نقد و بررسی فیلم «در محوشدگی» (In the Fade)

۲۷ دسامبر ۲۰۱۸ | جنایی، درام | ۱۰۶ دقیقه | R

{mainvote}

کارگردان : Fatih Akin

نویسندگان :  Fatih Akin, Hark Bohm

بازیگران :   Diane Kruger, Denis Moschitto, Numan Acar

خلاصه داستان : در میان جامعه ترکهای ساکن هامبورگ در آلمان، زنی می‌خواهد انتقام خانواده‌ خود را بعد از انفجار بمب بگیرد.

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

گزیده نظرات منتقدین

❽❽ اینکه بگوییم بسیاری از بخش‌های «در محوشدگی»(In the Fade) توسط «کروگر» به یکدیگر مرتبط شده اند گزافه گویی نیست. به عنوان ملغمه ای از، عصبانیت، خشونت و غم و اندوه، او شخصیت اصلی به شدت منحصر به فرد و جدیدی است. مادری سیگاری و دارای تتو که تنها یک قدم تا غرق شدن کامل فاصله دارد.

Jake Coyle The Associated Press

❽❽ اگرچه فیلم ته مایه‌های سیاسی نیز در درون خود دارد اما همچنان عملکردش در سطحی بالاتر است؛ انسانی که سعی در پیدا کردن راهی به سوی آینده دارد و در این راه دست به اقداماتی می‌زند که فارغ از منطق، حس، شعور و شفقت هستند.

James Berardinelli ReelViews

⓿❽ علی‌رغم شکست در فیلم سال قبل خود یعنی «خداحافظ برلین»(Goodbye Berlin)، آقای «آکین» این بار با اثری جنایی و هیجان‌انگیز که بر مبنای قتل‌های گروه‌های نئونازی در آلمان است بازگشته است.

Deborah Young The Hollywood Reporter

❼❼ «در محوشدگی»(In the Fade) به طریقی بسیار دردناک و آرام با عقاید افراطی برخورد می‌کند در حالی که مرکز همه این گزاره ها بر روی «کاتیا» است و نقش آفرین این شخصیت یعنی «دایان کروگر» موفق شده تا زندگی و انسانیت را به این فیلم که ابداً از آن بهره نمی‌برد تزریق کند. بی شک کنکاش در فیلم آقای «آکین» به نوع خود واجب است و موضوع آن نیز بسیار مهم، اما عملکرد خیره کننده «کروگر» باعث شده تا این مسائل بسیار با اهمیت‌تر جلوه کنند.

Andrew Crump Paste Magazine

 

⓿❼ پایان فیلم گیج کننده است؛ در حالی که فیلم می‌خواهد ویرانگر باشد اما جنبه‌های سیاسی و شخصی داستان به جای اینکه یکدیگر را آشکار سازی کنند دچار نوعی بن بست می شوند. خانم «کروگر» اما که برنده عنوان بهترین بازیگر زن جشنواره کن شد عملکردی بسیار درخور تحسین از خود نشان می‌دهد.

A.O. Scott The New York Times

⓿❻ چیزی بسیار آشنا درباره ساختار و بن‌مایه این فیلم وجود دارد گرچه که اثر در کل هنری و قدرتمند است. آقای «آکین» و نویسند دیگر یعنی «هارک بوم» داستان را به گونه ای نوشته اند که بسیار شبیه به دیگر آثار این دسته از فیلم‌ها شده است.

John Bleasdale CineVue

⓿❹ درام انتقام جویانه متوسط «فاتح آکین» یعنی «در محوشدگی»(In the Fade) فیلم تلوزیونی برتر هفته است؛ بی تردید می‌توان گفت که ضعیف است و غیر معقول.

Peter Bradshaw The Guardian

منتقد: پیتر سابزینسکی | RogerEbert.com – امتیاز ۶٫۲۵ از ۱۰ (۲٫۵ از ۴)

برای بسیاری از افراد که با عقب افتادنِ تاریخِ به روی پرده رفتنِ نسخه‌یِ بازسازی شده‌ی عنوانِ «آرزوی مرگ»(Death wish) از روز شکرگذاری به تاریخی نامعین، نگران این بودند که نکند شاید مجبور شوند که کل فصلِ تعطیلات را بدون دیدنِ فیلمی سپری کنند که در آن یک انسانِ عادی بعد از اینکه نیروهای پلیس و دادگاه نمی‌توانند عدالت را برقرار کنند تبدیل به یک فرد شورشی می‌شود، عنوان «در محوشدگی»(In the Fade) احتمالاً جوابگو خواهد بود. صد البته این فیلم اعتبار بیشتری از عنوان «آرزوی مرگ»(Death wish) دارد؛ کارگردان آن یعنی «فاتح آکین» در نظرسنجی های بین المللی نمرات بالاتری به نسبت کارگردان نسخه بازسازی شده «آرزوی مرگ»(Death wish) یعنی «اِلی روث» داشته است، «دایان کروگر» برنده جایزه بهترین نقش اول زن از جشنواره کن شد و همچنین «در محوشدگی»(In the Fade) به عنوان نماینده امسال آلمان در جشنواره‌ی اسکار حاضر خواهد بود. اهداف این فیلم قطعا شریف‌تر از فیلم قبل است اما در دل خود از فیلم‌های دیگر این ژانر تفاوت های بارز و مشخصی دارد. تاسف که این فیلم هم مثل بسیاری دیگر از آثار شبیه خود از نقص‌های آن‌ها هم کم بهره نبرده است و حتی جنبه‌های خوب و خلاقانه این اثر نیز به حدی قوی نیستند که بتوانند بر این نقاط ضعف غلبه کنند.

در شروع فیلم، «کاتیا»(با بازی دایان کروگر) پسر خود یعنی «روکو»(رافائل سانتانا) را در محل کارشان که یک واحد مربوط به کارهای مالیاتی است به همسر مهاجر ترک خود یعنی «نوری»(نومان آکار) تحویل می‌دهد تا برای یک قرار تفریحی در یک چشمه آب گرم به همراه دوست باردار خود برود. ما متوجه می‌شویم که «کاتیا» و «نوری» در دوران دانشگاه با یکدیگر آشنا شده اند و «نوری» پخش کننده مواد مخدر بوده و «کاتیا» یکی از مشتریانِ او. در نهایت «نوری» گیر افتاده و به مدت ۴ سال به دلیل اتهامات مرتبط با مواد مخدر به زندان می افتد(صحنه ابتدایی فیلم، لحظه مراسم ازدواج آن‌ها در زندان است) و در آن جا مشغول مطالعه درباره تجارت می‌شود، به امید اینکه زندگی بهتری برای خود و همسرش یعنی «کاتیا» بسازد. بعد از پایان دوران محکومیت، او و همسرش شرکت خود را راه اندازی می‌کنند و به جمعیت مهاجر آن محله خدمات رسانی می‌کنند. پس از مدتی «کاتیا» باردار هم می‌شود و زندگی روتین و عادی آن‌ها بهتر هم می‌شود. البته این زندگی روتین برای همیشه از بین می‌رود، هنگامی که «کاتیا» مدتی بعد به دفتر شرکت برمی‌گردد و متوجه می‌شود که انفجاری آن جا رخ داده و همسر و فرزند او اکنون مرده اند.

هنگامی که «کاتیا» با پلیس صحبت می‌کند، نکته عجیبی را به خاطر می آورد؛ وقتی که او در حال ترک ساختمان بود، یک زن جوان دوچرخه خود را بدون محافظت رها کرده بود و هنگامی که «کاتیا» سعی کرد به او هشدار بدهد، آن زن اصرار داشت که مشکلی پیش نخواهد آمد چرا که وی سریعاً بازخواهد گشت. «کاتیا» به این باور می‌رسد که این بمب گذاری کار گروه‌های نئونازی برای ضربه زدن به مهاجرها بوده است. به خاطر گذشته و سابقه خراب «نوری»، پلیس اصرار دارد که احتمالاً او دوباره به این کار روی آورده بوده و این مسئله یک تسویه حساب مربوط به مواد مخدر است. به دلیل فشارهای این پرس و جوی اشتباه، تنش‌های پیش آمده با خانواده و ترس غیر قابل تصور برگذاری مراسم ختم برای همسر و فرزندی که اکنون قطعه قطعه شده اند، «کاتیا» ابتدا به دامان مواد مخدر پناه می‌برد و سپس به دامان ناامیدی. اما درست در زمانی که به نظر می‌رسد تمام امید از دست رفته است، بمب گذاران دستگیر می‌شوند و از قضا یک زوج جوان نئونازی نیز هستند. به نظر می‌رسد که کار پرونده یک سره شده باشد؛ بازجویی مدارک مستدلی دارد، «کاتیا» با چشم خود قضیه را دیده است و حتی پدر یکی از متهمان نیز بر علیه فرزند خود شهادت می‌دهد. اما این اتفاق روی نمی‌دهد و حالا «کاتیا»یِ مصمم داستانِ ما تصمیم گرفته است تا به هر طریق ممکن، کمی از عدالت را به دستان خود برقرار کند.

هرچقدر که برخی در پست‌های فیسبوک خود تند برخورد کنند، هر انسان عادی ای اگر در شرایط مناسب قرار بگیرد، ممکن که واقعاً دست به قتل فرد دیگری از روی انتقام بزند، جدا از این واقعیت که این گونه اقدامات تا چه حد قابل دفاع هستند. حقه ای که این گونه فیلم ها باید از آن بهره ببرند، چیزی که می‌توان حداقل انتظار داشت از این‌گونه آثار که چیزی فراتر از یک مسیر سرراست و مستقیم باشند(همچون عنوان اصلی «آرزوی مرگ»(Death Wish) که بسیار کمتر از چیزی که حق اش باشد تقدیر می‌شود، علی‌ الخصوص در مقایسه با دنباله‌های فاجعه بارش) این است که روایت داستانشان به گونه ای باشد که این گونه اقدامات را تا حدودی قابل دفاع نشان بدهد و البته از خط قرمزها گذر نکند. برای مدت کوتاهی در بخش ابتدایی فیلم، به نظر می‌رسد که آقای «آکین» موفق شده است تا به سرعت و قدرت عشق و رابطه قوی بین «کاتیا» و عزیزانش را به ما نشان دهد آن هم در مدت زمان کمی که کنار یکدیگر بوده اند، در عین حال آن حس خشم، نامیدی و تنهایی ای که در بازجویی های پلیس مشخص می‌شود نیز در این بستر نمود پیدا می‌کنند. اگرچه، در اواخر بخش جلسه دادگاه، مسائل با شدت دقیق تر می‌شوند؛ وکیل مدافع نه تنها استراتژی بسیار ظالمانه و غیرقابل باوری را اتخاذ کرده تا نشان دهد که موکلان او بی گناهند و همه را به شک بیاندازد(نکته عجیب این است که اهالی رسانه علاقه زیادی به این دادگاه ندارند)، او شبیه به برادر کمتر جذاب «نوسفراتو»* نیز می‌ماند. در بخش نهایی نیز مسائل به طرز غیر قابل باوری دیوانه وار و غیرقابل پیش بینی روی می‌دهند.

اگر بخواهم عادلانه نظر بدهم، باید بگویم که بعید می‌دانم که آقای «آکین» میخواست که یک فیلم درام سر راست درباره انتقام «چشم در برابر چشم» بسازد. در حقیقت مواردی در فیلم هست که نشان می دهد بی شک او مسائل بیشتری در ذهن داشت. برای مثال می‌توان به تیتراژ پایانی فیلم اشاره کرد که به مواردی از جرم‌های مرتبط به نفرت‌های نژادپرستانه که هر روز در آلمان در حال گسترش هستند می‌پردازد و آمارهایی مرتبط با آن به تماشاگران نشان می‌دهد. این نکته نشان می‌دهد که این موضوع بی شک برای او اهمیت بسیار بالایی دارد. فیلم همچنان سعی می‌کند این مسئله را نیز نشان دهد که قربانیان واقعی تروریسم کسانی که می‌میرند نیستند، بلکه بازماندگانند که عشق و عزیزان از دست رفته خود را مخلوط با همان نفرتی می‌بینند که ممکن است باعث شکل گیری همان خشونتی شود که عزیزان آن‌ها را از بین برده است. متاسفانه با وسیع‌تر شدن لحن فیلم این مسئله گریبان خود اثر را نیز می‌گیرد، تا جایی که آقای «آکین»، خود نیز همان کاری را با «کاتیا» می‌کند که نئونازی‌ها کرده اند، آن هم با از بین بردن وجهه‌های انسانی او و همچنین تبدیل کردن او به یک سرباز بی خرد.

اما همچنان، اگرچه «در محوشدگی»(In the Fade) بیش از حد سردرگم است، همچنان برخی عناصر در آن وجود دارند که باعث می‌شوند ارزش تماشای آن بالا برود. خودِ پروسه فیلم سازی، سخت، دارای سبک و جزئیاتی است که داخل کوچک ترین لحظات نیز خواهند بود. تعدادی سکانس درخشان در فیلم وجود دارند که همگی بر محوریت یک عنصر یعنی «کاتیا» هستند؛ لحظه ای که «کاتیا» در دفتر بمب‌گذاری شده و در میان قطرات خون پاچیده شده بر روی دیوار قرار دارد، صحنه ای که «کاتیا» در حال حمام کردن است که به لحاظ بصری بسیار شگفت انگیز است و همچنین صحنه ای که دو نفری که توسط دست تقدیر در شرایطی غیرقابل باور در کنار یکدیگر قرار گرفته اند مشغول سیگار کشیدن اند. بالاتر از همه، می‌توان به بازی قدرتمند و عمیق «دایان کروگر» اشاره کرد که بی شک بهتر از تمامی هنرمند‌های او بر روی پرده سینما است و حقا که شایسته تمام تعریف و تمجیدهایی است که از بازی او شده است. حتی در بخش پایانی خنده دار فیلم، او عاملی است که باعث می‌شود همه چیز از کنترل خارج نشود. فقط می‌شود حسرت خورد که چرا تمامی این عوامل در اختیار فیلمی قرار نگرفتند که لیاقت بیشتری برای داشتن آن ها داشت.

اختصاصی نقدفارسی

مترجم: امید بصیری

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: سایت نقد فارسی” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.


منتقد: بیگله ایبری | Village Voice – امتیاز ۹ از ۱۰

آخرین نمای «در محوشدگی» فاتح آکین، فیلمساز ترک-آلمانی، به نوعی مهم‌ترین صحنه فیلم است؛ کلیدی برای بازشدن رمز اصلی قصه. نمایی وارونه از دریا که بستر صحنه آخر فیلم در کناره ساحل را واژگون می‌کند و زاویه دیدی را که به قصه داشتیم به چالش می‌کشد و در نتیجه همه آن المان‌های به ظاهر معمولی فیلم را – زنی که خواهان اجرای عدالت برای مرگ همسر و فرزندش است- تخریب می‌کند. این نمای وارونه شاید می‌خواهد بگوید در همه این مدت آن‌چه می‌دیدیم، دنیایی وارونه بود.

آکین که با فیلمش در بخش رقابتی جشنواره کن حضور یافت، نتوانست به جوایز مهمی دست پیدا کند، اما یک‌بار دیگر همه را تحت‌تاثیر قرار داد. او طی این سال‌ها گاهی به‌خوبی توانسته زاویه دید خودی-غیرخودی و تجربه تعلق‌داشتن به دنیاهای متفاوت را به نمایش بگذارد، حتی در فیلم‌هایی که با محوریت ترک‌ها نساخته، اما در عین حال گاهی به‌سادگی به ورطه ساده‌انگاری و کلیشه می‌افتد و سقوطش هم برگشت‌ناپذیر است. «در محوشدگی» در بعضی لحظات به همین فضای کلیشه نزدیک می‌شود، اما تصمیم قطعی را باید پس از دیدن دوباره فیلم گرفت. بعد از تماشای فیلم در جشنواره، هر چه بیشتر می‌گذرد، احساس می‌کنم شاید این یکی از بهترین‌ ساخته‌های آکین باشد. نیمه اول فیلم از نظر احساسی آزاردهنده است، کاتیا می‌فهمد که همسر ترکش، نوری و پسرشان روکو در یک بمب‌گذاری در محل کار نوری کشته شده‌اند.

همه فراز و فرودهای احساسی کاتیا و دقایق هولناک و عذاب‌آورش با جزئیات تمام تصویر شده است. آکین هیچ‌چیز را نگفته نمی‌گذارد و کروگر اندوه، خشم و رنج کاتیا را زندگی می‌کند، نه اغراق می‌کند و نه آن را تقلیل می‌دهد. فیلم در واقع سه بخش دارد؛ پس از خانواده، به بخش عدالت می‌رسیم که ماجرای پر از تعلیق دادگاه یک زوج نئونازی است که به اتهام بمب‌گذاری دستگیر شده‌اند. در این فصل، «در محوشدگی» به یک درام دادگاهی استاندارد تبدیل می‌شود که البته به زیبایی نوشته شده و در اجرا هم تاثیرگذار است. فیلم به همین ترتیب قصه را پیش می‌برد و هیچ بخشی از آن به نظر نابجا و بی‌معنا نیست؛ روندی آرام و نرم است که در ژانرهای مختلف با مهارت هرچه تمام‌تر حرکت می‌کند. شاید به نظر بیاید ایده نئونازی‌های مسئول بمب‌گذاری و شبکه بین‌المللی فاشیستی که بنا بر اطلاعات فیلم، از آن‌ها حمایت می‌کند، صرفا یک ساختار روایی خیالی است، اما در انتهای فیلم، آکین در توضیحی یادآوری می‌کند سازمانی زیرزمینی با گرایش راست به‌نام سوسیالیست‌های ملی زیرزمینی در اوایل سال ۲۰۰۰ با هدف کشتار ترک‌ها در آلمان فعالیت می‌کردند. اما اگر صحنه پایانی فیلم را دوباره به یاد بیاوریم، می‌فهمیم «در محوشدگی» فراتر از این‌هاست. در نمای پایانی آکین از ما می‌خواهد دنیایی را تصور کنیم که در آن تروریست یک زن سفیدپوست زیبا نیست، بلکه کسی است که به ما آموخته‌اند نباید با او همدردی کرد.

مترجم: لیدا صدرالعلمایی

روزنامه آسمان آبی


منتقد: پیتر برادشاو | گاردین – امتیاز ۴ از ۱۰

درام انتقامی بی‌مایه فاتح آکین، در بهترین حالت یک فیلم تلویزیونی است؛ ضعیف، خنثی و دور از مسائل روز. «در محوشدگی» قصه زنی آلمانی است که همسر ترک و پسر کوچکش را در بمب‌گذاری تروریستی از دست می‌دهد. وقتی سیستم قضایی مزخرف نمی‌تواند گناهکاران بی‌شرم و گستاخ را به سزای اعمال‌شان برساند، زن دست به کار می‌شود و خالکوبی سامورایی نیمه‌کاره‌اش را کامل می‌کند و آستین‌ها را بالا می‌زند تا کار را تمام کند؛ خانواده همسرش و اطرافیان هم به‌دلیل خط قرمزهای قانونی یا غیرقانونی ترجیح می‌دهند سکوت کنند. آن‌ها از قصه کنار گذاشته می‌شوند و میدان را برای بلوند انتقام‌جو خالی می‌کنند.

آکین فیلم را با الهام از حملات نژادپرستانه نازی‌ها به اقلیت‌ها در آلمان بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۷ ساخته است؛ موضوعی که تا وقتی ادامه دارد، می‌توان به آن پرداخت، زنده‌بودن راست افراطی در اروپا و عادی‌سازی مسئله بیگانه‌هراسی و ترغیب به آن در سیاست جریان اصلی هنوز هم مسئله روز است، اما در سال ۲۰۱۷ به نظر می‌رسد فیلم با این خط داستانی به نوعی می‌خواهد از اشاره‌کردن به مسئله آشکارتر و مهم‌تر حملات داعش و اسلام‌هراسی فزاینده پرهیز کند. فیلم از زیر بار این‌ مسائل شانه خالی می‌کند و در نهایت، رنج و دغدغه درونی نینجا (قهرمان داستان)، درامی لیبرال، مضحک و بی‌اهمیت می‌سازد.

سکانس افتتاحیه فیلم که ازدواج نوری و کاتیا را در زندان نشان می‌دهد، سبک ویژه‌ای دارد، اما بعد حمله تروریستی اتفاق می‌افتد. آکین درماندگی احساسی را به‌خوبی منتقل می‌کند و همین‌طور عداوت بین مادر کاتیا، آنه‌ماری و والدین نوری، علی و هولیا. در ادامه کاتیا ذره‌ذره به شک می‌افتد که پلیس قصد دارد با مقصر جلوه‌دادن همکاران قدیمی نوری (که قبلا فروشنده موادمخدر بوده) پرونده را ببندد، اما ناگهان خبر می‌رسد چند نازی دستگیر شده‌اند و همه این ماجراها کنار گذاشته می‌شود، نوعی ساده‌انگاری که فیلمنامه آکین به‌سادگی به آن تن داده است.

بخش محاکمه در دادگاه، با بازی خوب یوناس کریش، کنترل‌شده و قابل‌باور است. دنیس موچیتو هم در نقش وکیل کاتیا خوب ظاهر شده است. شاید اگر فیلم یک درام دادگاهی معمولی بود، نتیجه بهتری حاصل می‌شد. بعد از اعلام حکم دادگاه، اکشن قصه آغاز می‌شود و از این‌جا به بعد فیلم به‌شکل عجیبی باورناپذیر و سطحی می‌شود. کروگر همه تلاشش را کرده، اما نمی‌توان گفت نقش‌آفرینی‌اش خوب است؛ البته فیلمنامه و کارگردانی هم چیز زیادی در اختیارش نگذاشته است. اکشن به فداکاری مضحکی ختم می‌شود که باید در مرحله ویرایش فیلمنامه دور ریخته می‌شد. «در محوشدگی» نه بهترین تصویری است که از کروگر دیده‌ایم، نه بهترین اثر آکین.

مترجم: لیدا صدرالعلمایی

روزنامه آسمان آبی

ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که نظر می دهید

  Subscribe  
Notify of