نقد و بررسی فیلم «اولین اصلاح‌شده» (First Reformed)

۲۰۱۸ | درام، تریلر | ۱۱۳ دقیقه | R

کارگردان : Paul Schrader

نویسنده : Paul Schrader

بازیگران : Amanda Seyfried, Ethan Hawke, Cedric the Entertainer

خلاصه داستان : «تالر» یک کشیش ارتشی بوده است که سعی دارد با مرگ پسرش کنار بیاید و غم و اندوه خود را کنار بگذارد. اما او پس از اتفاقاتی با زوجی عجیب و غریب برخورد می‎کند که ماجراهایی برایش در پی دارد.

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

100 | «اولین اصلاح‌شده» اعتماد به نفس بالایی دارد، حضور فیلمساز و آگاهی ای که او دارد که باعث شده احتمال رویداد خطا بسیار کم شود چرا که این دفعه او کاملاً می‌داند که چه کاری دارد می‌کند، نه تنها به معنای کلی آن، بلکه در ثانیه به ثانیه و نما به نمای فیلم.

Mick LaSalle
San Francisco Chronicle

90 | «اولین اصلاح‌شده» با مسائلی همچون ایمان، مطمئن بودن به باورها و چیزهایی شبیه به این دست و پنجه نرم می‌کند، مسائلی همچون چگونه باید خوب زندگی کرد و زندگی مفید چیست. «اولین اصلاح‌شده» سر از ابرها درآورده است در حالی که ریشه‌هایش در زمین است.

Joe Morgenstern
Wall Street Journal

88 | آقای «شریدر» با ساخت «اولین اصلاح‌شده» موفق شده تا تاثیرگذارترین و قوی‌ترین اثر خود در چند سال اخیر را خلق کند و «ایثن هاوک» هم در نقش «ارنست تالر» موفق شده تا به رده‌ی بهترین بازیگران نقش اصلی در فیلم‌های آقای «شریدر» بپیوندد. فیلمی خاطره‌انگیز و به یادماندنی که اندوهی بسیار غیرقابل تحمل در خود دارد.

Richard Roeper
Chicago Sun-Times

85 | «پل شرایدر» همیشه و به معنای واقعی کلمه فیلمسازی باور محور بوده است و «اولین اصلاح‌شده» از آن نوع فیلم‌هایی است که یک نویسنده-کارگردان در سن مشخصی می‌تواند با دید خلاقانه و خاص خود بسازد.

Alonso Duralde
TheWrap

80 | «اولین اصلاح‌شده» به عنوان فیلمی مصنوعی که قرار است ایده‌های تکراری را به نمایش بگذارد تصویر نمی‌شود و بخش بزرگی از آن را مدیون تعهد و جدی بودنی است که کارگردان آن برای فیلم به پای کار گذاشته است.

Robbie Collin
The Telegraph

70 | دغدغه‌های فیلم واضح و مبرهن هستند و نه پیچیده، در حالی که انرژی‌ای که در لایه‌های زیرین فیلم وجود دارد و تنش‌های فیزیکی و پویایی بصری اثر را خلق کرده است به تن آقای «شریدر» نمی‌خورد.

Todd McCarthy
The Hollywood Reporter

60 | «اولین اصلاح‌شده» فیلمی است که آن را با تمام وجود حس می‌کنید و شما را به فکر کردن وامی‌دارد؛ تعهد فیلم ستودنی است و اغلب به هنگام تصویر کردن خود به عنوان یک بحث و جدل گیرا است.

Xan Brooks
The Guardian

«اولین اصلاح شده»(First Reformed) یک تجلی و ظهور خاص است؛ الهامی ناگهانی. «ایثن هاوک» نیز به همین طور.

«چه مسیر عجیبی برای رسیدن به تو باید طی می‌کردم». این کلمات که به سختی ترجمه‌ی خوبی هستند، آخرین جملات فیلم «جیب بر»(Pickpokcet) اثر کارگردان شهیر فرانسوی یعنی «روبر برسون» اند؛ فیلمی که به صورت بسیار قدرتمندی در تار و پود کارهای «پال شریدر» تنیده شده است و در صحنه‌های پایانی آثار او مثل «رقاص آمریکایی»(American Gigolo)، «بدخواب»(Light Sleeper) و یا جدیدترین کار او یعنی «اولین اصلاح شده» به چشم می‌آید. سفری معنوی و عجیب و غریب به سوی پستی و بلندی‌های شخصیتی و همچنین خودفریبی در نهایت به تجربه‌ای از همبستگی و صمیمیت و کشف روان دیگری که همیشه در گوشه‌ای منتظر برای کشف شدن بوده منجر می‌شود.

این همان حسی است که به طرز معجزه‌آسایی درباره‌ی آقای «شریدر» نیز داریم. او ۷۱ سالش است و در طول کارنامه‌ی کاری خود با بالا و پایین‌های بسیاری روبه‌رو بوده است اما «اولین اصلاح شده» به نظر شبیه به تجربه‌ای تازه و کشف نشده می‌رسد. فراتر از آن، یک تجلی و ظهور خاص.

او که ابتدا صرفا یک منتقد و روشن‌فکر در حوزه‌ی سینما بود، در ۲۴ سالگی مقاله‌ای تحت عنوان «سبک متعالی فیلم‌سازی» نوشت که بر روی کارهای «روبر برسون»، «یاسوجیرو اوزو» و «کارل تئودور درایر» متمرکز بود و آثار ساخته‌ی آن‌ها را بررسی می‌کرد. اگر بخواهیم خیلی ملایم درباره‌ی او صحبت کنیم، باید گفت که او فیلم‌ساز نامتعارفی است. استعداد او که حتی در متفاخرترین و بهترین آثارش هم هویدا است همچنان نقص داری دارد، نوعی تمایل که باعث می‌شود تمجید دیگران را به غرایز خود ترجیح دهد. «اولین اصلاح شده» که وام‌دار «درایر» و «برسون» است( مشخصا «خاطرات یک کشیش روستا»(Diary of the a country Priest) ساخته‌ی روبر برسون)، ممکن است که به نظر تکراری برسد اما تفاوت‌هایی دارد که باعث شده مسیر متفاوت‌ و عجیب‌تری را طی کند. این فیلم پرتره‌ای از روحی در عذاب است و قدرت خود را از تصویرسازی و اجرای قدرتمند و صریح خود دارد.

این روح معتلق به کشیش «ارنست تالر»(با بازی ایثن هاوک)، مسئول پروتستانی در بالاشهر نیویورک است. کلیسای «تالر» با علامت‌های بزرگ و کفپوش‌های سفید رنگش، دلیل و هسته‌ی مرکزیِ دورانی قدیمی است در مسیحیت آمریکایی و نظام اجتماعی‌ای که با ضرب و شتم شکل گرفته است؛ دنیایی کوچک از تلاش و کار سخت، فروتنی و ایمان. همین‌طور که به تاریخ ۲۵۰ امین سالگرد شکل گیری و تاسیس این کلیسا نزدیک می‌شویم، صندلی‌ها روز به روز خالی‌تر می‌شوند و روزهای یکشنبه که روز خاص کلیسا هم محسوب می‌شود از همیشه خلوت‌تر است. تعدادی توریست و تعدادی که از طریق اردوی مدرسه به کلیسا آمده اند، تنها مراجعه کنندگان در طول هفته هستند. رویداد مذهبی واقعی اما در کلیسای «زندگی جاوید» که توسط «جوئل جفرس»(با بازی سدریک کایلز) که ابرکلیسایی بسیار مدرن است در حال روی دادن است. «اولین اصلاح شده»، جایی که تالر مسئولیت آن‌ را بر عهده دارد به عنوان «مغازه کادوفروشی» شناخته‌ می‌شود.

مادی گرایی «تالر» را آزاد می‌دهد. در جایی از فیلم او می‌گوید که:«این کلیسایی نیست که من به آن فرخوانده شدم». این جمله اگرچه در ظاهر خطاب به کلیسای «اولین اصلاح شده» است اما در حالتی کلی‌تر، تمام بدنه‌ی کلیسا را شامل می‌شود. تمامی اینها در حالتی است که او آرامشی که لازم دارد را در اختیار دارد. او شب‌ها را در خانه‌ی کشیش بخش با بطری‌ای ویسکی و یک روزنامه می‌گذارد. او در آن‌جا افکار خود را مرور و ثبت می‌کند تا سردرگمی و اندوهی را که سراسر وجودش را فرا گرفته است در کنترل در بیاورد. این دفترچه‌ی ثبت شده تبدیل به مدرکی بر مسیر پر پیچ و خم و عجیبی که او به منجلاب ناامیدی طی کرده است می‌شود.

این پروسه و منشا آن بسیار بغرنج و سخت است. «تالر» در غم از دست رفتن یک بچه و شکست خوردن یک ازدواج عزاداری می‌کند. رابطه‌ای که او با کارگردان همسرایان کلیسای «زندگی جاوید» داشته است(ویکتوریا هیل) اخیرا به طرز بدی به پایان رسیده است. وضعیت فیزیکی «تالر» هم همچون وضعیت روحی‌ش بدتر می‌شود و دنیا در شرایط بسیار بدی برای او قرار دارد. زنی جوان به نام «مری»(آماندا سیفرید) از «تالر» می‌خواهد با شوهرش یعنی «مایکل»(فیلیپ اتینگر)، یک فعال محیط زیست که اخیراً در کانادا زندانی شده است صحبت کند و به او مشاوره بدهد. «مری» باردار است و «مایکل» نمی‌تواند ایده‌ی بزرگ کردن یک بچه در این شرایط که فاجعه‌ی محیط زیستی سراسر دنیا را فرا گرفته است قبول کند. مهربانی و خرد «تالر» اگرچه صادقانه هستند اما به هیچ وجه کفایت نمی‌کنند.

راه‌های بسیار زیادی هست که چیزی که بر او می‌گذرد را توصیف کرد- بحران میانسالی، سقوط روانی، بیداری سیاسی و یا حساب و کتاب مذهبی. آقای «شرایدر» اعلام نمی‌کند که این‌ها تنها مخصوص موقعیت فعلی هستند بلکه به ما نشان می‌دهد رشته‌های تجارب «تالر» چگونه تبدیل به طنابی می‌شود که در نهایت او را به بند می‌کشند تا جایی که تصمیمات و اقدامات بسیار سخت و خشن منطقی و غیر قابل اجتناب به نظر می‌رسند.

برخی تکنیک‌های کارگردان در ساخت این فیلم، مثل صداگذاری‌های عجیب و غریب یا سایه‌های تاریکی که فیلم‌برداریِ دیجیتال (فیلمبردار اثر آقای الکساندر دینان است) با آن حرکات نرم و شبح وار دوربین در این فیلم ایجاد کرده است، باعث شده که «اولین» اصلاح شده شبیه به فیلمی ترسناک به نظر برسد که البته به نوعی هم هست. منشا این ترس اگرچه حضور یک موجود ناشناخته نیست بلکه یک غیبت متافیزیکال است. شعری از «رابرت لوول» از قرن ۱۸ اینگونه می‌گوید:«نفس خداوند روح او را از این سرزمین به بیرون کشیده است» و به همین ترتیب موجودات را با خودشان تنها گذاشته است. «تالر» نیز با همچین ورطه‌ای مواجه است.

ما هم همچین چیزی و بازتاب آن را در صورت آقای «هاوک» می‌بینیم. ابروی او از میان به دو قسمت تقسیم شده است و زیبایی سابق او تبدیل به چیزی جذاب‌تر و جالب‌تر شده است. خطری که بازی کردن در نقش این‌گونه فردی که رنج می‌کشد را تهدید می‌کند، وسوسه‌ای است که برای خروج دادن این بدبختی فرد را تحریک می‌کند اما آقای «هاوک» از هر چیزی که ممکن است که باعث شود این نکته بر روی عملکرد او تاثیر بگذارد دوری می‌جوید. تا انتهای فیلم، آقای «تالر» شخصیتی روحانی و معنویِ مناسب از خود بروز می‌دهد تا اتکای نفس و عزت‌مندی ای که از مشخصه‌های نقش او هستند را به ما القا کند. شک و تردیدها و خشم و عصبانیت او داخل یادداشت‌هایش باقی می‌مانند.

اما کشمکش‌هایی که او دارد هم همچنین واکنشی به حوادث و رویدادهای خارجی زندگی او هستند. کثافت و فسادی که او حس می‌کند، تصورات نیستند و در دنیای اطراف او واقعا جریان دارند. هر لحظه‌ای که از زندگی‌ش می‌گذرد، او بیشتر و بیشتر با سیستم خدماتی که کلیسای «زندگی جاویدان» ارائه می‌کند، به گونه‌ای که تمامی جنبه‌های زندگی یک فرد را در بر می‌گیرد مشکل پیدا می‌کند و بیشتر و بیشتر هم از سیستم اعتقاداتی که زمانی بسیار با آن سازگار بود و از آن آرامش می‌گرفت غریبه می‌شود. او آرامش را در کنار «مری» پیدا می‌کند علی رغم اینکه او هم کم کم حس می‌کند شاید «مایکل» درست می‌گفته است.

«اولین اصلاح شده» با واقعیت صده‌ی اخیر دست و پنجه نرم نمی‌کند اما نمی‌شود به آن لقب یک فیلم رئال را داد، به گونه‌ای که دیگر فیلم‌ها را با این نام خطاب می‌کنیم. دیالوگ‌ها با متانت خاصی بیان می‌شوند و تصاویر هم برجسته و شفاف و مطبوع هستند. ریاضتی که در فیلم هست قرار نبوده که از ابتدا تمام موجودیت فیلم را تحت کنترل بگیرد بلکه قرار بوده تا واقعیتی که این موجودیت به آن معنی می‌بخشد را مشخص کند. این فیلم فقط از ما می‌خواهد تا نگاهی دوباره به چیزهایی مثل سیاست، مذهب و هر چیزی دیگری که می‌خواهیم درباره‌ی آن بحث کنیم بیاندازیم. چیز زیادی هم از ما انتظار ندارد؛ تنها اینکه در طول فیلم به آن توجه کنیم.

چیزی بسیار رادیکال درباره‌ی این موضوع و در کل اعتماد به نفس بسیار لجوجانه‌ای که آقای «شرایدر» به فیلم‌های خود دارد است. همچون دفترچه‌ی خاطرات آقای «تالر»، فیلم آقای «شرایدر» هم در برابر هرج و مرج، همچون تلاش او برای مرتب کردن چیزی درباره‌ی ذات یک موجود نامقدس است؛ زندگی یک انسان.

اختصاصی نقدفارسی

مترجم: امید بصیری

2
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
1 Comment threads
1 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Member
ناصر حسنی

سلام. وقتتون بخیر. من به یاد نمیارم در هیچ سایت شاخص محتوا محوری دیده باشم که محتوای اصلی رو مخفی کرده باشن و از عنصر آکاردیون برای نمایش متن اصلی یه مقاله استفاده کرده باشن و اونو به صورت پیش فرض مخفی کرده باشن!!! پیشه‌ی من طراح و برنامه نویس اپ و سایت های تحت وب هست و از خواننده های قدیمی سایتتون هستم. امیدوارم که یه تجدید نظری بکنید در این طرح جدید. مشخصا طرح قبلی خیلی بهتر بود. پ.ن:‌ تبلیغات فله ای به این صورتی که الان توی سایت دارید علاوه بر اینکه رتبه سایتتون رو توی گوگل… ادامه »

Admin

حق با شما بود. تغییراتی دادیم تو این فرمت که الان میتونید مشاهده کنید