نقد و بررسی فیلم Dunkirk (دانکرک)

کارگردان : Christopher Nolan

نویسنده : Christopher Nolan

بازیگران : Fionn Whitehead, Damien Bonnard, Aneurin Barnard

خلاصه داستان : در جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۰ میلادی، گروهی از سربازان متفقین از کشور های بلژیک، برتانیا و فرانسه در محاصره ارتش آلمان قرار می گیرند و حدود یک هفته در بندر دانکرک کشور فرانسه گیر می افتند. اما سرانجام با کمک نیروهای پشتیبانی از این مخمصه نجات پیدا می کنند و …

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

با وجود اینکه «دانکرک» از نظر فنی یک فیلم جنگی است، اما لحن و سبکش قدرتمند و هیجانانگیز است. «کریستوفر نولان» برای ساخت جدّی ترین فیلمش تا به امروز هرچه در چنته داشته رو کرده. با وجود اینکه معمولا آکادمی اسکار به فیلمهای اکران شده در ماه جولای (تیرماه)، روی خوشی نشان نداده ولی شکی نیست که قطعا با یکی از نامزدهای بهترین فیلم سال رو به رو هستیم. اگر سکانس «ساحل اوماها» در فیلم «نجات سرجوخه رایان» (Saving Private Ryan) را بدون صحنههای وحشت آور و جلوه های ویژه و بدون در نظر گرفتن خط داستانی آن در نظر بگیریم، میتوانیم بگویم «دانکرک» از نظر شدت و التهاب، نسخه یک و نیم ساعته آن سکانس است. این اثر استثنایی سینما که در تابستان به روی پرده رفته امیدی برای سینما دوستانی است که معمولا از فیلمهای بلاک باستری که در این وقت سال اکران میشود دل خوشی ندارند.

Dunkirkنبرد دانکرک جایگاه ویژهای در تاریخ جنگ جهانی دوم دارد. این نبرد شکستی بود برای متحدین که منجر به تلفات و خسارات انبوهی شد. با این وجود همیشه از شکست خوردگان به فاتحان یاد میشود؛ چرا که منجر به بازگشت بیش از سیصدهزار سرباز به خاک انگلیس شد. آنچه که در دانکرک اتفاق افتاد آنقدر خارقالعاده بود که «وینستون چرچیل» در مراسم جشن ملی به مناسب نبرد دانکرک گفت: «ما نباید بازگشت سربازان را یک پیروزی کامل در نظر بگیریم. پیروز جنگ کسانی نیستند که از محل نبرد زنده باز میگردند.»

Dunkirkفیلم «دانکرک» هم با ظرافت از یک حادثه تاریخی به عنوان پس زمینهای برای روایت شخصیتهای تخیلی خودش همانند فیلم «تایتانیک» اما با ملودرام کمتر و بدون داستانی عاشقانه استفاده میکند. نولان با استفاده از تکنیک «رخداد موازی» (cross-cutting) حوادث اواخر ماه مِی سال ۱۹۴۰ را از سه منظر روایت میکند: مقر اصلی (پیاده نظام مستقر در ساحل که منتظر تخلیه هستند)، دریا (غیر نظامیان در حال عبور از کانال) و هوا (خلبان آتشبار که مأموریت دارد، مانع بمباران و رگبار آلمانها به سمت شناورها و سربازان بیدفاع شود.) به تصویر کشیدن نبردها برای کارگردانانی که فیلمهای مستندی انجام ندادهاند میتواند دشوار باشد. با توجه به محدودیت شخصیتهای حاظر در فیلم و تغییر موقعیتشان، دست نولان برای به تصویر کشیدن محیط جغرافیایی نبرد دانکرک باز بوده و چیزی از قلم نیوفتاده است.

Dunkirkبر طبق گفته های نولان، او دو فیلم «مزد ترس» (Wages of fear) و «سرعت» (Speed) را قبل از ساخت دانکرک مورد مطالعه دقیق قرار داده که ما تأثیرش را در فیلم به وضوح مشاهده میکنیم. هردو فیلم در بوجود آوردن تنش غیرگذرا و پایدار فوقالعاده هستند که «دانکرک» نیز در این ویژگی بیرحم است. نحوه تدوین فیلم نیز به این امر کمک فراوانی کرده است. به طور مثال کاتهای نولان از صحنه دلهره آور داخل هواپیما و بلافاصله نمایش صحنه پرتنش در ساحل مؤید این مسئله است. او با ظرافت خاصی در زمان جلو و عقب میرود تا همهچیز را بهم ارتباط دهد. صداگذاری «هنس زیمر» هم که با صدای تیک تاک ساعت، حس آویزانی و آشفتگی را القا میکند بینظیر است.

Dunkirkبازیگران فیلم نیز کار قابل ستایشی انجام دادهاند. اگرچه هیچ فرد خاصی محوریت صرف ندارد و کل فیلم نیز شخصیت محور و بازیگر محور نیست. بیشترین سکانسهای فیلم مربوط است به «تامی» با بازی (فیون وایت هد)، بازیگر نچندان شناخته شدهای که نماد یک سرباز معمولی و گیر افتاده در ساحل است که در تقلا برای بازگشت به خانه میباشد. «آقای داوسون» (مارک رایانس) هم نقش یک میهن پرست را ایفا میکند که وظیفه هدایت قایق کوچک خود «مون استون» را در طول کانال دارد. خلبان آتشبار «فرییر» (تام هاردی) در آسمان غرب فرانسه مشغول نبردی سخت با هواپیماهای آلمانی است. نقشهای مکمل قابل ستایشی نیز همچون همرزم تامی «هری استایل» (ستاره پاپ)، سربازی که تحت تأثیر نبرد شوکه شده (سیلیان مورفی) و «فرمانده بولتون» (کنس برناق) که افسر مافوق ارتش انگلیس در دانکرک هست، را میتوان نام برد.

خب مشکل دانکرک کجاست؟ خیلی کم. ساختار فیلم و محتوی آن اجازه هویت بخشی زیادی به شخصیتها نمیدهد. هیچ فردی بر روی صفحه آنقدر نمیماند که این اتفاق بیوفتد ولی در عوض بیننده با لحظات احساسی و تراژیک فیلم واکنش احساسی برقرار میکند. زمانهایی بود که به علت صداهای مزاحم و موسیقی متن، به سختی صحبتهای اشخاص را متوجه میشدم. (البته نمیدانم که آیا این تکنیک تلفیق صدا بود یا مشکلی در صوت، که با توجه به شهرت نولان در توجه به جزئیات فیلمهایش احتمال اولی بیش از دیگری است.)

Dunkirkاز زمان فیلم «نجات سرجوخه رایان» (Saving Private Ryan) شاهد تغییری در به تصویر کشیدن کشتارها در فیلمهای جنگ جهانی دوم بودیم. قبل از ۱۹۹۷ بیشتر فیلمها بدون خونریزی بود که «اسپیلبرگ» این رویه را تغییر داد. نیم ساعت اولیه فیلم «نجات سرجوخه رایان» تأثیر عمیقی بر روی بیننده داشت و علتش هم بکر بودن همین صحنههای جریحه دار و پر از خونریزی در فیلم بود. این رویه تا سال ۲۰۱۶ در فیلم «لبه تیغ» (Hacksaw Ridge) که فیلمی خونبار و همچنین الهامبخش بود، ادامه داشت. «دانکرک» در استفاده از نماهای بسته افراد کشته شده و شاتهای طولانی از امعا و احشا بدور است اما نمیتوانیم بگوییم که هیچ صحنه دلخراشی در فیلم نیست و این امری قابل تحسین است زیرا: دانکرک میخواهد با استفاده از دلهره و اضطراب، داستان را تقویت کند و استفاده از جلوههای به کار رفته در فیلمهای ترسناک ممکن است باعث حواسپرتی بیننده شود. به نظر من توجه کمتر به خونریزی در فیلم باعث نشده که از واقعیت صحنهها کم شود.»

اینکه بگوییم «دانکرک» حماسیتر از فیلم «درمیان ستارگان» (Interstellar) یا سری فیلمهای «شوالیه تاریکی» نیست، مته به خشخاش گذاشتهایم. هم تجربه فیلم از نظر احساسی و هم عقلی راضی کننده است. یک بسته کامل از تمامی انتظارات برای اشخاصی که پیشبینی کرده بودند این فیلم یکی از قویترین فیلمهای روی پرده در سال ۲۰۱۷ خواهد بود. «نولان» با هر فیلم جدید، شهرتش را به عنوان یک فیلمساز مشتاق و ریسک پذیر گسترش میدهد. «دانکرک» نیز یک موفقیت دیگر و فصلی جدید برای فیلمهای پر قدرت و پایدار است.

اختصاصی نقدفارسی

مترجم: سید مجتبی حسینی

 


 

“Dunkirk/دانکِرک” یک شاهکار اِمپِرسیونیسم (دریافت گری) است.البته این ها اولین کلماتی نیستند که انتظار دارید درباره یک برنامه سر گرمی تابستانی آن هم با این بودجه عظیم به کار برده شود که توسط یکی از نام آورترین کارگردانان پول ساز صنعت فیلم ساخته شده است.اما این فیلم جنگی در نوع خود کم نظیر است،فیلمی که از بوم بزرگ و گرانی استفاده می کند اما کل مجموعه را نه صرفاً در قالب یک منظره محض،بلکه در قالب لحظات مجزا،خوش ساخت و اغلب خودمانی نیز به بیننده منتقل می کند.سربازان بریتانیایی مملو از حزن،ترس و در عین حال ثابت قدمی همراه با اطمینان خلاقانه شان در این روایت تاریخی بزرگ با گرفتاری های بی شمارشان دسته و پنجه نرم می کنند.کریستوفر نولان به لطف مشارکت های فراوان اش برای کمپانی برادران وارنر توانست حق ساخت این فیلم را به دست آورد.او از آن سه گانه نهایت بهره اش را برد.

Dunkirkبا پدیدار شدن فیلم هایی در باره وینستِن چِرچیل (“Darkest Hour/سیاه ترین ساعت”) در این روزها،داستان عزیمت انگلستان در برابر تجاوز نازی ها که به ۷۵ سال قبل بر می گردد،دو باره بر سر زبان ها افتاده است.نوستالژی وجود رهبری اثر بخش و سرزمین بریتانیایی که دیگر وجود ندارد،بدون شک در این امر دخیل است اما برای تمام ظرفیت های عاطفی اش،این فیلم حول حوش احساسات پَست،کلیشه های خشک یا استعاره های متعارف فیلم های جنگی نیست؛بلکه حول حوش چیزهای مهم تری نظیر عزم،اراده و بقا بر سر زمین،آب،و هوا است.هنگامی که یکی از سربازان در نهایت می تواند پس از یک سفر دل خراش به خانه باز گردد،با عبارت “آفرین” از او استقبال می شود.سپس سرباز در پاسخ می گوید:”تمام کاری که کردیم،زنده ماندن بود،همین کافی است.” سربازی که تقریباً به طرز معجزه آسایی،برای مبارزه در یک روز دیگر نیز نفس خواهد کشید.

با استفاده از یک ساختار روایی ریسک دار و حتی رادیکال که داستان سرایی را به سه گاه نگاری میان برش با مدت های مختلف تقسیم می کند،”Dunkirk/دانکِرک” اوج مصیبت و تلاش های نیروی اعزامی بریتانیا برای کمک به نیروهای فرانسه،بلژیک و کانادا در برابر حملات نابودگر فوق العاده سریع آلمانی ها در فرانسه در بهار سال ۱۹۴۰ را به نمایش می گذارد.حدود چهارصد هزار سرباز که اکثرا بریتانیایی بودند،در نهایت به سواحل دانکِرک،در شمال فرانسه،رسیدند و از روی ناچاری و نا امیدی به دنبالی راهی برای رسیدن به کانال انگلیس (کانال مانش) در بیست و شش مایلی خود بودند؛کانالی بسیار نزدیک که عملاً می شد آن را دید،اما در عین حال بسیار دور.

Dunkirkباید چند مسئله عملی و لجستیکی اساسی را درک نمود.برای نمونه،آب های کم عمق مانع ورود کشتی های بزرگ می شدند و صاحبان انگلیسی “کشتی های کوچک” تقویت می شدند تا بتوانند عبور کنند و جان سربازان را تا حد امکان نجات دهند.با این حال،مشاهده مردان منتظر بی شمار در صف های بی پایان که امیدوار هستند سوار کشتی شوند،باعث می شد همه این اتفاقات یک ماموریت واقعا غیر ممکن به نظر برسد.

Dunkirkکریستوفر نولان که خودش فیلم نامه را نوشته است،حقیقت وحشیانه این وضعیت را مستقیماً با بی رحمی ها و تازیانه ها نشان می دهد.در صحنه اول،می بینیم که چندین سرباز انگلیسی حین فرار به سوی خیابان های شهر تیر می خورند و همگی آن ها به جز یکی می میرند.تامی (فیِن وایت هِد) خودش را به ساحل می رساند،جایی که هم اکنون هزاران تن از سربازان دیگر را می بیند که منتظر هستند منتقل شوند؛جایی که انتخاب مرگ و زندگی هزاران نفر در آن واحد انجام می شود.یکی از تصمیمات جسورانه کریستوفر نولان این بود که هرگز حتی یک نازی را هم نشان ندهد؛ما نتیجه تهاجم دشمن را به ویژه از هوا می بینیم اما حتی یک بار هم شاهد یک تبه کار یا یک صلیب شکسته نیستیم.این نمایش صرفاً تهاجم دشمن به عنوان هدفی برای احساسات تهاجمی خود بیننده انجام شده است.

تامی مدت کوتاهی بعد در ساحل به دو سرباز دیگر می پیوندد و این سه با هم نقشه ای برای رسیدن به دیواره ساحل می کشند،جایی که یک اسکله باریک طولانی وجود دارد که در آن قایق ها را می توان تحت نظارت افسر نیروی دریایی فرمانده بولتِن (کِنِت بِرانا)،بی طرف ترین فرد در آن ناحیه و هم تای ارتشی او،سرهنگ وینِنت (جِیمز دارسی) به لنگر گاه بست.

Dunkirkاز آن جا که کشتی های نیروی دریایی عمدتاً بی استفاده بودند،تنها تلاش واقعی نظامیان انگلیسی می توانست نیروی هوایی باشد و در این جا نیز سه هواپیمای جنگی اِسپیت فایر فرستاده شده بود تا هر تعداد بمب افکن و جنگنده نیروی هوایی آلمان نازی را که می توانند نابود کنند.تام هاردی نقش خلبان را بازی می کند که دو باره چهره اش پشت ماسک پنهان شده است (همانند فیلم “The Dark Knight Rises/شوالیه تاریکی برمی خیزد”.توالی های هوایی به طرز هوش مندانه و هیجان انگیزی فیلم برداری شده اند و کریستوفر نولان به خوبی نشان داده که تنظیم یک هدف متحرک و پرتاب بمب به آن چقدر دشوار است.

سومین رشته بزرگ در این روایت،تلاش دلیرانه یک ملوان غیر نظامی میان سال به نام داوسِن (مارک رایِلِنس) و پسر نوجوان اش پیتِر (تام گِلین-کارنی) برای حرکت دادن قایق باد بانی خصوصی کوچک شان در کانال است تا بتوانند هر تعداد نفراتی که می توانند به خانه باز گردانند.در آخرین لحظه،یکی از دوستان پیتِر،جورج (بِری کُگِن) به آن دو می پیوندد.جورج یک پسر تازه کار است که اصلاً خبر ندارد در این قایق چه می گذرد،مخصوصاً پس از این که تک باز مانده ای از یک کشتی غرق شده (سیلیِن مورفی) را سوار می کنند.

Dunkirkحرکت زیرکانه و جسورانه کریستوفر نولان که تنها با مرور زمان مشخص می شود،میان برش این سه روایت مربوط اما متمایز است که هر کدام چار چوب زمانی و مدت خودشان را دارند:تخلیه عمومی به مدت نُه روز ادامه داشت (که در طی آن آلمانی ها از زدن تیر خلاص نهایی به بریتانیایی ها به دلایلی خود داری کردند که هنوز هم بر سر آن ها بحث است)،عبور داوسِن از کانال تنها یک روز به طول می کشد و نبرد هوایی احتمالاً در واقعیت،اندکی بیش تر از یک ساعت طول می کشد.با این حال،تمام این اتفاقات طوری به هم آمیخته شده اند که انگار هم زمان اتفاق می افتند،راه بردی که در نهایت سعی دارد تاکید کند که آن چه را که مشاهده می کنیم،یک باز نمایی بسیار انتخابی از کل وقایع است،هم از نظر تعداد شرکت کنندگان و هم از نظر محدوده زمانی.

Dunkirk“Dunkirk/دانکِرک” هم چنین به وضوح نشان می دهد که سربازان چطور وقایع یک سان را بسیار متفاوت با یک دیگر تجربه می کنند.در ساحل،ده ها هزار نفر در صف ایستاده و منتظر عبور هستند.آن ها بی دفاع و هراسان از هر گونه تهاجم احتمالی دشمن هستند؛بالای سر آن ها خلبانان انفرادی [بریتانیایی] در آسمان بسیار روشن به دنبال هواپیماهای دشمن پرسه می زنند و درگیر دوئل های هوایی هستند و در یک صحنه نفس گیر مجبور می شوند هواپیماهای شان را در آب فرود بیاورند؛چندین سرباز به طور مشقت باری در لاشه یک قایق واژگون پنهان شده اند؛لاشه ای که هنوز چند گلوله در فلزات آن مانده است و یک قایق امداد از صلیب سرخ نیز در بندر گاه غرق شده و وحشت عظیمی را به وجود آورده است.صدها هزار نفر از سربازان با یک دیگر در این مخمصه شدید گرفتار شده اند و در تک تک اتفاقات مهیب،تنهای تنها و بدون کمک هستند.

Dunkirkتمامی فیلم های کریستوفر نولان به شدت بصری هستند، اما منصفانه است که بگوییم “Dunkirk/دانکِرک” به خاطر پراکندگی دیالوگ ها و عمل پذیری دشوار آن ها،ماهیت بصری ویژه ای دارد.این یک فیلم جنگی مملو از سخنرانی های الهام بخش،پراکندگی موضوعی ناشی از درماندگی از باز گشت عزیزان به خانه و یا امید به آینده نیست.خیر،تنها حول حوش “این جا” و زمان “حال” و مسائل موجود تحت شرایطی است که هم به انتظار بی پایان و هم به پاسخ های آنی نیاز دارند.تام هاردی احتمالاً صرفاً چند لاین در کل فیلم دارد و به خاطر ماسک،بیش تر نقش اش را در فیلم با چشم بازی می کند،چیزی که واقعا در آن مهارت یافته است.اگر چه درست است که بگوییم هیچ کس میان بازیگران بزرگ فیلم بر جسته نیست اما همان طور که نیاز بود،همگی کار خودشان را به خوبی انجام داده اند.

اگر چه فیلم عمیقاً در سیر لحظات غیر منتظره پیش می رود اما این سیر به دلیل وقایع قهرمانی دروغین یا احساسات ساختگی نیست.به دلایلی که بدون شک از یک بیننده تا بیننده دیگری متفاوت است،انفجار احساسات در این جا گاهی همانند انفجار خرج های عمقی [نوعی سلاح انفجاری ضد زیر دریایی] است.هرگز این احساس به بیننده منتقل نمی شود که کریستوفر نولان_بر خلاف گفته اِستیوِن اِسپیلبِرگ_درام را طوری دست کاری می کند که بیننده را وادار به حس هم دری سازد.هم چنین هیچ چیزی شبیه به “آتیش بیار معرکه شدن” عاطفی که در موسیقی های جان ویلیامز وجود دارد،در این فیلم دیده نمی شود.

Dunkirkبلکه در واقع کاملاً بر عکس است.هانس زیمِر در موسیقی متنی که باید یکی از پر فراز و نشیب ترین موسیقی متن های بی شمارش باشد،به فیلم به شدت با آهنگ هایی نیرو می بخشد که به طور برابر هم صدا و هم موسیقی را به اثری فوق العاده در می آورند.این اثر عمدتاً در زمینه است و بازی بازیگران را آن طور که باید تقویت می کند.اما گاهی به تنهایی به صورت یک اثر شکننده در می آید.در تجربه نخست،در ذهن انسان به عنوان یک قطعه اثر هنری شگفت انگیز ثبت می شود که باید چندین بار تکرار گردد تا بتوانیم نحوه ادراک آن و چگونگی به کار رفتن آن در این درام روایی را تجزیه و تحلیل کنیم.

Dunkirkسطوح مشابهی از آثار بر جسته در سر تا سر این فیلم دیده می شود،به ویژه فیلم بردار هویت وَن هویتِما که دومین هم کاری متوالی اش با کریستوفر نولان در ترکیب فرمت آی مَکس و فرمت فیلم شصت و پنج میلی متری تصویر برداری شده و یک اثر خیره کننده را با نسبت ابعاد جعبه مانند آفریده است؛این فرمتِ ترکیبی قطعاً در غوطه وری تقریباً لحظه ای بینندگان درون دنیای موجود در فیلم نقش مهمی دارد.طراحی تولید،طراحی صحنه و لباس و تیم های جلوه های بصری و ویژه نیز در خلق احساس کاملاً اصیل فیلم در بیننده نیز نقش مهمی داشته اند.لی اِسمیت (تدوین) نیز به کارگردان کمک کرده است تا داستان را به سرعت در ۱۰۶ دقیقه به نمایش در آورد و این فیلم را به کوتاه ترین فیلم کریستوفر نولان پس از فیلم “Following/تعقیب” تبدیل کند.فیلم “Following/تعقیب” فیلم نخست،کوچک و وطنی کریستوفر نولان در سال ۱۹۹۸ بود.

قتل عام بریتانیایی ها در دانکِرک تقریباً قطعاً به تسلیم بریتانیا به هیتلر و عدم دخالت آمریکا در جنگ اروپا منجر می شد.بنا بر این اوج فیلم،که به لطف نمایش بصری خیره کننده سر نوشت شخصیت تام هاردی بسیار زیبا است،بیش تر شبیه آغاز جنگ واقعی است.با این حال،حتی در این جا نیز کریستوفر نولان فهمیده است که با یک خیل عظیم چگونه بر خورد کند.راه کار او این بود که قطعه ای از سخن رانی مشهور وینستِن چِرچیل در ۴ ژوئن ۱۹۴۰ با عنوان “ما باید در سواحل مبارزه کنیم” را بر گزیند و نه خود سخن ران بزرگ،بلکه یک سرباز عادی آن هم با یک لحن بسیار پیش پا افتاده این قطعه را بیان کند.

در “Dunkirk/دانکِرک”،کریستوفر نولان توانسته همه چیز را درست از آب در بیاورد.

اختصاصی نقدفارسی

مترجم: رضا اسدی

 


 

حماسه جنگی آخر الزمانی کریستوفر نولان بهترین فیلم او تا به امروز است.

نولان برای نمایشی قدرتمند و ماهرانه از یک فاجعه، از صحنه های رایج جنگی دوری می کند و فیلمی می سازد که داستانی برای گفتن دارد.

Dunkirkکریستوفر نولان ناکامی بزرگ پر هزینه یا همان پیروزی بی صرفه بریتانیا در ۱۹۴۰ را با نمایشی وحشت آفرین و شوکه کننده به روی پرده آورده است. او بیننده را به لحظات تخلیه نا بسامان نیروهای بریتانیا از شمال فرانسه پس از نبرد فاجعه آمیز “Dunkirk/دانکِرک” می برد-تخلیه با کمک قایق های کوچک غیر نظامی انجام شد که امروزه به ناوگان کوچک افسانه ای معروف هستند. بخشی از فیلم به فاجعه و بخشی دیگر به حماسه فشرده جنگی می پردازد و کلیت آن با دوران برگزیت (خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۶) بسیار مناسبت دارد.

Dunkirk“Dunkirk/دانکِرک” کریستوفر نولان نوعی قطعیت درخشان را روی پرده به نمایش می گذارد که آخرین بار در “Titanic/تایتانیک” جِیمز کَمرِن یا “United 93/یونایتد ۹۳” پال گرینگِرَس دیدم و بسیار متفاوت از در هم پیچیدگی علمی تخیلی و اغراق سر در گم فیلم قبلی او، “Interstellar/در میان ستارگان”، است. “Dunkirk/دانکِرک” فیلمی قدرتمند و استادانه است که داستانی برای گفتن دارد، از صحنه های جنگی رایج پرهیز می کند تا چیزی فلاکت زده و آخر الزمانی را به تصویر بکشد، منظره ای از شرم به وسعت یک ساحل، آکنده از سربازانی که در اثر شکست به مردگانی متحرک تبدیل شده اند، دنیای خشن مردانه ای که تقریبا هیچ زنی در آن دیده نمی شود.

Dunkirk“Dunkirk/دانکِرک” بهترین فیلم کریستوفر نولان تا به امروز است.موسیقی متن این فیلم نیز بهترین اثر هانس زیمِر محسوب می شود: هم نوازی هراس آور،مویه کننده و نالان با کابوس روایت شده که سر انجام برای رهایی خود به واریاسیون های اِلگار (اِدوُرد اِلگار،آهنگ ساز بریتانیایی) مانند تغییر می یابد. هانس زیمِر مرثیه دوازده نغمه ای بی وقفه ای خلق می کند که سوت پرتاب بمب افکن ها و گردش دلهره آور جذر و مد را به یاد می آورد و با صدای کر کننده توپ خانه و آتش تیر بار چنان ترکیب می یابد که گویی از درون شنونده به بیرون پرتاب می شود و هم صدا با رگ بار گلوله سر تا سر سالن سینما پخش می شود.

Dunkirkالبته فیلم در مقیاسی عظیم و به سبک کریستوفر نولان پرداخت شده است. از نگاه سنتی، نبرد “Dunkirk/دانکِرک” واقعه ای در شرف شکست بود که به گونه ای معجزه آسا از فاجعه رهید. قایق های کوچک شجاع در مقابل شرایطی ایستادند که در آن استراتژی ارتش آلمان نازی باعث تضعیف ارتش بریتانیا شده بود، دولت بریتانیا نیز با این بد گمانی تحقیر شد که فقط اشتباه محاسباتی یا سیاست عملی مرموز هیتلر بود که جلوی پیشروی ارتش آلمان را گرفت و تخلیه را ممکن ساخت. گونه دیگری از فیلم “Dunkirk/دانکِرک” می توانست شامل صحنه های مقر فرماندهی در برلین باشد که ژنرال ها را در حال بحث با پیشوا درباره این موضوع نشان می دهد. احتمالا کریستوفر نولان نمی خواسته فیلمش در حد هجویات یوتیوب بازهای جعلی تنزل یابد.

تیتراژ ابتدایی مجموعه تلویزیونی طنز “Dad’s Army/ارتش پدر” با فلش های روی نقشه که پیشروی نازی ها به سمت شمال را نشان می دادند و تم موسیقی فِلِنِگِن (مارک فِلِنِگِن، آهنگ ساز بریتانیایی) الهام گرفته از فیلم “Dunkirk/دانکِرک” لِزلی نورمِن ۱۹۸۵، باعث شدند واقعه “Dunkirk/دانکِرک” پس از جنگ وارد جریان فرهنگ عامه بریتانیا شود. اما کریستوفر نولان خیال ندارد با خنده یا شادی روحیه ها را بالا ببرد.او فاجعه بزرگی را به تصویر می کشد که در آن چوبه های مرگ برپا شده اند و تشویش و اضطراب خارج از تحمل است.

Dunkirkبی درنگ وارد صحنه پر سر و صدایی می شویم.در خیابان های “Dunkirk/دانکِرک” و زیر آتش سنگین، سربازی به نام تامی (فیِن وایت هِد) نا امیدانه به سمت ساحل سینه خیز می رود و پیش روی خود دور نمایی کابوس وار می بیند: صدها هزار سرباز فرانسوی و انگلیسی رها شده که سر تا سر ساحل در انتظار به سر می برند. اجساد همین جا دفن می شوند. کشتی نجاتی در کار نیست و برای جلو گیری از یکی یکی تیر خوردن آن ها پوشش هوایی وجود ندارد.ت امی در صدد تماس با سرباز دیگری به نام الکس است (هِری اِستایلز که در نخستین نقش آفرینی خود یک بازی کاملاً قوی ارائه می دهد). در این میان فِریِر (تام هاردی)، خلبان نیروی هوایی سلطنتی، از بالا با دشمن درگیر و با خطر نا امیدکننده سوخت مواجه می شود. افسر غر غروی نیروی دریایی با بازی کِنِت بِرانا متفکرانه افق را تماشا می کند. در جبهه خانگی آقای داوسِن، با بازی کوتاه مارک رایِلِنس، قایق کوچک خود را برمی دارد،به ناوگان مردمی می پیوندد، با افسری زخمی (سیلیِن مورفی) مواجه می شود و در راه فدا کاری طاقت فرسایی پایداری می کند که زنده می ماند تا ببیند رسانه ها درباره اش افسانه بافی و دروغ نمایی می کنند.

Dunkirkاز لحاظ نظامی، فیلم در بیش تر لحظات تقریباً ایستا است: پیش از شروع فیلم نبرد پایان یافته است و همانند نسخه لِزلی نورمِن زمینه روایی وجود ندارد. کریستوفر نولان از همان آغاز بیننده را با آشوب و وحشت، تصاویر بهت آور و صحنه های خیره کننده محاصره می کند که روی پرده ی عریض ۷۰ میلی متری به نمایش در می آیند، به خصوص پل شناوری که سربازان در آن چپیده اند و در مواجهه با هواپیمای دشمن در دریای متلاطم پخش و پلا می شود. این صحنه بیانی معمار گونه از اشتیاق زوال یافته برای باز گشت به میهن است. در صحنه ای چشم گیر تعدادی از سربازان را می بینیم که تقلا می کنند سوار یک ناو شکن شوند، از آن ها با چایی استقبال می شود، حالا تهدید بر طرف شده، تصویری از نان و مربا، مستطیل هایی کوچک به صورت لکه های سوررئال قرمز بر زمینه خاکستری و خاکی. در صحنه ای که سربازان در کنار امواج خروشان منتظر هستند وحشت مجاب کننده ای وجود دارد،امواج کف آلود چنان سر ریز می شوند گویی باز ماندگان حادثه ای طبیعی و وحشتناک هستند.

شاید کریستوفر نولان از صحنه ای در فیلم “Atonement/تاوان” اندکی الهام گرفته باشد (امری که بخشی غریزی در فیلم سازی محسوب می شود.) اما به جز این مورد اعتماد به نفس خارق العاده و بسیار متمایز خود را وارد داستان کرده است.

اختصاصی نقد فارسی

مترجم: رضا اسدی

ممکن است شما دوست داشته باشید

76
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
76 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
19 Comment authors
ali.mDeprisingnilSalimShadythinkograph Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
Pedram BahmanDar
Member
Pedram BahmanDar

خزعبلی دیگر از کارگردانی غلوشده

امین ن
Guest
امین ن

واقعا جا خوردم از این اثر نولان…بعد از ماه ها انتظار برای فیلم، دیشب یکی از بدترین فیلم های عمرم رو دیدم. این فیلم داستان نداره. شخصیتی نداره که بخوای باهاش آشنا بشی و بتونی درکش کنی. گریم ها و نحوه رفتار سربازان به شدت ساختگی و کار نشدس و اصلا نمیشه حس ناامیدی و سربار بودن رو درشون حس کرد. مدت زیادی از فیلم به تصاویر بریده بریده از چهره خلبان و مانور هواپیماها میگذره و تا آخر فیلم مخاطب سرگردان نگه داشته میشه و تنها یک تعلیق بی مورد در زمان که بجز گیج کردن مخاطب هیچ چیز… ادامه »

فرزانه
Guest
فرزانه

من نفهمیدم چرا اخرش تام هاردی تو ساحل دشمن فرود اومد و همون ساحل خودشون با چتر نپرید و گیر دشمن انداخت خودشو؟؟ و اینجوری به نظر میومد که فرییر هواپیمای فرماندشو اشتباهی زده و اخرشم چرا دوست فرییر که میاد تو قایق نجات فرمانده رو نمیشناسه انگار و خوشال نمیشه که زندست و چرا جورج میمیره چیسد که سرش ضربه خورد؟ فرمانده زده بودش؟

فن نولان
Guest
فن نولان

اول منفی رو بزنید و بعد بدون تعصب نظرمو مطالعه کنیدبعد از حدود شش ماه صبر کردن بالاخره با کیفیت ۱۰۸۰ بلوری فیلم رو دیدم تا دقیقه چهل متوجه شدم این فیلمی نیست ک انتظار من از نولان رو برآورده کنه و امتیازم به فیلم چهار بود!! بله چهار از ده!! تو ادامه نظرم میگم چرا.. و گفتم اگر پایانش واقعا خوب باشه شاید بتونه نظرمو عوض کنه ولی پایانش هم واقعا بی حس بود و من به کارگردان مورد علاقم با تمام احترام و علاقه..به این فیلمش از ۱۰ ، ۴ میدم چون واقعا ناامید شدم از نولان که… ادامه »

بابک
Member
بابک

با وجود فیلمبرداری و موزیک متن و صدا گذاری عالی و…. در مقابل کارهای قبلی نولان ضعیف تر بود
بخصوص بازی ها که هیچکدم خوی نبود ( یا شاید بخاطر ساخت فیلم بازی هل خوب در نیومده)

echarlie
Guest
echarlie

میگم خیلی ببخشید ولی این روزلینی کی هست که من نمیشناسم ؟‌ :-*
فیلم نولان رو ندیدم ولی به نظرم کارگردان خیلی خوبی هست و امیدوارم بتونم لحظات خوبی رو با فیلم جدیدش رقم بزنم .

هنر هفتم
Guest
هنر هفتم

[quote name=”mohamad_nolan”]دانکرک » معنا و مفهوم واقعی جنگ ویرانگر را به مخاطب انتقال می دهد تا مخاطب از آن دلزده شود و سودای جنگ آوری را برای همیشه در درون خویش خاموش کند. « دانکرک » تجربه ای بی نظیر از یک فیلم سینمایی را در اختیار مخاطبین قرار می دهد. تجربه ای که پس از سالها نیاز شدید به تماشای آن در فضای سینما و مشخصاً سینماهای IMAX را می طلبد. فیلم جدید کریستوفر نولان اینبار تمام ویژگی های موفقیت در فصل جوایز اسکار را داراست و به نظر می رسد که کار سختی برای موفق شدن در تمام… ادامه »

ميلان
Guest
ميلان

من از علاقه مندان نولان هستم اما با اينكه فيلم خوبي هست اما توانايي نولان بيتر از اين هست و من توقع بيشتري ازش داشتم به نظر من بين ستاره اي بهترين فيلمشه-تكيه فيلم بيشتر از اين كه به فيلم نامه باشه به صحنه سازي صدا گذاري جزئيات و اين جور چيزهاس و صحن ها و اتقاقات تكراري توش خيلي زياد و خسته كنندست اين فيلم رو كارگردان هاي رده پاين تر از نولان هم ميتونستن بسازن
-منتظريم از اين كارگردان نابغه فيلم هاي بهتري ببينيم

محمود باسفرجاني
Member
محمود باسفرجاني

سلام.وقت بخیر.به نظر من بیشتر از اونچه که باید به نولان بها داده میشه از طرف بعضی دوستان. کارهای نولان کم اشتباه نداره،معمولا هم فیلمنامه های ضعیفی رو کار میکنه!البته اگه یه عده ای شدیدا بهش علاقهمند هستن بنده هم به یه کارگردانی مثلا ریدلی اسکات شدیدا علاقمند هستم ولی قبول کنید کمتر اثری از نولان هست که ۲۴عیار بودنش مورد توافق عموم باشه!توفیق بعضی فیلم هاش مثلا شوالیه تاریکی هم به دلیل خارق العاده بودن نولان نیست! باور کنید اگه بازی لدجر فقید تو نقش جوکر (که حتی موفق نر از نیکلسون از آب دراومد البته اونم به دلایلی… ادامه »

محمود
Guest
محمود

با سلام متاسفانه راجع به نولان خیلی زیاد اغراق میشه! بیشتر از اونی که باید اسمش سر زبون هاست!
ساخت فیلم هاش خالی از ضعف نیست اما متاسفانه هر بار به دلیل نقاط قوت کارهاش از دیدن نقاط ضعفش غافل میشن
مثلا کارکتر همیشه ضعیف جوکر(حتی بزرگانی مثل نیکلسون) با بازی ماندگار لدجر کلی وجهه خرابش دوباره زنده شد هم کلی از اشتباهات فاحش شوالیه ی تاریکی رو پوشوند

hamid mousavi
Member
hamid mousavi

[quote name=”برگمان تارکوفسکی”]انصافا حالم از این مردیکه نولان بهم میخوره دیگه با این فیلم های مزخرفش طرف اومده میگه نولان خدای فیلمسازی کارگردانی .بین ستاره ای بهترین فیلم تاریخ و….. عزیز من شما بشین چندتا فیلم از برگمان . تارکوفسکی. هیچکاک. روزلینی .گدار. فلینی . کوبریک. لینچ. فورد. و….. { حداقل اسم ۱۰۰ تا کارگردان رو میتونم بگم} ببین بعد بشین فیلم های این نولان رو هم ببین بهترین فیلم های جنگی هم اینک آخرالزمان. نجات سرباز راین. در جبهه غرب خبری نیست[/quote] امثال شما که تا دو روز قبل فیلمای هندی و سریالای جم رو نگا میکردن و الانم… ادامه »

سینمایی
Guest
سینمایی

بعضیها چقدر متعصبن! ولی این رو بدونن که سینمارو نمیشه به زور به کسی تحمیل کرد،
قرارم نیست وقتی کسی از آثار فیلمسازی خوشش نمیاد بیاد تو جمع و بین هواداراش بهش توهین کنه، خوب ممکنه من هم از یه سری کارگردان مثلا روزلینی خوشم نیاد و فیلمهاش برام بی ارزش و مزخرف باشن ولی چه لزومی داره این رو با تعصب و کینه عنوان کنم؟!
سینما سلیقه ست این رو فراموش نکنیم

chiao
Guest
chiao

فکر نکنم داوران اسکار به یه فیلم جنگی اسکار بهترین فیلم رو بدن . شانس فیلمی مثل مادر بیشتره.

ali goli
Member
ali goli

من مث خیلی از دوستان فن نولانم ولی نباید از حق گذشت اینسپشن از تمام کارهای نولان یک سر و گردن بلندتر و مسلما اینترستلار با تمام خوبی هاش نسبت به اثار قبلی ضعیف تر بود
فقط امیدورام دانکیرک بتونه قوی تر از کار قبلی نولان ظاهر بشه

آدریان
Guest
آدریان

[quote name=”برگمان تارکوفسکی”]انصافا حالم از این مردیکه نولان بهم میخوره دیگه با این فیلم های مزخرفش طرف اومده میگه نولان خدای فیلمسازی کارگردانی .بین ستاره ای بهترین فیلم تاریخ و….. عزیز من شما بشین چندتا فیلم از برگمان . تارکوفسکی. هیچکاک. روزلینی .گدار. فلینی . کوبریک. لینچ. فورد. و….. { حداقل اسم ۱۰۰ تا کارگردان رو میتونم بگم} ببین بعد بشین فیلم های این نولان رو هم ببین بهترین فیلم های جنگی هم اینک آخرالزمان. نجات سرباز راین. در جبهه غرب خبری نیست[/quote]بشخصه عاشق کارهای دلهره آوره هیچکاکم و نولان هم برای من یعنی سه گانه بتمن و پرستیژ باقی… ادامه »

برگمان  تارکوفسکی
Guest
برگمان تارکوفسکی

انصافا حالم از این مردیکه نولان بهم میخوره دیگه با این فیلم های مزخرفش طرف اومده میگه نولان خدای فیلمسازی کارگردانی .بین ستاره ای بهترین فیلم تاریخ و….. عزیز من شما بشین چندتا فیلم از برگمان . تارکوفسکی. هیچکاک. روزلینی .گدار. فلینی . کوبریک. لینچ. فورد. و….. { حداقل اسم ۱۰۰ تا کارگردان رو میتونم بگم} ببین بعد بشین فیلم های این نولان رو هم ببین بهترین فیلم های جنگی هم اینک آخرالزمان. نجات سرباز راین. در جبهه غرب خبری نیست

خخخ1
Guest
خخخ1

ای بابا نولان پرست چقدر زیاد شده!

سید ابوالفضل سجادی
Member
سید ابوالفضل سجادی

[quote name=”seyyed13″]قطعا از نظر منتقد ها بهترین فیلم نولانه
از همین الان به طرفدارای نولان جوایز اسکار رو تبریک میگم:)[/quote]
دوستایی که منفی دادین یه نگاه به امتیاز فیلم تو سایت متاکریتیک بندازید…
ضمنا نظر منتقد های متا خیلی به اسکار نزدیکه…

Erik SW
Guest
Erik SW

من این فیلم رو هفته ی پیش تو سینما دیدم.به نظر من این فیلم اونجوری که انتظار داشتم نبود. نمیدونم شاید اصلا انتظار ساخت فیلم جنگی توسط نولان رو نداشتم و یه جورایی متفاوت بود برام. ولی خوب شما اگه فیلم رو ببینین بدون اینکه بدونین کی کارگردانشه قطعا بعد از دیدن متوجه میشن که فقط نولان میتونی از همچین تکنیک هایی استفاده کنه. یعنی تنیدن زمان های مختلف به هم!یعنی گیج شدن از نظر زمانی! یه نکته ی دیگه که باید بگم اینه که فضا سازی فیلم واقعا خوب بود به خصوص اوایل فیلم.

ali.m
Member
ali.m

چه نولان رو دوست داشته باشیم(مثل خود من)و چه دوستش نداشته باشیم به هیچ عنوان نمیشه اونرو بعنوان یکی از ۱۰ فیلمساز برتر معاصر(۲۰۰۰ تا کنون)تحسین نکرد و سینمای اونرو ستایش نکرد.دوستنی که منو میشناسند میدونند که همون اوایل و با دیدن بی خوابی نوید یک فیلمساز خوب رو میدادم اما حقیقتآ هرگز فکر نمیکردم اون فیلمساز تازه کار روزی تا به این حد رشد کنه که فراتر از تصورات شخصی ام بشه و الان از اون پیش بینی ام بسیار خرسندم.درسته که خود من نولان رو بسیار دوست دارم اما باید فارغ از هر تعصب کورکورانه و به انصاف(عدالت)سخن… ادامه »

حامد45
Guest
حامد45

[quote name=”benjamin”]نمی شه گفت واقعا کدوم فیلم نولان شاهکاره ولی به نظرم به ترتیب :

۱) بین ستاره ای

۲) شوالیه تاریکی

۳)سرآغاز

۴) شوالیه تاریکی بر می خیزد

۵)بتمن می آغازد

۶)حیثیت

۷)ممنتو

۸)بی خوابی

دانکرک هنوز ندیدم (شاید رتبه چهارم بگیره)[/quote]
دانکرک قطعااز سرآغاز بهتره

سیدامید
Guest
سیدامید

وااای از آیمکس

bent ben
Member
bent ben

نمی شه گفت واقعا کدوم فیلم نولان شاهکاره ولی به نظرم به ترتیب :

۱) بین ستاره ای

۲) شوالیه تاریکی

۳)سرآغاز

۴) شوالیه تاریکی بر می خیزد

۵)بتمن می آغازد

۶)حیثیت

۷)ممنتو

۸)بی خوابی

دانکرک هنوز ندیدم (شاید رتبه چهارم بگیره)

امیراردوان میرانی
Member
امیراردوان میرانی

سخت ترين نقدِ فيلمى هست كه مى نويسم . همونطور كه ميدونين من فيلم رو يك روز زودتر از خاورميانه در اكران محدودِ آخرِ شب ديشب ديدم ولى انقدر با خودم كلنجار رفتم كه نتونستم درباره اش بنويسم و ننوشتم تا امروز صبح رفتم و فيلم رو اين بار به صورتِ آيمكس با اون پرده ى بسيار عظيم و حيرت انگيزش براى بارِ دوم ديدم كه هيچ بهانه اى نباشه ، گويى كه در نتيجه ى نهايى تغييرى حاصل نشد و همون ديشب متوجه شده بودم كه فيلم جديدِ كريستوفر نولان يك شاهكارِ تمام عيار براى نمره ى ١٠ نيست… ادامه »

حسنی
Guest
حسنی

[quote name=”فیلم دوست”]حماسه جنگی آخر الزمانی کریستوفر نولان بهترین فیلم او تا به امروز است.

پسر یعنی آره؟[/quote]
باور کن مو به تن آدم راست می‌کنه!!

jafari
Guest
jafari

نبوغ و شجاعت نولان ستودنی ست. در فیلم های inception و بویژه interstellar تصویر جدیدی از هستی، زندگی و عشق رو دیدیم. dunkirk رو هنوزتماشا نکردم، اما تصور نمی کنم فیلم دیگه ای به اندازه interstellar منو تحت تأثیر قرار بده.

سید ابوالفضل سجادی
Member
سید ابوالفضل سجادی

قطعا از نظر منتقد ها بهترین فیلم نولانه
از همین الان به طرفدارای نولان جوایز اسکار رو تبریک میگم:)

فیلم   دوست
Guest
فیلم دوست

حماسه جنگی آخر الزمانی کریستوفر نولان بهترین فیلم او تا به امروز است.

پسر یعنی آره؟

نولان فن
Guest
نولان فن

نقد مانولا دارگیس از نیویورک تایمز هم می تونید از این جا بخونید.

bent ben
Member
bent ben

[quote name=”ALIAS”]به نظر من بزرگترین و جنجالی ترین اکران از بین آثار نولان مربوط به شوالیه تاریکی و خیزش بود که حتی راجر ایبرت در موردش گفته بود(در این روزها هیچ رویداد مهمتری از نمایش فیلم تازه بتمن در دنیا نیست)
بشخصه آرزو داشتم یکی از دو بتمن نولان همزمان در ایران هم اکران میشد که البته خیالی بیش نبود….
در هر صورت شوالیه تاریکی تکرار نمیشه، مطمئن باشید[/quote]

کاشکی نولان سوپرمن هم می ساخت (البته مرد فولادی زاک اسنایدر خوب و قابل احترام بود)

HADI NAVAZANDE
Member
HADI NAVAZANDE

به نظر من بزرگترین و جنجالی ترین اکران از بین آثار نولان مربوط به شوالیه تاریکی و خیزش بود که حتی راجر ایبرت در موردش گفته بود(در این روزها هیچ رویداد مهمتری از نمایش فیلم تازه بتمن در دنیا نیست)
بشخصه آرزو داشتم یکی از دو بتمن نولان همزمان در ایران هم اکران میشد که البته خیالی بیش نبود….
در هر صورت شوالیه تاریکی تکرار نمیشه، مطمئن باشید

mohamad_nolan
Guest
mohamad_nolan

دانکرک » معنا و مفهوم واقعی جنگ ویرانگر را به مخاطب انتقال می دهد تا مخاطب از آن دلزده شود و سودای جنگ آوری را برای همیشه در درون خویش خاموش کند. « دانکرک » تجربه ای بی نظیر از یک فیلم سینمایی را در اختیار مخاطبین قرار می دهد. تجربه ای که پس از سالها نیاز شدید به تماشای آن در فضای سینما و مشخصاً سینماهای IMAX را می طلبد. فیلم جدید کریستوفر نولان اینبار تمام ویژگی های موفقیت در فصل جوایز اسکار را داراست و به نظر می رسد که کار سختی برای موفق شدن در تمام رشته… ادامه »

شوالیه تاریکی
Guest
شوالیه تاریکی

معتقدم زمان فیلم هر قدر کمتر باشه فیلمساز بهتر میتونه روی داستان و تک تک سکانسها تمرکز کنه، یکی از دلایل موفقیت دانکرک همین قضیه بود، ضمنا بودجه فیلم هم اعلام شد = ۱۵۰ میلیون دلار

moh
Guest
moh

[quote name=”nima hg”]فقط امیدوارم این شاهکار جدید نولان این دفعه واسش اسکار به ارمغان بیاره[/quote]

من به عنوان یکی از عاشقای نولان، دعا می کنم هیچوقت اسکار نگیره… راستش اینجوری بیشتر دوسش دارم

حسین77
Guest
حسین77

ممنون از نقد سریعتون
ولی یکی از فیلم های خوب سینما الان دو هفته از اکرانش گذشته و شما هنوز نقدش رو نذاشتید.
اسپایدرمن هوم کامینگ.

احد
Member
احد

این فیلم برنده پنج جایزه اصلی اسکار امسال میشه

bent ben
Member
bent ben

نولان کار درسته . نباید ازش بت ساخت

ولی بی شک از بهترین های معاصر هست

رضا اسدی
Member

[b]تا چند روز آینده چند تا نقد دیگه هم از فیلم گذاشته می شه.[/b]

mohammad
Member
mohammad

به به تشکر از نقد فارسی و مترجم حالا که بنظر داره راه می افته سایت نقد War for the Planet of the Apes هم قرار بدید که نظرات مثبتی از منتقدان گرفته از جمله از همین یتر برادشاو

nima hg
Guest
nima hg

فقط امیدوارم این شاهکار جدید نولان این دفعه واسش اسکار به ارمغان بیاره