ویروس گیشه چگونه بلای جان سینمای ایران شده است؟

وقتی تیتراژ پایانی فیلم روی پرده سینما نقش می بندد، باور نمی کنی کارگردان کمدی سخیف «کلمبوس» همان سینماگری باشد که «کوچه بی نام» را ساخته و «آباجان» را خلق کرده است. حتی اگر مانند منتقد مشهور، برچسب «مزخرف» و «مبتذل» نزنیم به «کلمبوس» اما شوخی های جنسی و فیلمنامه ضعیفش هیچ شباهتی به آثار قابل اعتنای پیشین کارگردانش ندارد؛ کارگردانی که از فاطمه معتمدآریا و باران کوثری تا حامد بهداد و سعید آقاخانی مقابل دوربینش درخشیده اند و چهره ای صاحب سبک از خود در ذهن مخاطبان و منتقدان سینما تصویر کرده ولی انگار ویروسِ گیشه مُسری است و هیچ سینماگری توان مقابله با وسوسه اش را ندارد.

 

نابودی در کوچه کلمبوس

هاتف علیمردانی تنها فیلمسازی نیست که پول های میلیاردی گیشه زیر دندانش مزه کرده و تفکر و دغدغه های شخصی جاری در سینمایش را کنار گذاشته و راهی متفاوت از مسیر پیشین را دنبال کرده؛ تفکری که از سال ۱۳۸۸ با «راز دشت تاران» آغاز شد، با «کوچه بی نام» به اوج رسید و در «کلمبوس» به مرز نابودی رسید. تینا پاکروان، دیگر سینماگری بود که با دو فیلم ملودرام توجهات را به خود جلب کرد اما با کمدی متفاوتی، فضای تلخ ترسیم شده در «خانوم» و «نیمه شب اتفاق افتاد» را به چالش کشید.

 

او در «خانوم»، زندگی سه زن در سه نقطه از تهران را روایت کرد و در «نیمه شب اتفاق افتاد» با هنرنمایی حامد بهداد و رویا نونهالی، تحسین داوران و تماشاگران حاضر در جشنواره سی و چهارم فیلم فجر» را برانگیخت ولی به یکباره تصمیم گرفت کمدی را هم تجربه کند. هر چند پاکروان در «لس آنجلس تهران» به سراغ پرویز پرستویی رفت و رکورددار دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد هم بار دیگر نبوغش در سینمای کمدی و بازی در چند تیپ مختلف را به نمایش گذاشت و البته طنزِ پاکروان هم به دور از ابتذال و شوخی های مخصوص بزرگسالان بود ولی هم منتقدان و هم مخاطبان عام که در سالن های سینما تنها به دنبال ساعتی خنده می گردند، ناراضی به خانه برگشتند.

 

از خاک مرجان تا تگزاس

مسعود اطیابی هم از «مصائب دوشیزه» و «خاک مرجان» رسید به «تگزاس»، آن قدر فروش ۱۴.۵ میلیارد تومانی «تگزاس» به دلش چسبید که استارت ساخت «تگزاس ۲» را هم زد، البته شاید چندان مقصر هم نباشد، وقتی فیلمش به رده دهم پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران قرار گرفته، دیگر رغبتی برای خلق آثاری مانند «ریسمانی نزدیک‌تر از رگ» نمی ماند؛ فیلمی که در بخش بین‌الملل سی امین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و برنده دو جایزه شد. او فیلم موفق «خروس جنگی» را هم در کارنامه دارد که هر چند کمدی فاخری محسوب نمی شود اما با نقش آفرینی رضا عطاران و مریلا زارعی، نقدهای مثبتی را دریافت می کند ولی اطیابی در «تگزاس» همان راهی را رفت که دیگر سینماگران مبتلا به ویروسِ گیشه رفته اند.

 

کاهانی؟ هیچ!

شاید عجیب باشد اما نام عبدالرضا کاهانی را هم باید به این فهرست اضافه کرد. او که با «بیست»، «هیچ»، «بی خود و بی جهت» و حتی «وقت داریم حالا» و «استراحت مطلق» به عنوان سینماگری صاحب سبک معرفی شد و حتی بسیاری از مردم و اهالی سینما را در جریان توقیف «ارادتمند؛ نازنین، بهاره و تینا» حامی خود دید، با «خانم یایا» شوکی بزرگ به مخاطبان هنر هفتم وارد کرد؛ فیلمی که نه تنها با استقبال روبرو نشد، بلکه مردم خشمگین از تماشای فیلمی بی سر و ته را به صفحه شخصی کاهانی در اینستاگرام کشاند تا با الفاظی تند و تیز به کارگردان فیلم بتازند. هر چند کاهانی و موافقان فیلم اصرار داشته و دارند فیلم، طنزِ سیاه و سنگینی دارد که شاید مخاطبان عمومی سینما متوجه‌اش نشوند!

 

کارگردان مقصر نیست؟

البته نمی توان تمام کارگردانانی که به سمت گیشه می روند و سینما را فدای بلیت ها می کنند، مقصر دانست و سرزنش کرد. در سینمایی که برخی فیلمسازانش از حمایت های ارگان های خاص بهره می برند و می توانند با آسودگی خاطر، آثاری مطابق میل‌شان بسازند و حتی تفکراتی ایدئولوژیک را از راه سینما انتقال دهند، احتمال وقوع هر اتفاقی وجود دارد چون چنین امکانی برای همه سینماگران فراهم نیست. از طرفی دیگر کارگردانانی هستند که ساخت فیلم هایی سطحی و کمدی های عام پسند را صرفا جهت درآمدسازی عنوان می کنند تا از پول حاصله بتوانند فیلمی بسازند که به ذهن و قلب‌شان متصل باشد.


منبع:hamdelidaily.ir

ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of