نقد و بررسی فیلم The General (ژنرال)

کارگردانان : Clyde Bruckman, Buster Keaton

نویسندگان : Clyde Bruckman, Buster Keaton

بازیگران : Buster Keaton, Marion Mack, Glen Cavender

خلاصه داستان : جنگ داخلى امریکا.«جانى گرى» در زندگی اش دو عشق دارد:یکى لوکوموتیوى به نام «جنرال» و دیگرى دخترى به نام «آنابل لى».نیروهاى نفوذى شمالى «جنرال» را میدزدند و در حالى که «آنابل لى» در یکى از واگن‏هایش به جا مانده،آن را به طرف مناطق خودى میبرند.«جانى» یک تنه به تعقیب لوکوموتیوش میرود تا «جنرال» و «آنابل لى» را نجات دهد و …

 

 

 

[nextpage title=”چند پارگراف در معرفی فیلم «ژنرال»”]

 

۲-چند پارگراف در معرفی فیلم «ژنرال»

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/34-The-General/1-The-General.jpgحسن نیازی:«باستر کیتون یکی از کمدین های بزرگ سینما، پس از ساخت چند فیلم موفق در ژانر کمدی «مهمان نوازی ما» (۱۹۲۳)، «شرلوک جونیور» (۱۹۲۴)، «هفت شانس» (۱۹۲۵)، با ساخت فیلم «ژنرال» یکی از شاهکارهای خود و تاریخ سینما را خلق کرد. «ژنرال» بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته شد و «کیتون» فیلمش را در لوکیشن های واقعی کارگردانی کرد. فیلم داستان علاقه و عشق «کیتون» به یک لوکوموتیو و یک دختر است که ماجرایش در زمان جنگ های داخلی آمریکا می گذرد. «ژنرال» علاوه بر اینکه تا حد امکان به واقعیت نزدیک است، یک اثر کمدی بسیار موفق نیز هست. فیلم سرشار از صحنه های متنوع و هیجان انگیز و شوخی های خلاقانه «کیتون» است که آن را به اثری گرم و تماشایی بدل کرده است.»

سینما خبر:« کیتون در 'ژنرال' نیز این سیر صعودی را ادامه داده و با ایفای نقش یك آتشكار لكوموتیو در جریان جنگ های داخلی آمریكا، نقش درخشان دیگری را به كارنامه سینمایی خود اضافه كرد.'ژنرال' سرشار از شوخی های جذابی است كه باستر كیتون در مركز آن قرار دارد كه برای مثال می توان به مرد تنبلی اشاره كرد كه برای به دست آوردن هیزم مورد نیازش، به سمت قطار سنگ انداخته و كیتون برای مقابله به مثل، چوب های كنار كوره قطار را به سمتش پرتاب می كند!»

دانشنامه رشد:«کیتن بار دیگر با فیلم جنرال( ۱۹۲۷) به اوج شهرت خود دست یافت. کیتن فیلم جنرال را بر اساس فیلم نامه ای از یار و همراه قدیمی اش کلاید بروکمن ساخت. جنرال بر اساس یک داستان واقعی از جنگ های داخلی امریکا نوشته شده بود که در آن ماموران مخفی متحدین یکی از لکوموتیوهای جنوبی ها را می دزدند. باستر کیتن در این فیلم نقش آتشکار غیر نظامی این لوکوموتیو را بر عهده داشت که غیر منصفانه متهم به بزدلی شده است. او در ادامه شجاعت خود را نشان می دهد و…. تلفیق حرکت های نمایشی با کمدی در فیلم جنرال به حد کمال رسیده است. باستر کیتن در این فیلم با واقع نمایی بی نقص و طراحی زیبای لباس و دکور توانسته به بهترین وجه فضای آن دوران را بازسازی کند. جنرال در سال نخست پخشش، مورد استقبال چندانی قرار نگرفت، ولی امروزه بسیاری از منتقدان آن را شاهکار باستر کیتن می دانند.»

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/34-The-General/10-The-General.jpgمجله سینما تئاتر:«سرشناس‌ترین فیلم کیتون «جنرال» نام دارد كه درباره یك آدم عاشق‌پیشه است كه برای اثبات مردانگی خود به نامزدش می‌خواهد عازم جنگ‌های داخلی آمریكا شود اما چون ریزه‌میزه و شكننده است، او را نمی‌پذیرند. سرانجام كیتون كه بازیگر اصلی این فیلم است در اثر اتفاقی بامزه در جریان ماموریتی خطرناك قرار می‌گیرد و صحنه‌های درخشانی با بازی او رقم می‌خورد. کیتون با این فیلم به اوج کارنامه هنری خود دست یافت. بی دلیل نیست که رودی بلش درباره ی کیتون می نویسد: «او می توانست به آسانی نفس کشیدن، معجزه خلق کند.»کیتون قبلاً نیز از قطار سود جسته بود اما در این فیلم قطار به یکی از شخصیتهای داستان مبدل می شود. او که با قطارها، ریلها، پل ها، توپ و سربازان دشمن مبارزه می کند، ماشین و جنگ جهانی را، که هر دوی این ها را چون بلایای طبیعی اجتناب ناپذیر می داند، به مسخره می گیرد. در حالی که هارولد لوید در یک آسمان خراش یا مسابقه ی فوتبال با حوادثی اضطراب و ترس می آفریند و بر حوادث ناگوار با خیره سری یک شیر بچه فایق می آید، باستر کیتون به حوادث بس ناگواری که او را تهدید می کنند حتی کوچکترین توجهی نمی کند و ظاهراً‌ با پوست کلفتی و خونسردی با آنها مقابله می کند.«ژنرال» هنگامی که در سال ۱۹۶۲ مجدداً پخش شد از موفقیت جهانی جدیدی برخوردار شد. در رأی گیری جهانی منتقدین در سال ۱۹۶۷ به عنوان یکی از «دوازده فیلم از بهترین کمدیهای تاریخ سینما» شناخته شد.»

[nextpage title=”نقد کوتاهی بر فیلم «ژنرال»”]

۳-نقد کوتاهی بر فیلم «ژنرال»

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/34-The-General/11-The-General.jpgباستر کیتون با ژنرال از طریق هنری معاصر و با چشم اندازی مدرن به جامعه معاصر می نگرد. یکی از دغدغه های اصلی ژنرال ( و کیتون) برخورد امروزی با ماشین است. کیتون ماشین را در خدمت انسان می بیند و انسان را کنرا آمده با این موضوع. هم زیستی مسالمت آمیز ماشین و انسان موضوع بسیاری از فیلم های کیتون را تشکیل می داد. در این فیلم نیز ماشین نقش مایه اصلی را ایفا می کند.فیلم بر اساس ماجرایی واقعی و در صحنه های واقعی فیلمبرداری شده است. و همین حس واقعی بودن باعث خنده آور بودن شوخی های فیلم می شود.تلفیق حرکت نمایشی با کمدی در فیلم ژنرال به حد کمال رسیده است. کیتون در این فیلم نقش جانی گری آتشکار غیرنظامی قطاری در جریان جنگ داخلی را بر عهده دارد که نا منصفانه به بزدلی متهم شده است. جانی به تنهایی ژنرال و نامزدش را نجات می دهد و با سرعت به سمت جنوب بازمی گردد. ژنرال به عنوان یک کمدی صحنه سازانه (زنجیره ی تمهید های بصری) از نظر زمان سنجی و ساختار حتی امروز هم بی رقیب مانده است.با این که قهرمان کیتون مردی کوچک است (کارگری ساده و در عین حال بی گناه از جنس ولگرد کوچک چاپلین) و برای رسیدن به خوشبختی تلاش می کند، شباهتی به ولگرد کوچک فیلم های چاپلین ندارد. او بر عکس چاپلین اجازه نمی دهد تماشاگرش با شخصیت هایش هم ذات پنداری کند، با او بخندد، با او ناراحت شود…

در شروع فیلم در نمایی نزدیک کیتون را از پشت میله هایی می بینیم که با بازتر شدن نما پی می بریم میله های خانه ی دختر مورد علاقه اش هستند، که او را به استقرار در جامعه مجبور می کند (آدمی از جنس باقی آدم ها). اما این آن چیزی نیست که قهرمان فیلم می خواسته بلکه فردیت کیتون در مقابله با نظم جامعه، شانسی برای برد ندارد. حتی بی نظمی جامعه برای موجودیت او خطرناک است.این فیلم کامل ترین اثر کیتون است. در طول فیلم کیتون بارها و بارها درگیر حوادثی است که حتی عبور قطار را از سرزمین دشمن به راحتی ایجاد می کند (نکته ای که تمام نیروهای درگیر جنگ به آن بی توجه اند). او با چهره ی بی تفاوت و سنگ گونه اش، با آرامش و گاه با بی اعتنایی از دام هر حادثه می رهد و به طور ضمنی پوچی و بیهودگی جنگهای انفصال طلب را مجسم می کند.ژنرال مانند بقیه ی آثار کیتون کمدی موقعیت است. کیتون در ایجاد این موقعیت ها از عوامل متضاد موجود در صحنه نهایت استفاده را می برد و از برخورد آنها نتایج کمیکی به دست می آورد. به همین جهت کمدی های او از آثار سایر کمدین ها جدی تر به نظر می آید. نه فقط به این خاطر که شخصیت خود کیتون شوخ طبعی و شیطنت سایر کمدین ها را ندارد بلکه به این جهت که قصد او القاء احساس و مفهوم کمدی به تماشاگر است نه خنداندن سطحی و موقتی وی. اما آنچه کیتون را منحصر به فرد می کند آن است که او در مجموعه آثارش هرگز از یک فرمول روایی تکراری استفاده نمی کند.

برگرفته از:تاریخ سینمای جهان،ترجمه هوشنگ آزادی ور.راهنمای فیلم (بهزاد رحیمیان،بهروز دانشفر)

گردآوری:علی زارع قنات نوی

منبع:گاهنامه ی تخته سیاه

[nextpage title=”یادداشتی درباره ی فیلم «ژنرال» ساخته ی باستر کیتون”]

۴-یادداشتی درباره ی فیلم «ژنرال» ساخته ی باستر کیتون

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/34-The-General/12-The-General.jpgژنرال،شاهکاری زیبا از باستر کیتون خشک چهره است که به عنوان یکی از بهترین کمدی های صامت تاریخ سینماست. فیلم ژنرال (۱۹۲۶) پایه ای بود برای بازسازی شهرت باستر کیتون، یکی از نوابغ کمدی جهان. توان فیزیکی تحسین برانگیز، چهره سرد و بی روح و طنز باستر کیتون در هماهنگی کاملی در این شاهکار هستند. فیلم ریتمی محکم و شجاعانه دارد و پر از صحنه ها و اتفاقاتی است که بیننده را ثانیه به ثانیه به دنبال خود می کشد. بدلکاری هایی که خود کیتون انجام می دهد، شات های روان، وسواس غیر قابل انکار در چینش صحنه ها، صراحت دلپسند در شوخی ها، همه و همه دست به دست هم می دهند تا هیچ گاه فیلم از ریتم نیفتد و مخاطب مدام در تب و تاب انتظار برای اتفاق بعدی باشد. کلاید براکمن، نویسنده دوم فیلم ژنرال در جایی گفته که «کیتون می توان با بالا بردن یک ابرو داستانش را بگوید. او می تواند با بالا نبردن ابرو هم داستانش را روایت کند». این تراز دقتی است که در روایت این فیلم به کار رفته شده. فیلم بر اساس ماجرایی واقعی و در صحنه های واقعی فیلمبرداری شده است و همین حس واقعی بودن باعث خنداننده بودن شوخی های فیلم می شود.او توازنی چشم نواز بین کمدی و تراژدی برقرار می کند، برای مثال دسته تبر شکسته را به درون کوره لوکوموتیو می اندازد تا به حرکت خود ادامه دهد ( با وجود هیزمی که در انبار بود ). این ویژگی سورئال کیتون است که او را تازه و همیشه غیر معمول و غافلگیر کننده نگاه می دارد.کیتون به حق به خاطر کمدی فیزیکیش ستایش می شود. ژنرال نه تنها فیلمی سرگرم کننده بلکه در حد و اندازه های فیلم های نوآر سینمایی و هنرمندانه است. نمای POV سوراخ رومیزی، نمایی زودگذر از زیبایی است در قلب تنش.کیتون در فیلمش مصرانه شخصیتی روراست را بازی می کند. اگرچه جانی گری شخصیتی بسیار کمدی است ولی یک احمق نیست. او مردی نسبتا سست است که در طی فیلم رفته رفته شخصیت قهرمانانه خود را پیدا می کند و مشوق او در این راه تبدیل به قهرمان شدن، حس عاطفی و رمانسش به ژنرال و معشوقه اش آنابل است. نه احساسات وطن پرستی.شاید یکی از مهیج ترین ویژگی های دیدن این فیلم این باشد که دوربین مدام در حال حرکت است. اگرچه از حرکات امروزی ۳۶۰ درجه دوربین یا زوم های رفت و برگشتی خبری نیست، اما برای آن دوره از فیلمسازی، حرکت دوربین با قطاری که واقعا در حال حرکت است واقعا تاثیرگذار است.

منبع:تراوشات یک ذهن خسته

[nextpage title=”بیوگرافی باستر کیتون،خالق فیلم «ژنرال»”]

۵-بیوگرافی باستر کیتون،خالق فیلم «ژنرال»

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/34-The-General/13-The-General.jpgباستر كیتون یكی از نوابغ سینما و جزو مشهورترین كمدین‌‌هایی است كه در هنر هفتم ظهور كرده‌اند. كیتون متولد ۱۸۹۵ است، یعنی همزمان با اختراع سینما به دنیا آمد و به همین دلیل، بسیاری از منتقدان در بزرگداشت او، كیتون را همزاد سینما معرفی كرده‌اند. او از پدر و مادری هنرمند متولد شد كه نمایش‌های آكروبات را اجرا می‌كردند.مدتی پس از تولد كیتون، او نیز به گروه نمایش خانوادگی اضافه شد و هر ۳ با هم این نمایش‌ها را اجرا می‌كردند. تا آن زمان كیتون‌ها به معنی خانم و آقای‌ كیتون بود اما پس از میلاد فرزند، درست در زمانی كه او فقط ۲ سال داشت این گروه سه نفره شد و خانواده كیتون نامیده شد. معروف است كه وقتی باستر كیتون تنها ۲ سال سن داشت، یك بار همراه پدر و مادرش در خیابان راه می‌رفتند كه ناگهان توفان می‌شود و جریان باد آنقدر شدید می‌شود كه كیتون كوچك را از زمین بلند می‌كند و چند خیابان آن‌طرف‌تر روی زمین می‌اندازد. والدین او كه بسیار نگران فرزندشان شده بودند او را سرانجام در حالی می‌یابند كه سرگرم بازی بوده است. كیتون از كودكی استعداد حیرت‌انگیزی در حركات آكروباتیك داشت و بدن نرمش این امكان را به او می‌داد تا نمایش‌های پر برخورد را باورپذیر از آب در بیاورد.كیتون پس از این كه به سال‌های نوجوانی رسید و پس از شهرتی كه از اجرای نمایش‌هایش به دست آورد بتدریج مورد توجه تهیه‌كنندگان سینما قرار گرفت. چند سال بعد به تشویق یكی از دوستانش در تعدادی فیلم كوتاه بازی كرد كه با استقبال مردم روبه‌رو شد؛ هیچ‌كدام از فیلم‌های سال‌های اولیه بازیگری كیتون اینك در دسترس نیستند و نشانی از آنها نیست. استعداد خیره‌كننده این بازیگر لاغر و كوتاه قامت در خلق صحنه‌های شلوغ و بامزه، رفته‌رفته راهش را به استودیوهای فیلمسازی باز كرد و شهرت و اعتباری كه در این سال‌ها به دست آورده بود، زمینه‌ساز تولید مستقل فیلم‌هایش شد. كیتون با این كه در تعدادی از فیلم‌های این دوران و كمدی‌های سال‌های بعدش، كارگردان نبود اما در طراحی موقعیت‌های كمدی آزادی كامل داشت. یكی از فیلم‌های این دوره‌اش «یك هفته» نام دارد كه كیتون در آن نقش تازه دامادی را بازی می‌كند كه به همراه عروس‌اش برای ساختن خانه‌شان اقدام می‌كنند. مرد دیگری كه دلبسته دختر بوده، با كارشكنی و تغییر برنامه ساخت خانه، باعث می‌شود تا سرانجام این خانه شكل عجیب و غریبی به خود بگیرد. آنها مجبور می‌شوند خانه‌شان را به جای دیگری منتقل كنند و كیتون برای این كار خانه را بكسل ماشین‌اش می‌كند اما در راه قطاری از راه می‌رسد و با له كردن خانه، خیال عروس و داماد را راحت می‌كند. این فیلم مربوط به سال ۱۹۲۰ است. در صحنه‌ای از این فیلم كوتاه، عروس در حال استحمام ناگهان صابونش بیرون از وان می‌افتد. در این لحظه دستی خارج از كادر وارد می‌شود و جلوی ویزور دوربین را برای لحظه‌ای می‌گیرد و پس از باز شدن دوباره تصویر، عروس را می‌بینیم كه با لبخند شیطنت‌آمیزی رو به دوربین می‌خندد. این اقدام عجیب كیتون در كارگردانی این صحنه از فیلمش دهه‌ها بعد منتقدان برجسته‌ای مانند اندرو ساریس و دیوید تامپسون را به تحسین واداشت و آنان اعلام كردند كه پیش از نوآوری‌ها و ساختارشكنی‌های ژان لوك گدار در دهه‌های شصت و هفتاد، این باستر كیتون بود كه در ۱۹۲۰ چنین اقدام عجیبی را در كارگردانی «یك هفته» انجام داد. فیلم‌های كوتاه مشهور و برجسته كیتون در این سال‌ها «خانه جن‌زده»، «بز»، «كشتی»، «همسایه‌ها» و «بدشانس» است كه دقایق كوتاهی از این آخری، سال‌ها پس از مرگ كیتون پیدا شد و در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفت. موفقیت فیلم‌های كوتاه كیتون در اوایل دهه بیست میلادی انگیزه‌های او را برای بازی در فیلم‌های بلند تقویت كرد. این اتفاق افتاد و بر شهرت كیتون به عنوان كمدینی برجسته و دوست‌داشتنی افزوده شد. كیتون در این زمان سالی ۲ فیلم می‌ساخت و برای بازی و طراحی فیلم‌هایی كه حتی كارگردانی‌شان را عهده‌دار نبود هفته‌ای ۲۰ هزار دلار می‌گرفت. در این زمان كمپانی متروگلدوین مایر كه بزرگ‌ترین كمپانی تولید فیلم بود، از كیتون برای همكاری دعوت به عمل آورد و به گفته بسیاری از مورخان سینما، امضای این قرارداد بزرگ‌ترین اشتباه زندگی نابغه سینمای كمدی بود.

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/34-The-General/15-The-General.jpgمارتین اسكورسیزی، كارگردان بزرگ سینما در بررسی تاریخی خود از سینمای كشورش، تاریخچه متروگلدوین مایر را مرور می‌كند و نقش تهیه‌كنندگان این كمپانی را تحلیل می‌كند. به اعتقاد او فشار زیاد این تهیه‌كنندگان بر فیلمسازان، گاه آنان را در سخت‌ترین شرایط قرار می‌داد؛ به طوری‌كه با سلب آزادی عمل آنان، استعداد كارگردانی را در درون این هنرمندان می‌كشت. اسكورسیزی با تجلیل از فرانك كاپرا كارگردان بزرگ سینمای كلاسیك، او را جزو معدود كارگردان‌هایی می‌داند كه با استقامت زیاد توانست اقتدار خود را به تهیه‌كنندگان كمپانی متروگلدوین مایر دیكته كند و از سوی دیگر دریغ می‌خورد از تباه شدن استعدادهای ناب و شگرفی همچون باستر كیتون كه در این سیستم خردكننده، فرصتی برای آزادی عمل پیدا نكردند. به این ترتیب كیتون كه او را بزرگ‌ترین نابغه سینمای كمدی می‌شناسند، سال‌هایی را در اسارت این كمپانی به سر برد و بتدریج در اثر فشارهای فراوان از آنجا اخراج شد و سپس همسرش ناتالی تالماج از او جدا شد و پیامد این رویدادهای تلخ، ورشكستگی او بود. نكته غم‌انگیز این است كه چند سال بعد برخی از مدیران متروگلدوین مایر از سر دلسوزی بار دیگر كیتون را استخدام كردند و این بار برای ویرایش متن‌های كمدی با حقوقی بسیار ناچیز و شرم‌آور.كیتون در سال‌های فعالیتش با شرایط بسیار سختی دست به گریبان بود اما هیچ‌وقت این تجربیات دردناك در آثار او بازتاب نیافتند. درست برعكس همتایش چارلی چاپلین كه همواره ثروتمند بود و حتی زمانی كه فهرست هنرمندان مشكل‌دار مك كارتی منتشر شد و پس از فیلم‌های افشاگرانه‌ای مانند «عصر جدید» و بویژه «دیكتاتور بزرگ» در اروپا زندگی مرفهی داشت و نامه‌های منتسب به او خطاب به دختر یا دخترانش نیز سراسر كذب محض است. باری كیتون در این شرایط زندگی كرد و نام كمدین صورت‌سنگی را به خود گرفت؛ زیرا از سال ۱۹۲۰ تا پایان عمرش هرگز در هیچ فیلمی نخندید و دیوید تامپسون منتقد بزرگ درباره‌اش گفت كه كیتون نمی‌خندید چون دلیلی در این دنیا برای خندیدن نداشت. اورسن ولز درباره این هنرمند بزرگ گفته كه در صورت او رازی بود كه هرگز فاش نشد…

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/34-The-General/16-The-General.jpgدر ایران كیتون را به دلیل نمایش فیلم‌هایش از تلویزیون بسیاری می‌شناسند. سرشناس‌ترین فیلم او «ژنرال» نام دارد كه درباره یك آدم عاشق‌پیشه است كه برای اثبات مردانگی خود به نامزدش می‌خواهد عازم جنگ‌های داخلی آمریكا شود اما چون ریزه‌میزه و شكننده است، او را نمی‌پذیرند. سرانجام كیتون كه بازیگر اصلی این فیلم است در اثر اتفاقی بامزه در جریان ماموریتی خطرناك قرار می‌گیرد و صحنه‌های درخشانی با بازی او رقم می‌خورد. فیلم معروف دیگرش «استیم‌بوت بیل جونیور» است كه كیتون در آن نقش پسر درس‌خوانده یك كشتی‌دار عامی را بازی می‌كند كه پدرش ابتدا از داشتن این پسر عاشق‌پیشه و سوسول احساس شرم می‌كند اما در پایان فیلم سرانجام همین پسر جوان پدر و نامزد و پدر نامزدش را از مرگ نجات می‌دهد. فیلم‌های معروف دیگر كیتون شرلوك جونیور، سفر به غرب،battling butler،go west، navigator،our hospitality وsaphead هستند و او پس از سال‌ها با چهره‌ای میانسال در فیلم‌های شاخصی مانند «سانست بلوار» اثر بیلی وایلدر و «لایم لایت» به كارگردانی چارلی چاپلین بازی كرد و درست یك سال پیش از مرگش در تنها فیلم نمایشنامه‌نویس بزرگ قرن بیستم ساموئل بكت بازی كرد و در همان سال در جشنواره ونیز از كیتون تجلیل باشكوهی به عمل آمد.باستر كیتون در فیلم‌های خود كه عموما در قالب كمدی‌های اسلپ‌استیك (بزن و بكوب) ساخته می‌شدند هرگز از بدل استفاده نكرد و دشوارترین صحنه‌های فیلم‌هایش را خودش بازی كرد. یك بار در صحنه‌ای از فیلم «شرلوك جونیور» كه داستان یك آپاراتچی است كه در رویاهایش وارد فیلمی می‌شود، از ارتفاع سقوط كرد و گردنش بشدت آسیب دید. پرسونای او در فیلم‌هایش تیپ انسانی است كه با وجود ضعف‌های جسمانی‌اش و نیز شرایط سخت زندگی، اما امیدوار و معتقد به خود و با اعتماد به نفس بر ضعف خود غلبه می‌كند و شرایط را به شكل دلخواه درمی‌آورد. امروز بسیاری از منتقدان برجسته جهان و حتی ایران، جایگاه باستر كیتون را فراتر از كمدین‌های مشهور دیگر از جمله برادران ماركس، هارولد لوید، چاپلین و لورل و هاردی ارزیابی می‌كنند و نقش سرنوشت‌سازش را در شكل‌گیری نگاهی مستقل، عاشقانه و وفادار به سینما می‌ستایند. فیلم‌های كوتاه و بلند به جا مانده از باستر كیتون گنجینه‌هایی از سال‌های اولیه ظهور سینما هستند؛ فیلم‌هایی كه با گذشت زمان ارزش آنها بیشتر معلوم می‌شود.

نویسنده:امان جلیلیان

منبع:قاب کوچک جام جم

[nextpage title=”نگاهی گذرا به زندگی باستر کیتون”]

۶-نگاهی گذرا به زندگی باستر کیتون

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/34-The-General/2-The-General.jpgوقتی ۶ ماهه بود از روی پله ها سقوط می کند و هیچ آسیبی نمی بیند که این باعث می شود که اسمش را "باستر" به معنی عجیب گذاشتند.باستر کیتون یک بازیگر کمدی، فیلمساز، تهیه کننده و نویسنده بود. او یکی از بهترین ها در فیلم های صامت بود. تمام کمپانی های فیلم سازی او را با نام "صورت سنگی" می شناختند.کیتون توسط مجله آمریکایی Entertainment Weekly به عنوان هفتمین کارگردان بزرگ تاریخ سینما شناخته شد. او به عنوان بیست و یکمین بازیگر مرد تاریخ سینما توسط "مؤسسه فیلم آمریکا" شناخته شده است. منتقد مشهور آمریکایی "راجر ایبرت" در مورد کیتون نوشته است:در دوره بین سال های ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۹، زمانی که او بدون وقفه در یک سری فیلم که توسط خودش ساخته می شده است بازی می کرد، بی شک او به عنوان بزرگترین بازیگر- کارگردان در تمام تاریخ سینما است.Orson Welles کارگردان و بازیگر بزرگ آمریکایی در مورد کیتون توضیح می دهد: فیلم "The General" کیتون، بهترین کمدی است که در تاریخ ساخته شده است و بهترین فیلم جنگ داخلی ساخته شده است و ممکن است بهترین فیلم ساخته شده برای همیشه باشد.در سال ۲۰۰۲ در یک نظر سنجی جهانی که توسط مجله فیلم " Sight & Sound" انجام شد، فیلم ژنرال کیتون به عنوان پانزدهمین فیلم برتر تاریخ انتخاب شد. سه فیلم دیگر او که موفق به کسب رأی شدند، عبارتند از :" Our Hospitality" و " Sherlock, Jr." و فیلم "The Navigator".

آغاز زندگی:

باستر با نام جوزف فرانک کیتون به دنیا آمد. او در یک خانواده هنرمند که کار آنها " vaudeville" به معنی "درام دارای رقص و آواز" است به دنیا آمد. اسم او را جوزف نامیدند تا ادامه دهنده راه خانواده باشد. باستر ششمین فرد از خاندان بود که نامش جوزف کیتون بود و نام فرانک در اسم او از پدر بزرگ مادریش گرفته شده بود، شخصی که از طرف والدینش به عنوان یک شخصیت بد شناخته شده بود و به همین دلیل باستر نام وسط خود را به فرانسیس تغیر داد.زمانی که سه سال داشت، در سال ۱۸۹۹، برای اولین بار در صحنه نمایش به همراه خانواده اش ظاهر شد. که این کار در قالب یک کمدی اسکچ (یک سری کمدی کوتاه که مدت هر سری بین یک تا ده دقیقه می باشد) بود.

آغاز دوره فیلم های صامت:

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/34-The-General/3-The-General.jpgدر فوریه ۱۹۱۷ کیتون "Roscoe "Fatty" Arbuckle" (بازیگر فیلم های صامت، کمدین و کارگردان) را در استودیو "Talmadge" در نیویورک سیتی ملاقات کرد. در آن زمان کیتون توانست یک نقش متوسط به دست آورد. در همین دوره آشنایی با آربوکل، کیتون از او خواست تا یکی از دوربین هایش را به او قرض بدهد تا بفهمد که کار کردن با دوربین چه حسی را به او منتقل می کند. سپس کیتون دوربین آربوکل را به او پس داد. پس از اینکه کیتون متوجه شد که کار کردن با این ماشین فیلمبرداری چقدر سخت است، او دوباره روز بعد پیش آربوکل رفت دوربین در دست و برای کار کردن از او درخواست کرد. کیتون توانست نقش بازیگر جانبی و دستیار کارگردان را در فیلم "The Butcher Boy" بدست آورد. کیتون بعد ها بیان کرد که برایش خیلی زود بود که به عنوان دستیار کارگردان آربوکل کار کند. خیلی زود کیتون و آربوکل با هم دوستان صمیمی شدند.در سال ۱۹۲۰ کیتون با بازی در فیلمThe Saphead اولین نقش جدی و مهم خود را ایفا کرد. با این که او در این فیلم جزو نقش اصلی نبود ولی حضور طولانی در این فیلم و ایفای خوب نقش، سرآغاز شروع طولانی او در سینما شد.بعد از موفقیت کیتون با آربوکلف او توانست به صورت مجزا و مستقل شروع به فیلم سازی کند. او چند سری کمدی ساخت که از معروف ترین آنها می توان به One Week 1920، The Playhouse 1921، Cops 1922 وThe Electric House 1922 اشاره کرد.David Thomson منتقد فیلم در مورد سبک کمدی سازی کیتون توضیح می دهد:باستر به طور واضح به پوچی ایمان دارد. ریاضیات و پوچی شبیه یک عدد که او همیشه برای برابری به دنبال آن می گشته است. به صورتش نگاه کنید.یک صورت زیبا ولی کاملا بی عاطفه شبیه یک پروانه و شما این نقص کامل را در تعیین احساسات در می یابید.Gilberto Perez (استاد فیلم شناسی) نیز کیتون را این گونه توصیف می کند: کیتون در بازیگری یک نابغه است به طوری که آن صورت خشک و بی عاطفه را نگاه میدارد و آنرا ارائه می دهد. به طور واضح این بی عاطفگی در صورت کیتون زندگی داخلی او را نشان می دهد. چشم های بزرگ و گود افتاده او ویژگی سخنوری دارند. صرفا یک نگاه خیره او می تواند طیف وسیعی از احساسات را منتقل کند، از اشتیاق به سمت بد گمانی. از سرگشتگی به سوی غم و اندوه.

ازدواج:

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/34-The-General/4-The-General.jpgدر سال ۱۹۲۱ کیتون با Natalie Talmadge ازدواج کرد (خواهر ناتنی رییسش Joseph Schenck). و در سه سال اول زندگی آنها دو پسر با نام های جیمز و رابرت داشتند. ولی متأسفانه بعد از به دنیا آمدن رابرت رابطه آنها با هم به عذاب منتهی شد.کیتون در دهه ۱۹۲۰ با Kathleen Key رابطه ای را آغاز کرد.در سال ۱۹۳۱ ناتالی بالاخره از کیتون طلاق گرفت. ناتالی حتی نگذاشت کیتون پسرانش را ببیند و حتی نام خانوادگی آنها را از کیتون به Talmadge برگرداند.در سال ۱۹۴۰ کیتون با Eleanor Norris ازدواج کرد. کسی که ۲۳ سال از کیتون کوچکتر بود.

دوره صدا و تلویزیون:

کیتون با کمپانی MGM در سال ۱۹۲۸ یک قرارداد کاری امضا کرد. قراردادی که بعدها کیتون به عنوان بدترین اتفاق زندگی از آن یاد کرد. اولین فیلم صدا دار کیتون Spite Marriage بود. برای اولین بار کیتون مجبور بود از کارهای خطرناک در صحنه های فیلمبرداری استفاده کند. کمپانی MGM راه های بدی برای حفاظت از سرمایه اش داشت.نکته خیلی جالب در زمان فیلم های صدا دار اولیه این بود که کیتون و بقیه بازیگرانش می بایست هر سکانس را سه بار اجرا کنند (یک بار انگلیسی و یک بار اسپانیایی و یک بار آلمانی یا فرانسوی). تمام بازیگران باید دیالوگ های خارجی را حفظ می کردند و در صحنه با آن زبان صحبت می کردند.

مرگ:

http://www.naghdefarsi.com/images/stories/rooz/naghd/50/part4/50/34-The-General/5-The-General.jpgکیتون در یکم فوریه ۱۹۶۶ به دلیل ابتلا به بیماری سرطان ریه درگذشت. او را در "Woodland Hills, California" به خاک سپردند. با اینکه او در ژانویه همان سال فهمیده بود که دارای بیماری بدون درمان است ولی هرگز در مورد آن به کسی چیزی نگفت. در یک مستند تلویزیونی انگلیسی که در مورد او ساخته شد، همسر کیتون (Eleanor) توضیح داد که او تا آخرین روز هایی که در خانه بود در حال کارت بازی کردن با دوستانش که به عیادت او آمده بودند بود. او در اطاق کاملا بی قرار بود و دائما در حال قدم زدن در اطاق بود.Eleanor نیز در سال ۱۹۹۸ به دلیل ابتلا به آمفیزم و سرطان ریه در سن ۸۰ سالگی درگذشت.

جمله های خارج از فیلم به یاد ماندنی:

کسی با کفش های نوک دراز و کلاه تخت نابغه نمیشه

به نمایش فکر کن، سریع بازی کن

تنها چیزی که می توانم در مردم عادی تصور کنم، فکر می کنم باقیمانده خاطرات مردم است.

نمایش خاموش بهترین چیز برای مردم است، اگر آنها در عموم ظاهر می شوند.

جوایز:

برنده جایزه اسکار افتخاری در سال ۱۹۶۰ به خاطر استعداد منحصر به فرد او در پدید آوردن کمدی های فنا ناپذیر.

برنده جایزه British Film Institute Awards برای بازی در فیلم Seven Chances 1925

نویسنده:منصور داودی

منبع :انجمن سینما سنتر

ممکن است شما دوست داشته باشید

8
دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
8 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
6 Comment authors
Homepageali1991moshelامین کورلئونهmilad_851991 Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
trackback

… [Trackback]

[…] Read More: naghdefarsi.com/the-general […]

ali1991
Guest
ali1991

یه فیلم عالی. واقعا لذت بردم از دیدنش. یکی از صحنه های جالبش اونجاییه که پل میشکنه و قطار دشمن سقوط میکنه توی آب. برام جالب بود که توی اون زمان همجین صحنه واقعی ساختن.

آروین فخری
Member
آروین فخری

بهترین فیلم کیتون.

moshel
Guest
moshel

سلام. نقد غیر منصفانه و سیاهی بود راستی شما کجایی سینمایی که دم از شاهکارشناسی میزنی ظاهرا منتقد نسبتا محترم…..

امین کورلئونه
Guest
امین کورلئونه

هیجان هیجان
خودتونو بزارید جای آدمهایی که این فیلمو در آن سالهای آغازین سینما دیدن چه کیفی کردن
کارگردانی عالی
هزینه بسیار زیاد
سیاهی لشگر منظم
و اما بهترین صحنه:به نظر من اون جایی که دسته ی تبرش شکست و انداختش تو کوره لوکوموتیو.

milad_851991
Guest
milad_851991

عالی بود
😉

ولگرد
Guest
ولگرد

کاش افراد بیشتری این فیلم رو میدیدن و با کیتون آشنا میشدن.

Abe
Member
Abe

فیلم بسیار عالی بود. مخصوصا باستر کیتون خیلی قشنگ بازی کرده بود.