نقد و بررسی فیلم Ghost in the Shell (شبح درون پوسته)

کارگردان : Rupert Sanders

نویسندگان : Shirow Masamune, Jamie Moss

بازیگران : Scarlett Johansson, Pilou Asbæk, Takeshi Kitano

خلاصه داستان : یک مامور پلیس البته از نوع سایبورگ به نام موتوکو به دنبال ردیابی و دستگیری نه نفر از خطرناک ترین مجرمان و خلافکاران اینترنتی است اما با پیدا شدن یک فرد مرموز که قصد خرابکاری در بخش تکنولوژی مصنوعی را دارد، کار برایش پیچیده تر می شود …

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

منتقد: جیمز براردینلی-امتیاز ۶٫۳ از ۱۰ (۲٫۵ از ۴)

باید بگویم این محصول پر سر و صدا با صرف نظر از ۱۰۵ دقیقه لذت بصری، ارزش چندانی ندارد. «شبح درون پوسته» از لحاظ بصری متقاعدکننده ولی از لحاظ لحنی خنثی است.

Ghost in the Shell«شبح درون پوسته» به عنوان یک فیلم پر سر و صدای مملو از جلوه‌های ویژه، وظیفه‌ی خود را به خوبی به سرانجام رسانده. اثری پرهزینه که سعی کرده از تمام پتانسیل موجود استفاده کند که البته بازیگران بیشتر بازی خود را در مقابل پرده‌ی سبز ایفا کرده‌اند. ظاهرا در تمام فیلم نمی‌توان تنها یک صحنه یافت که دستکاری کامپیوتری نشده باشد! البته باید بگویم این محصول پر سر و صدا با صرف نظر از ۱۰۵ دقیقه لذت بصری، ارزش چندانی ندارد. به دلیل فروش بیشتر، سازندگان تصمیم گرفتند جنبه‌های احساسی و تفکری داستان را کم‌رنگ جلوه دهند که شاید همین نکته باعث نارضایتی تماشاگران شود (خصوصا آن‌هایی که با منبع اقتباس آشنایی دارند). «شبح درون پوسته» از لحاظ بصری متقاعدکننده ولی از لحاظ لحنی خنثی است.

معمولا نتیجه‌ی پروژه‌هایی که زمان زیادی صرف ساختشان می‌شود، شگفت‌انگیز خواهد بود. اما «شبح درون پوسته» این‌گونه نیست و بیشتر از همه طرفداران پر و پاقرص این اثر از تماشای آن سرخورده می‌شوند داستان در این فیلم همانند طنابی‌ست که لحظات اکشن از آن آویزان شده باشند!

Ghost in the Shellطرفداران این ژانر مطمئنا در جریان هستند که این فیلم بر اساس مانگا[۱]ی کلاسیک ژاپنی به همین نام و انیمه‌ی محصول ۱۹۹۵ است. بحث ساخت اقتباس سینمایی این مانگا از حول و حوش سال ۱۹۹۹ مطرح شد که حدود ۲۰ سال تا به واقعیت تبدیل شدن این رویا طول کشید. معمولا نتیجه‌ی پروژه‌هایی که زمان زیادی صرف ساختشان می‌شود، شگفت‌انگیز خواهد بود. اما «شبح درون پوسته» این‌گونه نیست و بیشتر از همه طرفداران پر و پاقرص این اثر از تماشای آن سرخورده می‌شوند. مانند دیو و دلبر، ساخت این فیلم بیشتر به یک کنجکاوی می‌ماند تا نیاز، و اثری‌ست متوسط از چیزی که لزومی به بازگشت دوباره نداشت.

ظاهرا تصمیمات اتخاذشده برای تبدیل «شبح درون پوسته» به فیلمی پرمخاطب که در اکران جهانی بدرخشد، چندان مثمر ثمر نبوده. اگرچه گنجاندن صحنه‌های اکشن شش دانگ در یک فیلمی با ضریب هوشی بالا ممکن است (می‌توانم از میان آثار اخیر لوگان را نام ببرم)، ولی کارگردان این فیلم، «روپرت سندرز» (سازنده‌ی سفیدبرفی و شکارچی) مبارزه‌ و تعقیب و گریزهای موجود را به عنوان هدف خود قرار داده. سندرز از این بستر برای خلق صحنه‌های اکشن استفاده کرده؛ آن هم در داستانی که پیچیدگی و غنای روایت جزو شاخصه‌های بارز آن است. در واقع داستان در این فیلم همانند طنابی‌ست که لحظات اکشن از آن آویزان شده باشند! شلوغ‌کاری فیلم در نمایش تصاویر، از عمق موضوعی و احساسی اثر کاسته. در نتیجه، «شبح درون پوسته» توانایی آن را ندارد که بر روح و جان مخاطب تاثیر بگذارد.

سازندگان باز هم برای فروش بیشتر، این محصول خود را به زور در رده‌ی سنی بالای ۱۳ سال گنجانده‌اند. باور کنید اگر فیلمی مناسب افراد بالای ۱۷ سال باشد، همین اثر است! در عوض تبدیل به محصولی نوجوانانه با اولویت اکشن شده تا بودجه‎ی سنگین خود را به نحوی جبران کند؛ حتی اگر تا حدودی به قیمت تحریف داستان اصلی تمام شود.

Ghost in the Shellدر مقدمه‌ای کوتاه، فیلم به ما نشان می‌دهد که چگونه «مَجور (اسکارلت جوهانسون یا یوهانسون)» تبدیل به اولین مخلوق تکنولوژیکی در گونه‌ی خود می‌شود؛ مغز انسان درون بدن یک ربات پیشرفته جاسازی شده. «دکتر اولِت (ژولیت بینوش)» دکتر و سازنده‌ی اصلی او، مجور را یک معجزه می‌خواند. «کاتر (پیتر فردیناندو)» سرمایه‌گذار پروژه، به او لقب جنگ‌افزار داده. یک سال بعد، مجور به حالتی پایدار رسیده (اگرچه گاها خاطرات قبل از پیوند آزارش می‌دهد) و در تیمی ضد تروریستی متعلق به حکومت و به رهبری «آماراکی» ژاپنی (تاکشی کیتانو) مشغول به کار است. هنگامی که اطلاعات حساسی در معرض خطر قرار می‌گیرد، مجور و همراهش، «باتو (پیلو اسبک)» برای اقدام فراخوانده می‌شوند و در ادامه مجور به ذات سازنده‌ی خود «هیدئو کوزه (مایکل کارمن پیت)» پی می‌برد و درباره‌ی گذشته‌ی خود و اقداماتی که سازندگانش برای آینده‌ی او در نظر گرفته‌اند، مطلع می‌شود.

هنگام تماشای «شبح درون پوسته»، لحن و مفهوم آن مرا یاد فیلم اکس‌ماکینا انداخت که آن هم با مفاهیم علمی‌تخیلی سایبری سر و کار داشت. اکس‌ماکینا از به چالش‌کشیدن مخاطب با مطرح‌کردن برجسته‌ی مفاهیم اخلاقی ابایی نداشت. در «شبح درون پوسته» این نکات کاملا کنار گذاشته شده، چون سازندگان ترس داشته‌اند که مبادا انبوه تماشاگران گیج شوند و حوصله‌شان سر برود. و البته سازندگان باز هم برای فروش بیشتر، این محصول خود را به زور در رده‌ی سنی بالای ۱۳ سال گنجانده‌اند. باور کنید اگر فیلمی مناسب افراد بالای ۱۷ سال باشد، همین اثر است! «شبح درون پوسته» باید یک فیلم بزرگسالانه می‌شد که با ظرافت طبع بزرگسالانه، مفاهیم مختص به این رده‌ی سنی را بازگو می‌کرد. در عوض تبدیل به محصولی نوجوانانه با اولویت اکشن شده تا بودجه‎ی سنگین خود را به نحوی جبران کند؛ حتی اگر تا حدودی به قیمت تحریف داستان اصلی تمام شود.

انتخاب اسکارلت در نقش اصلی فیلم واقعا انتخاب بدی‌ست! «شبح درون پوسته» به هدف خود رسیده و ریتم آن همانند صحنه‌های اکشن پرانرژی‌ست. بهتر است این فیلم را به آن‌هایی پیشنهاد کنم که با داستان اصلی آشنا نیستند، چون بهتر می‌توانند فیلم را هضم و تحمل کنند و کم‌تر حرص می‌خورند!

Ghost in the Shellانتخاب اسکارلت در نقش اصلی فیلم واقعا انتخاب بدی‌ست! صرف نظر از مباحث نژادی، او نمی‌داند کاراکترش را چگونه به تصویر بکشد. شاید تقصیر او نباشد، چون تماما مقابل پرده‌ی سبز ایفای نقش کردن، ممکن است از قدرت هر بازیگری بکاهد. اسکارلت از لحاظ فیزیکی مشکلی ندارد (همان‌گونه که از زنی که نقش بیوه‌ی سیاه را ایفا می‌کند انتظار می‌رود)، بلکه مشکل در لحظات آرام و احساسی‌ست. او به طرزی عجیب و نامناسب، گویی در حال بازیگری در فیلم زیر پوست است. همبازی‌های او پیلو اسپک (که قبلا در بازی تاج و تخت حضور داشته و تجربه همکاری با اسکارلت در فیلم لوسی را هم دارد) و بازیگر-کارگردان مشهور «تاکشی کیتانو» هستند. مایکل پیت و پیتر فردیناندو هم در نقش ضدقهرمانانی نچسب بازی می‌کنند. تنها نکته‌ی مثبت بازیگری فیلم، حضور طولانی‌تر ژولیت بینوش نسبت به فیلم گودزیلا است.

اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، «شبح درون پوسته» به هدف خود رسیده و به هیچ‌وجه کسل‌کننده یا خواب‌آور نیست. ریتم فیلم همانند صحنه‌های اکشن پرانرژی‌ست و هنوز هم قسمت‌هایی از منجلاب اخلاقی که در ذات داستان شبح درون پوسته وجود دارد، (اگرچه خیلی کم‌رنگ) در فیلم دیده می‌شود. بهتر است این فیلم را به آن‌هایی پیشنهاد کنم که با داستان اصلی آشنا نیستند، چون اگر با پتانسیل بالای داستانِ منبع اقتباس این اثر آشنا نباشید بهتر می‌توانید فیلم را هضم و تحمل کنید و کم‌تر حرص می‌خورید!


[۱] مانگا : به معنای صنعت کمیک استریپ و یا نشریات کارتونیست که در کشور ژاپن رونق فراوانی دارد و از دهه ۱۹۵۰ به بعد شروع به گسترش کرد.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: بابک مؤیدزاده

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات "منبع: سایت نقد فارسی" ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

8
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
8 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
bent ben Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
پیمان
Guest
Member
پیمان

“سلام هر دوی ما علاقه و ارادت زیادی نسبت به فیلم ماتریکس داریم برای من اوضاع همینطوری بود تا اینکه چند وقت پیش با داستان ghost in the shell آشنا شدم این داستان در اصل یه سری کتاب داستان مصور ژاپنی هست که به این نوع داستانهای مصور ژاپنی مانگا میگن متناظر با کتب کمیک استریپ آمریکایی مثل بت من و اسپایدر من و از روی این مانگا سریالهای کارتونی زیادی درست شده اما درخشان ترین اثر، نسخه کارتونی سینمایی سال ۱۹۹۵ هست به نسخه کارتونی مانگا ها، انیمه میگن که برگرفته از لغت انگلیسی انیمیشن هست حالا دلیل این… ادامه »

پیمان
Guest
Member
پیمان

“سلام هر دوی ما علاقه و ارادت زیادی نسبت به فیلم ماتریکس داریم برای من اوضاع همینطوری بود تا اینکه چند وقت پیش با داستان ghost in the shell آشنا شدم این داستان در اصل یه سری کتاب داستان مصور ژاپنی هست که به این نوع داستانهای مصور ژاپنی مانگا میگن متناظر با کتب کمیک استریپ آمریکایی مثل بت من و اسپایدر من و از روی این مانگا سریالهای کارتونی زیادی درست شده اما درخشان ترین اثر، نسخه کارتونی سینمایی سال ۱۹۹۵ هست به نسخه کارتونی مانگا ها، انیمه میگن که برگرفته از لغت انگلیسی انیمیشن هست حالا دلیل این… ادامه »

mrmaleki
Guest
Member
mrmaleki

قطعا مقایسه ی این فیلم با فیلم Ex Machina
اشتباهه!
نظرها متفاوته؛ برای من داستان فیلم مهمه! از دیدن این فیلم لذت نبردم… خیلی کلیشه ای و absurd بود.

mrmaleki
Guest
Member
mrmaleki

قطعا مقایسه ی این فیلم با فیلم Ex Machina
اشتباهه!
نظرها متفاوته؛ برای من داستان فیلم مهمه! از دیدن این فیلم لذت نبردم… خیلی کلیشه ای و absurd بود.

عرفان ط
Guest
Member
عرفان ط

اولین چیزی که بعد از دیدن ای فیلم به ذهنم اومد شعر معروف خیام یعنی ای دل چو حقیقت جهان هست مجاز… بود. به نمونه هایی از این دست میتونم اشاره کنم به ژوپیتر اسکندینگ و طبقه سیزدهم. اسکارلت دوست داشتنی مثل همیشه فوق العاده بود و بار دیگر نشون داد چیزی کم از مردها ندارد و بار فیلم های ابر قهرمانی را بدوش میکشد لوسی،اونجرز،ایرون من و…

عرفان ط
Guest
Member
عرفان ط

اولین چیزی که بعد از دیدن ای فیلم به ذهنم اومد شعر معروف خیام یعنی ای دل چو حقیقت جهان هست مجاز… بود. به نمونه هایی از این دست میتونم اشاره کنم به ژوپیتر اسکندینگ و طبقه سیزدهم. اسکارلت دوست داشتنی مثل همیشه فوق العاده بود و بار دیگر نشون داد چیزی کم از مردها ندارد و بار فیلم های ابر قهرمانی را بدوش میکشد لوسی،اونجرز،ایرون من و…

bent ben
Member
Member
bent ben

علاقه مندان خاص خودشو داره .

نوعی خاص از اکشنه

مکس
Guest
Member
مکس

فقط تصویر اخر ۸) کلا عشقه اسکارلت