نقد و بررسی فیلم inception (تلقین)

بهای سنگین رویا پردازی: نحلیل و بررسی فیلم «آغاز خلقت»؛ اثر جدید کریستوفر نولان

بهای سنگین رویا پردازی: نحلیل و بررسی فیلم «آغاز خلقت»؛ اثر جدید کریستوفر نولان

نویسنده: امیررضا تجویدی

● مقدمه

حدود ۱۱ سال پیش، دو برادر به نام های اندی و لری واچافسکی که هر دو عاشق سینما بودند و درس خوانده کارگردانی، دست به دست هم دادند و با استفاده از تفکر نبوغ آمیز خود دست به ساخت اثری زدند که پس از نمایش با اقبال کم نظیر مخاطبان و منتقدان مواجه شد.این دو پس از موفقیت فیلم اول که «ماتریکس» نام داشت، آن را مبدل به یک تریلوژی نهایتا تراژیک کردند که البته قسمت های دوم و سوم آن هیچگاه به پای نسخه اصلی نرسیدند. «ماتریکس»، در تاریخ سینما بنیان گذار یک تابوشکنی عظیم شد:عبور از مرز واقعیت و دسترسی به دنیای شبه مجازی که هر کاری در آن مجاز است. همین برادران اما پس از این موفقیت چشمگیر در ادامه روند فیلمسازی خود البته به جز نویسندگی و تهیه اثر بزرگی چون «وی مثل وندتا»به ورطه سقوط افتادند و دیگر نتوانستند خود را از زیر سایه اثر قدرتمند اولیه شان بیرون بکشند.

images/stories/rooz/naghd/250/4-Pulp-Fiction/13-Inception/12-Inception.jpgدر اثنای ساخت قسمت های دوم و سوم ماتریکس به ناگاه نامی در محافل سینمایی نقل شد که بعدها خود به کارگردانی بزرگ تبدیل شد. مردی ۲۹ ساله، اثری ساخته بود به نام «ممنتو».اثری که به همان اندازه که ماتریکس ها در بازی با جهان واقع سنت شکنی کردند،در شکستن روایت داستان و تقطیع غیرخطی آن آغازگر مسیر تازه ای شد و همان سال برای فیلمنامه بی نظیرش جایزه آکادمی اسکار را دریافت کرد.نامش کریستوفر نولان بود. یک جوان خوش پوش بریتانیایی تبار با ایده های نو و تازه که برخلاف واچافسکی ها برای درآمدن از سایه اثر اول مسیر غریبی را آغاز کرد و در روندی به شدت امیدوارکننده، ظرف هشت سال، چهار اثر شگفت انگیز خلق کرد که هر یک بیانگر نوعی متفاوت از سینما بودند و جالب اینکه در لفافه فانتزی موارد قابل توجهی از آمال و آلام بشری را به چالش می کشیدند.

اکنون دو سال پس از درخشش «شوالیه تاریکی»، نولان اثری را به جامعه سینمایی معرفی کرده که در حال حاضر سقف توانایی های یک فیلمساز به شمار می رود. اثری که نوع تکامل یافته تر و در عین حال کاملا متمایزی است از دنیایی که واچافسکی ها ایجاد کردند. اینجا به جای عالم صفر و یک ما با رویاهای ساخته ذهن بشر مواجهیم.«آغاز خلقت» اثر جدید نولان، نه فقط یکی از شاهکارهای تاریخ سینماست که دیدنش برای همگان لازم است چون به چالش مشروح در اثر جدید وی، مهره فراموش شده زندگی بشر امروز است. بخشی که با وجود اهمیت بسیارش در زندگی روزانه ما انسان قرن ۲۱ هیچگاه در اثری هنری این گونه بدان جان نبخشیده بود. سوالی تکان دهنده و اساسی که بیننده را تا انتهای عمرش با چالشی مهم و اساسا تراژیک مواجه خواهد کرد.

حال که فیلم را دو بار و با دقت تمام بر پرده سینمای آیمکس مشاهده کرده ام و تجربه ای به شدت حیرت انگیز را نظاره گر بودم، راحت تر و قاطعانه تر می توانم در مورد اثر جدید کریستوفر نولان صحبت کنم. اثری که تماشایش روی پرده،به اندازه تمامی تجارب فیلم بینی هر مخاطبی لذت بخش است:

● فیلمنامه

الف) بن و درونمایه

دغدغه کریستوفر نولان همواره در بخش فیلمنامه، تمرکز بر یکی از خصلت های آسیب پذیر انسانی است.آن هم نه به شکل مرسوم در درام های اجتماعی بلکه با بیان آنها در لفافه و استفاده از فانتزی های متافوریک. این روند در« آغاز خلقت» به اوج خود می رسد. اینجا برخلاف آثار پیشین نولان یکی از اصلی ترین بخش های زندگی روزمره انسان را نشانه رفته است: اینکه واقعا مرز باریک میان حقیقت و رویا چقدر قابل اطمینان است؟نکند که زندگی همه روزه ما آدمیان خود رویایی چند لایه باشد که به قدری در آن غرق شده ایم و تکرارش کرده ایم برایمان مبدل به حقیقت انکارناپذیر شده است؟

«آغاز خلقت» در نفس خود داستان انسان های سردرگمی را روایت می کند که همگی در دنیاهای رویاگونه خود محلولند و محکومند به جنون زودرس. این انسان ها برای فرار از هر رویایی چاره ای ندارند جز پناه آوردن به لایه ای جدیدتر از رویا و این برزخ رویاگون به قدری تکرار می گردد که مرز باریک میان حقیقت و رویا برایشان از بین می رود و تا ابد در رویاهای خود محبوس می مانند تا شاید روزی فرا رسد که بتوانند با رویای اصلی خودمواجه شوند و خود را از این جهنم وا رهانند. نولان قصد دارد به نسل بشر قرن ۲۱ هشدار دهد تا از آنچه در ذهن شان می گذرد به راحتی نگذرند. نسلی که به قدری در زندگی ماشینی و کسالت بار امروزش محو شده که در رویاهایش آرمانشهری می سازد و خود را به دست آن می سپارد. از همین رو «آغاز خلقت» حدیث نفس همه ماست. مایی که توانایی رویاپردازی داریم اما توانایی پردازش غرامت سنگینش را خیر.

ب) تم و داستان اصلی

«آغاز خلقت» در آینده ای نزدیک اتفاق می افتد. دام کاب نابغه ای است که در دزدی رویای انسان های دیگر از راه وارد کردن آنها به رویاهای خود و خواندن و استخراج مضامین موجود در ذهن آنها تخصص دارد. همین امر موجب شده تا وی از خانه فراری باشد و نیمی از عمرش را در سفر و انجام آزمایش بر ذهن انسان های مختلف گذراند.کاب اما خودش همواره انسان غمگینی است که تنها خواسته و آرزویش در دنیا بازگشت به خانه و ملاقات دو کودک خردسالش است.فردی پیشنهاد انجام« آغاز خلقت» را به کاب می دهد. ایجاد سه لایه از رویا و کاشتن آن در ذهن میزبان فردی غیر از خود کاب که با ریسکی بزرگ همراه است.اینجا در صورت مرگ در رویا، خبری از بیداری در عالم واقع نیست بلکه فرد میزبان در لایه های رویاگونه خود بیش از پیش غرق خواهد شد و به قدری در آنها خواهد ماند تا به جنون برسد.

نولان در کالبد همین داستان چند خطی که متاسفانه بیانگر یک سوم عظمت فیلم هم نیست! دنیایی را به ما معرفی می کند که در آن هر چیزی ممکن است. شش شخصیت اصلی داستان همگی انسان هایی عادی اند که تنها تفاوتشان با سایر انسان های زمین در این است که در فرآیند رویاپردازی می دانند که مشغول سازش دنیایی خیالی و رویاگون هستند. بنابراین توانایی بیشتری برای تغییر موقعیت خود دارند و آنرا کنترل می کنند. در اولین نگاه نولان کاب را فرد مستاصلی معرفی می کند که برای بازگشت به خانه نیاز به یک منجی دارد. ورق اما از جایی بر می گردد که شخصیت جدیدی وارد داستان می شود. مال،همسر مرحوم کاب، در ذهن وی همچنان جایگاه ثابتی دارد. به گونه ای که در همه رویاهای ساخته وی حضوری تعیین کننده دارد. دلیل این حضور احساس گناه کاب است.

کاب برای نخستین بار پروژه آغاز خلقت را در ذهن همسر خود امتحان کرده و در واقع دنیای زناشویی خود و وی را در رویا پایه ریزی کرده. همین امر موجب می شود تا این کابوس های رویاگونه همسرش را تبدیل به موجودی روان پریش کند که مرز حقیقت و رویا برایش از بین رفته و دنیای خوش رویاهای مشترک با همسرش را واقعیت می پندارد و از همین رودست به خودکشی می زند. مال، نمادی است از بشر امروز. بشری که بازیچه دست رویاهای ذهن خود است و به دنیای سرشار از نومیدی و یأس پناه می آورد به دنیای مجازی.

دنیایی که وجود ندارد و تنها در ذهنش می گذرد اما برایش تبدیل به پناهگاه امنی شده که ورود به آن موجب رضایت می شود. اینجاست که نولان به تماشاگرش شوک عظیمی وارد می کند.کاب برای بازگشت به خانه نیازمند کمکی نیست بلکه باید با حقیقت محض روبه رو شود. اینکه همسرش دیگر در این جهان نیست و باید زندگی را ادامه داد.این کار ممکن نیست مگر با ورود به برزخ فکری یا همان لیمبو.کاب در لایه چهارم از رویا که تنها خود و همسرش اجازه ورود به آن را دارند،حقیقت محض را می یابد و مجوز ورود به دنیای واقع را دریافت می کند.در واقع نولان درد بشر امروز را ناتوانی مواجهه با حقیقت معرفی می کند.

همزمان با کاب که خود مرکزیت فیلم را تشکیل می دهد با دو داستان فرعی مواجهیم. سایتو،انسان طماعی است که در پی دست اندازی به ثروت فیشر بزرگ است اما در طی فرآیند«اینسپشن»، هنگامیکه می میرد در می یابد که زندگی حقیقی چیزی فراتر از داستان فیشر است.در بخش دیگر اما رابرت فیشر باید در عالم رویاها وارد دنیای پدر مرحومش شود و آخرین وصیت پدر را در می یابد. وصیتی که چیزی نیست جز تعلق خاطر پدر به کودکی های فرزند کوچکش. نولان،پلی فلسفی ایجاد می کند که منجر به تراژدی می شود. کاب،برای بازگرداندن سایتو و بازگشت به عالم واقع باید وارد لایه چهارمی شود. لایه ای که وی ۵۰ سال در رویاهایش در آن با همسرش زندگی کرده.کاب و مال در این زندگی ۵۰ ساله اما رویایی بسی بزرگ تر از حقیقت زندگی تمام انسان ها داشتند. همین جاست که وی با خاطره و سایه همسر مرحومش وداع می کند. عاملی که موجب می شود کاب توانایی این را داشته باشد که برخلاف مال، حقیقت و رویا را از هم متمایز کند، احساس گناه است نسبت به آغاز خلقتی که در ذهن همسرش انجام داده. از همین رو فیلم اخیر نولان را می توان یکی از عمیق ترین عاشقانه های تاریخ سینما نیز دانست. قهرمان فیلم، همانند سایر مخلوقات کریس نولان، انسان شکست خورده ای است که تنها نقش پیش برنده دارد وگرنه انسانی است با کوله باری از خطا و احساس گناه نسبت به گذشته رازآلودش.

فیلمنامه اثر جدید نولان همچون لایه هایی که از رویا می سازد، بسیار پیچیده و در عین حال بی نقص است. با ورود به هر لایه از داستان فیلم،تماشاگر در بطن آن غرق می گردد و با بسط آن، خود را با انبوهی از تجارب اودیسه وار مواجه می بیند.

● کارگردانی

الف) ساختار کلی اثر

به دلیل تجربه تماشای این اثر بی نظیر بر پرده سینما، تسلط نگارنده در بخش های بصری نمود بیشتری دارد و توضیحات با توجه به جلوه های همین تجربه شگفت انگیز هستند.

«آغاز خلقت» کامل ترین تجربه نولان در عرصه بصری نیز هست. نخستین نکته قابل ذکر نحوه دادن اطلاعات به مخاطب است.کاب در عالم رویا توضیحاتی را در باب پروژه آغاز خلقت بیان می کند و درواقع آن را به تیمش آموزش می دهد. نولان از این حربه به بهترین شکل ممکن برای اطلاع رسانی به مخاطب استفاده کرده در حالی که چنین نوع بیان مفاهیم در بسیاری از فیلم ها باسمه ای و تحمیلی به نظر می رسند اما اینجا این گونه نیست. در تمام زمان ۱۴۴ دقیقه ای فیلم، سیر وقایع با ریتمی بسیار تند روایت می شود.کارگردان بدون هیچ اطلاع رسانی اضافی تنها موارد مورد نیاز مخاطب برای پیگیری داستان را به وی تزریق می کند و باجی در کار نیست. میزانسن های موجود در این سکانس ها نیز قابل بحث است. می توان گفت که در این اثر نولان میزانسن نقشی تعیین کننده دارد.

نولان در اکثر سکانس های فیلم از تقابل افراد موجود در قاب استفاده های زیادی می کند. در اکثر این سکانس ها وی از دو شیوه میزانسن رایج استفاده می کند: یکی زاویه های معکوس درونی و دیگری زاویه pov. کارگردان برای عینیت بخشیدن به مفاهیم انتزاعی موجود در فضاهای رویاگون اثرش کاری می کند تا علاوه بر افراد و اشیای کادر،تاثیر آنها بر رویدادهای فرامتنی نیز مشاهده شود. در اکثر نقاط گره گشایی اثر، مخاطب فرد ثالث محسوب نمی شود بلکه از دیدگاه نقطه نظر شخصیت ها و در واقع در جایگاه پرسشگر پاسخ سوالاتش را از زبان و زاویه روبه روی کاراکترهای موجود دریافت می کند. این شکل یکی از مبدعانه ترین روش های اطلاع رسانی به مخاطب است که در فیلم به بهترین شکل ممکن اجرا شده.

از سوی دیگر اما پرداخت بصری اثر را می توان در دو زاویه بررسی کرد. دیدگاه اول، جلوه های ویژه بصری است. بخش های جلوه های ویژه فیلم برخلاف اکثر بلک باسترهای هالیوودی،کاملا به جاست و توی ذوق نمی زند،چرا که اساسا برگرفته از خواسته های خیالبافانه نسل بشر است و جنبه فرازمینی ندارد. همه اینها تراوشات ذهن کارگردانی است که هم سینما را خوب می شناسد و هم مخاطب عامش را.

ب) بازیگری،تدوین و فیلمبرداری

دیدگاه دوم اما تدوین های متقاطع و اکثرا بی مکث و فیلمبرداری های دو بخشی فیلمند.نولان،برای نمایش تفاوت رویا و واقعیت،تمهید جالبی را به کار برده.اول اینکه سکانس های مربوط به عالم رویا که در آن سیر وقایع ریتم تندتری به نسبت واقعیت دارند،فیلم به صورت تریلر دوربین روی دست فیلمبرداری شده تا بار بی ثباتی و استیصال به خوبی به مخاطب منتقل گردد،دوم اما مربوط به تدوین است.در سکانس های رویاجامپ کات های سریع از لایه دوم به اول یا برعکس،کاملا سریع و به موازات سقوط هر رویا رخ می دهد،کارگردان با ایجاد این تعلیق بصری دو هدف دارد:یکی اینکه به مخاطب احوالات دنیای رویا را بیشتر بشناساند و دیگری اینکه شک و دودلی در مورد تفاوت های رویا و حقیقت و مرز باریک میان آنها را در ذهن مخاطب تشدید کند و همین از بزرگ ترین امتیازات فیلم به نسبت آثار پیشین چنین ژانری محسوب می شود.در بخش های واقعیت اما دوربین و تدوین فیلم از آرامش و سکینه بیشتری برخوردار است و وقایع، با طمانینه خاصی دنبال می شوند.

بخش آخر اما بازیگری در این اثر درخشان است.بزرگ ترین نکته ای که در باب این بخش از اثر نولان اما می توان گفت،این است که فیلم نولان فیلم شخصیت و واکنش نیست.به عبارت دیگر،آغاز خلقت،فیلمی است که بیشتر جذبه و کشش خود برای ارضای تماشاگر را از راه داستان و فیلمنامه قدرتمندش کسب می کند،نه بازی بازیگرانش.به همین دلیل بر خلاف فیلم قبلی سازنده که بازی هیث لجر فقید بی نهایت بر آن سایه افکنده بود،اینجا همه بازیگران بازی یکدست و در عین حال کم نقصی دارند.لئوناردو دی کاپریو،در یکی از بهترین فرم های بازیگری خود به نحو احسن انجام وظیفه می کند و برخلاف «شاتر آیلند» که فیلم شخصیت بود،بازی برون ریز و تاکید شده ندارد و خود را به کارگردان سپرده. الن پیچ،جوزف گوردن لویت،کن واتانابه نیز در بهترین شکل خود قرار دارند.

ماریون کوتیار اما به واسطه حضور موکدش در فیلم،بازی درخشان تر و متمرکزی در فیلم دارد و بیشتر دیده می شود. با این وجود نولان تمام تمرکزش را بر این گذاشته که داستان فیلم مخاطبش را با خود همراه کند، نه بازی هنرمندانش.

● نتیجه

«آغاز خلقت» کریستوفر نولان بدون شک بزرگ ترین و پیچیده ترین اثر کارگردانش و حتی تاریخ سینما در باب رویاست.فیلمی که دیدگاه بیننده اش را نسبت به حقیقت پیرامون و زندگی روزمره اش تا آخر عمر دچار تردید و تغییر می گرداند.کریستوفر نولان با این اثر،سقف توان سینمای داستان گوی معاصر را پیاده کرده و توقعات بینندگان و صاحب نظران عاشق سینما را نسبت به ذات این هنر دوست داشتنی،چندین برابر کرده است.کریستوفر نولان حال نه تنها از بهترین کارگردانان زنده معاصر است،بلکه جزو ۱۰ کارگردان تاریخ ساز هنر هفتم نیز محسوب می شود.کارگردانی که با هر اثرش،نوع تازه ای از مفاهیم را وارد سینما می کند و مفهوم و جانی تازه بدان می بخشد.

 

نویسنده: امیررضا تجویدی

منبع: روزنامه تهران امروز

 

201
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
201 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
122 Comment authors
محمد احمدوندادیسیوسlege...ndaryLege...ndary Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
l l
Member
Member
l l

مرسی که جواب دادید ولی هنوز اوکی نشده… اول فیلم طبق محاسباتشون، یه هفته توی مرحله اول میموندن، و بعد می فهمیم که اگه زودتر از این یه هفته توی مرحله اول بمیرن وارد برزخ می شن. پس وقتی آخر فیلم وارد مرحله اول میشن، نمیتونن خودشونو تا یه هفته بکشن. حالا شاید بگید کشتن نه، فقط خودشونو پرت کنن. در این صورت پس چرا اول فیلم که تازه وارد خواب شدن و تو مرحله اول هستن و ایمز میخواد سایتو رو بکشه تا خلاصش کنه، کاب میگه نباید بکشیش. خب می تونستن اون موقع پرتش کنن از یه جای… ادامه »

sadegh sazegar
Member
Member
sadegh sazegar

با سلام خدمت دوستان
در جواب کسانی که مینوشتند کل فیلم یه خواب بوده باید بگم اشتباه محض میکنند
و تمام دلایلی که میخواستم بگم رو این اقای محترم که خیلی هم سرش میشه ذکر کرده
با نامnetacc2013
در جواب سوالات اقایmambadumal هم:
چرا باید یه راست میرفتن توی هواپیما با هر ضربه میرفتن سطح بالاتر بعد اسانسورهم اومدن لایه اول خواب ولازم نبود نشون بده که چطور بیدار میشن چون با توجه به بودن در لایه اول و کم شدن تاثیر داروی خواب اور باشلیک اون ها هم بهشون خب بیدار میشن دیگه نمیفتن تو برزخ که
اوکی اقایmambadumal ؟؟؟

l l
Member
Member
l l

چه خوب! بالاخره یه جایی رو پیدا کردم که توش سوالمو بپرسم! من الان خیلی یه چیزی برام سوال شده در مورد این فیلم. اون آخرای فیلم که داشتن یکی یکی از قسمتهای پایینی ذهن فیشر میومدن بیرون؛ از اون جا که پرِ برف بود بیدار شدن و وارد اون آسانسوره شدن، بعد از اون جا هم بیدار شدن و وارد اون ماشین ون شدن، چرا بعدش نشون نداد که از اون جا هم بیدار شدن؟ با توجه به منطق من اونا نباید میومدن بالای آب و نفس بکشن، یعنی مگه نباید این جوری میشد که همون لحظه یکدفعه وارد… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

peyman*:صد در صد از همون اول تو خواب بوده و دلیلش اینه که حدود اولای فیلم اگه دقت کنی وقتی میره دست و صورتش رو بشوره و سریع اون توتم (فرفره) رو می خواد پرت کنه که اون مرده از راه می رسه و نمی ذاره این کار رو بکنه 🙂 یه خورده توجه کنین تقریبأ کل فیلم توی خوابه 🙂

ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا برای اینکه کاب در آخر فیلم خواب نبوده سه دلیل محکم برای شما نیاوردم.باشد که متقاعد شوید….حالا جدای از شووخی کاش میگفتی کجاهای فیلم بیدار بوده که جواب بتونم بدم.

peyman*
Guest
Member
peyman*

صد در صد از همون اول تو خواب بوده و دلیلش اینه که حدود اولای فیلم اگه دقت کنی وقتی میره دست و صورتش رو بشوره و سریع اون توتم (فرفره) رو می خواد پرت کنه که اون مرده از راه می رسه و نمی ذاره این کار رو بکنه 🙂 یه خورده توجه کنین تقریبأ کل فیلم توی خوابه 🙂

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

Sick: Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟ من فکر نمیکنم. چون اگه ببینی دنیایی اون خوابهایی که میدیدن یجور سرد و بی روح و بی رنگ بود ولی آخرش که هواپیما پیاده میشن همین دنیای خودمونه و همه چی رو رواله! ولی من فکر میکنم کارگردان از نوع پایان بندیش میخواد بگه این دنیا هم یجور خواب و رویائه! دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟ دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه تیتراژ آخر فیلم یا مثلا تو سایت imdb ببینید دو بازیگر برای نقش پسره و دو بازیگر برای نقش دخترش انتخاب شدن. ۳- در تمام خواب های کاب اگه حین ملاقات با زنش دقت کنید حلقه دستش بوده امادر واقعیت کاب هیچوقت حلقه دستش نمیکرد وقتی از هواپیما پیاده میشه در فرودگاه و… ادامه »

ویتو کورلئونه
Member
Member
ویتو کورلئونه

[b][b][b][b][b]دوستان عزیز که میگن کلا این بابا تو خواب بوده، باید گفت اشتباه میکنن.چون: ۱- اگر صدم ثانیه آخر خیلی دقت کنن توتم میفته. ۲- بچه هاش بزرگتر شده بودن پس مشخص میشه خواب نبوده.چرا؟چون اگه تیتراژ آخر فیلم یا مثلا تو سایت imdb ببینید دو بازیگر برای نقش پسره و دو بازیگر برای نقش دخترش انتخاب شدن. ۳- در تمام خواب های کاب اگه حین ملاقات با زنش دقت کنید حلقه دستش بوده امادر واقعیت کاب هیچوقت حلقه دستش نمیکرد وقتی از هواپیما پیاده میشه در فرودگاه و توی خونه اون حلقه دستش نبود. نولان دهنت سرویس با این… ادامه »

ww ii
Guest
Member
ww ii

موسیقی متن فیلم فوق العاده شنیدنی و حماسی است.به نظر من آقای "Hans Zimmer" آهنگساز برجسته آلمانی این فیلم با قطعه بنام "time" ، باید اسکار را نصیب خودش میکرد.خود فیلم هم که شاهکاری از آفای " Christopher Nolan" بود.

محسن علیزاده
Guest
Member
محسن علیزاده

دوستان این هم نقد کامل فیلم از نظر سایت معتبر imdb . این هم بگم کل فیلم فقط خواب کاب بوده . مردی به نام «کاب» که متخصص الهام‌بخشی در خواب است، گروهی را سرپرستی می‌کند که می‌توانند به خواب دیگران بروند و ذهنیت دیگران را تعییر و فکری جدید به آنها الهام دهند.آخرین ماموریتی که کاب در صورت موفقیت در آن می‌تواند نزد خانواده‌اش بازگردد، تامین درخواست مرد ثروتمندی به نام سایتو است. سایتو رقیبی پیر به نام فیشر دارد. فیشر در آستانة مرگ و پسر جوانش رابرت، وارث ثروت و قدرت اوست. سایتو از کاب می‌خواهد تا به… ادامه »

حسین
Member
Member

با تمام احترامی که برای طرفداران این فیلم قائل هستم ولی من اصلا از این فیلم خوشم نیومد…من از اول با ایده فیلم مشکل داشتم و معتقدد نیستم که واقهعا این ایده ناب هست…ولی واقعا از ته دل میگم فیلم از نظر فنی خداست…کسایی که پشت صحنه های این فیلم رو دیدن میدونن من چی میگم….بهرحال من به این فیلم از ۱۰ نمره ۳ دادم. 🙂

احمدرضا
Member
Member
احمدرضا

فقط اینو میتونم بگم:
کریستوفر نولان امپراطور سرزمین ایده های نابه.
ایده هایی که این تو هر فیلمش معرفی میکنه و پرورش میده هر کدوم قسمتی از شهر آرمانی هر انسانی رو تکمیل میکنه.

نولان
Guest
Member
نولان

سکانس آخر فیم
توتم به جرخشش ادامه میده یا نمیده؟
نکته :این سوالی بود که نولان ازت میپرسه

tarkan
Guest
Member
tarkan

همه ماها شخصیت های موازی زیادی داریم که هرکدام از اونهارو باور کنیم با همون به زندگب ادامه میدیم. کاب از بین تمام خواب ها اونی رو که خودش باور داشت واقعی دونست و بدون اینکه منتظر بمونه که واقعی بودنش ثابت بشه به این زندگی(خواب) تن داد.

shakiba
Guest
Member
shakiba

این فیلم بهترین فیلمی بود که تا حالا دیده بودم ادم وقتی این فیلم رو میبینه توش غرق میشه ریتم فیلم هم عالی بود.من بعد چند بار بار دیدن مفهومشو فهمیدم.

hektor
Guest
Member
hektor

امیر:به نظر من این فیلم تلنگری به همه ماهاست از این نظر که از کجا معلوم این دنیایی که ماها تو اون زندگی میکنیم واقعیه؟اینطور نیست که همه ما هم مثل کاب که آخر فیلم بدون اینکه بفهمه تو واقعیته یا خیال تسلیم شد و پیش بچه هاش رفت بدون دونستن این حقیقت تسلیم این زندگی شدیم؟ . . . دوست عزیزی اینو گفتی بتره بدونی اینچنین فیلمها از نظریات بزرگ خودشون که سروصدای زیادی کرده تولید میشن.طبق نظریه برتراندسل که این شبهرو میندازه که شاید در همین دنیایی که ما در اون قرار داریم هیچ چیز واقعی نباشه و… ادامه »

Pouyan
Guest
Member
Pouyan

کریستوفر نولان ! از همینجا می گم ! تو روحت ! عالی بود ! فوق العاده بود ! تو این هفته نزدیک ۲۰ تا از بهترین فیلمای سینما رو دیدم ولی … تلقین … فوق فوق یه فیلم بود !

امیر
Guest
Member
امیر

به نظر من این فیلم تلنگری به همه ماهاست از این نظر که از کجا معلوم این دنیایی که ماها تو اون زندگی میکنیم واقعیه؟اینطور نیست که همه ما هم مثل کاب که آخر فیلم بدون اینکه بفهمه تو واقعیته یا خیال تسلیم شد و پیش بچه هاش رفت بدون دونستن این حقیقت تسلیم این زندگی شدیم؟

مهران ----
Member
Member
مهران ----

Rman:ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟

من فکر نمیکنم. چون اگه ببینی دنیایی اون خوابهایی که میدیدن یجور سرد و بی روح و بی رنگ بود ولی آخرش که هواپیما پیاده میشن همین دنیای خودمونه و همه چی رو رواله! ولی من فکر میکنم کارگردان از نوع پایان بندیش میخواد بگه این دنیا هم یجور خواب و رویائه!

Rman
Guest
Member
Rman

ّببینم آخرش چی شد ؟؟؟؟ کل فیلم یه خواب بود ؟

مهدی م
Guest
Member
مهدی م

بهترین فیلمی تا به حال دیدم این بود
کارگردانیش حرف نداشت
هرکس میگه فیلمه خوبی نیست هیچه از فیلم وسینما نمیدونه

amir
Member
Member
amir

نولان بیننده رو جادو میکنه! 😐

naser
Guest
Member
naser

من عاشق کارای نولانم
واقعا کارش حرف نداره

Hamid Salahshoor
Member
Member
Hamid Salahshoor

(طولانیه!! ولی بخونید) نگاه کنید بعضی از این کاربران محترم راجع به این فیلم چی میگن!! دوستان برید خدا رو شکر کنید تو دورانی که فیلمهای سطحی و بی معنی سینما رو تسخیر کردند شاهد این فیلم معنادار و البته جسورانه هستید!! چرا جسورانه؟؟!! بدجه ی ۱۵۰ میلیون دلاری برای همچین فیلم پیچیده ای درباره موضوع مجهولی مثل خواب جسارت نمیخواد؟!! نولان تعهد کتبی داد برای فروش این فیلم!! و نکته ی بعدی که مهم تر هم هست بعضی موضوعات دیگه ی این فیلم رو نولان چنان با هوش مندی انجام داده مثل مبارزه با ارتش درون ذهن فرد مورد… ادامه »

مهران ----
Member
Member
مهران ----

خانم مجیدی بنظرم تو ترجمه نقد راجر ایبرت بهتر و مناسبتر بود بجای کلمه "رویا" از "خواب" استفاده میکردین!

امیرحسام
Guest
Member
امیرحسام

این فیلم نو ترین ایده ی کل تاریخ سینما رو داره،واقعا پیچیده و زیبا بود و باز اشتباه اکادمی اسکار که به جای شاهکاری مثل تلقین به فیلم به مراتب کم ارزش تری مثل سخنرانی پادشاه اسکار داد واقعا واژه ای برای تعریف ازاین فیلم وجود نداره.عرفان هم وقتی همچین فیلمی رو با ۱۲۷ ساعت (که توی سبک دیگه ای) مقایسه میکنه واقعا چی چی باید بهش گفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟

hadi dehnavi
Member
Member
hadi dehnavi

فیلم old boy هم درباره گذاشتن فکر تو ذهن یه چیزایی گفت.البته با هیبنوتیزم…
اما نولان یه جور خاص تفاوت رو ایجاد کرد

siyavosh
Guest
Member
siyavosh

واقعافیلم خوبی بود به نظرم.اصلا شبیه فیلم ۱۲۷ نیس.به نظرم این فیلم چیزی فراتر از یه خواب بینییه ساده س

n n.
Member
Member
n n.

فلانی عزیز بات موافقم نقدها خیلی خوب نیس.اما اگه به طور کامل متوجه فیلم شده باشی لطفا متوجه باش که این فیلمی نیس که بشه با نظر گذاشتن نقدش کرد خیلی بیش از اینا جا حرف داره.هرکی فقط یه گوشه ی خیلی کوچیک از احساسشو نسبت به این فیلم به معنای واقعی وازه خارقالعاده میگه.بعضیهام مثه عرفان که کلا… من نمیفهمم که چه طور این فیلمو نصفه ول کردی؟؟؟؟؟ دیگه نمیدونم بت چی بگم

احمد ضا 13
Guest
Member
احمد ضا 13

با سلام و عرض خسته نباشید.
میخواستم خواهش کنم نسخه ای قابل دانلود از نقد این فیلما رو توی سایت قرار بدید.

سعید
Guest
Member
سعید

به نظر من یکی از بهترین کارای نولان بود . اگه برگردیم و کارای قبلی نولان رو هم ببینیم متوجه یه سبک خاص میشیم که فقط در انحصار کریستوفر نولانه . روند تو در توی داستان که ناشی از فیلم نامه نگاری عالیه و کارگردانی فوق الغاده ، همینطور دید تیره نسبت به دنیای اطراف از ویژگی های بارز سبکشه .

negin
Guest
Member
negin

به معنای حقیقی وازه بی نظیر بود.چنان ظرافتی در کارگردانی و فیلمنامه نویسی وجود داشت که از وصف عاجزم.نقد خود فیلم خیلی طولانی میشه اگه بخوام بگم.وبا نوشتن نمیشه باید رودررو باشیم.با خلاصه کردنش فقط ارزششو کم میکنم. ام ایده ی کلیش توضیح ایده ی پست مدرن بود. دلم نمیاد بازم نگم :بی همتا بود

برديا
Guest
Member
برديا

هرچه درباره اش بگويم كم گفته ام.بهترين فيلم اسكار كه فكر آدم را كاملا درگير مي كرد و واقعا به نظرم حق فيلم و كارگردانش خورده شد.گرچه ماريون كوتيار نقش كوتاهي داشت اما در آن هم مثل بازي در نقش اديت پياف خوب جلوه كرد.

mohsen
Guest
Member
mohsen

واقعا یه فیلم زیبا بود
وثابت کرد که نولان کارگردان بزرگیه.

omid
Member
Member
omid

عرفان خان جاده و ۱۲۷ ساعت و اینسپشن تو یه ژانر نیستن داداش گلم برو سوادتو ببر بالا بعد نظر بده

sara
Member
Member
sara

خیلی فیلم فوق العاده ای بود هم موضوع جدید داشت و هم کاملا حساب شده و هیجانی بود

MORO
Guest
Member
MORO

پارسال تو اسکار حق آواتارو خوردن امسال به نظر من حق inception رو به هر حال فکر میکنم اسکار داره سیاسی میشه

محمد
Member
Member
محمد

يادآوري-بي خوابي-پرستيژ-شروع بتمن-شواليه تاريكي و اين هم فيلم تلقين.به اين ميگن كارنامه درخشان .آقاي نولان خيلي تكي.امسال حقتو نگرفتي .به اميد سال بعد.

علی
Guest
Member

سلام
تقد که نمیشه گفت بلکه بیشتر توصیف بود
نولان بهترین کارگردان در گیج کردن و هنر نمایش است
فیلمش عالی است
با ریتمی مناسب
امیدوارم ذهن نولان باز هم بتونه از این فیلم ها بسازه

فراز
Guest
Member
فراز

فلانی تو رو خدا بیا و نقد کن
اصلا راجر ایبرت کیه بابا تو اونو میزاری تو جیبت

خواهش میکنم بیا و ما رو از علم لایتناهیت بهره مند کن

1 2 3 6