته تری داشت!
و مونتاژ خانم صفی یاری نه تنها که خوب نبود بلکه به مراتب بدتر از تدوین درباره ی الی بود .... و درباره ی الی به مراتب بهتر از جدایی نادر از سیمین
غلط كردي .....
يه دنيا باتمام منتقدان ايراني خارجي دارن از اين فيلم تعريف ميكنن اونوقت تويه عقده اي اومدي اين حرفا رو ميزني واقعا برات متاسفم
از طرف کانون کارگردانهای بی سواد:ده نمکی .جیرانی . سلحشور و .....
دوست عزیز حرف هیچکس رو که جناب قبول نداری:
www.imdb.com/title/tt1832382/
برو لینک بالا مال معتبرترین سایت فیلمimdb اونجا ببین امتیاز جدایی نادر از سیمین چند.امتیازش برابر قوی سیاه امتیاز inception8/9 و امتیاز جدایی نادر از سیمین 8/7 از شبکه ی اجتماعی هم امتیازش بالاتره.یک سرو گردن هم از استخوان زمستان بالاتره.اگر حرف موحد رو قبول نداری حرف معروف ترین منتقد های دنیا رو قبول کن.راستی 127 ساعت هم در برابر جدایی نادر از سیمین لنگ انداخته.جناب خیال کردی هر فیلمی پر خرج باشه یا اسکار بگیره دیگه واقعا کوه کنده.آواتار هم 3تا اسکار گرفت و دو نیم میلیارد دلار هم فروش کرد ولی مهلکه که نصف آواتار هم خرج نکرده بود 6تا اسکار گرفت و همون مهلکه هم تو مراسم کن که معمولا فیلم هایی که از نظر هنری ارزش دارن رو نمایش میده دو تا جایزه کن گرفت.اسکار فقط برای فیلم های انگلیسی زبانه و بخش فیلم های غیر انگلیسی زبانش هم زیاد معروف نیست.باید جشنواره های اروپا که ملاک فیلم های هنری هست رو عیار قرار بدی مثل ونیز،کن ،برلین.
باز یه عده 4 تا فیلم خارجی دیدن جو گیر شدن
نقل قول شیما:
خانم شیما من هم این فیلم رو تو دانشگاه تبریز دیدم واقعا شاهکار بود.
شما سوت بزن
سوت زدی؟حالا دهنتو ببند
با سلام و احترام
نوشتن در مورد فیلمی که جوایز مهمی را در دنیا نصیب خود نموده است و تحسین و تمجید بسیاری از منتقدین سینما را بهمراه داشته کاری دشوار و است آنهم از کسی که بصورت آماتور و بر حسب علاقه گاهی در مورد فیلمهای دیده شد و مورد علاقه اش مطلب مینویسد اما عدم دریافت کل از موضوعی بهانه ای برای پرداختن به زوایای کوچک و مختصر از آن نمیگردد.
فیلم آقای فرهادی "جدایی نادر از سیمین" کار ارزنده و درخور توجه ای در سینمای ایران میباشد که با شروع زیبای این نوع فیلمسازی و ابداع شیوه ای با امضاء کارگردان از فیلم تحسین برانگیز "در باره الی" آغازیدن گرفت، فیلمی غافل گیر کننده توام با ضرباهنگی همانند آرامش قبل از طوفان که بیننده را در پس آنهمه شادی و بازی و بذله گویی های دوستانه تا مرز تهوع و بحران در داستان پیش میبرد.
"درباره الی" اگر نگوییم بهتر از "جدایی نادر از سیمین" نبود مسلما کمتر هم نبود و به تعبیر بعضی از منتقدین همسنگ و یا حتی بهتر از آن هم بوده است.
داستان فیلم و موضوع حاظر در جامعه ما یعنی فاصله طبقاتی هر دو خانواده کتمان ناپذیر است، درد و رنج و مشکلات کسب معیشت در خانواده های طبقه پایین جامعه و دغدغه ها و مسائل طبقه متوسط رو به بالا در این فیلم خود را به وضوح به تماشا گذاشته است. و اگر نگوییم در حال حاظر در طبقه متوسط این نوع بحران که در این خانواده بوجود آمده بود وجود دارد که احتمال آن بسیار ضعیف میباشد، اما به شکلی دیگر و با عنوان تمایل به خارج رفتن نه از دیار و مملکت خویش بلکه خروج از خود و فرهنگ و نوعی بیگانگی از خویشتن و برون رفت از هویت و ارزشهای سنتی و قومی و مذهبی میتواند تلقی گردد. همانند تعهد مادری به ارزشها و سنتها و مذهب در قبال خانواده و فرزندانش که در کانون خانواده های پیشتر از ما بسیار پر رنگ تر و با اعتقاد بدان اصول دنبال می گردید. نقش خانم لیلا حاتمی (سیمین) به عنوان مادر از آنچه گفتیم در حال فاصله گرفتن و گذار از سنت به مدرنیته هم میتواند تلقی شده و عدم توفیق رویکردهای جدید در جامعه نسبت به آنچه به نام ارزشها خوانده میشد نیز میتواند گفته شود چه پایداری آقای پیمان معادی (نادر) در نقش پدر و تاکید وی برای حفظ نمودن همان چیزی که در حال حاظر به نام خانواده واقعی در جریان است و یکی از ارزشها و سنتهای فرهنگی و دینی ما یعنی احترام و خدمت به والدین و عدم قبول بی توجهی و گذر از آن توسط پدر و شوهر خانواده و نیز استواری بر ایجاد حفظ رابطه پدر و فرزندی با دخترش سارینا فرهادی (ترمه) برای آرامش و خوشبختی فرزندشان از همین روست.
بازیها در این فیلم خیلی زیبا و روان هستند بشخصه در دیدن این فیلم بیشترین ارتباط و تاثیر ایفای نقش را به ترتیب از این هنرمندان احساس کردم بازی بسیار زیبای خانم ساره بیات در نقش (راضیه) که فوق العاده در بیان انتقال حس نقش راضیه در فیلم موفق و سربلند از کار بیرون آمده اند و سپس خانم لیلا حاتمی که مثل همیشه در همان قالب نقشهایی که ایفا میکنند خونسردی و نگاه های خاص خود در ایفای کاراکتر محول شده پیروز بوده اند. نقش آقای پیمان معادی هم خیلی روان و خوب صورت گرفته است و حتی گاهی بنا به تشابه زیاد ایشان با همسر واقعی خانم حاتمی یعنی آقای علی مصفا جلوی نظرم بازی ایشان را میدیدم.
یکی از زیباترین نقشها که شاید خیلی بنا به س*** و عدم دیالوگ توسط نقش آفرین آن بینندگان بدان توجه ننمایند نقش آقای علی اصغر شهبازی (پدر نادر) است که یکی از ماندگار ترین نقشهای این فیلم است، بنده در دیدن این فیلم نگاه، حرکت و توجه وی به پرستارش را خصوصا در چند سکانس مثل سکانس نیاز به تمیز شدن لباسها و خود وی را با قدرت ایفای نقش احساس کردم و به نوعی چهره و نوع بازی ایشان مرا بیاد نقش بازیگری گمنام و برای اولین بار در فیلم "قولهای شرقی" ساخته دیوید کرانبرگ در نقش صاحب رستورانی که رهبری گروهی مافیایی را بعهده داشت انداخت و او نیز با آنکه اولین بار بود که پشت دوربین ظاهر شده بود چنان از عهده نقش برآمده بود که گویی به واقع یاد مارلون براندو را در پدر خوانده تداعی مینمود.
نگاه جامعه شناختی به فیلم و بررسی آن خصوصا جایگاه نقشی که هنرمند توانا آقای شهاب حسینی با بازی زیبای خود انجام دادند یعنی (حجت) موضوعی است که به اشکال مختلف میتواند در سطح جامعه وجود داشته و هم در حال شکل گرفتن باشد، بیکاری، ورشکستگی و عدم توانایی برای از پس مخارج روزمره زندگی برآمدن و کار کردن زن خانواده و مشکلات امنیت شغلی و پایین بودن درآمد این طبقه و حتی گاهی عدم امنیت جنسیتی در محیط کار و یا تردد به محیط کار و بالعکس به خانه همه و همه از نکات مهمی هستند که توسط جامعه و گردانندگان جامعه میبایست مورد امعان نظر قرار گرفته و این فیلم با نوعی روایت خاسته است آنرا به تمام بینندگان گوشزد نماید.
آگاهی دختر خانواده با بازی قشنگ و قابل تحسین دختر خود آقای فرهادی یعنی سارینا فرهادی (ترمه) از پیرامون خود و واقعیت های زندگی و رجحان عقلانی عمل کردن بر احساسی بودن نیز از نکات ارزنده فیلم و بیانگر قدرت بینش و دریافت بهتر نسل فعلی از آنچه در خانواده شان میگذرد میباشد که در نسلهای پیشین زیاد به چشم نمی خورد و این دریافت وامدار شرایط و مقتضیات زمان حاظر است که در قبل فرزندان نیازش را زیاد احساس نمی کردند و یا اگر هم دریافت می نمودند مجالی برای بازگویه نمودن خواسته ها و تمایلات خود نداشته اند چون آنچه که مسلم است در جامعه چند دهه پیش پدر سالاری حاکم بر اوضاع و شرایط خانواده ها بود و در حال حاظر شاید به طنز و یا واقعیت به قول بعضی پدر و مادرها دوران فرزند سالاری را در حال تجربه هستیم.
"جدایی نادر از سیمین" شاید می خواهد شکاف بین دو مطلب مهم را اشاره کند که همیشه تاریخ دارد آنرا تجربه میکند و آن نیست مگر شکاف بین خود و حقیقت واقعی خود اعم از زمان و مکان و سنن و آداب و رسوم فرهنگ هر قومی و قبیله ای خویشتن خویش و جدایی از آن به هر نام که می خواهد باشد و گسستن از آن که این جدایی راه به بیراه دارد خواه جدایی خویشتن باشد از خویشی خویش و خواه "جدایی نادر (باشد) از سیمین"
با تقدیم احترام و ادب
مهرداد مصوری
دیماه 1390
اما قرار دادنه یه فیلمه ایرانی بینه این همه آثار حارجی خیلی مسخره و بی معناست!
فرمول موفقیت جدایی=نهضت(جنبش)+شجریان+رنگه درو دیوار (سبز)+خودزنی شهاب حسینی و++++++++
همه چی رو به هم ربط ندین!موفق شده چون فیلمش خوب بوده نه به دلایل سیاسی چرا عادت دارین همیشه همه چی رو به سیاست بچسبوینین!!!
بيننده پسند نيست كه 4 ميليارد فروش كرده؟در ضمن اين فيلم يك درام اجتماعيه و هركي از فيلم بدش بياد نه به لحاظ دلايل فني بلكه به لحاظ دلايل محتوايي داره خودش رو گول ميزنه.
فقط شما خودت را گول نميزني بله؟
فيد RSS براي نظرات اين مطلب