نقد و بررسی فیلم Battleship Potemkin (رزم ناو پوتمکین)

کارگردان : Sergei M. Eisenstein

نویسنده : Nina Agadzhanova

بازیگران : Aleksandr Antonov, Vladimir Barsky, Grigori Aleksandrov

خلاصه داستان : در ژوئن سال ۱۹۰۵ ملوانان رزمناو پوتمکین علیه افسران خود شورش می کنند و کنترل کشتی را به دست می گیرند و …

 

www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/12/logo-trans.png

[nextpage title=”سینما به عنوان یک ابزار”]

۲-سینما به عنوان یک ابزار

شوروی،دهه ی ۱۹۲۰

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/1-Battleship-Potemkin.jpgتا قبل از انقلاب بلشویکی، سینما نقش چندان مهمی در زندگی روس ها بازی نمی کرد. سینما در این کشور نسبتاً دیر به داستان گویی روی آورد و در آن دوره هم اکثر فیلم ها با محوریت موضوعات درام و ملودرام ساخته می شدند. معدود فیلم هایی هم که تم سیاسی و اجتماعی داشتند، توسط نظام تزاری روسیه توقیف می شدند. تزار نیکلای دوم، آخرین تزار روسیه، بدون شک تا حدی از تأثیر سینما بر مردم آگاه بود (به همین علت فیلم های سیاسی – اجتماعی در دوره ی او اجازه ی نمایش نمی یافتند). اما هیچ گاه سعی نکرد از سینما به طور مستقیم به نفع خود بهره برداری کند. او به سینما بیشتر به عنوان یک هنر تجملاتی می نگریست. از نگاه او، سینما نباید چندان به مردم نزدیک می شد. اما با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ اوضاع تغییر کرد. رسیدن کمونیست ها به قدرت در شوروی تأثیرات بسیاری بر جامعه گذاشت. از جمله در سینما. بر خلاف تزار، بلشویک ها (و در رأس آن ها لنین) اهمیت بسیاری برای سینما قائل بودند و آن را یکی از اساسی ترین مواد تبلیغی خود می دانستند. جمله ی معروفی از لنین وجود دارد به این شرح که: “از میان تمام هنرها، سینما برای ما و بقیه ی هنرها برای دیگران”. در دوره ی لنین مواد خام فیلم سازی در اختیار کمپانی های فیلم سازی قرار گرفت و استودیوها گسترش پیدا کردند. اما مدتی زمان لازم بود تا سینمای شوروی از آن رخوت و رکود دوران قبل از انقلاب فاصله بگیرد. زمانی که این اتفاق به طور کامل رخ داد و سینما در شوروی به بالندگی رسید، لنین دیگر زنده نبود. جانشین او، استالین نام داشت. اعتقاد استالین به سینما حتی از اعتقاد لنین به آن هم بیشتر بود. برای او بی شک سینما مهم ترین رسانه ی تبلیغی در میان توده ی مردم بود. تمام خواسته ی او این بود که سینما را در اختیار خودش داشته باشد. نگاهی به جملاتی که استالین در مورد سینما گفته است، به خوبی بیان گر این مسأله است. او در جایی اشاره کرده که: “لنین گفت سینما برای ما مهم ترین هنرهاست و من اضافه می کنم سینما بزرگ ترین رسانه ی تبلیغی توده ای فراگیر است. ما باید این رسانه را در اختیار خود بگیریم”. یا در جایی دیگر گفته: “سینما برای ما. تمام ارتش دنیا برای دشمنان سوسیالیسم. ما پیروز خواهیم شد”. یا این جمله ی معروف او که “سینما را در اختیار من قرار دهید. بر جهان حکم خواهم راند”. تمایل دیکتاتورگونه ی استالین برای در دست گرفتن سینما، در نهایت تأثیری معکوس بر جای گذشت. در مقطعی کوتاه، از ۱۹۲۴ تا انتهای دهه ی ۲۰، به علت آزادی های برجا مانده از دوره ی لنین، فیلم سازهای روسی دوره ای طلایی را پشت سر گذاشتند که طی آن تعدادی از شاهکارهای سینمای جهان از جمله اعتصاب، مادر، اکتبر و در رأس همه ی آن ها شاهکار سرگئی آیزنشتاین یعنی رزمناو پوتمکین، ساخته شدند. اما به تدریج که استالین نفوذش را در سینما افزایش داد، از رونق سینمای شوروی کاسته شد. تعداد فیلم های ساخته شده در شوروی سال به سال کاهش می یافت، تا این که در اواخر دوره ی استالین به کمتر از ۱۰ فیلم در سال هم رسید. از جمله فیلم های مهمی که در دوره ی استالین دچار جرح و سانسور شدند، سه گانه ی مشهور ایوان مخوف اثر سرگئی آیزنشتاین است. قسمت اول این فیلم که در مورد دوره ی اوج ایوان بود، بدون مشکل اکران شد. ولی قسمت دوم آن که به مشکلات و دیکتاتوری های او می پرداخت، توسط استالین به این علت توقیف شد که او شمه ای از رفتارهای خود را در این فیلم می دید. فیلم تا زمان مرگ استالین توقیف بود. قسمت سوم فیلم هم به علت مرگ ناگهانی آیزنشتاین در ۵۰ سالگی هرگز ساخته نشد تا او حتی نتواند قسمت دوم فیلمش را روی پرده ببیند.با مرگ استالین بود که دوباره سینمای شوروی از آن رکود وحشتناک خارج شد. ولی هیچ گاه به آن مرحله ای که در دهه ی ۲۰ قرار داشت، نزدیک نشد.

رزمناو پوتمکین (سرگئی آیزنشتاین،۱۹۲۵)

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/10-Battleship-Potemkin.jpgبه مناسبت بیستمین سالگرد واقعه ی تظاهرات خونین ۱۹۰۵، حزب بلشویک دستور ساختن فیلمی را به آیزنشتاین جوان داد. در آن واقعه، در نهم ژانویه ی ۱۹۰۵، عده ای از مردم در سکوت و در حالی که تصاویر تزار نیکلای دوم را حمل می کردند، به سمت مرکز شهر سن پترزبورگ حرکت کردند. مردم طوماری برای تزار می بردند تا او به وضعیت و مشکلات آنان رسیدگی کند. اما به محض این که معترضین به قصر زمستانی تزار رسیدند، قزاق های گارد سلطنتی به روی مردم آتش گشودند. در این حادثه، بیش از ۱۰۰۰ نفر به قتل رسیدند. کارشناسان سیاسی، این اتفاق را از جرقه های اولیه و مهم انقلاب ۱۹۱۷ می دانند. به هر حال:

آیزنشتاین برای ساخت فیلم و تجلیل از مردم انقلاب گر، داستان واقعی حادثه ای که در کشتی پوتمکین رخ داده بود را انتخاب کرد. فیلم این گونه شروع می شود که در رزمناو پوتمکین با ملوانان به شدت بدرفتاری می شود. روزی که ملوانان متوجه می شوند گوشتی که به عنوان غذا به آن ها داده شده است، فاسد است، شورشی را شروع می کنند که ابتدا با سرکوب از طرف بالادستی ها رو به رو می شود، ولی ملوانان به شورش ادامه می دهند و ناخدا و همکارانش را به دریا می اندازند. وقتی رزمناو به شهر ادسا نزدیک می شود، مردم شهر که از جریان شورش مطلع شده اند، از آن حمایت می کنند و به خیابان ها می ریزند، ولی توسط نیروهای تزار سرکوب می شوند. رزمناو به دفاع برخاسته و نیروهای تزار را سرکوب می کند و در نهایت از شهر خارج می شود. فیلم رزمناو پوتمکین البته در همه جا نمایش واقعیت نیست. اصلاً در واقعیت ماجرای کشتی پوتمکین با شکست ملوانان به پایان رسید. اما فیلم در نهایت پیروزی ملوانان را به تصویر می کشد که نشانی است از پیروزی انقلاب ۱۹۱۷ روسیه. بنابراین آیزنشتاین کار را از بررسی تظاهرات ناکام ۱۹۰۵ فراتر می برد و به انقلاب ۱۹۱۷ می رسد. نمادپردازی های فیلم آشکارتر از آن هستند که قابل انکار باشند. ناخداهایی که سکان هدایت کشتی را به عهده دارند، ملوانانی که در واقع “آن ها” دارند کشتی را به پیش می برند، ولی از سوی اقلیت بالادستی شان مورد ظلم واقع می شوند و در نهایت پیروزی شورش که باعث می شود خود ملوانان هدایت کشتی را به عهده بگیرند، همه و همه اشاره هاییست به انقلابی که باعث شد “خود مردم” سرنوشتشان را در دست بگیرند. رزمناو پوتمکین از لحاظ تدوین هم یکی از مهم ترین آثار تاریخ سینما به شمار می رود. چرا که آیزنشتاین با این فیلم نوعی از تدوین را که به نام خود او هم معروف است، به همگان نشان داد و تثبیت کرد. این نوع تدوین به این صورت است که با نمایش یک شیء و سپس قطع به یک وسیله ی دیگر، می توان حسی در تماشاگر به وجود آورد که مستقیماً به هیچ کدام از آن دو جسم ربطی نداشته باشد. در این فیلم، به خصوص در سکانس پلکان ادسا که یکی از مشهورترین و زیباترین سکانس های تاریخ سینما است، این نوع تدوین را مشاهده می کنیم.رزمناو پوتمکین به دلیل گرایشات و شعارهای کمونیستی شدیدش در بسیاری از کشورها توقیف شد و در کشورهایی هم با حذفیات فراوان اجازه ی نمایش گرفت. از دهه ی ۵۰ بود که فیلم در همه جای جهان کشف شد و امروزه در اکثر نظرسنجی ها، در میان بهترین فیلم های تاریخ سینما جای می گیرد. تأثیر رزمناو پوتمکین بر سینمای شوروی را می توان از این جمله ی جرج آلتمن دریافت که گفت: “سینمای شوروی با پوتمکین، چهره ی واقعی خود، یعنی بیان قدرت جمع، گروه و جنبش توده ای را پیدا کرد”.

نویسنده:سید آریا قریشی

منبع:آدم برفی ها

[nextpage title=”سینمای شوروی:«رزمناوپوتمکین»”]

۳-سینمای شوروی:«رزمناوپوتمکین»

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/11-Battleship-Potemkin.jpgروشن‌فکر ۲۶ ساله‌ی روسی، «سرگئی آیزنشتاین» در این سال اولین تجربه‌های کارگردانی خود در سینما را با دو فیلم «اعتصاب» و «رزمناوپوتمکین» آغاز می‌کند. «اعتصاب» که نخستین فیلم او و در واقع نخستین بخش از مجموعه‌ی «پیش به سوی دیکتاتوری پرولتاریا» است، داستان روسیه‌ی پیش از انقلاب اکتبر است. دستگاه رهبری کارخانه‌ای برای پاییدن کارگران، جاسوس‌هایی می‌گمارد و کارگری به ناحق متهم به دزدیدن یک ریزسنج می‌شود و هنگامی که او را تهدید به اخراج می‌کنند، کارگرِ نومید، دست به خودکشی می‌زند و هم قطارانش تحت تاثیر این واقعه‌ی دردناک دست به اعتصاب می‌زنند. استفاده از نمادهای تصویری و تدوین کوبنده از امتیازات فیلم است که به بیان استعاری فیلم کمک می‌کند.نظریه‌ی «مونتاژ» برای بهره‌گیری از ابزارهای سیمنمایی به‌عنوان شاخص کارهای آیزنشتاین و دوره‌ی تاریخی بعد از او در سینما کارکرد رایج و هنری پیدا می‌کند: سکانس معروف آخر فیلم که قتل و کشتار کارگران به دست ماموران تزار را نشان می‌دهد با یک مونتاژ به تصاویری از ذبح یک گاو در سلاخ‌خانه قطع می‌شود. حس طنز و کاریکاتوری جلوه دادن برخی صحنه‌های فیلم نیز بطور مستقیم از «اپرای سه پولی»، اثر برتولت برشت، الهام گرفته شده است.«رزمناو پوتمکین» دومین فیلم آیزنشتاین در همین سال از پرآوازه‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما است. این فیلم در واقع هم ردیف «همشهری کین» ِ اورسن ولز، بارها در رای‌گیری منتقدان فیلم در رده‌ی بهترین‌های تمامی تاریخ سینما قرار گرفته است. فیلم به سفارش حزب کمونیست، با این نیت ساخته می‌شود که در بیستمین سالگرد انقلاب شکست خورده‌ی سال ۱۹۰۵ به نمایش در بیاید و تجلیلی باشد از مبارزات مردم روسیه در سراسر کشور.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/12-Battleship-Potemkin.jpgداستان فیلم جریان وقایعی است که بر ملوانان رزمناو پوتمکین می‌رود. با آن‌ها مانند خوک رفتار می‌شود و هنگامی که به آن‌ها گوشت فاسد می‌دهند، شورش آغاز می‌شود و سربازان تزار وارد درگیری می‌شوند و اعتصاب‌گران را به گلوله می‌بندند.لوکیش اصلی درگیری در بندر «اودسا» است که دارای بزرگترین بندر پله‌دار در آن زمان بود. صحنه‌ی پایین آمدن قزاق‌ها از پله‌ها و به گلوله بستن جمعیت در حال فرار به کمک هنر مونتاژ آیزنشتاین، نقطه اوج وقایع فیلم و در واقع یکی از نام‌اورترین صحنه‌های برگزیده‌ی تاریخ سینماست. آیزنشتاین تحت تاثیر کار در تئاتر «پرولت کولت» فیلم را در پنج پرده نمایش می‌دهد.بخش‌های مختلف این اثر به وسیله‌ی روابط بی‌شمار و زنجیروار به یکدیگر پیوند خورده‌اند و نخست موضوع برادری است که بازتاب آن در عنوان «برادران» هر بار در عناوین میان‌پرده‌ها ظاهر می‌گردد.یکی دیگر از سکانس‌های معروف فیلم سکانس سه شیر سنگی است که با پیشنهاد «ادوارد تیسه» فیلم‌بردار فیلم در قصر قدیمی تزار فیلم‌برداری شده است. آیزنشتاین به شیوه‌ی مونتاژ با کنار هم قرار دادن تصویر سه شیر در سه حالت مختلف، حرکتی را تلقین می‌کند که تعبیری است از قیام خشمگیانه و اعتراض‌آمیز مردم.فیلم در خود شوروی بسیار مورد توجه مردم و مقامات قرار گرفت ولی در خارج از شوروی، سرنوشت دیگری پیدا کرد. محتوای طغیانی و ویران کننده‌ی آن برای تمام سازمان‌های سانسور، مساله‌ای بزرگ بود. در آلمان به دستور ارتش رایش دوران وایمار، فیلم دوبار توقیف شد و پس از اعتراض شدید مردم نسخه‌ی به شدت مثله شده‌ای از آن به نمایش درآمد.یکی دیگر از فیلم‌های معروف سینمای شوروی در این سال، «تب شطرنج» به کارگردانی «وسوولود پودوفکین» و «نیکلای شاپیکوفسکی» است. فیلمی نیمه مستند و کمدی از مسابقات بین‌المللی شطرنج که در نوامبر ۱۹۲۵ در مسکو برگزار شد. «آنازمتسووا» همسر «پودوفکین» نیز یکی از بازیگران آن بود. فیلم ادای دینی است به استاد «پودوفکین» یعنی «لف کولشوف».

نویسنده:شهرام عطائی

منبع:برای سینما

[nextpage title=”«رزمناو پوتمکین»:به بهانه انتشار نسخه جدید فیلم”]

۴-«رزمناو پوتمکین»:به بهانه انتشار نسخه جدید فیلم

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/13-Battleship-Potemkin.jpgپنجاه سال پیش، هیات داوران جشنواره ای بین المللی در بروکسل، «رزمناو پوتمکین» ساخته سرگئی آیزنشتاین را به عنوان بهترین فیلم ساخته شده تا آن زمان انتخاب کرد.از آن پس «رزمناو پوتمکین» مقامی بالاتر از تنها یک فیلم مهم پیدا کرد و تبدیل به فیلمی شد که وجودش مفهوم جدیدی به «مطالعات سینمایی» می بخشید.اما حتی در سال ۱۹۵۸ نیز برقراری ارتباط میان این گونه ستایش از فیلم آیزنشتاین (به ویژه صحنه پلکان اودسا) با تاثیرگذاری اندک آن بر تاریخ سینما، کاری دشوار می نمود. به راستی «پوتمکین» چه بود و چرا به عنوان یک اثر بزرگ و مهم هنری شناخته می شود؟

ابتدا تاریخ:در سال ۱۹۰۵، هنگام عبور پوتمکین (نگین ناوهای امپراتوری روسیه) از دریای سیاه، شورشی در آن به وقوع می پیوندد. این شورش بخشی از انقلاب ناتمام سال ۱۹۰۵ روسیه بود که تبدیل به پیش درآمدی برای رویدادهای سال ۱۹۱۷ شد. کشتی در نهایت به بندر اودسا رسید و شورش نیز به فرجامی نرسید.در سال ۱۹۲۵ آیزنشتاین که تا پیش از آن تنها یک فیلم تحت عنوان «اعتصاب» ساخته بود، ماموریت یافت تا فیلمی درباره رویدادهای سال ۱۹۰۵ بسازد.الزام آیزنشتاین به ساخت فیلم در قالب یک اثر تبلیغاتی و انقلابی، منجر به خلق مشهورترین صحنه فیلم شد: کشتار پلکان اودسا. در این صحنه انبوهی از اهالی اودسا (آن گونه که دیده می شود، بیشتر متعلق به طبقه متوسط هستند)، در حمایت از یک سرباز متمرد دست به تظاهرات می زنند، اما ارتش (پیاده و سواره نظام) به آنان حمله و متفرق شان می کند.در این صحنه طولانی سربازان جملگی یونیفرم بر تن، کلاه های سفید بر سر، تفنگ های سرنیزه دار در دست (و چکمه های ساق بلند به پا دارند ـ شاید لنی ریفنشتال هم از این فیلم تاثیر گرفته بود). این رویارویی در نهایت منجر به قتل و خونریزی وسیعی می شود. (جالب اینکه از اصل واقعه هیچ سندی در دست نیست و عکس هایی از این کشتار که در کتاب های تاریخی ثبت شده جملگی برگرفته از فریم های این فیلم است.)

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/14-Battleship-Potemkin.jpgپرسش:آیزنشتاین چگونه توانست با محدودیت های سینمای صامت، چنین صحنه ای را خلق کند؟ او می توانست از فیلم های خبری تقلید کند. او می توانست از پرداخت به جزئیات صرف نظر و به یک نمای کلی از رویداد اکتفا کند.او می توانست «نبرد» را به شیوه ای که هالیوود همواره در فیلم هایش نشان می دهد به نمایش درآورد و با استفاده از زوایای مختلف دوربین، تنها سرنوشت چند شخصیت اصلی داستان را پیگیری کند. و در نهایت او می توانست کاری را کند که اکنون شاهدش هستیم.آیزنشتاین با گسترش شیوه هالیوودی شیوه ای بدیع تر و زیباتر خلق کرد که در آن ضرباهنگ صحنه از طریق نمایش متوالی صحنه هایی کوتاه خلق می شد. آیزنشتاین صحنه هایی متعدد و بسیار کوتاه فیلمبرداری کرد و آنها را به گونه ای در کنار هم قرار داد تا تاثیرگذاری شان دوچندان شود.نتیجه کار تکان دهنده، زیبا و بهت آور بود، اما دلیل هر یک از این واکنش ها متفاوت است. این صحنه بهت آور است، چرا که شاهد شمشیرهایی که صورت مردم را پاره می کنند و کالسکه کودکی هستیم که از بالای پله ها به پایین می آید و عینکی را زیر چرخ های خود خرد می کند.ما به عنوان تماشاگر با قربانیان همدردی می کنیم، گویی که خود نیز بخشی از میان آنان هستیم. این صحنه زیبا است، چرا که به واسطه تدوین بلشویکی می توان تنها از فرم و قالب لذت برد و نسبت به مفهوم صحنه که از درد انسانی می گوید، بی توجه بود.و در نهایت این صحنه تکان دهنده است، زیرا هرچه سربازان به «پیروزی» نزدیک تر می شوند، ما نیز دوست داریم به آنها ملحق شویم.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/15-Battleship-Potemkin.jpgاین صحنه نمونه ای از حد اعلای تضاد است که تماشاگر علاوه بر احساس درد، سادیسم را نیز حس می کند.آیزنشتاین نیز مانند بسیاری دیگر از هنرمندان بلشویک در سال های ۱۹۲۰، ترکیبی نامتجانس از تعصب و هوش تبلیغاتچی و یک تئوریسین بود. نوشته های او درباره چگونگی ساخت این صحنه، شباهت زیادی به مقاله یک فیزیکدان درباره نیروها و واکنش نسبت به آنهاست.این صحنه پدیده ای شگفت انگیز در زمینه هنر گرافیک و تدوین فیلم بود (و هست) که برای زمان خود بسیار پیشرو بود و بدین ترتیب تنها عده معدودی به فکر به کارگیری این شیوه افتادند. اما این ترکیب فوق العاده احساس و تئوری، چندان به مذاق مقامات بلشویک خوش نیامد.آیزنشتاین از اوایل سال های ۱۹۳۰ به عنوان یک فرمالیست (در حقیقت نیز او همیشه عاشق فرم بود) و هنرمندی که علاقه زیادی به انقلاب ندارد (که این هم حقیقت دارد) مورد سوءظن قرار گرفت. از سوی دیگر آیزنشتاین همواره به دنبال راهی برای فرار از حصار اتحاد جماهیر شوروی بود و رویای رفتن به کالیفرنیا را در سر داشت. او در سال ۱۹۳۰ به هالیوود رفت، اما این سفر تبدیل به کابوسی برای او شد.آیزنشتاین با کمک آپتن سینکلر نویسنده، مستندی زیبا در مکزیک ساخت، اما مسکو از پذیرش آن خودداری کرد.در نهایت مقامات شوروی نیز استفاده از شیوه های تدوین جسورانه و فرمالیستی را که آیزنشتاین خلق کرده بود به کلی ممنوع کردند. آیزنشتاین در سال ۱۹۴۸ درگذشت. سرنوشت او چنان تراژیک بود که می تواند دستمایه ساخت فیلمی بزرگ قرار گیرد.دراماتیزه کردن تدوین، بزرگ ترین دستاورد او بود. این دستاورد بعدها از سوی فیلمسازان دیگری تکامل یافت که صحنه جنایت زیر دوش در «روانی» ساخته آلفرد هیچکاک از بهترین نمونه های آن است. اگرچه آیزنشتاین ابداع کننده سینما نبود، اما در زمره افرادی است که نقش زیادی در ارتقای این هنر داشتند. متاسفانه شخصیت او هنوز چندان که باید شناخته نشده است. کافی است صحنه پلکان اودسا را به هر عاشق سینما نشان دهید، تا ببینید چطور فشار خونش بالا می رود.

نویسنده:دیوید تامسن،گاردین

منبع:روزنامه تهران امروز

[nextpage title=”رزمناو پوتمکین:قدرت بی پایان تدوین در سینما”]

۵-رزمناو پوتمکین:قدرت بی پایان تدوین در سینما

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/16-Battleship-Potemkin.jpgدر ژوئن سال ۱۹۰۵ ملوانان رزمناو پوتمکین علیه افسران خود شورش می کنند و کنترل کشتی را به دست می گیرند. مردم شهر ساحلی اودسا به حمایت از آنها بر می خیزند اما سربازان قزاق مردم را قتل عام می کنند. در نهایت با پیوستن ناوهای دیگر به پوتمکین انقلاب به پیروزی می رسد.رزمناو پوتمکین یکی از شاهکارهای کلاسیک تاریخ سینماست. سرگی آیزنشتاین که در سال ۱۹۲۵ با ساخت فیلم "اعتصاب" شهرتی به هم زده بود، سفارشی را برای ساخت فیلمی درباره انقلاب ۱۹۰۵ دریافت میکند و شهر اودسا را که دارای بزرگترین بندرگاه پلکانی اروپاست، به عنوان لوکیشن فیلمش انتخاب می نماید.رزمناو پوتمکین فیلمی وقایع نگارانه است که در عین حال حالتی درام به خود می گیرد. فیلم فرم دقیق یک تراژدی پنج پرده ایی را نیز داراست که این پنج پرده یا همان پیرنگ فیلم طبق گفته خود آیزنشتاین به صورت زیر است:

پرده اول:آدمها و کرمها، نمایش رویدادها، اوضاع و احوال بر فراز رزمناو، گوشت پر از کرم، هیجان و جنبش میان ملوانان.

پرده دوم:درام بر عرشه کشتی، همه ملوانان بر عرشه!، امتناع ملوانان از خوردن سوپ با گوشت پر از کرم، صحنه زیر سایبان، برادران!، امتناع از تیراندازی، شورش، تسویه حساب با افسران.

پرده سوم:مرده ایی فریاد می کشد: مه، جسد "واکولین چوک" در بندر اودسا، گریستن برای مرده، تظاهرات قیام کنندگان، پرچم سرخ برافراشته می شود.

پرده چهارم:پله های بندر اودسا، پیمان برادری میان اهالی شهر و ملوانان رزمناو، فرستادگانی با مواد غذایی، قتل عام روی پله های بندر، تیراندازی رزمناو به مرکز فرماندهی.

پرده پنجم:برخورد با دیگر کشتی های هم رزم، شب سرشار از انتظار، برخورد، ماشینها، برادران!، امتناع کشتی های همرزم از تیراندازی، رزمناو با سرافرازی از میان کشتی ها عبور می کند.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/17-Battleship-Potemkin.jpgفیلم با تصاویری از امواج خروشان که به موانعی برخورد می کنند آغاز می شود امواجی که می تواند نشان دهنده امواج انقلاب باشد. به طور کلی آیزنشتاین در فیلم بسیار به نمادگرایی می پردازد.نمای نزدیک از عینکی شکسته می تواند نشان دهنده مرگ صاحب عینک باشد یا نمای نزدیک از پیانویی شکسته نشان دهنده سقوط کشتی است. یا مشتهای گره کرده که نشانه خشم است.آیزنشتاین در این فیلم از هر چیز نمای نزدیک می گیرد.صورتهای افراد و اشیاء مختلف مانند نان، غذا، ظرف سوپ، لوازم کشتی، شیپور، دسته شمشیر و…. بدین ترتیب به اشیاء نیز نقشی برجسته می دهد.آیزنشتاین در این فیلم "جمعیت" را به عنوان قهرمان داستان انتخاب می کند و کمتر اتفاق می افتد که چند نمونه برگزیده شده در برابر جمعیت قد برافرازد. در میان خیل عظیم شورشیان هر چهره فقط یکی دو دقیقه نقش دارد و بعد نوبت به دیگری می رسد.در این فیلم سالها قبل از همشهری کین، تدوین درون تصویری را می بینیم.نمای نزدیک از دو لوله توپ که در میان آنها پرچم روسیه در نمایی دور پایین می آید. نماهای سوبژکتیو از افسر کشتی که ملوانان را زیر نظر دارد بسیار عالی پرداخت شده اند. تدوین موازی در سکانس شورش در کشتی یا سکانس پله های اودسا بسیار به کار رفته است. در اینجا هم اشیاء نقش غیر قابل انکاری دارند و گاهی نمای دور به نماهای نزدیک از اشیاء قطع می شوند: افسری که از روی عرشه به داخل دریا سقوط می کند و تصویر بلافاصله به نمایی نزدیک از یک تیوپ نجات تعویض می شود.بطن دراماتیک فیلم در این جمله از آن نهفته است"همه برای یکی و یکی برای همه".هنگامی که کلمه "یکی" بر پرده نقش می بندد بلافاصله جسد واکولین چوک را می بینیم و پس از کلمه "همه" بلافاصله خیل عظیم جمعیت به تصویر کشیده می شود. بازتاب این موضوع در عنوان "برادران!" هربار در عناوین میان پرده ها ظاهر می گردد.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/18-Battleship-Potemkin.jpgبهترین و به یادماندنی ترین سکانس فیلم بدون شک سکانس قتل عام پله های اودساست که از نظر دکوپاژ و تدوین شاهکاری بی نظیر در تاریخ سینماست. در این صحنه سربازان به روی مردم بی دفاع شلیک می کنند و مردم وحشت زده از پله ها سرازیر می شوند. در اینجا آیزنشتاین با استفاده از ریتمی سریع مردم هراسان را به تصویر می کشد. نماهای درشت به نماهای عمومی تعویض می شوند. به دنبال فرار آشفته گروه مردم، بلافاصله حرکت آهنگین پای سربازان ادامه می یابد…آشفتگی در برابر نظم. حرکت نزولی دوربین به حرکت صعودی تبدیل می شود. کودکی تیر خورده و زیر دست و پا می ماند…در نمایی نزدیک دست اورا می بینیم که زیر دست و پا له می شود و مادر آشفته اش که او را در آغوش می گیرد. کالسکه ایی که با نوزاد داخل آن به سمت پایین پله ها حرکت می کند. – سالها بعد برایان دی پالما در سکانس ایستگاه قطار تسخیر ناپذیران به این صحنه ادای دین می کند.- تمام اینها تلاشهایی است برای دراماتیزه کردن انقلاب با استفاده از تکنیکهای سینمایی. اینجاست که فرم به خدمت محتوا در می آید و آیزنشتاین اوج خلاقیتش را به نمایش می گذارد: در نمایی بسیار زیبا سه شیر سنگی را به تصور می کشد که با خشم به این وقایع می نگرند.

نویسنده:علیرضا احسانی

منبع:همیشه سینما

[nextpage title=”تحلیل تکنیکی رزمناو پوتمکین”]

۶-تحلیل تکنیکی رزمناو پوتمکین

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/19-Battleship-Potemkin.jpgاین فیلم به مناسبت بزرگداشت بیستمین سالگرد انقلاب ۱۹۰۵،در سال ۱۹۲۵ در چهار شهر بزرگ اتحاد جماهیر شوروی (مسکو، لنینگراد، اودسا و سباستپول) ساخته شد.در سال ۱۹۵۲ رزمناو پوتمکین بین ده فیلم برگزیده تاریخ سینما به عنوان بهترین فیلم اعلام شد.در سال ۱۹۵۸ باردیگر این فیلم از میان ۱۲ فیلم دیگر به مقام نخست رسید. لازم به ذکر است که در این رده بندی از بین ۱۱۷ منتقد سینمایی (داوران مسابقه)، ۱۱۰ نفر به فیلم رای دادند.رزمناو پوتمکین به واسطه المان های زیر بعدها تبدیل به معیار سنجشی برای سینمای جهان شد.

۱-استفاده از مونتاژ تصاویر و تبدیل آنها به صحنه هایی احساس برانگیز.

۲-وجود صحنه هایی که مانند یک فیلم مستند و بسیار واقعی به نظر می آمدند.

۳-همکاری چشمگیر بازیگران به خصوص در صحنه های اودسا (بازیگران ترکیبی از هنرپیشگان حرفه ای وآماتور بودند که ارزش هر دو گروه از آنها در فیلم یکسان است)

بازن در کتاب "سینما چیست؟ ۱۹۵۸" فیلم آیزنشتاین را به دلیل اینکه بسیار زودتر از دوره نئو رئالیسم (نیمه دوم دهه ۴۰، بعد از جنگ)، فیلمی است با جنبه های رئالیستی بسیار،با اهمیت می شمرد.

حال به چند جنبه رئال کار او اشاره می نماییم:

۱-مانند روسیلینی و کشاورزان فیلم های او، دریانوردان آیزنشتاین نیز علائمی از باد، آفتاب و کار سخت برچهره دارند.

۲-کارگردان در دوره ای که فیلم سازی داخل استودیو صورت می گرفت، برای فیلم برداری از استودیو خارج شده و از دکورهای طبیعی بهره می گیرد.

۳-آیزنشتاین قبل از ساخت فیلم، مفصلاً در مورد ماجرای سال ۱۹۰۵ تحقیق کرده، با بازماندگان مصاحبه مب کند و حتی تصاویری واقعی از قتل عام پله های اودسا را می یابد.

۴-میل شدید آیزنشتاین به ساخت فیلم درست در مکان هایی که اتفاق سال ۱۹۰۵ در آنجا رخ داده، یکی دیگر از تمایلات رئالیستی او می باشد. فیلم برداری دقیقاً از پله های اودسا و محل قتل عام واقعی صورت گرفته است. حتی آیزنشتاین اصرار داشت که فیلم در رزمناو پوتمکین واقعی ساخته شود که این کار ممکن نشد و از کشتی ای شبیه به آن استفاده گردید.

۵-به گفته F.J Zubiar Carreño (1999): از نظر آیزنشتاین فیلم نامه یک شمای منطقی از چند صفحه ماشین شده است." در فیلم های آیزنشتاین خلق اثر در زمان فیلم برداری (که از دید او مهمترین قسمت کار است)، صورت می گیرد و این دقیقاً دیدگاه نئورئالیست ها نسبت به فیلم نامه است.

۶-در سال ۱۹۸۶ Julio Alvarez del Vayo از قول آیزنشتاین و در رابطه با نظر او در مورد مفهوم فیلم و تاثیر واقعیت بر فیلم برداری و فیلم می گوید: بارها همراه با طرحی از پیش تعیین شده، با در نظرگرفتن تمامی جوانب کار و با شرح و تصویر آغاز به کارنمودم، ولی زماینکه خود را در بین توده مردم یافتم و نزدیکی به آنها را حس کردم، نظرم کاملاً تغییر کرد. در حقیقت این مردم هستند که به واسطه اعمال طبیعی شان، به فیلم حس و حالی واقعی می بخشند.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/2-Battleship-Potemkin.jpgزمانیکه انقلاب شوروی پایان یافت، درگیری سیاسی به صورت جنگ داخلی بروز نمود. به واسطه این شرایط و اینکه تمامی سینماگران روسی تبعید شدند و یا به جبهه ضد انقلابیون پیوستند، سینمای قبل از جنگ روسیه ناپدید شد. در این زمان باید سینما از نو ساخته می شد. این موضوع از جهتی مزیت بود، زیرا سینما در طول یازده سال بین سال های ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۰، تبدیل به هنری رسمی در اتحاد جماهیر شوروی شد و حزب کمونیست در اولین کنگره مربوط به این موضوع تاکید نمود که محدودیتی برای سینما وجود ندارد و حوزه وسیعی برای تجربیات جدید در دسترس خواهد بود. به این طریق آونگارد سیاسی و آوانگارد هنری با یکدیگر ترکیب شدند. سینمای آوانگارد شوروی سعی داشت که به فهم شرایط تاریخی، سیاسی و متعهد ساختن تماشاگر برای اتخاذ عملکردی فعالانه (یعنی تماشاگر از حالت بیننده صرف بودن خارج شده و در تاریخ سهمی داشته باشد)، دست یابد.رزمناو پوتمکین یک بخش از مجموعه ای هشت قسمتی با نام ۱۹۰۵ بود که فقط دو فیلم رزمناو پوتمکین و مادر Pudovkin از این مجموعه ساخته شد. هدف از این سری فیلم، بزرگداشت انقلاب ۱۹۰۵ بود که با "یکشنبه سرخ" آغاز و به در دست گرفتن قدرت توسط بولشویک ها در سال ۱۹۱۷ خاتمه یافت. برای خلاصه کردن جریان انقلاب در هشت فیلم که امری محال به نظر می رسید، به مدت ۶ ماه در سن پترزبورگ کار انجام گرفت. آیزنشتاین برای ساخت فیلم به دلیل نبودن نور کافی مجبور به سفر به اوکراین شد و در آنجا بود که تصمیم گرفت بقیه قسمت ها را حذف نموده و فقط به ماجرای اودسا تکیه کند. مختصر و مفید بودن جریان اودسا مزیت آن محسوب می شد. ولی مشکل بزرگ فیلم در این بود که باید تنها همین اپیزود تبدیل به استعاره ای برای نمایش تمام و کمال شورش ۱۹۰۵ می گردید. آیزنشتاین در این اپیزود خود را تنها محدود به فیلم برداری و بازسازی ماجرای شورش و قتل عام ۱۹۰۵ نمی کند، بلکه او می کوشد که این موضوع را تبدیل به پرسشی جهانی در مورد مبارزه با ظلم و تلاش در جهت آزادی نماید.همچنین فیلم برای آیزنشتاین میدان تجربه اندوزی در سه جنبه متفاوت شامل ارگانیسم (ساختار)، احساسات و مونتاژ بود.در مورد ساختار فیلم می توان گفت که از وقفه ها، کات ها، نقاط تغییر و اوج بهره می گیرد. برای مثال در اپیزود دوم (درام در خلیج) هنگامی که تفنگداران از شلیک امتناع می ورزند و شورش آغاز می شود، شاهد پرشی کیفی هستیم. بدین معنی که ماجرایی که با اعتراضی کوچک در مورد گوشت گندیده آغاز می شود، تغییرکیفی یافته و منجر به گرفتن رزمناو می شود.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/20-Battleship-Potemkin.jpgهر لحظه از داستان پوتمکین مانند واقعیت تاریخی آن در همان مکان خاص می گذرد، ولی مرتباً به سطوح بالاتری دست می یابد. در قسمت سوم نیز در هنگام عزاداری برای Vakulinchuk همین تغییر حالت را می بینیم: از دلسوزی به خشم، از درد و رنج و بازوها فروافتاده با مشت های گره شده تا مشت های برافراشته.نوشته روی پلاکارد دریانورد کشته شده واضح است: برای یک کاسه سوپ. این کاسه سوپ اولین پتانسیل داستان است و خواندن و تفسیر دیگرگونه آن توسط مردم دومین پرش کیفی فیلم را می سازد: مردم اودسا نیز در شورش خدمه رزمناو شریک می شوند. این بدین معنی است که هر المانی مانند سلول یک ارگانیسم تکثیر می شود ولی در هر تغییر، کیفیت آن نیز پیشرفت می نماید. برای این جهش ها آیزنشتاین باید لحظات خاصی را در ساختار فیلم در نظر می گرفت که در آنها تغییرها قابل دیدن و با اهمیت باشند. تعجب انگیز این است که فیلم آیزنشتاین با اینکه آوانگارد است ولی مانند تراژدی های کلاسیک به ۵ بخش تقسیم شده است. او همچنین با کات ها در فیلم ایجاد وفقه و شکاف می کند. مثلاً آیزنشتاین صحنه چکمه های سربازان را که شلیک می کنند دقیقاً قبل از اینکه پای آنها پله بعدی را لمس نماید، کات کرده و تکه هایی از اتفاقات دیگر را وارد می کند و بدین ترتیب از سینمای روایی فاصله می گیرد.المان دیگری که آیزنشتاین به کار می گیرد، احساسات یا به عبارت دیگر تاثر و ترحم است که بر بیننده تاثیر مستقیم دارد و آنها از طریق احساسات در فیلم شریک می شوند. فیلم باعث تخلیه روحی می گردد. بیننده با مرگ دریانورد متاثر می شود، موفقیت انقلاب را تشویق می نماید و برادری رفقای ناوگان جنگی را می پذیرد. آیزنشتاین اعتقاد دارد که ترحم در طبیعت و ارگان های زنده وجود دارد و بیننده حاضر در سینما ار مکان اجتماعی خود جدا نشده بلکه او عکس العمل نشان می دهد. فیلم در حقیقت دستورالعمل هایی را صادر می کند، برای اینکه بیننده عکس العمل نشان دهد. البته رویکردهای زیبایی شناختی و ملاحظات اجتماعی در ساخت فیلم نیز بر روی احساسات و ایجاد ارتباط بین تماشاگر و فیلم تاثیر گذار هستند. در صحنه پله های اودسا، خشونتی فیزیکی کاملاً به چشم می آید که بر بیننده اثر می گذارد.این فیلم تغییرات بسیاری در تکینک های سینمای روسیه به وجود آورد. نکته مهم دیگر همکاری آیزنشتاین با Eduard Tisse که فیلم بردار تقریباً تمامی فیلم های وی و نویسنده صحنه معروف شیرها است، بود. تیسه در بازدید از سباستپول و در جستجوی موقعیت مناسب، این لوکیشن را کشف کرد. برای اولین بار در اتحاد جماهیر شوروی به جای تغییر دوربین، تغییر لنزها صورت گرفت و به این طریق مشکل فیلم برداری از جمعیت زیاد در جلوی دوربین حل شد. همچنین ماشین تراولینگ که در موازات پله ها و به صورت مورب حرکت می کرد، برای اولین بار در شوروی استفاده گردید. می گویند این ماشین آنقدر بزرگ بود که می توانست دوربین، Tisse، دستیاران وی و آیزنشتاین را حمل نماید. صحنه مادری که بچه اش را در آغوش گرفته و پیش می رود، مدیون تراولینگ است. المان دیگری که آن هم برای اولین بار تجربه شد، فکوس های متفاوت خصوصاً در صحنه سوم (عزاداری دریانورد) بود. المان مهم دیگر در فیلم برداری ارتباط آن با اصول زیبایی شناختی است. Nelson Seals در نقدی فیلم برداری تیسه (خصوصاً در قسمت سوم فیلم) را با آثار نقاشان امپرسیونستی مقایسه می نماید. تصاویر غروب و شب با بازتاب های آب مدیون امپرسیونیسم است.

گردآوری و ترجمه:شیرین آیت اللهی

منبع:دوهفته نامه الکترونیکی تحلیل فیلم

[nextpage title=”دو یادداشت کوتاه بر فیلم”]

۷-دو یادداشت کوتاه بر فیلم

سامان پارسا

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/21-Battleship-Potemkin.jpgنام فیلم درزبان روسی«رزم‌ناو پوتیومکین» است که در فارسی به اشتباه به «رزم‌ناو پوتمکین» ترجمه شده بود و در ایران به این نام شناخته شد.نام این رزم ناو به افتخار گریگوری الکساندروویچ پوتیومکین،یک چهرهٔ نظامی قرن ۱۸ روسیه گذارده شده بود.موضوع فیلم شورش ملوانان رزم‌ناو پوتیومکین در سال ۱۹۰۵ بر علیه افسران تزار مافوق خود در جریان انقلاب ۱۹۰۵ روسیه و همراهی مردمان با آنها می‌باشد.

فیلم از پنج فصل (اپیزود) تشکیل شده‌است:«مردان و حشره‌ها» که مقاومت ملوانان به علت این‌که به آنها گوشت فاسد داده می‌شود را نشان می‌دهد. «نمایش در بندر» شورش ملوانان و کشته شدن رهبرشان واکولینچوک را به نمایش می‌گذارد. «مردی مرده برای عدالت فریاد می‌زند.» جنازهٔ واکولینچوک توسط مردم ادسا تشییع می‌شود. «پلکان ادسا» که سربازان تزاری مردم ادسا را قتل عام می‌کنند. «تسلیم سربازان» سربازان به شورشیان می‌پیوندند.

سکانس پلکان اودسا

این فیلم فصلی معروف به نام «پلکان ادسا» دارد.این فصل مورد تقدیر یکی از معدود فصل هایی است که به صورت مجزا مورد تکریم منتقدان و دوستداران سینما قرار گرفته است. در این فصل که به پله‌های پریمورسکی یا پلکان پوتیومکین نیز مشهور است، سربازان قزاق روسی با تونیک های تابستانی خود صفی ماشین وار وهمامنگ را تشکیل می‌دهند که به مردم عادی ادسا شلیک می‌کنند که در میان آنها یک پسر جوان نیز دیده می‌شود. در انتهای این فصل یک مادر که بچه‌ای را در یک کالسکه حمل می‌کند نیز مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد و وی کالسکهٔ بچه را به میان جمعیت فراری که از پله‌ها پایین می‌روند هل می‌دهد. فیلم های زیادی به این فیلم و فصل پلکان ادسا ادای دین کرده‌اند. از این جمله‌اند: ‍پ درخوانده اثرفرانسیس فورد کاپولا «تسخیر ناپذیران اثر برایان دیپالما « جنگ ستارگان اپیزود سوم: انتقام سیث اثر جرج لوکاس.

نکتهٔ آخر اینکه تمام وقایعی که روی پلکان ادسا اتفاق می افتند، به احتمال زیاد زاییدهٔ تخیل قوی ایزن اشتاین می‌باشند.تدوین این اثر از شاهکار های تدوین سینما است وهدف هم درد ی مخاطب را دنبال می کند.»

تیام یابنده

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/22-Battleship-Potemkin.jpg«رزمناو پوتمکین ساخته سرگئی آیزنشتاین محصول سال ۱۹۲۵شاید از اولین فیلم هایی باشد که در رده essayfilm(مستند سیاسی) قرار می گیرد و از پایه گذاران این سبک می باشد که البته با روایتی فوق العاده حالتی داستانی به خود می گیرد،رزمناو پوتمکین به همراه Birth of a Nation (تولد یک ملت)که ساخته خود آیزنشتاین است و citizane Kane (همشهری کین) ساخته اورسن ولز از مهمترین و تاثیر گذارترین فیلم های تاریخ سینما هستند. این فیلم به مناسبت بیستمین سالگرد انقلاب ناکام ۱۹۰۵ بر علیه تزار ساخته شده است.آیزنشتاین در این فیلم تکنیک کاملا تازه ای از تدوین خلق کرد،تدوین بر اساس انگیزش روانشناختی به جای منطق روایی،توانست ارتباط مستقیمی با مخاطب برقرار کند،زمان فیلم ۸۲ دقیقه در سرعت ۱۶ فریم در ثانیه و دارای ۱۳۴۶نما می باشد که در مقابل فیلم های همزمان خود در آمریکا برای یک فیلم ۹۰ دقیقه ای که ۶۰۰ نما داشت قابل اعتناست.فرای تدوین فوق العاده ی این فیلم،جنبه های بصری و ترکیب بندی تصاویر نیز در شاهکار بودنش دخیل هستند،فیلم کاملا سیاسی است،زیرا آیزنشتاین در این دوره مارکسیست بوده،و حتی تفکراتش از فیلمسازی برایش اهمیت بیشتری داشته است،فیلم دارای ۵ پرده می باشد که دارای ارتقای ساختاری کاملی می باشد:۱-انسان و حشرات ۲-درام در عرشه تشریفات کشتی ۳-مراجعت از مرگ ۴-پله ادس ۵-ملاقات با اسکادران دریایی.توضیحی دیگر راجع به این ۵ پرده نمی دهیم به این دلیل که باید حتما فیلم را تماشا کرد تا بتوان به زیبایی شناسی تصاویرش رسید.اما پرده چهارم بزرگترین فصل سینمایی و موثرترین کاربرد در مونتاژ سینماست،در این پرده سرعت برش ها بشدت تصاعدی است،اما طول نرمال حادثه بر پرده بیش از زمان واقعی است به این دلیل که در زمان حوادث، زمان برای انسان بسیار طولانی می شود.

نظریه تدوین دیالکتیک

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/23-Battleship-Potemkin.jpgسرگئی آیزنشتاین تدوین را همچون منطق با فرایند دیالکتیک مارکسیستی می دید،بدین معنی که تجربه های انسانی حاصل تضاد دایمی میان نیروهای مبارز(تز یا برنهاد) با نیروهای بازدارنده (آنتی تز یا برابرنهاد) است که از برخورد این نیروها،نیرو و پدیده جدیدی به نام سنتز (هم نهاد)بوجود می آید،که در واقع جمع دو نیرو نیست بلکه نیروی بزرگتری از آن دو نیرو و کاملا متفاوت است،که ما این ایدیولوژی دیالکتیکی را که رنگ تصویر به خود گرفته در درون پرده های این فیلم بخصوص پرده چهارم می بینیم….

به عنوان مثال پایین آمدن سربازها(تز)،زنی که جیغ میزند(آنتی تز) و کشف سلطه یا زور موجود(سنتز) می باشد.وی نظریه های دیگری در مورد تدوین دارد که دراینجا به معرفی تیتراژی آنها بسنده می کنیم:۱-مونتاژ طولی(متریک) ۲-مونتاژ وزنی(ریتمیک) ۳-مونتاژ لحنی یا آهنگین (تئنال) ۴-مونتاژ زیر لحنی (آندرتون) ۵-مونتاز ایدیولوژیک ۶- مونتاژ چند صدایی که آن را بعد چهارم می نامیدو….»

منابع:پارسا از دوربین پارسا و نوشته های کوتاه درباره فیلم های خوب،بد،زشت

[nextpage title=”هشتاد سال پیش،شاهکار آیزنشتاین:رزمناو پوتمکین”]

۸-هشتاد سال پیش،شاهکار آیزنشتاین:رزمناو پوتمکین

۲۱http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/24-Battleship-Potemkin.jpg دسامبر ۱۹۲۵ « رزمناو پوتمکین» برای نخستین بار در تئاتر بلشوی مسکو، به نمایش در آمد، این دومین فیلم بلند سرگئی میخائلوف آیزنشتاین بود؛ سینماگر ۲۷ ساله ای که برای تئوری هایش در باره تدوین فیلم، قبلا مورد توجه قرار گرفته بود. « رزمناو پوتمکین» به مناسبت بزرگداشت انقلاب ۱۹۰۵ که از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷خبر می داد، ساخته شد و توفیق زیباشناسانه فیلم به حدی بود که هنر سینما را به کلی متحول کرد.به مناسبت بزرگداشت بیستمین سالگرد انقلاب ناتمام ۱۹۰۵ کمیسیونی از طرف دولت شوروی که مسئولیت برگزاری این یادبود را برعهده داشت، به فکر تهیه فیلمی در باره این موضوع افتاد. اعضای این کمیسیون به کارگردان جوان، سرگئی. م. آیزنشتاین که یک سال قبل از آن فیلم مورد توجه « اعتصاب» را ساخته بود، مراجعه کردند. آیزنشتاین، برای نوشتن، فیلمبرداری و تدوین، تنها چهار ماه وقت در اختیار داشت. در نتیجه، سناریوی قطور اولیه به نام « تک نگاری یک دوره» که با همکاری نینا آگادجونا نوشته بود را تقلیل داد و ماجرای فیلم را تنها بر یک واقعه متمرکز کرد: قیام ملوان های یک کشتی جنگی در دریای سیاه، نزدیک بندر اودسا به تاریخ ۲۷ ژوئن ۱۹۰۵.در سال ۱۹۴۵ آیزنشتاین با اشاره به خاطراتش توضیح داد که چون رزمناو واقعی دیگر وجود نداشت، او مجبور شد از بدنه آهنی کشتی « دوازده حواریون» که در لنگرگاه « سباستوپل» متوقف شده بود، استفاده کند. اما علیرغم این امر، توهم قیام چنان واقعی و کامل بود که به قول او « این انقلاب بنیادین زیباشناسی سینما» موجب سپید شدن موی سانسور گران، پلیس و سرویس های نظم بسیاری از کشور های دنیا شد.بهترین منتقدین غربی سال های ۱۹۲۰-۱۹۳۰ مثل زیگفرید کارل کوئر در آلمان تا لئون موسیناک، ژرژ شارنسول یا ژرژ آلتمن در فرانسه، بلافاصله نبوغ هنری آن را تشخیص دادند. به قول « آلتمن» سینمای شوروی با این فیلم، چهره حقیقی خود، یعنی بیان قدرت جمع، گروه و جنبش توده ای را پیدا کرد.و اما استقبال از این فیلم در خارج از اتحاد جماهیر شوروی، موجب شد تا درجه ضدیت دولت های آن زمان را با این کشور بتوان سنجید؛ چون یا از پخش فیلم جلوگیری کردند و یا تنها به نسخه های سانسور شده آن اجازه نمایش دادند.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/8-Battleship-Potemkin.jpgدر این میان جایزه را باید به جمهوری وایمار در آلمان داد زیرا به تعویق انداختن های کمیسیون سانسور از زمان ممنوع کردن فیلم تا صدور پروانه نمایش، حدود هشت ماه از مارس تا اکتبر ۱۹۲۶ تمدید شد. در ۲۹ آوریل ۱۹۲۶ برای نخستین بار در برلن فیلم به نمایش در آمد. ولی بلافاصله مجوز زیر سوال رفت و کمیسیون یاد شده، مجبور شد سه بار دیگر جلسه تشکیل دهد تا بالاخره فیلم برای جوانان ممنوع اعلام گردید؛ زیرا به عقیده آنها « محتوی آن می توانست تاثیرات سوئی بر پرورش فکری جوان ها بگذارد ». وانگهی، صحنه هایی از فیلم را نیز بریدند.و اما در فرانسه چه گذشت؟ به ابتکار « لئون موسینیاک»، فیلم آیزنشتاین، برای اولین بار در ۱۸ نوامبر ۱۹۲۶در پاریس در سالن سینمای « ارتیستیک» که سینه کلوب فرانسه برای یک بعد ازظهر آن را کرایه کرده بود به نمایش در آمد و بعد به همت انجمن دوستان اسپارتاکوس که جلسات خصوصی نمایش فیلم ترتیب می دادند، به مکان های مختلف رفت. در اکتبر ۱۹۲۸ قوه قضائیه فرانسه، انجمن دوستان اسپارتاکوس را مجبور به انحلال کرد. و از آن پس، فیلم به کلی تحریم شد و پخش آن در شبکه سالن های معمولی سنتی ممنوع اعلام گردید. دولت های مختلف فرانسه آن دوران، مدت طولانی ای بر این امر پافشاری کردند و ممنوعیت آن ادامه یافت تا سرانجام در سال ۱۹۵۳ از محاق ممیزی بیرون آمد……یعنی شش سال قبل از ژاپن ( بله حقیقیت دارد) و هفت سال قبل از ایتالیا.مهم این است که بعد از موفقیت بزرگ اولین نمایش فیلم در تئاتر بلشوی مسکو در تاریخ ۲۱ دسامبر ۱۹۲۵ « رزمناو پوتمکین» به سرعت در همه جهان با استقبال روبرو شد و عجیب آنکه، نسخه های به نمایش درآمده، همگی از قیچی سانسور گذشته بودند. درسال۱۹۵۸هنگام نمایشگاه بین المللی بروکسل، بعضی از تاریخ نویسان سینما تا آنجا پیش رفتند که فیلم را به عنوان بهترین فیلم همه تاریخ سینما انتخاب کردند. ولی آیا این لقب افتخار آمیز، نگرشی را که فیلم از روزهای انقلابی اودسا در آخر ژوئن ۱۹۰۵ می دهد تایید و تضمین می کند؟ مسلما نه.و اما در سال ۱۹۰۵، در روسیه چه می گذرد ؟ همه چیز روز یکشنبه ۹ ژانویه در سنت پترزبورگ آغاز می شود. در آن روز مردم در سکوت به سمت مرکز شهر سرازیر می شوند و با خود شمایل قدیسین و تصاویر تزار نیکلا ۲ را حمل می کنند. از یک ماه قبل، اعتصابی در همبستگی با دو کارگر اخراجی در کارخانه براه افتاده است. اعتصاب گران توماری برای پدرعزیز ملت می برند تا او وضعیت زندگی آنها را در نظر بگیرد؛ ولی به محض اینکه جماعت به قصر زمستانی نزدیک می شوند، قزاق های گارد سلطنتی شروع به تیر اندازی می کنند که این واقعه در پایان روز، حدود هزار کشته و دو هزار زخمی به جا می گذارد.

خاطره سال ۱۹۰۵

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/3-Battleship-Potemkin.jpegتزار و اطرافیانش با فرمان به خون کشیدن تظاهرات، نتیجه عکس آن چیزی را که حساب می کردند، به دست آورند. از پاییز ۱۹۰۴ رهبران جنبش کارگری، از شکست ارتش روسیه در خاور دور، در مقابل ژاپن ( شکست بندر آرتور در تاریخ ۸ فوریه ۱۹۰۴)، برای شدت دادن به خواسته خود استفاده کردند اما اکثر توده های مردم، هنوز به امکان بهبود وضعیت جامعه از طریق اصلاحات، اعتماد داشتند که در برخورد با این اختناق خونین بی رحمانه، همه توهماتشان نسبت به مقام پدرسالار تزار از بین رفت.« یکشنبه خونین» ماه ژانویه ۱۹۰۵ در تمام سرزمین روسیه، راه را بر موجی از اعتصابات در کارخانه ها، قیام در روستاها و شورش در ارتش گشود. خطوط راه آهن اصلی جنوب روسیه در نیمه اول ماه فوریه، توسط کمیته ای از کارگران راه آهن متوقف شد. دولت، برای بازسازی وجهه تزار و آرام کردن شورش ها، تشکیل کمیسیون هایی از نمایندگان کارگران را می پذیرد. روند تشکیل این کمیسیون ها آغاز می شود؛ ولی چهارصد نماینده انتخابی، قبل از شرکت در جلسات مذاکره، خواستار اعلام اصل آزادی تشکیل جلسه وآزادی بیان می شوند. حکومت این درخواست را نپذیرفت و همه نقشه ها از بین رفتند و تنش ها تشدید یافتند.در اکتبر، کارگران راه آهن مسکو و سنت پترز بورگ دست به اعتصاب می زنند، کارکنان پست و دیگر سازمان های دولتی نیز به اعتصاب می پیوندند. دیگر نه برق هست ونه تراموای و نه روزنامه ای. این بار دیگر اعتصابیون به درخواست بهبود وضع اقتصادی شان بسنده نمی کنند، بلکه هدف آنها تحول نظام استبدادی است. اهداف آنها چیست؟ به دست آوردن حقوق شهروندی، عفو عمومی زندانیان سیاسی، انتخاب مجلس قانون گذار که از طریق رای گیری همگانی مستقیم انجام شود. نمایندگان گروه ها و احزابی که انقلاب را تبلیغ می کردند، با غلبه بر مسائل ناشی از رقابت های داخلی موجود، مانیفست مشترکی برای خواست خود مبنی بر تدوین قانون اساسی به رشته تحریر درآوردند.دولت تزاری که در بن بست قرار گرفته بود، در اواخر نوامبر ۱۹۰۵ دست به مبارزه ای قاطع زد. نمایندگان « کمیته های اعتصاب و یا « شوراهای کارگری»، که « سویت» نامیده می شدند، به طور منظم دستگیر شدند و کارگرانی که حاضر به از سر گیری کارشان نبودند، از کارخانه ها اخراج شدند که این استراتژی، در شکستن جنبش اعتصابی موثر واقع شد.اما در اولین روزهای ماه دسامبر، در مسکو جهشی به وجود آمد: در تاریخ ۲۱ نوامبر ۱۹۰۵ شورایی (سویتی) بوجود آمده بود که از طرف دو جناح حزب سوسیال دمکرات، یعنی بلشویک ها (تند روها) و جناح منشویک (معتدل ها) حمایت می شد. این شورا یک کمیته مبارزه سراسری(فدرالی) تشکیل داده بود و در ۶ دسامبر اعتصاب عمومی را اعلام کرد. در ارتش به سرعت قیام مسلحانه به راه می افتد؛ هشت هزار کارگر وارد مبارزه می شوند و در تمام محله ها، سنگر بر پا می شود.تاکتیک دولت تزاری تغییری نمی کند و در شب ۸ دسامبر همه اعضای کمیته فدرالی سوسیال دمکرات ها دستگیر می شوند و مرکز فرماندهی سویت ها نابود می گردد. سپس چون ارتش مسکو به اندازه کافی مورد اطمینان نبود، دولت، گروهان گارد سلطنتی« سنت پطرز بورگ» را به آنجا اعزام می کند و دست آنها را برای حمله به سنگر ها باز می گذارد. گروه های کارگری مسلح به مدت نه روز مقاومت می کنند و سرانجام در ۱۸ دسامبر، کاملا شکست می خوردند.بدین سان، سال ۱۹۰۵ با پیروزی رژیم تزاری پایان می یابد و برای دولت، زمان انتقام فرا می رسد. رهبران نیروهای انقلابی مجبور به کار مخفی می شوند وهر گونه مخالفتی وادار به عقب نشینی می شود اما این وضع دیری نمی پاید؛ کمی پیش از شروع جنگ جهانی اول، در ماه اوت ۱۹۱۴ در بیشتر سندیکا های « سنت پطرز بورگ» و« مسکو»، بلشویک ها اکثریت را به دست می آورند و اعتصابیون نیز به همان اندازه سال ۱۹۰۵ فراوانند و انقلاب از نو سر بلند می کند.انفجار اکتبر ۱۹۱۷ شکست ۱۹۰۵ را تصحیح کرد واگر پیروزی، اردوگاه خود را عوض کرد، درس های بر گرفته از این شکست ها، در آن، بی تاثیر نبودند. جنبش مخالفین تزاریسم آموخت چگونه شورش ها ی مسلحانه را با اعتصابات توده ای و شکل گیری شوراها (سویت ها) هماهنگ کند. تجربه این شوراها، که برای دفاع موضعی از منافع کارگران، تعدادشان افزایش یافته بود، باعث غنای استراتژی انقلابی شد.محبوبیت تروتسکی، تنها رهبر مارکسیستی که در« سنت پترزبورگ» بطور فعال در ماجرا ها شرکت داشت، مدیون به همین شورا هاست. لنین پس از مدتی تعلل، بالاخره پذیرفت که سویت های مردمی، نطفه نهاد هایی را نمایندگی می کنند که می بایستی جای دستگاه دولتی را بگیرند.اگر خاطره سال ۱۹۰۵حتی اندکی، در جهان زنده ماند، نقش آیزنشتاین و فیلمش« رزمناو پوتمکین» در این امر، کوچک نیست. این فیلم یک بازسازی تاریخی نیست. آیزنشتاین، با تکیه بر یک « واقعه ویژه » وبراساس تکنیک « جز برای کل» کوشید تا حماسه ۱۹۰۵ را به شکلی عاطفی – حسی عینیت بخشد. او پیروزی اکتبر ۱۹۱۷ را به عنوان « خط اصلی» برگزید. آخرین تصویر فیلم که تصویری نمادین است، کشتی ای را نشان می دهد که بندر اودسا را ترک می کند و پیروزمندانه، راه دریا را در پیش می گیرد. و در پس این تصویر، اختناق تزاری است: پنج تا شش هزار کشته ای که بر جای مانده است.از ۱۹ ژانویه ۱۹۲۶، وقتی که فیلم در سینما های اتحاد جماهیر شوروی به نمایش در آمد، بعضی از تماشاچی ها اشتباهات و غیرواقعی بودن آن را تذکر دادند.آیزنشتاین این تذکر را می پذیرفت، به ویژه اینکه جالب ترین صحنه های فیلم محصول تصورات خالص او بودند؛ مثلا فصل معروف کالسکه ای که از پله های ریشلیوی کاخ اودسا سقوط می کند « صحنه سر خوردن پله به پله» و یا صحنه ای که در آن برسر ملوانهایی که از خوردن سوپ گوشت مانده سر باز می زدند( که علت اصلی قیام بود) نایلون بزرگی پرتاب شد. این خلاقیت او به حدی واقعی بود که ملوانی خود را به عنوان یکی از اعتصابیونی که نایلون بر سرش پرتاب شده بود، جا زد ودر دادگاه حق تالیف مطالبه کرد و وقتی که آیزنشتاین توضیح داد که این صحنه تماما ساخته تخیلات اوست، دادگاه به مضحکه تبدیل شد.او، از اینکه وقایع سال ۱۹۰۵ به شکست جنبش اعتصابی انجامیده بود واز اینکه ملوان های کشتی پوتمکین در واقعیت، سفرپر ماجرای خود را، با فرار و شکست غمگین شان، دربندر رومانیایی « کنستانزا» به پایان رساندند، بی اطلاع نبود.خوش شانس ترین آنها موفق شدند از دست پلیس تزاری فرار کرده به رومانی مهاجرت کنند. اما آنچه که برای کارگردان اهمیت داشت، امید انقلابی بود که از بین نرفته بود.و در حالیکه سینمای جهانی در فیلم های به اصطلاح تاریخی که در آن به ستایش شخصیت های معروف، با انباشت قصه ها و رویدادها، غرق بود، آیزنشتاین نشان داد که چگونه توده های مردم بی نام ونشان در شکست های غم انگیز شان نیز، می توانند موتور تاریخ باشند.

نویسنده:لیونل ریچی

ترجمه:آزیتا نیکنام

منبع:لوموند دیپلوماتیك

[nextpage title=”عقاب تیز چشم سینمای انقلاب”]

۹-عقاب تیز چشم سینمای انقلاب

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/4-Battleship-Potemkin.jpgسرگئی میخالویچ آیزنشتاین، فیلمساز بزرگی که سینما مدیون اوست، در ۹ اکتبر ۱۸۹۸ در شهر ریگا لاتویا به دنیا آمد، در خانواده ای یهودی. اما سرنوشت سرگئی را به سمتی دیگر برد، در ۱۷ اکتبر سال ۱۹۱۷ همراه با مردم روسیه دست به قیام بزرگ کمونیستی زد، پس از آن او توسط پدرش از خانواده طرد شد، وی در هنگام انقلاب نوزده سال بیشتر نداشت و دانشجوی رشته مهندسی بود. پس از آن خانواده اش از هم پاشید و تبعید شدند، اما سرگئی در پتروگراد ماند. او برای تطبیق خود با جامعه و انقلاب کمونیستی پس از ۱۹ سال زندگی در یک محیط یهودی، خود و تفکراتش را در خدمت آرمان های انسان دوستانه مارکسیستی قرار داد. آیزنشتاین طی ده سال بعد ابتدا در تئاتر و سپس در سینما به شهرتی جهانی رسید. او پس از ملاقات با یکی از دوستان دوره ی کودکی خود به عنوان نقاش صحنه و طراح دکور در تئاتر پرولتکالت مسکو مشغول کار شد. در همان زمان تئاتر را مکانی مناسب برای تبلیغات سیاسی یافت و به کمک استادش وزولود مه یرهولد هنرپیشه و کارگردان تئاترهای سیاسی زیادی را بر روی صحنه برد، نخستین کار تئاتری اش را در سال ۱۹۲۳ به روی صحنه برد. پس از مدتی آیزنشتاین از زیر سلطه میرهولد خارج شد و به شدت به تئاتر های ژاپنی، کابوکی علاقه مند شد و چند تئاتر را در همین ژانر به صحنه برد. بعد از انقلاب اکتبر سینمای شوروی با بلاتکلیفی روبرو بود، اما سخنان لنین بزرگ همه را از بلاتکلیفی در آورد: "سینما در بین همهٔ هنرها و رسانه‌ها برای ما و بقیهٔ هنرها برای دیگران!. ما از سینما خیلی استفاده خواهیم کرد." و بدین ترتیب بود که از زیر این انقلاب و این رهبر بزرگ بزرگترین فیلمسازان تاریخ سینما در آمدند، تنها نگاهی به نامهای لف کولشوف، پودوفکین، ژیگا ورتوف (بنیانگذار سینمای مستند)، گریگوری کوزینتسف و آیزنشتاین این سخن را تائید می کند. آیزنشتین اولین فیلم خود را (اعتصاب) در سال ۱۹۲۴ ساخت، وی در آن زمان ۲۶ ساله بود. این نمایش ترسناک و تحریک آمیز حداکثر تشدید انعکاس های مهاجمانه ی اعتراض اجتماعی روسیه بود. نماد پردازی های قوی، موزیک تاثیر گذار و تدوین ضربه ای، فیلمی تکان دهنده را به وجود آورد که نوید یک نابغه سینما را می داد. پس از آن آیزنشتاین ایوان مخوف را ساخت، این فیلم کاملا متفاوت با دیگر آثار آیزنشتاین است و بیشتر به تئاتر متمایل است تا سینما. طی سالهای ۱۹۲۴ تا ۱۹۲۹ آیزنشتاین از روسیه خارج شد و به تحقیق، تفکر و تعامل با اروپا مشغول شد، دیدار تاریخی او با جویس نشان دهنده همین است، جویس، بزرگترین نویسنده قرن بیستم، بر این عقیده بود که تنها یک نفر می تواند اثر سنگین و فوق العاده اش اولیس را بسازد و این شخص سرگئی آیزنشتین است.آیزنشتین علاقه شدیدی به دیالکتیک، مارکسیسم و کاپیتال داشت، به طوریکه قصد داشت فیلمی بر اساس کاپیتال مارکس بسازد که البته پس از مدتی منصرف شد. "بهتر است کاپیتال کتاب بماند و من رزمناو پوتمکین [را] بسازم". آری سرگئی آیزنشتاین به سراغ ساخت این شاهکار عظیم خود رفت. فیلم "رزمناو پوتمکین" بی شک بهترین فیلم آیزنشتین است.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/6-Battleship-Potemkin.jpgاین فیلم، فیلمی است که توانست سینما را تکان دهد و آن را به مسیری جدید سوق دهد. سینمایی که به وسیله گریفیث داستانگویی را یاد گرفته بود، به وسیله آیزنشتین و این فیلم محتوا و پیام داشتن را آموخت. فیلم به ماجرای ملوانان کشتی در روسیه می پردازد که به علت برخورد بد با آنان قیام می کنند و در کشتی جنگی بین ملوانان آزادیخواه و طرفداران تزار روی میدهد که در نهایت آزادیخواهان به پیروزی می رسند، اما رهبرشان کشته می شود، مردم جنازه او را می بینند و کم کم دور او جمع می شوند و قیام کم کم شکل خلقی به خود می گیرد و… . این فیلم اولین فیلمی است که توانست احساسات مردم را بر بینگیزد. شاید آیزنشتین اولین کسی بود که تاثیر موسیقی را دریافت، در این فیلم موسیقی به یکی از عناصر اصلی فیلم تبدیل می شود و بار احساسات نیز بر دوش آن است. نکته دیگر تصویر برداری خارق العاده این فیلم است، نماهای کلوزآپ (بسته) از چهره کارگران، اگرچه پیش از این توسط گریفیث استفاده شده بود، اما تاثیری را که در فیلم میگذاشت نداشت و همچنین نماهای باز از کشتی ها و … . نکته دیگر این بود که آیزنشتین در این فیلم توانست مکتب تدوین دیالکتیک خود را اثبات کند. فاصله گذاری ها، ضرباهنگ، برش ها، همگدازی ها و … همگی از این حکایت داشتند که تدوین مفهومی نو یافته است و … . تاثیرگذارترین قسمت این فیلم نیز سکانس پله های اودسا است که بحثش در این مقال نمیگنجد. اما نکته غیر قابل انکار، تاثیری بود که این فیلم در سینما گذاشت، این فیلم توانست نیمی از مولفه های تثبیت شده پورتر و گریفیث و کولشوف و پودوفکین را تغییر دهد. از موسیقی و تصویر گرفته تا تدوین و مولفه های زیبایی شناسانه و حتی مفهوم سینما. آیزنشتین پس از موفقیت رزمناو پوتمکین به قصد ساخت فیلمی عازم مکزیک شد، فیلمی که هرگز ساخته نشد، امروزه سندی پیدا شده که دستور استالین را برای توقیف فیلم ثابت می کند. آری استالین از ادامه ساخت فیلم جلوگیری کرد و آیزنشتین مجبور به بازگشت شد. پس از بازگشت آیزنشتین از اروپا، ایالات متحده آمریکا و مکزیک، همه چیز در شوروی تغییر کرده بود، بر خلاف لنین که سینما و سینماگران را کاملا آزاد گذاشته بود، حال یوزف استالین، با بیرحمی و شقاوت شدید تمام منتقدان را از سر راه بر میداشت. استالین ابتدا بیانیه ای داد که به "جدول مخوف" معروف شد، او در این بیانیه به تمامی هنرمندان دستور داده بود که باید طبق جدول او و قوانینی که او می گوید تولید اثر کنند، یکی از بندهای این جدول این بود: "تمامی فیلمسازان شوروی بزرگ ملزم هستند که سالی دو فیلم از پیشرفت کشاورزی کشور بسازند، این فیلم باید کشاورزان را انسان هایی شاد و خوشبخت نشان دهد." این جدول باعث اعتراض شدید ماکسیم گورکی، نویسنده بزرگ انقلابی شد، که البته استالین وی را زندانی و سپس تبعید کرد، در همین وضعیت ژیگا ورتوف را مجبور به ساخت فیلم های خبری کردند و شوستاکویچ را از ساخت موسیقی منع کردند. در همین حال آیزنشتاین درگیر ساخت پروژه بسیار بزرگش "زنده باد مکزیک" بود، فیلمی که او هرگز نتوانست بسازد، پس از آن او به تحقیق درباره تدوین پرداخت اما استالین او را برج عاج نشین خواند و پس از آن چند روزنامه وی را به ارتباط با ایالات متحده محکوم کردند و آیزنشتاین تا پایان عمر از ساخت فیلم ممنوع شد، وی در عوض به تحقیق بر روی تدوین مباحثی نظیر: هنر به مثابه علم، تئاتر کابوکی، مولفه های زیبایی شناسانه و … پرداخت.

منابع:

فن تدوین فیلم،کارل رایتس،گوین میلار،ترجمه وازریک درساهاکیان،نشر سروش

نشانه ها و معنا در سینما،پیتر والن،ترجمه عبدلله تربین،نشر سروش

اصول تدوین فیلم،جان بردر،ترجمه پرویز نوری،انتشارات فیلمخانه ملی ایران

تاریخچه سینمای شوروی،جی لیدا،ترجمه امید روحانی دفتر های سینما

انوشیروان مسعودی فیلمساز و داستان نویس

[nextpage title=”یک واقعه ی تاریخی:شورش در رزمناو پوتمكین”]

۱۰-یک واقعه ی تاریخی:شورش در رزمناو پوتمكین

۱۰۷http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/5-Battleship-Potemkin.jpg سال پیش در روز ۲۷ ژوئن سال ۱۹۰۵ میلادی در كشتی پوتمكین، رزمناو اصلی ناوگان جنگی روسیه تزاری ملوانان ناراضی دست به شورش زدند. این شورش مصادف با نارضایتی عمومی در روسیه به ویژه پس از قیام خونین «یكشنبه سرخ» در ۲۲ ژانویه سال ۱۹۰۵ میلادی در سن پترزبورگ بود. اعتصاب ها و شورش های مردمی سراسر روسیه را فراگرفته بود.از هنگام شكست ناوگان جنگی روسیه در نبرد تسوشیما از ناوگان ژاپن در یك ماه قبل از این تاریخ، نیروی دریایی تزار نیكلای دوم دستخوش ناآرامی شده بود و افسران به دشواری می توانستند مردان خود را ناگزیر به فرمانبرداری كنند.رزمناو پوتمكین دو سال قبل از این تاریخ وارد خدمت نیروی دریایی روسیه شده بود و با ۱۱۳ متر طول و ۱۲۶۰۰ تن وزن حدود ۷۰۰ نفر ملوان داشت.اغلب ملوانان آن دهقان های آموزش ندیده بودند كه به زور به خدمت فراخوانده شده بودند تا جای خالی تلفات نیروی دریایی روسیه در جنگ با ژاپن را پر كنند.در آن هنگام، رزمناو پوتمكین در دریای سیاه و در سواحل بندر اودسا مشغول مانورهای نظامی بود.صبح روز ۲۷ ژوئن، مطابق معمول تداركات و نیازهای ملوانان به رزمناو حمل شدند.ملوانان به لاشه های گوشت كه در عرشه آویزان شده تا به انبار كشتی منتقل شوند، نزدیك شدند. این لاشه ها كه گوشت مصرفی ملوانان بود، گندیده با رایحه ای مشمئز كننده و مملو از كرم بود.پزشك كشتی در مقابل اعتراض ملوانان گوشت ها را معاینه كرده و می گوید اگر با سركه شسته شوند قابل مصرف هستند.ملوانان موقتا آرام شده و دور می شوند.هنگام نهار وقتی آشپزها دیگ های برش با گوشت پخته را می آورند، ملوانان از خشم منفجر شده و آشپزها را مضروب می كنند.فرمانده رزمناو و افسران ارشد روی عرشه آمده و دستور می دهند ملوانان روی عرشه جمع شوند. در این هنگام فرمانده بی سیاستی كرده و می گوید ملوانان باید همین گوشت را مصرف كنند و چاره دیگری ندارند.در میان ملوانان تعدادی از طرفداران انقلابی حزب سوسیال دموكرات وجود داشتند كه ریاست آنها با شخصی به نام آفاتازی ماتیوشنكو بود.آنها از طرف حزب دستور داشتند ملوانان ناوگان دریای سیاه را برای یك قیام عمومی آماده كنند.ماتیوشنكو موقعیت را مناسب تشخیص داد و ملوانان را به شورش تحریك كرد. ملوانان پوتمكین دست به شورش می زنند و هشت نفر از افسران نیز به آنها می پیوندند.شورشیان فرمانده، ناخدا و سایر افسران را به قتل رسانده و اجساد آنها را به دریا می اندازند. یك افسر به نام الكسیف تحت نظارت شدید ماتیوشنكو فرماندهی رزمناو را به عهده می گیرد.شورشیان پوتمكین پرچم سرخ انقلاب را برفراز كشتی به اهتزاز در آورده و همراه كشتی تداركاتی رزمناو به سوی بندر اودسا حركت می كنند.رزمناو پوتمكین اواخر بعدازظهر آن روز وارد بندر اودسا می شود، ملوانان شورشی اطلاع نداشتند كه در پی اعتصاب های كارگری ژنرال كوخانف فرمانده نظامی اودسا از صبح دستور برقراری حكومت نظامی را داده است.

http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part2/11-Battleship-Potemkin/7-Battleship-Potemkin.jpgدر روز ۲۶ ژوئن پلیس و سوارنظام قزاق یك تظاهرات كارگری را بی رحمانه سركوب كرده بودند كه در جریان آن صدها نفر به قتل رسیده بودند.مردم و اعتصابیون كه با دیدن پرچم سرخ برفراز پوتمكین جان تازه ای گرفته بودند روی پل ریشولیو كه بندر اودسا را به شهر متصل می كرد تجمع می كنند.ژنرال كوخانف به دو واحد سوارنظام قزاق دستور سركوب مردم را می دهد و سواركاران قزاق دست به قتل عام مردم غیرمسلح می زنند و صدها مرد و زن و كودك را به قتل می رسانند.ملوانان پوتمكین تصمیم می گیرند مقر ارتش كه در تئاتر شهر مستقر شده بود را بمباران كنند.ماتیوشنكو دستور آتش می دهد اما گلوله های توپ آنها فقط منازل مردم بی گناه را درهم می كوبد و ناگزیر بمباران متوقف می شود.رزمناو پوتمكین بندر اودسا را ترك می كند در حالیكه یك ناوگان نیروی دریایی روسیه به آن نزدیك می شد.رزمناو پوتمكین بی آنكه تبادل آتشی صورت گیرد از میان كشتی های این ناوگان عبور می كند.پس از مدتی دریانوردی در دریای سیاه سرانجام رزمناو پوتمكین به سوی بندر كنستانزا رومانی رفته و در این بندر پهلو می گیرد.كشور رومانی به ملوانان شورشی پناهندگی سیاسی می دهد و شورش پوتمكین خاتمه می پذیرد.به این ترتیب، در روز ۲۷ ژوئن سال ۱۹۰۵ میلادی در رزمناو پوتمكین ملوانان ناراضی دست به شورش می زنند.آنها در این شورش موفق نمی شوند سایر ملوانان ناوگان دریای سیاه روسیه تزاری را با خود همراه كنند و سرانجام پس از مدتی به رومانی پناهنده می شوند.دو سال بعد از این تاریخ، نیكلای دوم تزار روسیه قول عفو عمومی به انقلابیون سال ۱۹۰۵ میلادی می دهد.شورشیان پوتمكین ترجیح می دهند در رومانی بمانند اما پنج نفر از آنها از جمله ماتیوشنكو قول تزار را باور كرده و به روسیه بازمی گردند.به محض بازگشت به روسیه هر پنج نفر دستگیر می شوند. ماتیوشنكو به دار آویخته شده و چهار نفر همراهش به سیبری تبعید می شوند.سال ها بعد، در سال ۱۹۲۵ میلادی سرگئی آیزنشتاین كارگردان بزرگ شوروی براساس شورش پوتمكین فیلم «رزمناو پوتمكین» را تهیه می كند كه برخی این فیلم را بزرگترین فیلم سینمای قرن بیستم تلقی می كنند.

نویسنده:بهرام افتخاری

منبع:جام جم آنلاین

[nextpage title=”ماهنامه سینمایی نقد فارسی، (هنر سینما)”]

ماهنامه سینمایی نقد فارسی، (هنر سینما)

"رزمناو پوتمکین" به عنوان دومین اثر سرگئی آیزنشتاین پس از "اعتصاب"، فیلمی است دارای تمی کمونیستی و مساله ای جمعی. اساسا فیلم قاب است و نماینده ی سینمای متکی به عکاسی و دارای وجهی نمادین و استعاری که وابستگی فراوانی به تدوین دارد. به شدت تحت تاثیر انقلاب بلشویکی است ؛ و اگرچه سفارشی و تبلیغاتی و ایدئولوژیک می نماید ؛ اما ارزش های سینمایی اش به لحاظ کمی آنقدر متعدد و به لحاظ کیفی آنقدر متنوع اند که سفارشی بودنش، حتی به مثقال ذره ای نیز به اثر لطمه وارد نکرده است.

فیلم با تصاویری از برخورد امواج متلاطم و خروشان دریا با سنگ های مجاورش آغاز می شود. تصاویری که به وضوح، نماد جوشش شکل دهنده ی انقلاب در شرف وقوع هستند. از آن دقیقه تا پایان فیلم، تصاویر بسیار دیگری را نیز می توان یافت که در رویکردی نمادپردازانه، راوی حکایت این انقلاب هستند که برای نمونه می توان اشاره کرد به : ۱- تصویر جمعیت عظیم در حال حرکت برای یادبود فاکولینشکوک در وسط کادر، در حالی که در سمت چپ و راست کادر، دریایی مشاهده می شود که متناسب با حرکت مردم، آرام آرام در حال تلاطم است (نمادی از شکل گیری توده ی مردم). ۲- تصاویر مردم و فاکولینشکوک در هنگام اجرای سرود "همه برای یکی و یکی برای همه" (نمایش تصویر فاکولینشکوک پس از سردادن کلمه ی یکی و نمایش تصویر مردم پس از سردادن کلمه ی همه، که علاوه بر تکمیل غنای دراماتیک سکانس، نماد پاسداشت فرد کشته شده ی در راه انقلاب و همچنین اتحاد مردم برای ادامه ی راه او است). ۳- تصویر دستان مردم که آرام آرام به مشت هایی گره شده بدل می شوند (نمادی از شکل گیری خروش انقلابی در مردم). ۴- تصویر شیرهای خشمگین، قبل از توپ باران مرکز فرماندهی شهر ادسا (نمادی از خشم انقلابی ناشی از سرکوب خونین مردم ادسا و همچنین انتقام).

به چهار نمونه ی مذکور باز هم می توان افزود. موهبت این تصاویر اما علاوه بر نمادگرایی و استعاری بودنشان، در ساختاری است که برای چینش آن ها درنظر گرفته شده. سینمای "رزمناو پوتمکین" همانگونه که پیش تر نیز اشاره شد، سینمای عکاسی است. به این معنا که برای هر سکانس، از کات های زیاد و پلان های پرتعداد بهره می گیرد و به هر نما، به مثابه یک عکس دارای روایت و بیان می نگرد. به گونه ای که آنچه فیلم را شکل می‌دهد ، مجموعه ای از این عکس ها هستند که حال باید توسط تدوین به یک آلبوم تصویری متوازن بدل گردد ؛ و این دقیقا همان مهمی است که در "رزمناو پوتمکین" به بهترین نحو ممکن به انجام رسیده. آلبوم تصویری فیلم البته از فصل بندی دقیقی نیز برخوردار است. هر فصل، در مقام واقعه ای است و تصاویرش در مقام شرح آن ، و از این رو مخاطب فیلم گویی در حال تماشای یک آلبوم تصویری واقعه نگارانه است.

از این نظرگاه میتوان فیلم را به پنج پرده تقسیم کرد : ۱- انسان ها و کرم ها ۲- تراژدی روی عرشه ۳- فریاد مرد مرده ۴- پلکان ادسا ۵- میعادگاه گروهان. که تمامی فرآیند شکل گیری انقلاب در قالب این پنج پرده به صورت جامعی به تصویر کشیده میشود : ظلم (در قالب بدرفتاری نظامیان با ملوانان و کارگران ، بیگاری کشیدن از آنها و همچنین سرکوب مردم ادسا) – اعتراض (در قالب اعتراض ملوانان و کارگران به وضعیت کاری شان. از جمله اعتراض به سوپ گوشت) – اعتصاب (در قالب اعتصاب غذا) – سرکوب (در قالب کشتار بی رحمانه ی مردم ادسا) – طغیان (در قالب طغیان ملوانان و کارگران علیه فرماندهان و افسران کشتی و فریاد خشم قاطبه ی مردم بر ضد استبداد در مراسم پاسداشت فاکولینشکوک . همچنین توپ باران مرکز فرماندهی شهر ادسا به بهانه سرکوب مردم) – اتحاد (در قالب شلیک نکردن سربازان به ملوانان و کارگران، اتحاد مردم در مبارزه بر ضد استبداد در پاسداشت فاکولینشکوک ، سردادن سرود "همه برای یکی و یکی برای همه" و رویارویی برادرانه ی انقلابیون ناو جنگی با گروهان، که با این کلمه اعجاب انگیز حاصل میشود : برادران!) – پیروزی (در قالب پیروزی ملوانان و کارگران بر فرماندهان نظامی کشتی و رویارویی پیروزمندانه ی انقلابیون ناو جنگی و گروهان با یکدیگر بدون شلیک حتی یک گلوله ی توپ). مراحل مذکور جملگی در فیلمنامه نمود بیرونی و در میزانسن نمود درونی دارند. با این وجود اما فصول طغیان ، اتحاد و سرکوب، به سبب آنکه از اضلاع ثابت هر انقلاب اند، در واقعه نگاری و گزارش این انقلاب نیز محکوم به ایفای نقش پررنگ تری هستند و از این رو آیزنشتاین، بیشترین توان خود را روی اپیزودهای "تراژدی روی عرشه" و "فریاد مرد مرده" و "پلکان ادسا" متمرکز کرده است.

اگرچه اپیزودهای "تراژدی روی عرشه" و "فریاد مرد مرده" حاوی بیشترین تصاویر کل فیلم در روایت انقلاب هستند ؛ اما نقطه ی عطف "رزمناو پوتمکین" خصوصا از منظر فرمی ( که در اوج خود قرار دارد ) در اپیزود "پلکان ادسا" بروز پیدا می‌کند : استفاده از پلان ها و تصاویر پرتعداد و نماهای متنوع همچنان در دستور کار است. تصاویر و نماهایی که اینبار با سرعتی بیش از گذشته، به یکدیگر کات می شوند. آری ! ریتم سکانس، چه به لحاظ تصویری و تعویض نماها به یکدیگر و چه به لحاظ اجرا و حرکت دوربین، به سبب نمایش هراسانی مردم در مواجهه با سربازان سرکوبگر تند است؛ و ریتم موسیقی که همواره در طول فیلم متناسب با ریتم سکانس و وقایع درون آن بوده نیز همچنین. نماها غالبا مدیوم شات و لانگ شات اند اما گاها به کلوزآپ و مدیوم کلوز نیز تعویض می شوند تا با بهره گیری از عنصر شباهت ، تکرار و تعمیم از جزء به کل، از طریق نمایش مستقیم و صریح برخی از قربانیان سرکوب در نماهای نزدیک (کلوزآپ و مدیوم کلوز) و سپس تعویض مجدد به نماهای عمومی (مدیوم شات و لانگ شات) روایتگر آنچه بر مردم سرکوب شده گذشته باشند ؛ که به عنوان دو نمونه می توان به تصاویر کودک تیرخورده ی زیر دست و پا مانده ، و کالسکه ی حامل نوزاد که در حال سقوط از پله ها است اشاره کرد. دوربین آیزنشتاین که در این سکانس غالبا حرکتی نزولی دارد، هنگام بالا آمدن مادر کودک تیرخورده از پله ها برای درخواست کمک از سربازان، حرکت صعودی را نیز تجربه می کند. تضاد تصویری بکار رفته در این سکانس که در قالب نمایش توامان حرکت آشفته ی مردم و حرکت منظم نظامیان نمود پیدا می‌کند نیز قابل توجه است. (تضادی که البته می توان برای آن، چه در این سکانس و چه در سایر فصول فیلم، باز هم نمونه یافت) و البته از یاد نبریم که این همه، قطعا بدون مددگیری از تدوین موازی درخشان این سکانس، امکان پذیر نبود.

مسلما نباید از "رزمناو پوتمکین" توقع تمرکز دراماتیک روی تک تک افراد را داشت چرا که فیلم، اساسا نه درامی فردمحور، بلکه درامی مبتنی بر حرکت جمعی است. کلیت اش توسط جمع ساخته می شود و انقلاب را از طریق جمع رصد می کند ؛ و محرک اش برای ایجاد تحول نیز همینطور. اما مولد حرکتی اش فردی است که فیلمساز از طریق او، از سویی از فرد به جمع می رسد و از سویی دیگر، اکثریت را از طریق اقلیت گزارش می کند و آن فرد کسی نیست جز فاکولینشکوک. وی به سبب نقشی که در قبال جمع ایفا می کند، بی تردید مهم ترین فرد "رزمنامو پوتمکین" می باشد. او است که سودای انقلاب را در دیگران زنده می کند (مولد حرکت جمعی) و با آن کلمه ی اعجاب انگیزش (برادران!) زمینه ی اتحاد و پیروزی جمعی را فراهم می کند (رسیدن از فرد به جمع) و حتی مرگش نیز فاعلانه است و دارای کارکرد، چرا که حتی جسد بی جان او نیز قادر است تا موج انقلاب را از ملوانان و کارگران (اقلیت) به سمت توده های عظیم مردم (اکثریت) سوق دهد . فصل پایانی فیلم نیز از منظر نگاه زیبای فیلمساز به وجه پیروزمندانه و قهرمانانه ی انقلاب- که می دانیم سرانجام با شکست مواجه می شود- قابل توجه است. آیزنشتاین لحظات پیش از رویارویی کشتی ها را با نهایت تعلیق به تصویر می کشد. با نزدیک تر شدن به لحظه ی شلیک، موتور کشتی سریعتر از قبل به حرکت در آمده و دریا هر لحظه خروشان تر از پیش می گردد و موسیقی ضرباهنگ تندتری به خود می گیرد؛ اما در نهایت آیزنشتاین عبور مسالمت آمیز و بدون خونریزی انقلابیون ناو پوتمکین از میان گروهان را علاوه بر تاکید بر جنبه ی اتحاد و برادری ( با استفاده از فریاد راه گشای برادران درست در لحظه شلیک ) ، بسیار پیروزمندانه و با شکوه به تصویر می کشد و بار دیگر، احتزاز پرچمی را یادآوری می کند که همواره بر رنگ قرمز آن در کادر سیاه و سفید خود تاکید دارد ، و فیلم را نیز با نمایی از ذیل کشتی در حال عبور (ناو پوتمکین) به اتمام می رساند تا از سویی موضع خود را در برابر آنچه مصور کرده اعلام ، و نگاه خود را بر اثر حاکم کند و از سویی دیگرخاطرنشان سازد که از نگاه او آن انقلاب، پیروز و آن انقلابیون، قهرمان اند.

بدون شک "رزمناو پوتمکین" از برجسته ترین شاهکاری های تاریخ سینما است که پس از گذشت حدود ۹ دهه از ساخت آن، هنوز می توان درباره اش بسیار گفت و نوشت، آنقدری که مسلما این نوشته نیز در میان انبوه نوشته های راجع به فیلم، مفقود می‌گردد.شاید امروز پس از گذشت بیش از ۸۵ سال، "رزمناو " فیلم ساده به نظر آید اما علیرغم این سادگی ظاهری، هنوز برای مخاطبان و منتقدان، حاوی نکات و ویژگی های قابل تامل است و برای فیلمسازان تازه کار، آموزنده. فیلمی که همچنان رویت دقیق و موشکافانه ی آن، می تواند در حکم پژوهشی جدی درباره ی قابلیت های سینما به حساب آید. فیلمی که حتی اگر هیچکدام از مواهب مذکور در این نوشته را نیز نداشته باشد (که دارد) حداقل از منظر اینکه تا سالهای سال، یکی از الگوهای بی بدیل کار با قهرمان جمعی در سینما بود، حائز اهمیت فراوان است.

منبع: شماره اول ماهنامه سینمایی نقد فارسی (هنر سینما)

آرشیو مجله هنر سینما

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل (از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی) بدون ذکر دقیق کلمات "ماهنامه سینمایی نقد فارسی (هنر سینما) " ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

نسخه PDF شماره اول «هنر سینما»

2
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
2 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
samaneh nooriLUIS BUNUEL Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
samaneh noori
Member
samaneh noori

به راستی «پوتمکین» چه بود و چرا به عنوان یک اثر بزرگ و مهم هنری شناخته می شود؟ ابتدا تاریخ: در سال ۱۹۰۵، هنگام عبور پوتمکین (نگین ناوهای امپراتوری روسیه) از دریای سیاه، شورشی در آن به وقوع می پیوندد. این شورش بخشی از انقلاب ناتمام سال ۱۹۰۵ روسیه بود که تبدیل به پیش درآمدی برای رویدادهای سال ۱۹۱۷ شد. کشتی در نهایت به بندر اودسا رسید و شورش نیز به فرجامی نرسید. در سال ۱۹۲۵ آیزنشتاین که تا پیش از آن تنها یک فیلم تحت عنوان «اعتصاب» ساخته بود، ماموریت یافت تا فیلمی درباره رویدادهای سال ۱۹۰۵ بسازد. الزام… ادامه »

LUIS BUNUEL
Guest
LUIS BUNUEL

چرا کسی کامنت نذاشته ؟ :sigh: .ناسلامتی این فیلم یکی از بهترین اثار ساخته شده در تاریخ سینماس به کارگردانی مرد فرم و مونتاژ سینما , استاد ایزنشتاین کبیر . این فیلم یکی از بهترین فیلمهایی بود که دیدم . همه چیز بی نظیره . تدوین و موسیقی فیلم نقش بسیار مهم و عالی ای در ایجاد تنش در مخاطب داره . بیننده با فیلم و قهرمانان همراه میشه و اونها رو باور میکنه . قسمت پلکان ادسا از بهترین و تاثیرگذارترین سکانسهای سینما هست و دکوپاژ و تدوین تکه . یک فیلم بون تاریخ انقضا . ۱۰/۱۰ نمره ی… ادامه »