نقد و بررسی فیلم «دختر»

کارگردان : رضا میرکریمی

نویسنده : مهران کاشانی

بازیگران : فرهاد اصلانی، مریلا زارعی، ماهور الوند، شاهرخ فروتنیان، مسعود سخایی، نیوشا مدبر، هدایت هاشمی، قربان نجفی، یاسمن معاوی

خلاصه داستان : آقای عزیزی که سرپرست بخش تعمیرات و نگهداری پالایشگاه آبادان است برای مراسم خواستگاری دخترش آماده می‌شود و ستاره دختر دیگرش در همان روز قصد سفر به تهران برای شرکت در جشن خداحافظی یکی از دوستان هم‌دانشگاهی‌اش را دارد. پدرش به دلایلی به این سفر مشکوک است و این آغاز ماجراست…

منتقد: دانیال حسینی-امتیاز ۵ از ۱۰

آخرین اثر رضا میر کریمی از نظر اکثر مخاطبین بازگشتی بود به فضا و لحنی که بارها در کارنامه‌اش تکرار شده و همچنین تسلط بیشتری هم بر آن دارد. ارائهٔ چنین تعریفی تا حد زیادی به اثر قبلی او "امروز" ارجاع می‌دهد که به دلیل رویکردهای رادیکالِ به کار گرفته شده واکنش‌های منفی زیادی را برانگیخته بود وگرنه وقتی به کارنامهٔ فیلم‌سازی میر کریمی نگاه می‌کنیم آثاری مانند زیر نور ماه، خیلی دور خیلی نزدیک، به همین سادگی و یک حبه قند را داریم که به سختی در یک تعریف واحد جای می‌گیرند. برای مثال نگاه عارفانهٔ حاکم بر دو فیلم اول با واکاوی روان‌شناسانهٔ شخصیت یک زن در به همین سادگی که با رویکردی روشنفکرانه ساخته شده است تناسب چندانی پیدا نمی‌کند و پس از آن فیلم شلوغ و مملو از شخصیتِ یک حبه قند که تقریباً در فضای نقد بیشتر از باقی آثار او تحسین شده است قرار دارد که از هر نظر فیلمی متفاوت است، درنتیجه تجربه کردن فضاهای جدید و حتی به‌کارگیری سبک‌های مختلف روایتگری در کارنامهٔ میر کریمی قابل شناسایی است. به نظر می‌رسد جدا افتادن فیلم "امروز" از باقی فیلم‌ها به دلیل ناکام بودن آن باشد.

Dokhtar (2016)دختر در یک نگاه کلی یادآور فیلم خاصی از میرکریمی نیست اما تجربه‌های مختلفی که در فیلم‌های قبلی وجود داشته در قسمت‌های متفاوت از آن دیده می‌شود. برای مثال اولین سکانس فیلم شرح دورهمی چند دختر جوان در یک کافی‌شاپ است. دخترها با شور و هیجان خاصی مشغول حرف زدن هستند و به نظر می‌رسد در این جمع هفت، هشت نفری چندین بحث مختلف در جریان است و طرفین بحث‌ها بی‌توجه به باقی افراد گروه با هم دیالوگ ردوبدل می‌کنند. جملاتی که ناتمام می‌مانند، نظراتی که همزمان راجع به مسائل مختلف ارائه می‌شود و جا به جایی لحن‌ها بین شوخی و جدی در این سکانسِ شلوغ، شکلی از پرداخت است که به وفور در یک حبه قند دیده شده است. در میان این شلوغی‌ها وقتی نوبت به گفته شدن جملاتی خاص می‌رسد که برای فیلم‌ساز مهم هستند، سکوت حاکم می‌شود تا تأکید لازم صورت گیرد. بری مثال از همین تأکیدهای کوتاه می‌فهمیم یکی از دخترها به‌زودی برای تحصیل کشور را ترک می‌کند، برای یکی خواستگار پیدا شده و دیگری که ستاره نام دارد خواهرش به زودی ازدواج می‌کند. پس‌ازاین سکانس فیلم طی یک فلاش‌بک بیست دقیقه ای ما را با ستاره آشنا می‌کند و شخصیت اصلی این‌گونه در پایان فلاش‌بک در بین آن جمع شلوغ شناخته می‌شود.

Dokhtar (2016)موضوعی که فیلم‌ساز روی آن دست گذاشته با وجود اینکه به لحاظ دراماتیک و شکل پرداخت ملتهب است اما نسبتی که با جامعهٔ روز برقرار می‌کند کمی کهنه به نظر می‌رسد. اختلافات پدر و دختری به دلیل محدودیت‌های سنتی و واکنش‌هایی که به فرار و رانده شدن از خانواده منجر می‌شوند سوژهٔ دههٔ گذشتهٔ سینمای ایران بوده است و برای جوان امروزی که در فضای متفاوت مشکلات و بحران‌های عجیب‌تری را تجربه می‌کند تازه نیست. اما تفاوت کار میر کریمی بیشتر در نگاه متعادلی که به شخصیت‌ها دارد مشخص می‌شود. مسئلهٔ فیلم‌ساز چنانکه نشان می‌دهد فراری شدن دختر خانواده یا زورگویی مفرط پدر نیست. فرهاد اصلانی که با توجه به چهره و فیزیک بدنی‌اش انتخاب مناسبی برای نقش یک پدر سنتی است توانسته تعادل موجود در متن را به خوبی اجرا کند. در این فیلم با یک پدر خشمگین و بی توجه به خانواده و فرزندان روبه‌رو نیستیم. محسن مرد زحمتکشی است، اصول اخلافی محکمی دارد، در دفاع از کارگران پالایشگاه تا درگیری با همکارهایش پیش می‌رود، برای شنیدن صحبت‌های دخترش هم وقت می‌گذارد اما نگاه سنت‌گرا و سختگیری‌های اخلاقی‌اش باعث شده ارتباط نزدیکی با دخترهایش نداشته باشد. ستاره دختر کوچک او وقتی موفق نمی‌شود نظر پدرش را برای سفر چند ساعته به تهران جلب کند تصمیم می‌گیرد بدون مطلع کردن پدر با پرواز صبح راهی تهران شده و با پرواز ظهر بازگردد. بنابراین ترک کردن خانواده هیچ جایگاهی در تصمیم او ندارد و فقط کمی حس آزادی و انتخاب برای او کافی است. بنابراین درگیری بین شخصیت پدر و دختر به‌گونه‌ای در فیلم مطرح می‌شود که شبیه اختلافات حاد کلیشه‌ای نیست و در موقعیتی ظریف‌تر و معمولی‌تر رخ می‌دهد. موقعیتی که می‌تواند در هر خانواده‌ای وجود داشته باشد بدون اینکه دختر به فساد اخلاقی و پدر به بی‌مسئولیتی متهم شوند. این نگاه که تا دوسوم از فیلم حاکم است می‌تواند بزرگ‌ترین دست آورد میرکریمی در این فیلم باشد. خلق یک بحران جدی از یک موقعیت کاملاً قابل درک و آشنا.

Dokhtar (2016)متأسفانه فیلم‌ساز درست در زمانی که می‌تواند با کمی جسارت موقعیت ملتهب ایجاد شده را جدی‌تر کرده و هزینهٔ این اشتباه‌های کوچک را به عنصر معنا ساز درام خود تبدیل کند، مسیری بی‌ربط را انتخاب می‌کند و راهی را در پیش می‌گیرد که شخصیت‌ها در حاشیه امن آن از هر خطر و بحران جدی دور بمانند و دوستانه مشغول گفت‌وگو شوند. گفت‌وگوهایی که در پناه آرامش مصنوعی ایجاد شده همه را متوجه اشتباهاتشان کرده و به راه راست هدایت می‌کند. سفر محسن از خرمشهر به تهران که با چند نمای قابل‌توجه همراه شده است یادآور سفر پزشک خیلی دور، خیلی نزدیک است اما این سفر اگرچه به شکل بصری سفری مهم و دارای معنا معرفی می‌شود اما در متن فیلم جایگاهی پیدا نمی‌کند. این قاب‌های متفاوت در چند سکانس دیگر هم توجه مخاطب را جلب می‌کنند از جمله چند نما از پالایشگاه که با فرم بصری کلی فیلم همخوانی ندارند و کاملاً جدا می‌ایستند. در یک نمای نمونه‌ای دیگر وقتی محسن به تهران می‌رسد در برابر بک آپارتمان بلند قرار می‌گیرد و حرکت خودنمایانهٔ دوربین به شکل عجیبی دست به نمادپردازی می‌زند که این هم هیچ همخوانی‌ای با سبک تصویری اثر پیدا نمی‌کند. شاید بهتر بود فیلم‌ساز باتجربه‌ای چون میرکریمی در برابر زیبایی چنین قاب‌هایی تسلیم نمی‌شد و فرم بصری یکدست را ترجیح می‌داد.

یک‌سوم پایانی فیلم یک هم‌نشینی بین شخصیت‌هاست که قرار است گفت‌وگوهایی را بین آنها شکل دهد و از این طریق ریشهٔ مشکلات و اختلافات گذشته را کشف کرده و آشکار کند. روند داستان در این بخش تا حدی کسل کننده است چرا که انتظارات ایجاد شده از پی‌رنگ پر تعلیق قبلی را برآورده نمی‌کند و شکل پیشروی و حتی نتیجه‌گیری هم در آن قابل پیش‌بینی و کهنه است. حضور مریلا زارعی در نقش خواهر محسن نکتهٔ چشمگیری ندارد. تجسم او در نقش زنی گرفتار در مشکلات زندگی زناشویی و درگیر با فقر، با توجه به نقش‌های قبلی‌اش بسیار ساده است و متن فیلم هیچ ویژگی منحصربه‌فردی در اختیار او قرار نداده در نتیجه از این تصویر آشنا فراتر نمی‌رود. در مجموع دختر برای فیلم‌سازی چون رضا میرکریمی یک موفقیت جدی نیست. فیلم را حداقل به خاطر یک ساعت ابتدایی‌اش که روایتی استاندارد و تعلیق‌هایی جدی دارد نمی‌توان تجربهٔ ناکامی دانست اما تصمیم‌های اشتباه در روایت‌پردازی باعث شده تجربه‌ای هدر رفته باشد.

اختصاصی نقد فارسی

منتقد: دانیال حسینی

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات "منبع: سایت نقد فارسی" ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

3 نظرات on "نقد و بررسی فیلم «دختر»"

  Subscribe  
Notify of
علی علیدادی
Guest
Member

فیلم عالی بود

علی علیدادی
Guest
Member

فیلم عالی بود

علی123
Guest
Member

برادر مریلا زارعی و چدر ستاره در فیلم اسمش احمد است نه محسن جناب منتقد.