نقد و بررسی فیلم inception (تلقین)

نگاهی روانشناختی به فیلم تلقین :ترور ضمیر ناخود آگاه زیگموند فروید به دست کریستوفر نولان بزدل!

نگاهی روانشناختی به فیلم تلقین :ترور ضمیر ناخود آگاه زیگموند فروید به دست کریستوفر نولان بزدل!

واقعیت رویا،برتر از واقعیت بیداری است. (مارسل پروست)

images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/13-Inception/8-Inception.jpgدرفیلم ملک الموت (لوییس بونوئل،۱۹۶۲)، زوجی بورژوا پذیرای هجده مهمان برای مراسم شام می شوند. مهمانی به خوبی به پایان می رسد اما پس از آن به دلیلی ناشناخته هیچ کس نمی تواند خانه را ترک کند. حبس مهمانان یک ماه به طول می انجامد و آن ها به تدریج چهره های واقعی شان را آشکار می کنند. در یکی از فصل های پایانی فیلم،مانند نمایشی صحنه ای،ناگهان پرده ای کنار می رود و یکی از شخصیت ها،زنی به نام لتیسیا،چونان خواب گردی برای جماعت مفلوک مهمانان این گونه سخن می گوید:”خیلی غیرعادیه.چه مدت ما این جا بودیم؟ من زمان رو از دست دادم. فکر کنین چند دفعه توی این بازی بی پایان جای ما عوض شده. مثل یک بازی شطرنج که توش هزاران حرکت انجام شده. ما حتی اثاثیه رو هم صدها بار جابه جا کردیم. الان همه چیز درست سر همون جاییه که اون موقع بود. آدم ها و اثاثیه صحنه درست مثل اون شبه. این هم یک توهم دیگه است،یا این که واقعیت داره؟” و بعد مهمانان با تن دادن به این نمایش و بازسازی موقعیت یک ماه قبلشان (همان زمانی که قصد خروج از مهمانی را داشتند)به طور معجزه آسایی از مهلکه نجات می یابند.

استاد ده سال بعد (۱۹۷۲) نیزدرفیلم جذابیت پنهان بورژوازی دوباره در قالبی مشابه ولی طنزآمیز نیشش را نثار طبقه ازمابهتران می کند. در جایی ازفیلم،سرهنگی شخصیت های اصلی فیلم را به خانه اش دعوت می کند. مهمانان دور میز می نشینند اما پیشخدمت به جای مرغ واقعی،مرغ پلاستیکی سرو می کند. کمی بعد در فضایی غیرعادی پرده نمایش بالا می رود و آن ها خود را در هیبت بازیگرانی روی صحنه و در مقابل دیدگان تماشاگران می بینند. در حالی که در رسوایی عجیبی حتی متن نمایشی شان را نیز حفظ نیستند. لحظه ای بعد می فهمیم که همه این ها خوابی بوده که یکی از شخصیت های اصلی فیلم (هنری/ژان پیر کسل) می دیده است. سپس ظاهرا فیلم به مسیرواقعیت برمی گردد تا این که در دقایق پایانی،تمام شخصیت های اصلی در حادثه ای قتل عام می شوند. این بارهم فیلم ساز ترفند دیگری رو می کند و نشان می دهد که همه این ها در خواب شخصیت اصلی فیلم(رافائل/فرناندو ری)بوده است. به عبارت دیگر ما با یک خواب در خواب مواجه بوده ایم و این جاست که با مرور وقایع و اتفاق های فیلم از ابتدا اساسا دنیای واقعی فیلم زیرسوال می رود ودیگربه هیچ چیزآن نمی شود اعتماد کرد. این هایی که دیده ایم رویا بوده یا واقعیت؟

“حالا،کنارچراغ،مرا نگاه می کرد. یادم آمد که در گذشته هم همین طور به من نگاه کرده،از آن خواب دوری که تویش صندلی را روی پایه های عقب چرخاندم و رودرروی زنی غریب،با چشم های خاکستری،قرارگرفتم. توی آن خواب بود که برای اولین بار از او پرسیدم:”کی هستی؟” و او به من گفت:”یادم نمی آد.” به او گفتم:”اما به گمونم ما پیش تر همدیگه رو دیده ایم.” و او بی تفاوت گفت:”خیال می کنم یه بار خواب تو رو دیده باشم،خواب همین اتاقو.” و من به او گفتم:”درسته.دارم یادم می آد.” و او گفت:”عجیبه. ما حتما توی خواب های دیگه همدیگه رو دیدیم.” ۱

گابریل گارسیا مارکز داستان کوتاهی دارد به نام “چشم های سگ آبی رنگ” (۱۹۵۰) که در آن مرد و زنی فقط در خواب،همدیگر را می بینند و زن با یک نشانه(همان توتم) در بیداری و واقعیت به دنبال مرد می گردد. زن:”من همه اش خواب مردی رو می بینم که به من می گه چشم های سگ آبی …باید کسی رو که این حرفو تو خواب بهم گفته پیدا کنم.”

“به هر زحمتی که بود دوباره پلک هایش را بست،هرچند می دانست که این بار بیدار نمی شود،می دانست که بیداراست و آن رویای شیرین،آن رویای دیگر،مثل همه رویاها پوچ بوده،رویایی که درآن سواربرحشره ای عظیم که میان پاهایش زوزه می کشید و می تاخت،از خیابان های نا آشنای شهری عجیب وغریب می گذشت،خیابان هایی با نور سبزو قرمز که بی شعله و دود می سوخت. دردروغ بی پایان رویا هم او را از روی زمین برداشته بودند،کسی هم کارد به دست به سراغش آمده بود و نزدیک شده بود به او که طاق باز خوابیده بود،طاق باز با چشم های بسته،درفاصله میان خرمن آتش و پله ها.” ۲

“طاق باز درشب” قصه کوتاهی ست به قلم خولیو کورتاسار آرژانتینی و احتمالا نوشته شده دردهه ۱۹۵۰. داستان دو انسان که یکی در زمان حاضر و دیگری در دوران تمدن آزتک،خواب یکدیگر را می بینند و مشخص نیست که کدام یک از این دو واقعی هستند.

و…. بله!جیمز نولان با ساختن تلقین کار بزرگی انجام داده،صرفا از باب یادآوری و از آن جهت که دوباره و چندباره دریچه های نو وکهن از دنیای وسیع و گسترده روان شناسی و جهان پررمزوراز خواب و خیال ورویا را به روی ما می گشاید. شاید بسیاری از منتقدان معتقد به بکر بودن ایده تلقین باشند اما آیا واقعا با موضوعی تازه روبروییم؟ در صورت پذیرش تازگی ایده،آیا فیلم سازتوانسته از زیر سایه ایده اش خارج شود؟ تلقین هم فیلمی مثل مورد عجیب بنجامین باتن (گرچه چند گام جلوتر) است که نمی تواند در مقابل ایده درخشانش کمر راست کند. اما نولان باهوش تر از آن است که گول ایده به ظاهرجدیدش را بخورد و تمام تلاشش را به کار می بندد تا فکراولیه و اصلی اش را در اثری با ساختاری همگون و هم وزن جاری سازد. او پیش از این هم با افزودن هوشیاری و خلاقیتش به مصالح و ابزار معماران قدیمی تر، سازه های جدید و مدرنی بنا نهاده بود. بی خوابی وسری فیلم های بتمن شاخص ترین نمونه ها در این زمینه اند. این بار هم نولان به یمن وجود اساتید قابله ای چون فروید،یونگ،بونوئل،لینچ و دیگران به سلامتی و میمنت ایده اش را به دنیا می آورد و ظاهرا هم تا اطلاع ثانوی،فارغ از دوام وماندگاری،تحسین عاشقان پرشمار این نورسیده ادامه خواهد داشت. می ماند سرخوردگی و حسرت از این که چنین ایده ای در دستان بزرگانی چون بونوئل،تارکوفسکی،برگمان،کیشلوفسکی و هیچکاک می توانست به چه فیلم ماندگار و درخشانی تبدیل شود اما حالا قربانی تلاش برای سودآوری بیش تر و فتح گیشه ها(به موازات خلق یک اثر هنرمندانه)شده است.

پرداختن به فیلم با نیم نگاهی به مباحث و نظریه های علم روان شناسی،همراه با ارجاع به صحنه هایی از اثر،بی مناسبت نخواهد بود – حتی اگر توجیه سازنده و طرف دارانش این باشد که فیلم کاملا زاییده ذهن خالقش است و کم ترین ربطی به واقعیت ندارد – اما بحث این جاست که تلقین،ساختارتخیلی و روایی قصه اش را اتفاقا بر پایه واقعیت ها و نشانه های علمی موجود می چیند. تناقض فیلم هم در جایی بروز می یابد که در قسمت هایی مطابق با نظریه های علمی روان شناسی پیش می رود و هرجا که می خواهد حفره های فیلم نامه اش را پرکند با گریزاز واقعیت علمی به تخیل پناه می برد. در این جا چند نمونه منطبق و غیرمنطبق مباحث مطرح شده در فیلم را مرور می کنیم:

منطبق

افکار در خواب به تصویر تبدیل می شوند. (فروید)

قاعده ای بدیهی و طبیعی. خواب از اساس جنبه تصویری دارد و همین عنصر بصری است که خواب را به عالم واقعیت شبیه می کند. تلقین هم پیرو این اصل،برای همسان سازی رویا و واقعیت،پراست از تصاویری که انعکاس دهنده افکار و ایده ها هستند.

دررویا روابط زمانی به روابط مکانی تبدیل می شوند.(فروید)

در تلقین نیز،نه در واقعیت و نه در خواب کاب و افراد گروه،به هیچ سال و زمانی اشاره نمی شود اما تا دلتان بخواهد با مکان های مختلف(تنوع لوکیشن ها و موقعیت های جغرافیایی) روبروییم.

جریان کنش متعالی،فرایندی ست که موجب شکوفایی بذرهای نهفته در انسان می شود. نمادهایی که ضمیرناخودآگاه برای این عمل به کار می برد،همان هایی است که بشریت همیشه برای بیان کلیت،کمال و تمامیت به کار برده. این نمادها در اصل به شکل دایره و مربع است.(یونگ)

توتم ها و نشانه هایی که کاب و آرتور برای خود برگزیده اند هم فرفره دایره وار و تاس مربع شکل هستند.

خواب توام با حرکات سریع چشم ها، rapid eye movement sleep،همان خواب توام با رویاست. بیدار کردن افراد در مرحله این خواب دشوار است ولی این مساله عمومیت ندارد،به طوری که گاهی فردی که در خواب rem است با کوچک ترین سروصدا از خواب می پرد. ( ۳) با این حال چون بیدار کردن افراد در حین خواب rem دراغلب اوقات دشواراست،بسیاری از پزشکان خواب rem را جزو مراحل عمیق خواب به شمارمی آورند.

در تلقین نیز از عاملی به نام ضربه برای بیداری افراد به خواب عمیق رفته استفاده می شود. مارکز در همان قصه “چشم های سگ آبی رنگ” هم به چنین راهی برای بیداری اشاره کرده:” سال ها بود همدیگر را می دیدیم. گاهی که دیگر کنارهم بودیم،کسی در بیرون قاشقی ازدستش می افتاد و ما بیدار می شدیم. رفته رفته بو برده بودیم که دوستی ما به اشیا وابسته است،به ساده ترین اتفاق ها. دیدارهای ما همیشه همین طوربه آخر می رسید،با افتادن قاشقی در اوایل صبح.”

الیزابت میتلر در کتاب خواب و رویا در جواب این سوال که “آیا ما در عمیق ترین مرحله خواب خود رویا می بینیم؟” پاسخ مثبت می دهد،اما می گوید تا حدودی:”همه ما براین واقفیم که درآن چه رویا را تشکیل می دهد،اعمال و حواس بسیاری مثل بینایی،شنوایی و لامسه،دخیل هستند. رویا پدیده ای است که غالب اوقات در خواب rem اتفاق می افتد.” و اما این که چرا می گوید پاسخ فقط تا حدی مثبت است،این گونه ادامه می دهد:”اول این که برخی تجربه های رویاگونه ممکن است علاوه برخواب rem درسایرمراحل خواب هم اتفاق بیفتند. دوم این که خواب rem را واقعا نمی توان عمیق ترین مرحله خواب به شمارآورد. بهترین معیار برای تعیین عمق یک مرحله خاص از خواب،میزان دشواری بیدارکردن فرد در هنگام گذرازهمان مرحله خواب است. به عنوان مثال،این که ببینیم در کدام مرحله خواب برای بیدار کردن فرد به بلندترین صدا نیازاست.”

در تلقین نیز یوسف داروساز مطابق موارد بالا و بسته به مراحل مختلف خواب گروه،ترکیبات دارویی اش را انتخاب می کند و در دیالوگ هایش به دشوارتر شدن بیداری در مراحل پایین تر خواب اشاره دارد.

دیدن پلکان و هرنوع بالا رفتن در خواب و رویا،حاکی از تمایلات و روابط جنسی است.(فروید)

فصل خواب مرحله دوم و نماهای مشترک آرتور و آریادنی را به یاد بیاورید و آن صحنه پلکان و جریان پارادوکس را که به نوعی نشان گر تمایلات آرتور به آریادنی هم هست. نمونه آشکارش هم،آن لحظه بامزه ابراز عشق آرتور است که در جهت رد گم کردن دشمنان گروه دست به فداکاری می زند!

غیرمنطبق

خواب همیشه به جزییاتی می پردازد که بی اهمیت و ناچیزاست و به همین جهت در چشم ما مضحک می نماید، یا ظاهرش چنان نامفهوم و غیرقابل درک است که ما را به تعجب وا می دارد. به همین علت نخستین احساسی که از خواب در ما بیدار می شود،یا مضحک است یا نامفهوم.(یونگ)

موجودات خواب دائم تغییر شکل می دهند.(فروید)

اما تلقین جز مواردی بسیار معدود چندان به این نکته ها توجهی نمی کند،زیرا ظاهرا به بهانه شبیه سازی خیال با واقعیت،آریادنی آرشیتکت را وارد داستان می کند تا در جهت فریب سوژه(فیشرجوان) دنیایی شبه واقعی طراحی کند. بنابراین فیلم با نادیده گرفتن منطق دنیای خواب و رویا که همان بی منطقی است،اتفاقا دست به نمایش منطقی جعلی و ساختگی می زند و بیش ترچیزهایی که درخواب نشان می دهد درست مشابه همان چیزی است که درواقعیت وجود دارد. مورد دیگر بی اعتنایی فیلم به تغییرشکل دائمی موجودات درخواب است. از این منظر،آثار دیوید لینچ بسیار به خواب ها،رویاها و کابوس های ما شبیه تر است. لینچ حرفش را از کانالی صحیح به تماشاگر منتقل می کند حتی اگرچیزی دستگیر مخاطبش نشود. مگر خواب ها و رویاهای ما آن طورکه تلقین نشان می دهد دارای نظم وترتیب و قاعده اند؟ دراین جا با آدم هایی شیک پوش و اتوکشیده طرفیم که درتمام مراحل خواب همان هستند که در عالم واقعیت بودند. بدون کوچک ترین تغییری. تنها مورد منطبق در این زمینه شاید به جابه جایی و تغییرصورت ایمز(تام هاردی) به جای براونینگ(تام برنجر) بازگردد که اتفاقا در صحنه زیبایی هم نمود می یابد.

خود رویا هدفی ندارد بلکه یک محتوای روان شناختی است که خودش را توصیف می کند و مانند قند درخون مبتلا به دیابت،یک امر طبیعی محض است.(یونگ)

درصورتی که اساسا تلقین دارای ایده ای تخیلی است و چنین اتفاقی تا امروز در عالم پزشکی رخ نداده. در فیلم،برخلاف واقعیت علمی موجود،با گروهی طرفیم که به طور مشترک هدف مشخصی را دررویاهای شان دنبال می کنند. به عبارت دیگر نولان دست به هدفمند کردن رویاها زده است!

به ندرت اتفاق می افتد که یک رویا چنان حدتی پیدا کند که ضربه ای که ازآن به وجود می آید،شعور را تحریک کند. معمولا رویاها بسیارضعیف هستند و نمی توانند تاثیری روی شعور شخص بگذارند.(یونگ)

اما درتلقین گروهی سعی دارند روی شعور فردی تاثیر بگذارند و در کمال تعجب موفق هم می شوند. درست است که کاشتن ایده در ذهن رابرت فیشردر سه مرحله خواب صورت می گیرد اما عملا و در دنیای واقعیت،او دریک نوبت خواب ده ساعته در پرواز سیدنی به لس آنجلس نظرش را درباره ادامه امپراتوری پدرش کاملا تغییر می دهد و به راحتی و با دیدن یک خواب(یادمان نرود که تمام تلاش های کاب و گروهش برای فیشر تنها در یک خواب است وبس) به آن سرمایه هنگفت و قدرت عظیم پشت پا می زند که چندان منطقی و باورپذیر نمی نماید. در خواب و رویا کنترل و اراده ای وجود ندارد. پس چه گونه ممکن است تمام حساب وکتاب های کاب وگروهش درسه و به عبارتی چهارمرحله خواب درست از آب دربیاید؟ خواب و رویا از حیطه های سوررئالیسم است و منطق و عقل چندان در آن به کار نمی آید. اما درتلقین بیش تر حوادث کاملا کنترل شده و درخدمت گروه و اهدافشان است درحالی که طبیعتا باید عکس این قضیه صادق باشد. اتفاقا نولان برپایه همین استدلال می توانست با دررفتن رشته کاراز دست کاب به تعلیق و هیجان(رویه انتخابی خودش) اثرش بیفزاید اما گروه به راحتی موانع اندک موجود(محافظان مسلح فیشر) را از سر راه برمی دارند. اهمیت دادن نولان به صحنه های اکشن پرتعداد که آشکارا در جهت سودآوری بیش تر درگیشه صورت گرفته سبب شده او خیلی کم تر از آن چه باید به مضمون ومحتوای قصه اش بها دهد. او به شیوه ای استادانه و هوشمندانه،اما بی دلیل پیچیده و تا اندازه ای هم جعلی،چهار مرحله خواب را یکی از دیگری عمیق ترطراحی می کند ولی متاسفانه در مفهوم و حرف های اساسی تر فیلم نامه اش به عمق نمی رود.

درنگاهی آرمانی،فیلم انتظارما را از ایده جذابش برآورده نمی کند. فیلم ساز شخصیت پردازی کاب را فدای ساختار پرپیچ وخم قصه اش می کند در حالی که عذاب وجدان ابدی کاب به خاطر خودکشی همسرش،جایی تامل و پرداخت بیش تری داشت و یا این که آیا کاب یک قهرمان است یا ضدقهرمان؟ قهرمان به معنای کلاسیکش از آن رو که کاب به عنوان شخصیت اصلی و تعیین کننده فیلم نامه و پیش برنده قصه است و ضد قهرمان از آن جهت که عملی که انجام می دهد و درآن تخصص دارد غیراخلاقی و ناجوانمردانه است. چه در گذشته که دست به عمل”استخراج” می زد(نفوذ به ناخودآگاه افراد در زمان خواب یا رویا برای به دست آوردن نهان ترین اسرارافراد) و چه درماموریت جدیدش”تلقین” (کاشتن ایده ای در ذهن دیگری) هدفش خودخواهانه است،یعنی رسیدن به کشور و بچه هایش به واسطه عملی مذموم و ناپسند. او برای نیل به مقصود حاضر می شود نبوغش را درجهتی منفی در اختیاراهداف مرد بانفوذی چون سایتو قرار دهد. درست است که سایتو در فیلم شخصیتی مبادی آداب و به ظاهرشرافتمند است(با انتخاب بازیگرباوقاری چون کن واتانابه) که مرام ومعرفت به خرج می دهد وبه تعهدی که به کاب دارد عمل می کند اما فراموش نکنیم که درهرصورت اوقصد حذف رقیب قدرتمندش(خانواده فیشر) را دارد،نه آن که طبق ادعایش بخواهد دنیا را از تبدیل شدن فیشر به ابرقدرت جدید جهانی در انرژی(لابد هسته ای) نجات دهد. اما سایتو آن قدردغدغه نجات دنیا را دارد که خودش و سرمایه اش را به مخاطره بیندازد؟ نه،او با پایان دادن به امپراتوری فیشر درحقیقت می خواهد به طور انحصاری به یگانه قطب قدرتمند عرصه انرژی درجهان تبدیل شود وحالا چه کسی جلودارقدرت مخرب و تهدیدگر او خواهد بود؟ و جای تعجب نیست که دراین جا هم به سیاق فیلم های سال های اخیر هالیوود،دشمن و رقیب فیشرآمریکایی،از شرق سردرمی آورد. بنابراین کاب به زعم خودش دارد جهان را از چنگال ابرقدرتی نجات می دهد و درعوض آن را دودستی تقدیم به ابرقدرتی دیگر می کند.

کاش آن موضوع کاشت ایده در ذهن،وسیله ای می شد برای هدفی والاتر و اندیشمندانه تر،نه سوژه ای پیش پاافتاده و حالا دست مالی شده ای چون نجات دنیا. این همان دریغ و حسرت مورد اشاره است که ایده درخشان اولیه را به درستی و آن گونه که شایسته است به بار نمی نشاند. خب به هرحال باید تفاوتی باشد بین نولان با غول هایی چون تارکوفسکی،کوبریک،کیشلوفسکی،برگمان،هیچکاک و دیگران. تلقین به جای حرکت به سمت اثری هنرمندانه تر و متفکرانه تر،به هیاهوی بسیار برای هیچ بدل می شود. پیامی که نولان درلفافه فیلم نامه ای پرمدعا می خواهد منتقل کند حرف تازه ای نیست. فیلم ساز،تماشاگر را با ترفندهای بی مورد و گول زنک تا آن جا می کشاند که فیشر پدر به پسر بی اراده و مرددش بگوید:” من ناامید شدم از این که سعی کردی مثل من باشی!” توصیه ای کلیشه ای در نکوهش داشتن ثروت فراوان. آخرین وصیت نامه پدر،ارجاع به عکس کودکی رابرت و پدرش است. فرفره کاغذی نولان،کپی دست چندم و رنگ و رورفته ای از رزباد همشهری کین است.

تلقین از آن رو که ما را متوجه اهمیت خواب و رویا و رابطه متقابلش با واقعیت و جابه جایی آن ها می کند ستودنی ست. از دیدی مثبت،امتیازفیلم این است که منطق دروغین و دنیای ساختگی خودش را ماهرانه بنا می نهد و به خورد تماشاگر می دهد، حتی اگر فاصله ای بعید با واقعیت و حقایق علمی داشته باشد. ظاهرا این امربرای تماشاگران امروزی سینما خوشایندتر است. نولان به عنوان فیلم سازی خلاق،نابغه و باهوش موفق به کسب اعتبار برای بلاک باسترها شده و در حرکتی قابل تقدیر درارتقای سطح دانش و هوش تماشاگران عام سینما کوشیده است. تلقین اثری هوشمندانه در تلفیق هنر وصنعت سینماست. ازآن ها که سینمای امروزبرای ادامه حیات آبرومندانه اش به آن نیاز دارد. حضور شیرین جوزف گوردن لویت که چهره اش در لحظه هایی یادآورهیث لجر فقید است،بازی عالی ماریون کوتیار،موسیقی شنیدنی و جذاب هانس زیمر به ویژه در صحنه های اکشن،شوخی های ایمزبا آرتور و زیرسوال بردن سرشت واقعیت در کلیت اثر از ویژگی های قابل تامل تلقین هستند.

واقعا چه اهمیتی دارد که آن توتم چرخان در پایان فیلم تا ابد بچرخد و از حرکت باز نایستد؟ یا گمان کنیم که نولان دقیقا در جایی کات می کند که فرفره دارد تعادلش را از دست می دهد و متوقف می شود؟ به راستی چه اندازه اهمیت دارد که دنیایی که درآن زندگی می کنیم خیالی باشد یا واقعی؟ راستش را بخواهید،هیچ! مهم،درست زیستن است.

“باد برای لحظه ای در بیرون وزید و بعد آرام شد و صدای خرناس کسی که تازه توی رخت خواب غلت زده بود شنیده شد. بادی که از روی مزرعه ها می آمد قطع شد. دیگر بویی شنیده نمی شد. من گفتم:”فردا تو رو از روی همین به جا می آرم. وقتی زنی رو می بینم که داره روی دیوارهای خیابون می نویسه :چشم های سگ آبی،تو رو به جا می آرم.” و او با لبخند غمگینی که دیگرلبخند تسلیم در برابر ناممکن،در برابر دست نیافتنی،بود گفت:”باوجود این،روز که می شه چیزی یادت نمی آد.” و باز چهره اش را ابری تلخ پوشاند و دست هایش را روی چراغ گرفت:”تو تنها مردی هستی که وقتی بیدارمی شه چیزی از خواب هایی که دیده یادش نمی آد.” ۴

“آدم ها در خواب اند،وقتی می میرند بیدارمی شوند.” ۵

۱ و ۴ . “چشم های سگ آبی رنگ” از کتاب بهترین داستان های کوتاه گابریل گارسیا ماکز،ترجمه احمد گلشیری،انتشارات نگاه،۱۳۸۶

۲. از داستان کوتاه “طاق بازدر شب” به قلم خولیو کورتاسار از کتاب داستان های کوتاه آمریکای لاتین،ترجمه عبدا… کوثری،نشر نی،۱۳۸۶

۳. خواب و رویا،الیزابت میتلر،مریل ام میتلر،ترجمه میرمجید خلخالی زاویه،انتشارات جوانه رشد،۱۳۸۸.

۵. امام علی (ع).

این نوشته پیش تر در شماره ۴۲۱ (بهمن ماه) ماهنامه سینمایی فیلم به چاپ رسیده است.

نویسنده: علی رستگار

منبع: وبلاگ علی رستگار

 

201
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
201 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
122 Comment authors
محمد احمدوندادیسیوسlege...ndaryLege...ndary Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
l l
Member
Member
l l

مرسی که جواب دادید ولی هنوز اوکی نشده… اول فیلم طبق محاسباتشون، یه هفته توی مرحله اول میموندن، و بعد می فهمیم که اگه زودتر از این یه هفته توی مرحله اول بمیرن وارد برزخ می شن. پس وقتی آخر فیلم وارد مرحله اول میشن، نمیتونن خودشونو تا یه هفته بکشن. حالا شاید بگید کشتن نه، فقط خودشونو پرت کنن. در این صورت پس چرا اول فیلم که تازه وارد خواب شدن و تو مرحله اول هستن و ایمز میخواد سایتو رو بکشه تا خلاصش کنه، کاب میگه نباید بکشیش. خب می تونستن اون موقع پرتش کنن از یه جای… ادامه »

sadegh sazegar
Member
Member
sadegh sazegar

با سلام خدمت دوستان
در جواب کسانی که مینوشتند کل فیلم یه خواب بوده باید بگم اشتباه محض میکنند
و تمام دلایلی که میخواستم بگم رو این اقای محترم که خیلی هم سرش میشه ذکر کرده
با نامnetacc2013
در جواب سوالات اقایmambadumal هم:
چرا باید یه راست میرفتن توی هواپیما با هر ضربه میرفتن سطح بالاتر بعد اسانسورهم اومدن لایه اول خواب ولازم نبود نشون بده که چطور بیدار میشن چون با توجه به بودن در لایه اول و کم شدن تاثیر داروی خواب اور باشلیک اون ها هم بهشون خب بیدار میشن دیگه نمیفتن تو برزخ که
اوکی اقایmambadumal ؟؟؟

l l
Member
Member
l l

چه خوب! بالاخره یه جایی رو پیدا کردم که توش سوالمو بپرسم! من الان خیلی یه چیزی برام سوال شده در مورد این فیلم. اون آخرای فیلم که داشتن یکی یکی از قسمتهای پایینی ذهن فیشر میومدن بیرون؛ از اون جا که پرِ برف بود بیدار شدن و وارد اون آسانسوره شدن، بعد از اون جا هم بیدار شدن و وارد اون ماشین ون شدن، چرا بعدش نشون نداد که از اون جا هم بیدار شدن؟ با توجه به منطق من اونا نباید میومدن بالای آب و نفس بکشن، یعنی مگه نباید این جوری میشد که همون لحظه یکدفعه وارد… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

peyman*:صد در صد از همون اول تو خواب بوده و دلیلش اینه که حدود اولای فیلم اگه دقت کنی وقتی میره دست و صورتش رو بشوره و سریع اون توتم (فرفره) رو می خواد پرت کنه که اون مرده از راه می رسه و نمی ذاره این کار رو بکنه 🙂 یه خورده توجه کنین تقریبأ کل فیلم توی خوابه 🙂

ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا برای اینکه کاب در آخر فیلم خواب نبوده سه دلیل محکم برای شما نیاوردم.باشد که متقاعد شوید….حالا جدای از شووخی کاش میگفتی کجاهای فیلم بیدار بوده که جواب بتونم بدم.

peyman*
Guest
Member
peyman*

صد در صد از همون اول تو خواب بوده و دلیلش اینه که حدود اولای فیلم اگه دقت کنی وقتی میره دست و صورتش رو بشوره و سریع اون توتم (فرفره) رو می خواد پرت کنه که اون مرده از راه می رسه و نمی ذاره این کار رو بکنه 🙂 یه خورده توجه کنین تقریبأ کل فیلم توی خوابه 🙂

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

Sick: Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟ من فکر نمیکنم. چون اگه ببینی دنیایی اون خوابهایی که میدیدن یجور سرد و بی روح و بی رنگ بود ولی آخرش که هواپیما پیاده میشن همین دنیای خودمونه و همه چی رو رواله! ولی من فکر میکنم کارگردان از نوع پایان بندیش میخواد بگه این دنیا هم یجور خواب و رویائه! دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟ دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه تیتراژ آخر فیلم یا مثلا تو سایت imdb ببینید دو بازیگر برای نقش پسره و دو بازیگر برای نقش دخترش انتخاب شدن. ۳- در تمام خواب های کاب اگه حین ملاقات با زنش دقت کنید حلقه دستش بوده امادر واقعیت کاب هیچوقت حلقه دستش نمیکرد وقتی از هواپیما پیاده میشه در فرودگاه و… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

[b][b][b][b][b]دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه تیتراژ آخر فیلم یا مثلا تو سایت imdb ببینید دو بازیگر برای نقش پسره و دو بازیگر برای نقش دخترش انتخاب شدن. ۳- در تمام خواب های کاب اگه حین ملاقات با زنش دقت کنید حلقه دستش بوده امادر واقعیت کاب هیچوقت حلقه دستش نمیکرد وقتی از هواپیما پیاده میشه در فرودگاه و توی خونه اون حلقه دستش نبود. نولان دهنت سرویس با این… ادامه »

ww ii
Guest
Member
ww ii

موسیقی متن فیلم فوق العاده شنیدنی و حماسی است.به نظر من آقای "Hans Zimmer" آهنگساز برجسته آلمانی این فیلم با قطعه بنام "time" ، باید اسکار را نصیب خودش میکرد.خود فیلم هم که شاهکاری از آفای " Christopher Nolan" بود.

محسن علیزاده
Guest
Member
محسن علیزاده

دوستان این هم نقد کامل فیلم از نظر سایت معتبر imdb . این هم بگم کل فیلم فقط خواب کاب بوده . مردی به نام «کاب» که متخصص الهام‌بخشی در خواب است، گروهی را سرپرستی می‌کند که می‌توانند به خواب دیگران بروند و ذهنیت دیگران را تعییر و فکری جدید به آنها الهام دهند.آخرین ماموریتی که کاب در صورت موفقیت در آن می‌تواند نزد خانواده‌اش بازگردد، تامین درخواست مرد ثروتمندی به نام سایتو است. سایتو رقیبی پیر به نام فیشر دارد. فیشر در آستانة مرگ و پسر جوانش رابرت، وارث ثروت و قدرت اوست. سایتو از کاب می‌خواهد تا به… ادامه »

حسین
Member
Member

با تمام احترامی که برای طرفداران این فیلم قائل هستم ولی من اصلا از این فیلم خوشم نیومد…من از اول با ایده فیلم مشکل داشتم و معتقدد نیستم که واقهعا این ایده ناب هست…ولی واقعا از ته دل میگم فیلم از نظر فنی خداست…کسایی که پشت صحنه های این فیلم رو دیدن میدونن من چی میگم….بهرحال من به این فیلم از ۱۰ نمره ۳ دادم. 🙂

احمدرضا
Member
Member
احمدرضا

فقط اینو میتونم بگم:
کریستوفر نولان امپراطور سرزمین ایده های نابه.
ایده هایی که این تو هر فیلمش معرفی میکنه و پرورش میده هر کدوم قسمتی از شهر آرمانی هر انسانی رو تکمیل میکنه.

نولان
Guest
Member
نولان

سکانس آخر فیم
توتم به جرخشش ادامه میده یا نمیده؟
نکته :این سوالی بود که نولان ازت میپرسه

tarkan
Guest
Member
tarkan

همه ماها شخصیت های موازی زیادی داریم که هرکدام از اونهارو باور کنیم با همون به زندگب ادامه میدیم. کاب از بین تمام خواب ها اونی رو که خودش باور داشت واقعی دونست و بدون اینکه منتظر بمونه که واقعی بودنش ثابت بشه به این زندگی(خواب) تن داد.

shakiba
Guest
Member
shakiba

این فیلم بهترین فیلمی بود که تا حالا دیده بودم ادم وقتی این فیلم رو میبینه توش غرق میشه ریتم فیلم هم عالی بود.من بعد چند بار بار دیدن مفهومشو فهمیدم.

hektor
Guest
Member
hektor

امیر:به نظر من این فیلم تلنگری به همه ماهاست از این نظر که از کجا معلوم این دنیایی که ماها تو اون زندگی میکنیم واقعیه؟اینطور نیست که همه ما هم مثل کاب که آخر فیلم بدون اینکه بفهمه تو واقعیته یا خیال تسلیم شد و پیش بچه هاش رفت بدون دونستن این حقیقت تسلیم این زندگی شدیم؟ . . . دوست عزیزی اینو گفتی بتره بدونی اینچنین فیلمها از نظریات بزرگ خودشون که سروصدای زیادی کرده تولید میشن.طبق نظریه برتراندسل که این شبهرو میندازه که شاید در همین دنیایی که ما در اون قرار داریم هیچ چیز واقعی نباشه و… ادامه »

Pouyan
Guest
Member
Pouyan

کریستوفر نولان ! از همینجا می گم ! تو روحت ! عالی بود ! فوق العاده بود ! تو این هفته نزدیک ۲۰ تا از بهترین فیلمای سینما رو دیدم ولی … تلقین … فوق فوق یه فیلم بود !

امیر
Guest
Member
امیر

به نظر من این فیلم تلنگری به همه ماهاست از این نظر که از کجا معلوم این دنیایی که ماها تو اون زندگی میکنیم واقعیه؟اینطور نیست که همه ما هم مثل کاب که آخر فیلم بدون اینکه بفهمه تو واقعیته یا خیال تسلیم شد و پیش بچه هاش رفت بدون دونستن این حقیقت تسلیم این زندگی شدیم؟

مهران ----
Member
Member
مهران ----

Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟

من فکر نمیکنم. چون اگه ببینی دنیایی اون خوابهایی که میدیدن یجور سرد و بی روح و بی رنگ بود ولی آخرش که هواپیما پیاده میشن همین دنیای خودمونه و همه چی رو رواله! ولی من فکر میکنم کارگردان از نوع پایان بندیش میخواد بگه این دنیا هم یجور خواب و رویائه!

Rman
Guest
Member
Rman

ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟

مهدی م
Guest
Member
مهدی م

بهترین فیلمی تا به حال دیدم این بود
کارگردانیش حرف نداشت
هرکس میگه فیلمه خوبی نیست هیچه از فیلم وسینما نمیدونه

amir
Member
Member
amir

نولان بیننده رو جادو میکنه! 😐

naser
Guest
Member
naser

من عاشق کارای نولانم
واقعا کارش حرف نداره

Hamid Salahshoor
Member
Member
Hamid Salahshoor

(طولانیه!! ولی بخونید) نگاه کنید بعضی از این کاربران محترم راجع به این فیلم چی میگن!! دوستان برید خدا رو شکر کنید تو دورانی که فیلمهای سطحی و بی معنی سینما رو تسخیر کردند شاهد این فیلم معنادار و البته جسورانه هستید!! چرا جسورانه؟؟!! بدجه ی ۱۵۰ میلیون دلاری برای همچین فیلم پیچیده ای درباره موضوع مجهولی مثل خواب جسارت نمیخواد؟!! نولان تعهد کتبی داد برای فروش این فیلم!! و نکته ی بعدی که مهم تر هم هست بعضی موضوعات دیگه ی این فیلم رو نولان چنان با هوش مندی انجام داده مثل مبارزه با ارتش درون ذهن فرد مورد… ادامه »

مهران ----
Member
Member
مهران ----

خانم مجیدی بنظرم تو ترجمه نقد راجر ایبرت بهتر و مناسبتر بود بجای کلمه "رویا" از "خواب" استفاده میکردین!

امیرحسام
Guest
Member
امیرحسام

این فیلم نو ترین ایده ی کل تاریخ سینما رو داره،واقعا پیچیده و زیبا بود و باز اشتباه اکادمی اسکار که به جای شاهکاری مثل تلقین به فیلم به مراتب کم ارزش تری مثل سخنرانی پادشاه اسکار داد واقعا واژه ای برای تعریف ازاین فیلم وجود نداره.عرفان هم وقتی همچین فیلمی رو با ۱۲۷ ساعت (که توی سبک دیگه ای) مقایسه میکنه واقعا چی چی باید بهش گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟

hadi dehnavi
Member
Member
hadi dehnavi

فیلم old boy هم درباره گذاشتن فکر تو ذهن یه چیزایی گفت.البته با هیبنوتیزم…
اما نولان یه جور خاص تفاوت رو ایجاد کرد

siyavosh
Guest
Member
siyavosh

واقعافیلم خوبی بود به نظرم.اصلا شبیه فیلم ۱۲۷ نیس.به نظرم این فیلم چیزی فراتر از یه خواب بینییه ساده س

n n.
Member
Member
n n.

فلانی عزیز بات موافقم نقدها خیلی خوب نیس.اما اگه به طور کامل متوجه فیلم شده باشی لطفا متوجه باش که این فیلمی نیس که بشه با نظر گذاشتن نقدش کرد خیلی بیش از اینا جا حرف داره.هرکی فقط یه گوشه ی خیلی کوچیک از احساسشو نسبت به این فیلم به معنای واقعی وازه خارقالعاده میگه.بعضیهام مثه عرفان که کلا… من نمیفهمم که چه طور این فیلمو نصفه ول کردی؟؟؟؟؟ دیگه نمیدونم بت چی بگم

احمد ضا 13
Guest
Member
احمد ضا 13

با سلام و عرض خسته نباشید.
میخواستم خواهش کنم نسخه ای قابل دانلود از نقد این فیلما رو توی سایت قرار بدید.

سعید
Guest
Member
سعید

به نظر من یکی از بهترین کارای نولان بود . اگه برگردیم و کارای قبلی نولان رو هم ببینیم متوجه یه سبک خاص میشیم که فقط در انحصار کریستوفر نولانه . روند تو در توی داستان که ناشی از فیلم نامه نگاری عالیه و کارگردانی فوق الغاده ، همینطور دید تیره نسبت به دنیای اطراف از ویژگی های بارز سبکشه .

negin
Guest
Member
negin

به معنای حقیقی وازه بی نظیر بود.چنان ظرافتی در کارگردانی و فیلمنامه نویسی وجود داشت که از وصف عاجزم.نقد خود فیلم خیلی طولانی میشه اگه بخوام بگم.وبا نوشتن نمیشه باید رودررو باشیم.با خلاصه کردنش فقط ارزششو کم میکنم. ام ایده ی کلیش توضیح ایده ی پست مدرن بود. دلم نمیاد بازم نگم :بی همتا بود

برديا
Guest
Member
برديا

هرچه درباره اش بگويم كم گفته ام.بهترين فيلم اسكار كه فكر آدم را كاملا درگير مي كرد و واقعا به نظرم حق فيلم و كارگردانش خورده شد.گرچه ماريون كوتيار نقش كوتاهي داشت اما در آن هم مثل بازي در نقش اديت پياف خوب جلوه كرد.

mohsen
Guest
Member
mohsen

واقعا یه فیلم زیبا بود
وثابت کرد که نولان کارگردان بزرگیه.

omid
Member
Member
omid

عرفان خان جاده و ۱۲۷ ساعت و اینسپشن تو یه ژانر نیستن داداش گلم برو سوادتو ببر بالا بعد نظر بده

sara
Member
Member
sara

خیلی فیلم فوق العاده ای بود هم موضوع جدید داشت و هم کاملا حساب شده و هیجانی بود

MORO
Guest
Member
MORO

پارسال تو اسکار حق آواتارو خوردن امسال به نظر من حق inception رو به هر حال فکر میکنم اسکار داره سیاسی میشه

محمد
Member
Member
محمد

يادآوري-بي خوابي-پرستيژ-شروع بتمن-شواليه تاريكي و اين هم فيلم تلقين.به اين ميگن كارنامه درخشان .آقاي نولان خيلي تكي.امسال حقتو نگرفتي .به اميد سال بعد.

علی
Guest
Member

سلام
تقد که نمیشه گفت بلکه بیشتر توصیف بود
نولان بهترین کارگردان در گیج کردن و هنر نمایش است
فیلمش عالی است
با ریتمی مناسب
امیدوارم ذهن نولان باز هم بتونه از این فیلم ها بسازه

فراز
Guest
Member
فراز

فلانی تو رو خدا بیا و نقد کن
اصلا راجر ایبرت کیه بابا تو اونو میزاری تو جیبت

خواهش میکنم بیا و ما رو از علم لایتناهیت بهره مند کن

1 2 3 6