نقد و بررسی فیلم inception (تلقین)

یک دستاورد سینمایی در مرز سادگی و پیچیدگی: یازده سؤالی که هنگام تماشای تلقین به ذهن تماشاگر می‌رسد!

یک دستاورد سینمایی در مرز سادگی و پیچیدگی: یازده سؤالی که هنگام تماشای تلقین به ذهن تماشاگر می‌رسد!

نویسنده: سید آریا قریشی

images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/13-Inception/4-Inception.jpgتماشای تلقین، آخرین اثر کریستوفر نولان، کارگردان جوان انگلیسی‌تبار، پرسش‌های متعددی را در ذهن تماشاگر ایجاد می‌کند. نه فقط درباره جزئیات داستان، که حتی سؤالات کلی‌تری از جمله نحوه برخورد با این فیلم و کلیات فرمی و مضمونی اثر. این یازده پرسش، چند تا از سؤالات کلی و مهمی است که پس از تماشای تلقین ممکن است در ذهن تماشاگر ایجاد شود:

۱٫ آیا تلقین یک دستاورد در سینما به شمار می‌رود؟

سؤال حاشیه‌ای، اما کلیدی در این میان این است: از چه لحاظ؟ ایده کلی فیلم درباره واقعیت و رؤیا و جهانی که نمی‌دانیم واقعی است یا نه، نه تنها ایده نویی به شمار نمی‌رود، بلکه یکی از دستمالی‌شده‌ترین ایده‌های تاریخ سینما است که می‌توان رد آن را به راحتی تا سال گذشته در مارین باد (آلن رنه، ۱۹۶۰) ‌و حتی قبل از آن در برخی از آثار بزرگانی چون فردریش ویلهلم مورنائو و کارل تئودور درایر و همه کارگردانان سوررئال پی گرفت. اما نولان به نمایش این ایده‌های کلی قانع نمی‌شود. نکته کلیدی در دنیای تلقین این است که برخی از آدم‌ها می‌توانند کنترل خود را در خواب هم حفظ کنند و این‌گونه رؤیا و واقعیت دیگران را به بازی بگیرند. به همین دلیل تلقین وارد وادی هولناک‌تری می‌شود که تاکنون کمتر در یک فیلم سینمایی مشاهده کرده بودیم. حتی اگر بتوانیم رد ایده کنترل بر رؤیا را در آثار دیگری هم پیگیری کنیم، مطمئناً هیچ فیلمی چنین ایده اساسی و مهمی را با این طیف وسیع تماشاگر در میان نگذاشته است. تأثیر مطرح شدن این ایده در تلقین قطعاً با فیلم‌های دیگری که احتمالاً ایده‌های مشابهی را در خود مورد بحث قرار داده‌اند، قابل مقایسه نیست. ضمن این که فیلمی را به یاد نمی اورم که توانسته باشد مفهومی به نام زمان را این‌گونه در یک فیلم سینمایی مورد استفاده قرار دهد. بنابراین تلقین را می‌توان یک دستاورد و یک پیشنهاد جدید در سینما تلقی کرد. حتی اگر ایده‌های این فیلم (چه در کلیات و چه جزئیات) وامدار آثار سینمایی و غیرسینمایی دیگری باشند.

۲٫ آیا نولان در این فیلم تماشاگرش را گول می‌زند؟

نه فقط درباره تلقین، بلکه درباره دیگر آثار متأخر نولان هم مخالفان این کارگردان این ایراد را بر او وارد کرده‌اند که او همچون یک شعبده‌باز، با تردستی‌های خاص خود تماشاگرش را فریب می‌دهد. نکته‌ای که در این‌جا باید یادآوری کنم، این است که نه فقط مخالفان نولان، که بسیاری از طرفداران نولان هم متوجه تردستی‌های او هستند. این به زعم من یک ویژگی (و نه ایراد) ‌آثار نولان است. او واقعاً در فیلم‌هایش به همان شیوه‌ای عمل می‌کند که مایکل کین در ابتدای فیلم پرستیژ می‌گوید. یک فرایند سه‌مرحله‌ای که در نهایت به پرستیژ ختم می‌شود. نمایش یک ایده ظاهراً معمولی به تماشاگر، سپس پنهان کردن ایده و بازی با آن و در نهایت نمایش دوباره ایده به تماشاگر. این اتفاق نشان می‌دهد نولان آن‌قدر به قواعد کلی و جزئی سبک‌های سینمایی مختلف آشناست که به سادگی می‌تواند با آن‌ها بازی کند و همان مفاهیم همیشگی را در قالبی کاملاً متفاوت به تماشاگر ارائه کند. و مگر نه این است که سینما از همان ابتدا به دنبال فریب تماشاگر بوده است؟ از همان زمان که در ورود قطار به ایستگاه، قطار برادران لومیر وارد ایستگاه شد و تماشاگران به گمان این که قطار به زودی از پرده بیرون آمده و آن‌ها را خواهد کشت، از جایشان بلند شده و فرار کردند، ماهیت اصلی سینما روشن شد: ‌فریب تماشاگر. این که دروغ‌هایی بزرگ را به جای راست به تماشاگر عرضه کنیم. کاری که هیچ پدیده دیگری به غیر از «هنر» نمی‌تواند آن را انجام دهد. همان‌گونه که یک موسیقی‌دان می‌تواند با معجزه‌اش، در بحرانی‌ترین لحظات زندگی یک انسان، آرامشی موقت را به او عرضه کند (یا برعکس). در این حال به گمانم ایستادگی در برابر تلاش هنرمند در فریب مخاطب فضیلت به شمار نمی‌رود! این فرآیندی است که تماشاگر هم در آن به اندازه خالق فیلم دخیل است.

۳٫ آیا تلقین فیلم پیچیده‌ای است؟

بله. فهمیدن کامل داستان فیلم در مرتبه اول تماشا، کار دشواری است. در صورت توجه زیاد به داستان هم احتمالاً تماشاگر نمی‌تواند بسیاری از نکات جزئی‌تر حسی فیلم را دریابد. به همین دلیل است که بسیاری به درستی به این نکته اشاره کرده‌اند که تلقین را در مرتبه اول تماشا بیشتر می‌توان تحسین کرد تا از آن لذت برد. تازه در مرتبه دوم است که تماشاگر به راحتی می‌تواند تکلیف دقیق و شخصی خودش را با فیلم روشن کند. این یکی از مهم‌ترین عواملی است که ممکن است در ابتدا باعث ایجاد فاصله بین تماشاگر و فیلم شود. هر چند در بدترین حالت هم، در بار دوم تماشا تمام گره‌های اصلی فیلم قابل ردیابی و درک هستند و این احتمالاً بزرگ‌ترین هنر نولان است که توانسته داستانی تا این حد پیچیده را بدون سقوط به ورطه ابتذال، ‌ساده‌سازی کند.

۴٫ آیا تلقین فیلم بیهوده پیچیده‌ای است؟

نه. پیچیدگی یا سادگی فیلم به تنهایی معیار مناسبی برای قضاوت درباره خوب یا بد بودن آن نیست. قرار نیست هر فیلمی که از یک حد مشخص پیچیده‌تر بود، فیلم خوبی نباشد (همان‌طور که قرار نیست هر فیلم پیچیده و گنگی خوب باشد). آن چه در این میان باید مورد توجه قرار گیرد، پتانسیل یک ایده برای ساده‌سازی است و این پتانسیل در تلقین فقط در یک حد مشخص وجود دارد. بدین معنی که ساده‌سازی بیش از حد ایده فیلم موجب ابتذال آن می‌شد. علت این که کریستوفر نولان در مصاحبه‌ای به این نکته اشاره کرد که هنگام ساخت تلقین امیدوار بود فیلمش ساده و همه‌فهم نباشد، این بود. نه آن گونه که عده‌ای استنباط کردند، تلاش برای پیچیده‌سازی بیهوده. کاشت یک ایده در ذهن فردی دیگر، دستکاری رؤیاهای او و تلاش ضمیر ناخودآگاه فرد برای مقابله با عوامل بیرونی، به خودی خود ایده پیچیده‌ای است و نولان به خوبی این مسأله را می‌دانسته است. به همین دلیل به خوبی توانسته روی یک طناب باریک با تعادلی مثال‌زدنی به کار خود ادامه دهد. به طوری که نه پیچیدگی ذاتی فیلمش از بین برود و نه تماشاگر عام از پیگیری ماجرا ناتوان باشد.

۵٫ آیا تلقین فیلمی علیه استعمار و نظام سرمایه‌داری است؟

درباره بخش اول سؤال، پاسخ مثبت و درباره بخش دوم، پاسخ منفی است. ورود به ذهن دیگران و دستکاری ایده‌ها و رؤیاهای آنان، نوعی استعمار فرهنگی به شمار می‌رود. آن چه تلقین به ما نشان می‌دهد، این است که نه تنها کسانی که در این پروسه مورد سرقت قرار می‌گیرند،‌ بلکه حتی عامل اصلی این شبه‌استعمار (دام کاب) هم از مشکلات و کابوس‌های زیادی رنج می‌برد. در انتها هم برای رسیدن به هدفش، ناچار است محبوب خودش را قربانی کند. بنابراین به نظر می‌رسد عامل استعمار، حتی بیشتر از کسانی که مورد هجوم قرار می‌گیرند، در مسیر حرکتش دچار ضرر شده است.

از آن سو حرف‌های موریس فیشر در حال احتضار به پسرش و قضیه فرفره کاغذی و متقاعد شدن رابرت فیشر به نابودی امپراتوری پدرش، بک ایده دست چپی به نظر می‌رسد. حرف‌هایی نظیر این که دوست ندارم تو هم مثل من باشی و امثال آن که موریس فیشر به فرزندش می‌گوید، ظاهراً دارند یک ایده ضد سرمایه‌داری را به تماشاگر تلقین می‌کنند. اما توجه به یک نکته بی‌نهایت ساده و پیش‌پاافتاده باعث می‌شوند تا این تلقی نادرست از ذهن ما پاک شود: توجه به این که این حرف‌ها را موریس فیشر واقعی به رابرت نمی‌زند بلکه همه این‌ها تلقینی است که دام کاب و یارانش در ذهن رابرت ایجاد کرده‌اند. بنابراین حرف‌های دست‌چپی در این صحنه، نه تنها نقش مثبتی در فیلم ندارند، بلکه ناشی از توطئه‌ای هستند که قرار است یک جوان بینوا را به سمت نابودی داشته‌های خودش رهنمون سازند. بنابراین این ایده که تلقین فیلمی در تأیید ضمنی نظام سرمایه‌داری است، بیشتر مقرون به حقیقت به نظر می‌رسد تا برعکسش! به خصوص وقتی بدانیم سایتو (به عنوان کسی که ظاهراً در نهایت کار کاب را راه می اندازد) خودش یک سرمایه‌دار بزرگ است.

۶٫ آیا تلقین به قواعد علمی خواب پایبند است؟

پاسخ به این سؤال فوق‌العاده ساده است:‌ واقعاً چه اهمیتی دارد؟! تلقین ظاهراً ‌بر پایه نظرات بزرگانی چون فروید بنا شده است. اما در بسیاری از لحظات مسیر متفاوتی را با گفته‌های فروید پیش می‌گیرد. سؤال این‌جاست که آیا ما قرار است به تلقین به عنوان یک فیلم سینمایی نگاه کنیم یا یک رساله علمی در باب خواب و ضمیر ناخودآگاه؟ این پرسش که چرا نولان در برخی از دقایق فیلمش از تئوری‌های یونگ و فروید منحرف می‌شود و در برخی دقایق دیگر به آن پایبند است، همان قدر بی‌معنی است که بپرسیم چرا تارانتینو پایه‌های فیلم حرامزاده‌های لعنتی را بر وقایع کلی تاریخی بنا می‌کند، اما در انتها بزرگ‌ترین حادثه جنگ جهانی دوم را تغییر می‌دهد؟!

۷٫ آیا فیلم از فقدان بار احساسی رنج می‌برد؟

نه. بار احساسی آثار نولان در اکثر آثارش به اندازه است. این به نظرم ناشی از یک جور احساسات‌گرایی شرقی است که همیشه انتظار داریم فیلمی که در آن یک رابطه عاطفی وجود دارد، پایه اصلی فیلم را بر آن رابطه قرار دهد. ساختار تلقین به شدت مهندسی‌شده است (تلقین از لحاظ ساختار، بیشتر یادآور دو فیلم دیگر نولان، یادآوری و پرستیژ است). در این ساختار، بار احساسی ناشی از رابطه کاب و مال به اندازه کافی در بافت فیلم تنیده شده (به اندازه کافی یعنی این که وقتی کاب در برزخ هم می‌خواهد مال را بکشد، عذاب درونی او را به خوبی حس کنیم) و بنابراین نیازی به بار احساسی اضافی احساس نمی‌شود. در مورد روابط دیگری که به نظر می‌رسد از بار احساس کافی برخوردار نیست (مثل رابطه آرتور و آریادنی و حتی به میزانی بسیار خفیف‌تر، رابطه خود کاب و آریادنی)، نکته این‌جاست که نیازی به بار احساسی اضافه وجود ندارد. تمرکز بر وجوه احساسی چنین روابطی، نه تنها به حرکت روان‌تر فیلم در مسیر فعلی کمک نمی‌کرد، بلکه اصلاً مسیر فیلم را منحرف می‌کرد و بدون تردید این چیزی نبود که نولان به آن علاقه داشته باشد!

۸٫ آیا تلقین از لحاظ شخصیت‌پردازی دچار مشکل است؟

تا حدی بله. این که تمرکز فیلم بر دام کاب باشد یک امر کاملاً طبیعی است. اما چنین حرفی به این معنا نیست که نولان به دیگر شخصیت‌ها بی‌توجه بوده است. تقریباً تمام شخصیت‌ها هویت و خصوصیات مهم خودشان را دارند. شاید درخشان‌ترینش شخصیت‌پردازی آرتور باشد که در ظاهر یک آدم بی‌هویت و یک کاراکتر بی‌کارکرد است. اما مقایسه خصوصیات و وضعیت زندگی او با کاب، می‌تواند ما را به نتایج فوق‌العاده جالبی برساند. یا به عنوان مثال کاراکتری مثل مایلز هم در همان حضور کوتاهش، حس و حال یک بزرگ، استاد و مرشد را به تماشاگر منتقل می‌کند. (که در این مورد بخش مهمی از این فرآیند انتقال به واسطه حضور درخشان مایکل کین صورت گرفته است). تنها نقطه ابهام درباره شخصیت آریادنی رخ می‌دهد. مشکل این شخصیت به نظرم این است که فیلم، انتظاراتی که در مورد او در تماشاگر ایجاد کرده را برآورده نمی‌کند. بیش از ۵ دقیقه از فیلم به تأکید بر نبوغ آریادنی اختصاص یافته است ‌(معرفی او به کاب، طراحی یک ماز پیچیده و سپس حضورش در خواب کاب و اقداماتی که تحسین کاب را برمی انگیزد). اما در ادامه اثری از این نبوغ در آریادنی نمی‌بینیم. فرآیندی که او برای نفوذ به ذهن فیشر جوان در نظر گرفته، به سادگی با حضور نیروهای ضمیر ناخودآگاه رابرت فیشر ناکارآمد به نظر می‌رسد و پیشنهاد او مبنی بر رفتن به برزخ برای بازگرداندن فیشر، پیشنهادی است که بیشتر از هوش و نبوغ، نیاز به اعتماد به نفس و تمرکز دارد. پس سؤال این‌جاست که این همه تأکید بر نبوغ آریادنی کجا قرار است به درد ما بخورد؟ این جمله معروف به گمانم از هیچکاک است که اگر در نمایی از یک فیلم تفنگی را روی دیوار نشان دادیم، تا انتهای فیلم باید گلوله‌ای از تفنگ شلیک شود. تازه این حرف درباره عنصری بود که فقط در یک نما آن را می‌بینیم. آن وقت چگونه عنصری که در فیلمنامه این همه مورد تأکید قرار گرفته، کارکرد شایسته خود را پیدا نمی‌کند؟ اگر به عنوان مثال آریادنی بدون اطلاع از تعلیم‌دیدگی رابرت فیشر، خوابی انعطاف‌پذیر طراحی می‌کرد که در مقابل حملات ضمیر ناخودآگاه فیشر هم قابلیت مقاومت داشت، آن‌وقت دقایق معرفی آریادنی کارکرد خود را پیدا می‌کردند. اما در وضعیت فعلی این ابهام کماکان باقی است.

۹٫ آیا فرفره کاب در انتهای فیلم از چرخش بازمی ایستد؟

باز هم پاسخ این است که چه اهمیتی دارد؟! حالت‌های مختلفی را می‌توان در نظر گرفت و به نتایج مختلفی رسید. اما به نظرم نکته مهم‌تر این‌جاست که کاب از آن کابوس‌های همیشگی خلاص شده و به فرزندانش رسیده است و البته یاد مال هیچ‌گاه از ذهن او خارج نمی‌شود. حالا چه فرقی می‌کند که کاب در خواب باشد، یا در بیداری یا حتی در برزخ مانده باشد. او به هدفش رسیده است. به خصوص در این‌جا باید به یک نکته مهم توجه کرد. آرتور در بخشی از فیلم به آریادنی می‌گوید که توتم هر شخصی مختص خود اوست و اگر شخصی توتم فرد دیگری را لمس کند، آن توتم کارکرد خود را از دست می‌دهد. در ادامه می‌فهمیم که فرفره کاب زمانی متعلق به مال بوده و حالا در اختیار کاب قرار گرفته است. پس در واقع ما با توتمی سر و کار داریم که دو نفر نه تنها به آن دست زده‌اند، بلکه از آن استفاده هم کرده‌اند. بنابراین چه تضمینی است که این توتم کارکرد خود را حفظ کرده باشد؟ ‌همه این‌ها ما را به این نتیجه می‌رسانند که توتم در واقع در فیلمنامه صرفاً نقش یک مک‌گافین را دارد.

۱۰٫ آیا تلقین بیشتر قابل تحسین است تا قابل دوست داشتن؟

این ایراد را برای اولین بار یکی از منتقدان مطرح خارجی (به گمانم دیوید تامسن)‌ درباره تلقین مطرح کرد. در ایران هم عده زیادی به این نکته اشاره کرده‌اند که تلقین از نظر فنی فیلم درجه یکی است که به سادگی می‌توان آن را ستایش کرد، اما به این سادگی‌ها نمی‌توان دوستش داشت. راستش در مرتبه اول تماشای فیلم، حالت مشابهی برای من هم به وجود آمده بود. متوجه بودم که تلقین یک دستاورد در سینما است. اما مطمئن نبودم که دوستش دارم! این در نگاه اول به نظر یک ضعف نه چندان قابل اغماض به نظر می‌رسد. اما در واقع این تاوانی است که هر فیلمی که انتظارات و کلیشه‌های مورد انتظار تماشاگر را به بازی می‌گیرد، باید بپردازد.

۱۱٫ آیا نولان فردیت خود را با حضور در دل هالیوود از دست داده است؟

این احتمالاً مهم‌ترین سؤالی است که درباره نولان می‌توان مطرح کرد. نولان کارش را به عنوان یک کارگردان مستقل شروع کرد. فیلم ۶ هزار دلاری تعقیب، اولین فیلم بلند نولان، با داستان گیرا، حس و حالی که یادآور فیلم‌های نوآر بود و ساختار روایی متفاوتش، یک فیلم جذاب و موفق به شمار می‌رفت. پس از آن بود که نولان کار با هالیوود را شروع کرد و هر چه جلوتر آمد، فیلم‌هایش هم پرهزینه‌تر و پرفروش‌تر شدند. به طوری که دو فیلم بتمن او و همین تلقین، در طبقه‌بندی فیلم‌های هالیوودی، در دسته بلاک‌باسترها قرار می‌گیرند. با این وجود نولان هنوز ایده‌های خود را به فیلم تبدیل می‌کند. توجه او به کمیک‌بوک‌ها و پدیده‌های عامه‌پسندی چون بتمن و سوپرمن، نه از روی باج دادن به کمپانی‌های بزرگ، که به دلیل علاقه شخصی نولان است. ایده تلقین هم به گفته خود نولان سال‌ها در ذهن او بوده تا توانسته فرصت و توان ساخت آن را به دست بیاورد. این یک شیوه مدرن و درست از رابطه فرد و سیستم است. رابطه‌ای که سودش به هر دو طرف می‌رسد. بازی نولان – هالیوود یک بازی دو سر برد است و این بزرگ‌ترین راز کامیابی نولان است که اشتراکات خودش و سیستم هالیوود را دریافته است. البته طبیعی است که حضور کمپانی‌های بزرگ و منابع مالی دیگران در پشت آثار نولان، اثرش را در این فیلم‌ها باقی می‌گذارد. در تلقین این تأثیر را به صورت بالا رفتن میزان بار اکشن فیلم در برخی از دقایق آن مشاهده می‌کنیم. اکشنی که متأسفانه تعادل جادویی ریتم فیلم را در دقایق اندکی به هم می‌زند. اما این تأثیر در حدی نیست که قرار باشد نولان را به کلی نفی و او را فردی مسخ‌ شده در هالیوود تلقی کنیم. این مرز ظریفی است که عدم رعایتش کارگردان را به سرنوشت برایان سینگر دچار می‌سازد و رعایتش باعث پیشرفت کارگردانی مثل کریستوفر نولان می‌شود.

نویسنده: سید آریا قریشی

منبع: عشاق سینما

 

201
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
201 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
122 Comment authors
محمد احمدوندادیسیوسlege...ndaryLege...ndary Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
l l
Member
Member
l l

مرسی که جواب دادید ولی هنوز اوکی نشده… اول فیلم طبق محاسباتشون، یه هفته توی مرحله اول میموندن، و بعد می فهمیم که اگه زودتر از این یه هفته توی مرحله اول بمیرن وارد برزخ می شن. پس وقتی آخر فیلم وارد مرحله اول میشن، نمیتونن خودشونو تا یه هفته بکشن. حالا شاید بگید کشتن نه، فقط خودشونو پرت کنن. در این صورت پس چرا اول فیلم که تازه وارد خواب شدن و تو مرحله اول هستن و ایمز میخواد سایتو رو بکشه تا خلاصش کنه، کاب میگه نباید بکشیش. خب می تونستن اون موقع پرتش کنن از یه جای… ادامه »

sadegh sazegar
Member
Member
sadegh sazegar

با سلام خدمت دوستان
در جواب کسانی که مینوشتند کل فیلم یه خواب بوده باید بگم اشتباه محض میکنند
و تمام دلایلی که میخواستم بگم رو این اقای محترم که خیلی هم سرش میشه ذکر کرده
با نامnetacc2013
در جواب سوالات اقایmambadumal هم:
چرا باید یه راست میرفتن توی هواپیما با هر ضربه میرفتن سطح بالاتر بعد اسانسورهم اومدن لایه اول خواب ولازم نبود نشون بده که چطور بیدار میشن چون با توجه به بودن در لایه اول و کم شدن تاثیر داروی خواب اور باشلیک اون ها هم بهشون خب بیدار میشن دیگه نمیفتن تو برزخ که
اوکی اقایmambadumal ؟؟؟

l l
Member
Member
l l

چه خوب! بالاخره یه جایی رو پیدا کردم که توش سوالمو بپرسم! من الان خیلی یه چیزی برام سوال شده در مورد این فیلم. اون آخرای فیلم که داشتن یکی یکی از قسمتهای پایینی ذهن فیشر میومدن بیرون؛ از اون جا که پرِ برف بود بیدار شدن و وارد اون آسانسوره شدن، بعد از اون جا هم بیدار شدن و وارد اون ماشین ون شدن، چرا بعدش نشون نداد که از اون جا هم بیدار شدن؟ با توجه به منطق من اونا نباید میومدن بالای آب و نفس بکشن، یعنی مگه نباید این جوری میشد که همون لحظه یکدفعه وارد… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

peyman*:صد در صد از همون اول تو خواب بوده و دلیلش اینه که حدود اولای فیلم اگه دقت کنی وقتی میره دست و صورتش رو بشوره و سریع اون توتم (فرفره) رو می خواد پرت کنه که اون مرده از راه می رسه و نمی ذاره این کار رو بکنه 🙂 یه خورده توجه کنین تقریبأ کل فیلم توی خوابه 🙂

ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا برای اینکه کاب در آخر فیلم خواب نبوده سه دلیل محکم برای شما نیاوردم.باشد که متقاعد شوید….حالا جدای از شووخی کاش میگفتی کجاهای فیلم بیدار بوده که جواب بتونم بدم.

peyman*
Guest
Member
peyman*

صد در صد از همون اول تو خواب بوده و دلیلش اینه که حدود اولای فیلم اگه دقت کنی وقتی میره دست و صورتش رو بشوره و سریع اون توتم (فرفره) رو می خواد پرت کنه که اون مرده از راه می رسه و نمی ذاره این کار رو بکنه 🙂 یه خورده توجه کنین تقریبأ کل فیلم توی خوابه 🙂

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

Sick: Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟ من فکر نمیکنم. چون اگه ببینی دنیایی اون خوابهایی که میدیدن یجور سرد و بی روح و بی رنگ بود ولی آخرش که هواپیما پیاده میشن همین دنیای خودمونه و همه چی رو رواله! ولی من فکر میکنم کارگردان از نوع پایان بندیش میخواد بگه این دنیا هم یجور خواب و رویائه! دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟ دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه تیتراژ آخر فیلم یا مثلا تو سایت imdb ببینید دو بازیگر برای نقش پسره و دو بازیگر برای نقش دخترش انتخاب شدن. ۳- در تمام خواب های کاب اگه حین ملاقات با زنش دقت کنید حلقه دستش بوده امادر واقعیت کاب هیچوقت حلقه دستش نمیکرد وقتی از هواپیما پیاده میشه در فرودگاه و… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

[b][b][b][b][b]دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه تیتراژ آخر فیلم یا مثلا تو سایت imdb ببینید دو بازیگر برای نقش پسره و دو بازیگر برای نقش دخترش انتخاب شدن. ۳- در تمام خواب های کاب اگه حین ملاقات با زنش دقت کنید حلقه دستش بوده امادر واقعیت کاب هیچوقت حلقه دستش نمیکرد وقتی از هواپیما پیاده میشه در فرودگاه و توی خونه اون حلقه دستش نبود. نولان دهنت سرویس با این… ادامه »

ww ii
Guest
Member
ww ii

موسیقی متن فیلم فوق العاده شنیدنی و حماسی است.به نظر من آقای "Hans Zimmer" آهنگساز برجسته آلمانی این فیلم با قطعه بنام "time" ، باید اسکار را نصیب خودش میکرد.خود فیلم هم که شاهکاری از آفای " Christopher Nolan" بود.

محسن علیزاده
Guest
Member
محسن علیزاده

دوستان این هم نقد کامل فیلم از نظر سایت معتبر imdb . این هم بگم کل فیلم فقط خواب کاب بوده . مردی به نام «کاب» که متخصص الهام‌بخشی در خواب است، گروهی را سرپرستی می‌کند که می‌توانند به خواب دیگران بروند و ذهنیت دیگران را تعییر و فکری جدید به آنها الهام دهند.آخرین ماموریتی که کاب در صورت موفقیت در آن می‌تواند نزد خانواده‌اش بازگردد، تامین درخواست مرد ثروتمندی به نام سایتو است. سایتو رقیبی پیر به نام فیشر دارد. فیشر در آستانة مرگ و پسر جوانش رابرت، وارث ثروت و قدرت اوست. سایتو از کاب می‌خواهد تا به… ادامه »

حسین
Member
Member

با تمام احترامی که برای طرفداران این فیلم قائل هستم ولی من اصلا از این فیلم خوشم نیومد…من از اول با ایده فیلم مشکل داشتم و معتقدد نیستم که واقهعا این ایده ناب هست…ولی واقعا از ته دل میگم فیلم از نظر فنی خداست…کسایی که پشت صحنه های این فیلم رو دیدن میدونن من چی میگم….بهرحال من به این فیلم از ۱۰ نمره ۳ دادم. 🙂

احمدرضا
Member
Member
احمدرضا

فقط اینو میتونم بگم:
کریستوفر نولان امپراطور سرزمین ایده های نابه.
ایده هایی که این تو هر فیلمش معرفی میکنه و پرورش میده هر کدوم قسمتی از شهر آرمانی هر انسانی رو تکمیل میکنه.

نولان
Guest
Member
نولان

سکانس آخر فیم
توتم به جرخشش ادامه میده یا نمیده؟
نکته :این سوالی بود که نولان ازت میپرسه

tarkan
Guest
Member
tarkan

همه ماها شخصیت های موازی زیادی داریم که هرکدام از اونهارو باور کنیم با همون به زندگب ادامه میدیم. کاب از بین تمام خواب ها اونی رو که خودش باور داشت واقعی دونست و بدون اینکه منتظر بمونه که واقعی بودنش ثابت بشه به این زندگی(خواب) تن داد.

shakiba
Guest
Member
shakiba

این فیلم بهترین فیلمی بود که تا حالا دیده بودم ادم وقتی این فیلم رو میبینه توش غرق میشه ریتم فیلم هم عالی بود.من بعد چند بار بار دیدن مفهومشو فهمیدم.

hektor
Guest
Member
hektor

امیر:به نظر من این فیلم تلنگری به همه ماهاست از این نظر که از کجا معلوم این دنیایی که ماها تو اون زندگی میکنیم واقعیه؟اینطور نیست که همه ما هم مثل کاب که آخر فیلم بدون اینکه بفهمه تو واقعیته یا خیال تسلیم شد و پیش بچه هاش رفت بدون دونستن این حقیقت تسلیم این زندگی شدیم؟ . . . دوست عزیزی اینو گفتی بتره بدونی اینچنین فیلمها از نظریات بزرگ خودشون که سروصدای زیادی کرده تولید میشن.طبق نظریه برتراندسل که این شبهرو میندازه که شاید در همین دنیایی که ما در اون قرار داریم هیچ چیز واقعی نباشه و… ادامه »

Pouyan
Guest
Member
Pouyan

کریستوفر نولان ! از همینجا می گم ! تو روحت ! عالی بود ! فوق العاده بود ! تو این هفته نزدیک ۲۰ تا از بهترین فیلمای سینما رو دیدم ولی … تلقین … فوق فوق یه فیلم بود !

امیر
Guest
Member
امیر

به نظر من این فیلم تلنگری به همه ماهاست از این نظر که از کجا معلوم این دنیایی که ماها تو اون زندگی میکنیم واقعیه؟اینطور نیست که همه ما هم مثل کاب که آخر فیلم بدون اینکه بفهمه تو واقعیته یا خیال تسلیم شد و پیش بچه هاش رفت بدون دونستن این حقیقت تسلیم این زندگی شدیم؟

مهران ----
Member
Member
مهران ----

Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟

من فکر نمیکنم. چون اگه ببینی دنیایی اون خوابهایی که میدیدن یجور سرد و بی روح و بی رنگ بود ولی آخرش که هواپیما پیاده میشن همین دنیای خودمونه و همه چی رو رواله! ولی من فکر میکنم کارگردان از نوع پایان بندیش میخواد بگه این دنیا هم یجور خواب و رویائه!

Rman
Guest
Member
Rman

ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟

مهدی م
Guest
Member
مهدی م

بهترین فیلمی تا به حال دیدم این بود
کارگردانیش حرف نداشت
هرکس میگه فیلمه خوبی نیست هیچه از فیلم وسینما نمیدونه

amir
Member
Member
amir

نولان بیننده رو جادو میکنه! 😐

naser
Guest
Member
naser

من عاشق کارای نولانم
واقعا کارش حرف نداره

Hamid Salahshoor
Member
Member
Hamid Salahshoor

(طولانیه!! ولی بخونید) نگاه کنید بعضی از این کاربران محترم راجع به این فیلم چی میگن!! دوستان برید خدا رو شکر کنید تو دورانی که فیلمهای سطحی و بی معنی سینما رو تسخیر کردند شاهد این فیلم معنادار و البته جسورانه هستید!! چرا جسورانه؟؟!! بدجه ی ۱۵۰ میلیون دلاری برای همچین فیلم پیچیده ای درباره موضوع مجهولی مثل خواب جسارت نمیخواد؟!! نولان تعهد کتبی داد برای فروش این فیلم!! و نکته ی بعدی که مهم تر هم هست بعضی موضوعات دیگه ی این فیلم رو نولان چنان با هوش مندی انجام داده مثل مبارزه با ارتش درون ذهن فرد مورد… ادامه »

مهران ----
Member
Member
مهران ----

خانم مجیدی بنظرم تو ترجمه نقد راجر ایبرت بهتر و مناسبتر بود بجای کلمه "رویا" از "خواب" استفاده میکردین!

امیرحسام
Guest
Member
امیرحسام

این فیلم نو ترین ایده ی کل تاریخ سینما رو داره،واقعا پیچیده و زیبا بود و باز اشتباه اکادمی اسکار که به جای شاهکاری مثل تلقین به فیلم به مراتب کم ارزش تری مثل سخنرانی پادشاه اسکار داد واقعا واژه ای برای تعریف ازاین فیلم وجود نداره.عرفان هم وقتی همچین فیلمی رو با ۱۲۷ ساعت (که توی سبک دیگه ای) مقایسه میکنه واقعا چی چی باید بهش گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟

hadi dehnavi
Member
Member
hadi dehnavi

فیلم old boy هم درباره گذاشتن فکر تو ذهن یه چیزایی گفت.البته با هیبنوتیزم…
اما نولان یه جور خاص تفاوت رو ایجاد کرد

siyavosh
Guest
Member
siyavosh

واقعافیلم خوبی بود به نظرم.اصلا شبیه فیلم ۱۲۷ نیس.به نظرم این فیلم چیزی فراتر از یه خواب بینییه ساده س

n n.
Member
Member
n n.

فلانی عزیز بات موافقم نقدها خیلی خوب نیس.اما اگه به طور کامل متوجه فیلم شده باشی لطفا متوجه باش که این فیلمی نیس که بشه با نظر گذاشتن نقدش کرد خیلی بیش از اینا جا حرف داره.هرکی فقط یه گوشه ی خیلی کوچیک از احساسشو نسبت به این فیلم به معنای واقعی وازه خارقالعاده میگه.بعضیهام مثه عرفان که کلا… من نمیفهمم که چه طور این فیلمو نصفه ول کردی؟؟؟؟؟ دیگه نمیدونم بت چی بگم

احمد ضا 13
Guest
Member
احمد ضا 13

با سلام و عرض خسته نباشید.
میخواستم خواهش کنم نسخه ای قابل دانلود از نقد این فیلما رو توی سایت قرار بدید.

سعید
Guest
Member
سعید

به نظر من یکی از بهترین کارای نولان بود . اگه برگردیم و کارای قبلی نولان رو هم ببینیم متوجه یه سبک خاص میشیم که فقط در انحصار کریستوفر نولانه . روند تو در توی داستان که ناشی از فیلم نامه نگاری عالیه و کارگردانی فوق الغاده ، همینطور دید تیره نسبت به دنیای اطراف از ویژگی های بارز سبکشه .

negin
Guest
Member
negin

به معنای حقیقی وازه بی نظیر بود.چنان ظرافتی در کارگردانی و فیلمنامه نویسی وجود داشت که از وصف عاجزم.نقد خود فیلم خیلی طولانی میشه اگه بخوام بگم.وبا نوشتن نمیشه باید رودررو باشیم.با خلاصه کردنش فقط ارزششو کم میکنم. ام ایده ی کلیش توضیح ایده ی پست مدرن بود. دلم نمیاد بازم نگم :بی همتا بود

برديا
Guest
Member
برديا

هرچه درباره اش بگويم كم گفته ام.بهترين فيلم اسكار كه فكر آدم را كاملا درگير مي كرد و واقعا به نظرم حق فيلم و كارگردانش خورده شد.گرچه ماريون كوتيار نقش كوتاهي داشت اما در آن هم مثل بازي در نقش اديت پياف خوب جلوه كرد.

mohsen
Guest
Member
mohsen

واقعا یه فیلم زیبا بود
وثابت کرد که نولان کارگردان بزرگیه.

omid
Member
Member
omid

عرفان خان جاده و ۱۲۷ ساعت و اینسپشن تو یه ژانر نیستن داداش گلم برو سوادتو ببر بالا بعد نظر بده

sara
Member
Member
sara

خیلی فیلم فوق العاده ای بود هم موضوع جدید داشت و هم کاملا حساب شده و هیجانی بود

MORO
Guest
Member
MORO

پارسال تو اسکار حق آواتارو خوردن امسال به نظر من حق inception رو به هر حال فکر میکنم اسکار داره سیاسی میشه

محمد
Member
Member
محمد

يادآوري-بي خوابي-پرستيژ-شروع بتمن-شواليه تاريكي و اين هم فيلم تلقين.به اين ميگن كارنامه درخشان .آقاي نولان خيلي تكي.امسال حقتو نگرفتي .به اميد سال بعد.

علی
Guest
Member

سلام
تقد که نمیشه گفت بلکه بیشتر توصیف بود
نولان بهترین کارگردان در گیج کردن و هنر نمایش است
فیلمش عالی است
با ریتمی مناسب
امیدوارم ذهن نولان باز هم بتونه از این فیلم ها بسازه

فراز
Guest
Member
فراز

فلانی تو رو خدا بیا و نقد کن
اصلا راجر ایبرت کیه بابا تو اونو میزاری تو جیبت

خواهش میکنم بیا و ما رو از علم لایتناهیت بهره مند کن

1 2 3 6