نقد و بررسی فیلم inception (تلقین)

جایی که همه خواب ها در آن جمع می شوند

جایی که همه خواب ها در آن جمع می شوند

Inception سرآغاز: پیرامون نسبت خواب و بیداری با حقیقت

مهدی فیاضی کیا

جای تردید نیست که در زمانه ما، قصد مولف، درجه کمتری از اعتبار را در مقایسه با سه یا چهار دهه گذشته دارد. دوران سینمای مولف، دورانی بود که در آن به اعتبار بازشناسی جایگاه کارگردان در فیلم، بنا بر این قرار گرفت تا فیلمساز نیز به مثابه نویسنده، شخصیتی فکری پیدا کند و از حالت یک تکنسین صرف امور فنی سینما خارج شود. بنابراین کارگردانان گوناگونی که در آثارشان زنجیره‌ای از نوعی نگاه به دنیا یافت می‌شد شناسایی و مطرح شدند. این قصه به دورانی برمی‌گردد که تصور می‌شد پیام انتقالی در آثار سینمایی، بیش از آن‌که ناخودآگاه یا وابسته به واکنش مخاطب باشد، نیت‌مند است.

images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/13-Inception/7-Inception.jpgامّا اینک مخاطب نیز هم‌پای تولیدکننده اثر، یک پای تولید معانی و مضامین فیلم را تشکیل می‌دهد. پایی که بدون آن، درک و دریافت از فیلم، عملی نیست. مثالی هستی‌شناسانه نیز می‌توان از این شیوه برخورد با اثر ارائه داد که شاید موجب تقریب به ذهن است: در اواخر قرن نوزدهم، فیلسوف آلمانی، فردریش نیچه (که کمی‌ بیش از یک فیلسوف بود، چنان‌که داستایوفسکی نویسنده شهیر روس نیز کمی بیش از یک نویسنده) مرگ خدا را اعلام کرد. انسان، دست کم از دوران پیامبران سامی تا کنون، تصوری از جهان به مثابه پیامی از سوی یک مبدأ داشت. جهانی که از مبدأی آمده و به مثابه کتاب خداوند است؛ کتاب خلقت. آدمیان در عصر ماقبل از نیچه، عموما، در پی درک و دریافت معانی مستتر در آفرینش و خلقت الهی بودند. شیوه‌ای که جریان یک طرفه پیام از سوی آفرینشگر به مخاطب را یادآوری می‌کرد. امّا بعد از مواجهه یأس‌آور جهانیان با پوچ‌انگاری، با نیستی و نیهیلیزم اندوهبار قرن بیستم، پس از جنگ‌های ویرانگر جهانگیر و کشتار دسته‌جمعی اقوام و ملل، احتمالا همگی به یاد پیشگویی فیلسوف دیوانه افتادند. آیا اصولا مبدأی برای پیام وجود دارد؟ آیا جهان، اگر به صورت یک پیام، به صورت متنی باز برای خوانش در نظر گرفته شود، آیا از سوی مولفی صادر شده است؟ پیشتر در سنّت فلسفی کانت، بحث اسکولاستیکی و قرون وسطایی جستجوی خداوند در میان ادلّه و براهین کنار گذاشته شده بود؛ مقوله خداوند و مجرّدات عالم علوی، مقوله‌ای خارج از حسّ ادراک و دریافت منطقی و عقلانی آدمی بود. بنابراین بازخوانی مجموعه این دستاوردهای بشری، به طور غیرمستقیم و ناخودآگاه، عصر جدیدی را در خوانش پیام موجب شد. این بار، خوانش هستی نه به مثابه پیامی از سوی یک مبدأ که نیت‌مندی در آن موثر افتاده و باید رمزگانِ مورد نظر مولف در آن گشوده شود، بل به مثابه متنی گشوده و بدون منشأ مشخص صورت پذیرفت. این خوانش، این بار، خوانشی مخاطب‌محور بود. آن‌جایی که خوانشگر در برابر مولف اهمیت می‌یابد و در خوانش متن هستی نیت مولف کنار گذاشته می‌شود، دقیقا جایی است که جستجو در اغراض خدای نادیده و یافتن رمزگان‌های او نیز بی‌معنا جلوه می‌کند.

این نگاه در خوانش جدید از هر متنی و از جمله آثار هنری قابل ردیابی است. فراتر از آن، شاید این نگاه یگانه سخنِ عمل‌پذیر در عصر حاضر است؛ عصری که حقیقت از جایی جز نهاد آدمی مکشوف نمی‌شود و عالم، یکسره در پرده‌ای از ابهامِ آمیخته به نومیدی فرو رفته است. ما نه تنها از قصد مولف بی‌خبریم، بلکه حتی از وجود چنین مولفی نیز نامطمئنیم.

شیوه برخورد ما در برابر فیلمی چون سرآغاز Inception نیز در این نوشتار، بر همین سیاق خواهد بود. البته سرآغاز مؤلفی مشخص دارد؛ کریستوفر نولان، فیلمسازی با کارنامه‌ فیلمسازی مشخص این بار فیلم جدیدی را ساخته است. امّا چنانکه در مثال فوق روشن کردیم، شاید زمان برای شناسایی مولف دیریست که گذشته. ولی اینک در غیاب اندیشه مولف، آیا می‌توان در متن سرآغاز، به جستجوی معانی پرداخت؟

این که خوانش باید از چه طریقی صورت پذیرد تا شیوه صحیحی در برخورد با متن داشته باشیم موضوعی مفصل و قابل بحث است. امّا در اینجا مستقیما بهسرآغاز می‌پردازیم:

عنوان انگلیسی اثر، جز سرآغاز، معنی دیگری نیز دارد: «پی افکندن از نو». این معنی اخیر البته معنای مناسب‌تری برای چنان فیلمی است امّا کلمه مناسبی برای القای چنین معنایی در زبان فارسی یا نیست یا از حیطه دانش نگارنده خارج است. این عنوان می‌تواند نقطه بسط خوانش ما از اثر قرار گیرد: «پی افکنی رویاهای انسان از بنیاد و با اساسی نو».

خواب و رویا، چنانکه همگان بر آن متفقند، امری غیرارادی است. امّا در سرآغاز، عده‌ای به بنیان‌افکندنِ آن از سرآغاز همت می‌گمارند. اغراض این افراد، به نظر می‌رسد مادی باشد. شخصیت اصلی اما قصد دارد به نزد خانواده‌اش برگردد. امّا هنگامی که ورود ما به عالم رویا آغاز می‌شود، ما درگیر مسئله‌ای می‌شویم: حدّ بیداری و خواب (و از این‌جا، حدّ واقعیت و رویا) کجاست؟

شخصیت اصلی سرآغاز، برای تمییز میان خواب و بیداری، توتمی دارد که می‌تواند با کمک آن، میان رویا و واقعیت تمییز قائل شود. چنان‌که می‌بینیم جهان تصویرشده در اثر، جهانی است که طیّ آن فرد نمی‌تواند میانِ رویا و واقعیت به راحتی تفاوتی قائل شود. به یاد بیاورید سخن چوانگ‌تزو را که می‌گفت: «در خواب دیدم پروانه‌ای بودم. چون بیدار شدم، با خود اندیشیدم آیا من انسانی بودم که خواب دیدم پروانه‌ای هستم یا پروانه‌ای هستم که اینک خواب می‌بینم انسانم؟»

کدام یک واقعیت است؟ البته در عالم ملموس و محسوس ما، هرآنچه در خواب می‌گذرد، نشانی از رویا و ناواقعیت با خود دارد. لکن شاید پرسش مهم‌تر در نسبت این دو با حقیقت مطرح شود. آیا رویاهای ما بازتابِ واقعی‌تری از حقیقت هستند و یا بیداری‌هایمان؟

اجازه بدهید به بحث تاریخی گذشته برگردیم؛ بعد از رنسانس، آدمی دوباره به سوی خردورزی رجوع کرد. اوج این بازگشت، در دوره روشنگری و در اواخر قرن هجدهم و سراسر قرن نوزدهم، در دلِ خود، ناگهان واکنشی علیهِ خردورزی را نیز به همراه داشت. چه بسا پدیدآمدن نطفه فلسفه اگزیستانس در آثار فئودور داستایوفسکی، سورن کی‌یرکه‌گور و فردریش نیچه در همین عصر، از نخستین واکنش‌ها به استبدادِ خرد باشد. انسان عصر روشنگری با کنارنهادنِ ماوراءالطبیعه و تشبّث به عقلانیت، برای مدّتی – هر چند کوتاه – تصور کرد به ساحل امنی رسیده است. امّا نیچه تاریخ فلسفه را از سقراط به این سو دقیقا به چیزی متهم کرد که در نظرِ انسان آن روزگار، همان ساحلِ امن بشریت به شمار می‌رفت؛ روح آپولونی، روح خردورزی انسان مابعد سقراط، و گریز از هیجان و شورِ آیینی عصر دیونیزوس، متهمان ردیف اول رنج بشر به شمار رفتند.

پیشگویی نیچه از دو قرن آینده بشر که از دید او اوج نیهیلیزم بود –و خوشا بشری که از  تهوّع عبور می‌کرد چرا که در دهان زرتشت هیچ تهوعی نیست– از یک حیث متکی به همین اندیشه بود که آدمی تنها دستاویز باقی‌مانده از خویش و برای خویش را، یعنی خرد خویش را، از دست خواهد داد. کمی بعد، زیگموند فروید نیز با اعلام اینکه بشر بیش از آنکه عقلانی باشد بر اساس ناخودآگاه تصمیم می‌گیرد مهم‌ترین گام را در راندن عقلانیت از مرکز محاسبات آدمی برداشت.

در آستانه جنگ دوم جهانی، از حیث نظری به نظر می‌رسید بیش از آنکه خرد آدمی در زندگانی اش تأثیر نهاده باشد، این رویاهای او و سیل خفته ناخودآگاهش بوده که تاریخش را بنانهاده است.  آنچه در عمل رخ نمود این بود: غرّش جنگ، دیوانه‌واریِ افسارگسیخته و جنون شهوتناک آدمیان برای جنایت، ناگهان ساحل امن بشر را به سراب تبدیل کرد؛ عقلانیت دستاویز امنی نبود.

چنان که می‌بینیم، حقیقت -در صورتی که چنین چیزی وجود داشته باشد– از دید نجات‌یافتگان جنگ دوم، بیش از آنکه با عقلانیت و عالم بیداری، با رویاها و ناخودآگاهِ آدمی در ارتباط بود. اگر حقیقت را به مثابه صورت راستینِ روح انسانی و نسبتِ صدقی که با جهان برقرار می‌کند در نظر بگیریم آنگاه این تعبیر، سخت تکان‌دهنده و درست به نظر خواهد رسید. در این صورت ما نیز به مشکلِ شخصیت اصلی سرآغاز یعنی کُب (لئوناردو دی‌کاپریو) گرفتار خواهیم آمد: اگر جهانی که در آن هستیم، واقعی نباشد؟

در این‌جا شناسایی واقعیت جهان، نه از روی اهمیت واقعیت بل به جهت شناسایی جایگاهی است که آدمی در آن ایستاده. هندوها در عصر کهن، باور داشتند که جهان یک سره «مایا» یا وهم و فریب است. این وهم و فریب، در زبان سانسکریت، معنای دیگری هم داشت: شور و عشق و جذبه. این عشق، البته به تعبیری عشق جسمانی و زمینی بود. امّا آیا تلازم عشق زمینی و وهم و فریب در نگاه هندوان کهن، معنای خاصی را القا نمی‌کرد؟

در سرآغاز، شخصیت اصلی، مدام از خلال رویاهای خویش تصویر همسرش را می‌بیند که در خواب ظاهر شده و علیه او عمل می‌کند. همسری که در جهان بیداری او را دوست می‌داشت و اینک البته به جهان مردگان رفته است. از سویی، او در عالمِ خواب، یک قدم به حقیقت، به آن‌چه خودِ اوست، به شکلِ صادقانه روحِ خویش، نزدیک‌تر شده؛ اگر جایی در عالم باشد که همه خواب‌ها در آن جمع شوند، آن‌گاه هر آدمی، کابوس‌های خویش را خواهد یافت و صورتِ راستینِ خود را در میانِ انبوه اشکال و رنگ‌های «مایا»گون و فریب‌آمیز بازخواهد یافت.

در نگاه هندوان باستان، بیداریِ ما در جهان، مثالی از غفلت و ناآگاهی ما از حقیقت بود. بیداری، نقطه اتّکای ما به عقلانیت، و به تعبیری «حضور» ما در جهانِ مایا و وهم بود. جهانی که خردورزان غربی از دکارت به این سو سعی کردند وجودش را اثبات کنند و به آن لباس حقیقت بپوشانند. نیچه این سنت را زیر پا گذاشت و پیامبر عصری نو شد؛ عصری که در آن یک گام از جهان فریب فاصله گرفته‌ایم. در نگره هندوان باستان، ورود آدمی به عالمِ خواب، مرحله دیگری از قربِ انسان به حقیقت است. در بیداری جهان از صورت و ماده شکل یافته است. در عالمِ خواب، ماده منتزع می‌شود و چون صورت بدون ماده چیزی نیست جز وهم و خیال، خواب و رویا محقق می‌شود. امّا این نگاهی است که عقلانیت معمول بشر به آن باور دارد. هندوان باستان جهان را به نحو دیگری دیده‌اند. به میزانی که آدمی از عوارض دنیا چه صورت و چه ماده منتزع شده و به حالت مجرّد و مستقل در می اید، هر چه ادراک آدمی از میان مایا عبور کرده و به تجرّد می‌رسد، نسبت او با حقیقت، پیوسته‌تر و استوارتر می اید. از این‌جا، باید نسبت خواب را در جهان‌بینیِ هندو با حقیقت، قوی‌تر از بیداری دانست. چنان که در همین نگاه هندوان، آدمی چون در خوابی عمیق و بدون رویا در می اید، یعنی وقتی حتی آن صورت باقی‌مانده از ماده نیز محو می‌شود، ناگهان و اندک‌اندک، حقیقت بر او آشکار می‌شود. او در نیستی، در فنا، در روشن‌ترین  ارتباطِ آدمی با حقیقت، قرار گرفته است.

از این رو خوانش ما از سرآغاز می‌توان متضمّن این دیدگاهِ عرفان‌گرایانه باشد. از این دیدگاه، نسبت شخصیت اصلی سرآغاز با حقیقت، در عالمِ خواب، دیدگاهی صحیح‌تر است. هر چه در خواب‌های متوالی و هر چه در رویا اندر رویا پیش می‌رود،  این نسبت صورتی موحش‌تر و مخوف‌تر می‌‌یابد. حقیقت عریان، عنصری ترساننده است. در عمیق‌ترین رویای او، در آخرین خواب، ساختمان‌هایی یکسره در کنار ساحلی غرنده سر برآورنده‌اند که به دلیل نامعلومی در حال ویرانی هستند. شاید این تنها رویایی در سرآغاز است که نولان توانسته حسّ مخوف رویا را در آن به درستی بازسازی کند. در این تصویر، می‌توان تعابیر مختلفی از معانی ساختمان‌ها و دریا و ویرانی‌شان و لابیرانت پیچ‌درپیچ خیابان‌هایی که هیچ انتهایی جز به دریا ندارند ارائه داد. امّا مهم‌تر از همه، و به وجه اختصار این نوشتار، شاید بازگشتِ شخصیت اصلی را به واقعیت بتوان مهم‌ترین مواجهه ما خوانشگران با حقیقت یافت. او از توتمِ خود استفاده می‌کند تا دریابد آیا در خواب است یا بیدار شده. امّا پیش از افتادنِ توتم یا نیفتادنش، با دیدنِ کودکانش بی‌تاب شده وبه طرف آنان می‌رود. دوربین نیز توتم را رها کرده و به سوی صحنه عاطفی وصال شخصیت اصلی با خانواده‌اش می‌رود. آیا این مهم نیست که ما حقیقت در خواب محقّق شود یا در بیداری؟ اگر آرزوهای آدمی، اگر به رویاهای سرخورده و فروکوفته روح انسانی برابر باشند با حقیقتی که از دیرباز آدمی تحت عناوین مختلف در جستجوی آن است، دیگر دانستنِ این‌که در خواب هستیم یا بیداری، رویا می‌بینیم یا واقعیت، چه اهمیتی دارد؟ شاید تنها امر مهم، رویاهای آدمی است که جایی، چه در خواب و چه در بیداری محقق شود. نسبتِ آدمی با حقیقت را هم شاید باید اینجا جست.

مهدی فیاضی کیا

منبع: «انسان شناسی و فرهنگ»

 

201
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
201 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
122 Comment authors
محمد احمدوندادیسیوسlege...ndaryLege...ndary Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
l l
Member
Member
l l

مرسی که جواب دادید ولی هنوز اوکی نشده… اول فیلم طبق محاسباتشون، یه هفته توی مرحله اول میموندن، و بعد می فهمیم که اگه زودتر از این یه هفته توی مرحله اول بمیرن وارد برزخ می شن. پس وقتی آخر فیلم وارد مرحله اول میشن، نمیتونن خودشونو تا یه هفته بکشن. حالا شاید بگید کشتن نه، فقط خودشونو پرت کنن. در این صورت پس چرا اول فیلم که تازه وارد خواب شدن و تو مرحله اول هستن و ایمز میخواد سایتو رو بکشه تا خلاصش کنه، کاب میگه نباید بکشیش. خب می تونستن اون موقع پرتش کنن از یه جای… ادامه »

sadegh sazegar
Member
Member
sadegh sazegar

با سلام خدمت دوستان
در جواب کسانی که مینوشتند کل فیلم یه خواب بوده باید بگم اشتباه محض میکنند
و تمام دلایلی که میخواستم بگم رو این اقای محترم که خیلی هم سرش میشه ذکر کرده
با نامnetacc2013
در جواب سوالات اقایmambadumal هم:
چرا باید یه راست میرفتن توی هواپیما با هر ضربه میرفتن سطح بالاتر بعد اسانسورهم اومدن لایه اول خواب ولازم نبود نشون بده که چطور بیدار میشن چون با توجه به بودن در لایه اول و کم شدن تاثیر داروی خواب اور باشلیک اون ها هم بهشون خب بیدار میشن دیگه نمیفتن تو برزخ که
اوکی اقایmambadumal ؟؟؟

l l
Member
Member
l l

چه خوب! بالاخره یه جایی رو پیدا کردم که توش سوالمو بپرسم! من الان خیلی یه چیزی برام سوال شده در مورد این فیلم. اون آخرای فیلم که داشتن یکی یکی از قسمتهای پایینی ذهن فیشر میومدن بیرون؛ از اون جا که پرِ برف بود بیدار شدن و وارد اون آسانسوره شدن، بعد از اون جا هم بیدار شدن و وارد اون ماشین ون شدن، چرا بعدش نشون نداد که از اون جا هم بیدار شدن؟ با توجه به منطق من اونا نباید میومدن بالای آب و نفس بکشن، یعنی مگه نباید این جوری میشد که همون لحظه یکدفعه وارد… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

peyman*:صد در صد از همون اول تو خواب بوده و دلیلش اینه که حدود اولای فیلم اگه دقت کنی وقتی میره دست و صورتش رو بشوره و سریع اون توتم (فرفره) رو می خواد پرت کنه که اون مرده از راه می رسه و نمی ذاره این کار رو بکنه 🙂 یه خورده توجه کنین تقریبأ کل فیلم توی خوابه 🙂

ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا برای اینکه کاب در آخر فیلم خواب نبوده سه دلیل محکم برای شما نیاوردم.باشد که متقاعد شوید….حالا جدای از شووخی کاش میگفتی کجاهای فیلم بیدار بوده که جواب بتونم بدم.

peyman*
Guest
Member
peyman*

صد در صد از همون اول تو خواب بوده و دلیلش اینه که حدود اولای فیلم اگه دقت کنی وقتی میره دست و صورتش رو بشوره و سریع اون توتم (فرفره) رو می خواد پرت کنه که اون مرده از راه می رسه و نمی ذاره این کار رو بکنه 🙂 یه خورده توجه کنین تقریبأ کل فیلم توی خوابه 🙂

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

Sick: Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟ من فکر نمیکنم. چون اگه ببینی دنیایی اون خوابهایی که میدیدن یجور سرد و بی روح و بی رنگ بود ولی آخرش که هواپیما پیاده میشن همین دنیای خودمونه و همه چی رو رواله! ولی من فکر میکنم کارگردان از نوع پایان بندیش میخواد بگه این دنیا هم یجور خواب و رویائه! دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟ دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه تیتراژ آخر فیلم یا مثلا تو سایت imdb ببینید دو بازیگر برای نقش پسره و دو بازیگر برای نقش دخترش انتخاب شدن. ۳- در تمام خواب های کاب اگه حین ملاقات با زنش دقت کنید حلقه دستش بوده امادر واقعیت کاب هیچوقت حلقه دستش نمیکرد وقتی از هواپیما پیاده میشه در فرودگاه و… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

[b][b][b][b][b]دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه تیتراژ آخر فیلم یا مثلا تو سایت imdb ببینید دو بازیگر برای نقش پسره و دو بازیگر برای نقش دخترش انتخاب شدن. ۳- در تمام خواب های کاب اگه حین ملاقات با زنش دقت کنید حلقه دستش بوده امادر واقعیت کاب هیچوقت حلقه دستش نمیکرد وقتی از هواپیما پیاده میشه در فرودگاه و توی خونه اون حلقه دستش نبود. نولان دهنت سرویس با این… ادامه »

ww ii
Guest
Member
ww ii

موسیقی متن فیلم فوق العاده شنیدنی و حماسی است.به نظر من آقای "Hans Zimmer" آهنگساز برجسته آلمانی این فیلم با قطعه بنام "time" ، باید اسکار را نصیب خودش میکرد.خود فیلم هم که شاهکاری از آفای " Christopher Nolan" بود.

محسن علیزاده
Guest
Member
محسن علیزاده

دوستان این هم نقد کامل فیلم از نظر سایت معتبر imdb . این هم بگم کل فیلم فقط خواب کاب بوده . مردی به نام «کاب» که متخصص الهام‌بخشی در خواب است، گروهی را سرپرستی می‌کند که می‌توانند به خواب دیگران بروند و ذهنیت دیگران را تعییر و فکری جدید به آنها الهام دهند.آخرین ماموریتی که کاب در صورت موفقیت در آن می‌تواند نزد خانواده‌اش بازگردد، تامین درخواست مرد ثروتمندی به نام سایتو است. سایتو رقیبی پیر به نام فیشر دارد. فیشر در آستانة مرگ و پسر جوانش رابرت، وارث ثروت و قدرت اوست. سایتو از کاب می‌خواهد تا به… ادامه »

حسین
Member
Member

با تمام احترامی که برای طرفداران این فیلم قائل هستم ولی من اصلا از این فیلم خوشم نیومد…من از اول با ایده فیلم مشکل داشتم و معتقدد نیستم که واقهعا این ایده ناب هست…ولی واقعا از ته دل میگم فیلم از نظر فنی خداست…کسایی که پشت صحنه های این فیلم رو دیدن میدونن من چی میگم….بهرحال من به این فیلم از ۱۰ نمره ۳ دادم. 🙂

احمدرضا
Member
Member
احمدرضا

فقط اینو میتونم بگم:
کریستوفر نولان امپراطور سرزمین ایده های نابه.
ایده هایی که این تو هر فیلمش معرفی میکنه و پرورش میده هر کدوم قسمتی از شهر آرمانی هر انسانی رو تکمیل میکنه.

نولان
Guest
Member
نولان

سکانس آخر فیم
توتم به جرخشش ادامه میده یا نمیده؟
نکته :این سوالی بود که نولان ازت میپرسه

tarkan
Guest
Member
tarkan

همه ماها شخصیت های موازی زیادی داریم که هرکدام از اونهارو باور کنیم با همون به زندگب ادامه میدیم. کاب از بین تمام خواب ها اونی رو که خودش باور داشت واقعی دونست و بدون اینکه منتظر بمونه که واقعی بودنش ثابت بشه به این زندگی(خواب) تن داد.

shakiba
Guest
Member
shakiba

این فیلم بهترین فیلمی بود که تا حالا دیده بودم ادم وقتی این فیلم رو میبینه توش غرق میشه ریتم فیلم هم عالی بود.من بعد چند بار بار دیدن مفهومشو فهمیدم.

hektor
Guest
Member
hektor

امیر:به نظر من این فیلم تلنگری به همه ماهاست از این نظر که از کجا معلوم این دنیایی که ماها تو اون زندگی میکنیم واقعیه؟اینطور نیست که همه ما هم مثل کاب که آخر فیلم بدون اینکه بفهمه تو واقعیته یا خیال تسلیم شد و پیش بچه هاش رفت بدون دونستن این حقیقت تسلیم این زندگی شدیم؟ . . . دوست عزیزی اینو گفتی بتره بدونی اینچنین فیلمها از نظریات بزرگ خودشون که سروصدای زیادی کرده تولید میشن.طبق نظریه برتراندسل که این شبهرو میندازه که شاید در همین دنیایی که ما در اون قرار داریم هیچ چیز واقعی نباشه و… ادامه »

Pouyan
Guest
Member
Pouyan

کریستوفر نولان ! از همینجا می گم ! تو روحت ! عالی بود ! فوق العاده بود ! تو این هفته نزدیک ۲۰ تا از بهترین فیلمای سینما رو دیدم ولی … تلقین … فوق فوق یه فیلم بود !

امیر
Guest
Member
امیر

به نظر من این فیلم تلنگری به همه ماهاست از این نظر که از کجا معلوم این دنیایی که ماها تو اون زندگی میکنیم واقعیه؟اینطور نیست که همه ما هم مثل کاب که آخر فیلم بدون اینکه بفهمه تو واقعیته یا خیال تسلیم شد و پیش بچه هاش رفت بدون دونستن این حقیقت تسلیم این زندگی شدیم؟

مهران ----
Member
Member
مهران ----

Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟

من فکر نمیکنم. چون اگه ببینی دنیایی اون خوابهایی که میدیدن یجور سرد و بی روح و بی رنگ بود ولی آخرش که هواپیما پیاده میشن همین دنیای خودمونه و همه چی رو رواله! ولی من فکر میکنم کارگردان از نوع پایان بندیش میخواد بگه این دنیا هم یجور خواب و رویائه!

Rman
Guest
Member
Rman

ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟

مهدی م
Guest
Member
مهدی م

بهترین فیلمی تا به حال دیدم این بود
کارگردانیش حرف نداشت
هرکس میگه فیلمه خوبی نیست هیچه از فیلم وسینما نمیدونه

amir
Member
Member
amir

نولان بیننده رو جادو میکنه! 😐

naser
Guest
Member
naser

من عاشق کارای نولانم
واقعا کارش حرف نداره

Hamid Salahshoor
Member
Member
Hamid Salahshoor

(طولانیه!! ولی بخونید) نگاه کنید بعضی از این کاربران محترم راجع به این فیلم چی میگن!! دوستان برید خدا رو شکر کنید تو دورانی که فیلمهای سطحی و بی معنی سینما رو تسخیر کردند شاهد این فیلم معنادار و البته جسورانه هستید!! چرا جسورانه؟؟!! بدجه ی ۱۵۰ میلیون دلاری برای همچین فیلم پیچیده ای درباره موضوع مجهولی مثل خواب جسارت نمیخواد؟!! نولان تعهد کتبی داد برای فروش این فیلم!! و نکته ی بعدی که مهم تر هم هست بعضی موضوعات دیگه ی این فیلم رو نولان چنان با هوش مندی انجام داده مثل مبارزه با ارتش درون ذهن فرد مورد… ادامه »

مهران ----
Member
Member
مهران ----

خانم مجیدی بنظرم تو ترجمه نقد راجر ایبرت بهتر و مناسبتر بود بجای کلمه "رویا" از "خواب" استفاده میکردین!

امیرحسام
Guest
Member
امیرحسام

این فیلم نو ترین ایده ی کل تاریخ سینما رو داره،واقعا پیچیده و زیبا بود و باز اشتباه اکادمی اسکار که به جای شاهکاری مثل تلقین به فیلم به مراتب کم ارزش تری مثل سخنرانی پادشاه اسکار داد واقعا واژه ای برای تعریف ازاین فیلم وجود نداره.عرفان هم وقتی همچین فیلمی رو با ۱۲۷ ساعت (که توی سبک دیگه ای) مقایسه میکنه واقعا چی چی باید بهش گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟

hadi dehnavi
Member
Member
hadi dehnavi

فیلم old boy هم درباره گذاشتن فکر تو ذهن یه چیزایی گفت.البته با هیبنوتیزم…
اما نولان یه جور خاص تفاوت رو ایجاد کرد

siyavosh
Guest
Member
siyavosh

واقعافیلم خوبی بود به نظرم.اصلا شبیه فیلم ۱۲۷ نیس.به نظرم این فیلم چیزی فراتر از یه خواب بینییه ساده س

n n.
Member
Member
n n.

فلانی عزیز بات موافقم نقدها خیلی خوب نیس.اما اگه به طور کامل متوجه فیلم شده باشی لطفا متوجه باش که این فیلمی نیس که بشه با نظر گذاشتن نقدش کرد خیلی بیش از اینا جا حرف داره.هرکی فقط یه گوشه ی خیلی کوچیک از احساسشو نسبت به این فیلم به معنای واقعی وازه خارقالعاده میگه.بعضیهام مثه عرفان که کلا… من نمیفهمم که چه طور این فیلمو نصفه ول کردی؟؟؟؟؟ دیگه نمیدونم بت چی بگم

احمد ضا 13
Guest
Member
احمد ضا 13

با سلام و عرض خسته نباشید.
میخواستم خواهش کنم نسخه ای قابل دانلود از نقد این فیلما رو توی سایت قرار بدید.

سعید
Guest
Member
سعید

به نظر من یکی از بهترین کارای نولان بود . اگه برگردیم و کارای قبلی نولان رو هم ببینیم متوجه یه سبک خاص میشیم که فقط در انحصار کریستوفر نولانه . روند تو در توی داستان که ناشی از فیلم نامه نگاری عالیه و کارگردانی فوق الغاده ، همینطور دید تیره نسبت به دنیای اطراف از ویژگی های بارز سبکشه .

negin
Guest
Member
negin

به معنای حقیقی وازه بی نظیر بود.چنان ظرافتی در کارگردانی و فیلمنامه نویسی وجود داشت که از وصف عاجزم.نقد خود فیلم خیلی طولانی میشه اگه بخوام بگم.وبا نوشتن نمیشه باید رودررو باشیم.با خلاصه کردنش فقط ارزششو کم میکنم. ام ایده ی کلیش توضیح ایده ی پست مدرن بود. دلم نمیاد بازم نگم :بی همتا بود

برديا
Guest
Member
برديا

هرچه درباره اش بگويم كم گفته ام.بهترين فيلم اسكار كه فكر آدم را كاملا درگير مي كرد و واقعا به نظرم حق فيلم و كارگردانش خورده شد.گرچه ماريون كوتيار نقش كوتاهي داشت اما در آن هم مثل بازي در نقش اديت پياف خوب جلوه كرد.

mohsen
Guest
Member
mohsen

واقعا یه فیلم زیبا بود
وثابت کرد که نولان کارگردان بزرگیه.

omid
Member
Member
omid

عرفان خان جاده و ۱۲۷ ساعت و اینسپشن تو یه ژانر نیستن داداش گلم برو سوادتو ببر بالا بعد نظر بده

sara
Member
Member
sara

خیلی فیلم فوق العاده ای بود هم موضوع جدید داشت و هم کاملا حساب شده و هیجانی بود

MORO
Guest
Member
MORO

پارسال تو اسکار حق آواتارو خوردن امسال به نظر من حق inception رو به هر حال فکر میکنم اسکار داره سیاسی میشه

محمد
Member
Member
محمد

يادآوري-بي خوابي-پرستيژ-شروع بتمن-شواليه تاريكي و اين هم فيلم تلقين.به اين ميگن كارنامه درخشان .آقاي نولان خيلي تكي.امسال حقتو نگرفتي .به اميد سال بعد.

علی
Guest
Member

سلام
تقد که نمیشه گفت بلکه بیشتر توصیف بود
نولان بهترین کارگردان در گیج کردن و هنر نمایش است
فیلمش عالی است
با ریتمی مناسب
امیدوارم ذهن نولان باز هم بتونه از این فیلم ها بسازه

فراز
Guest
Member
فراز

فلانی تو رو خدا بیا و نقد کن
اصلا راجر ایبرت کیه بابا تو اونو میزاری تو جیبت

خواهش میکنم بیا و ما رو از علم لایتناهیت بهره مند کن

1 2 3 6