بهترین سریال های سال ۲۰۱۸

 آیا بهترین سریال هایی سال ۲۰۱۸ تاکنون را می شناسید؟ اگر می خواهید یکی از سریال های جدید خارجی را برای دنبال کردن پیدا کنید بهتر است با ادامه مطلب همراه باشید. در گذشته ای نه چندان دور، تلویزیون و سریال های تلویزیونی بهترین سرگرمی برای دوران استراحت و آرامش بودند. بعد از یک روز سخت و پرتنش کاری به خانه رفته و سپس تلویزیون را روشن می کردید و به تماشای سریال مورد علاقه تان می نشستید. این روزها دوران اوج و به اصطلاح عصر طلایی تلویزیون است و انتظار می رود که تنها در سال ۲۰۱۸ بیش از ۵۰۰ عنوان سریال تلویزیونی پخش شوند. رصد کردن چنین حجمی از سریال ها بسیار خسته کننده و البته غیرممکن است.

آنقدر سریال تلویزیونی برای تماشا کردن وجود دارد که حتی اگر تمام هفته را نیز برنامه ریزی کنید نمی توانید از عهده تماشای همه آن ها برآیید. با این وجود هنوز هم در یک عصر طلایی هستیم که سریال های ساختارشکنی مانند «سوپرانوها» (The Sopranos)، «شنود» (The Wire)، «گمشدگان» (Lost)، «بریکینگ بد» (Breaking Bad) و «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) را برای ما به ارمغان آورد. سال ۲۰۱۸ نیز سال نسبتاً خوبی برای تلویزیون بود. امسال نیز چندین سریال خوب قدیمی بازگشته و برخی از سریال های جدید اما پرسروصدا با استقبال چندانی روبرو نشدند و از سریال پرطرفداری مانند «بازی تاج و تخت» نیز خبری نبود.

با این وجود در ماه های آتی باید منتظر سریال های پرطرفداری مانند «بهتره با سال تماس بگیری» (Better Call Saul) و «مردگان متحرک» (The Walking Dead) باشیم. با این وجود می خواهیم شما را با ۱۰ عنوان از بهترین سریال های تلویزیونی سال ۲۰۱۸ آشنا کنیم که بدون شک از وقت گذاشتن برای تماشای آن ها پشیمان نخواهید شد.

۱۰- داستان ندینه

اولین فصل از سریال پادآرمانشهری «داستان ندیمه» (The Handmaid’s Tale) از شبکه Hulu موفقیت بزرگی برای این شبکه بود و علاوه بر استقبال تماشاگران، مورد تمجید منتقدان نیز قرار گرفته و جوایز تلویزیونی متعددی را کسب کرد. در حالی که فصل دوم این سریال، داستان را به فراتر از آنچه که مارگارت اتوود در کتاب خود ترسیم کرده بود می برد همچنان یکی از بهترین سریال های تلویزیونی چند سال اخیر تلویزیون به شمار می آید. اگر چه فصل دوم این سریال کمی ضعیف تر از فصل اول برنده جوایز متعدد امی است، اما علیرغم تلخی هایی که گاه تماشای ادامه داستان را سخت می کند، همچنان از جذابیت کافی برای وادار کردن تماشاگران به تعقیب ماجرای ندیمه برخوردار است.

از برخی جهات نیز فصل دوم این سریال بی نظیر ظاهر شده است. برای مثال نمی توانید در دنیای تلویزیون بازی بهتر و تاثیرگذارتری از نقش آفرینی الیزابت ماس در نقش جون پیدا کنید که حتی بدون باز کردن دهانش نیز حرف زده و چیزهای زیادی برای گفتن دارد. وی لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر با یوون استراهوفسکی هماهنگ می شود به نحوی که علیرغم انجام کارهای وحشتناکی از جانب شخصیت سرنا جوی، تماشاگران همچنان با او همزادپنداری کرده و او را دوست دارند.

در این فصل میدان دید دوربین وسیع تر شده و بیش از پیش تاثیرات زندگی در یک جامعه توتالیتر و تاثیر آن در تغییر شخصیت و رفتارهای انسان به تصویر کشیده می شود. داستان فیلم نیز بسیار تاثیرگذار، اغلب ترسناک و البته ناراحت کننده است به نحوی که حتی اگر نخواهید درگیر داستان سریال شوید نیز در ماجراهای آن غرق خواهید شد. همه می دانند که سریال «داستان ندیمه» یکی از بهترین سریال های چند سال اخیر تلویزیون بوده اما فصل دوم آن نیز بدون شک در میان بهترین سریال های سال ۲۰۱۸ قرار می گیرد.

۹- قتل جیانی ورساچه

قدرت «مردم بر علیه او جی سیمپسون» (The People v O.J. Simpson) همراه با بازیگران و کارگردانی فوق العاده آن باعث شد که داستان دادگاه او جی سیمپسون به زیبایی به تصویر کشیده شده و هر هفته ماجرا و قطعه ای جدید از داستان اضافه شود تا در نهایت کلیت ماجرا آشکار شد.

داستان «قتل جیانی ورساچه» (The Assassination of Gianni Versace) نیز می توانست با دنبال کردن این مدل که موفقیت و مقبولیت خود در میان طرفداران «داستان جنایی آمریکایی» (American Crime Story) نشان داده بود به موفقیتی قابل انتظار دست یابد اما این بخش از سریال دقیقاً عکس این روش موفق را انجام داده و همان ابتدا کار را با اصل ماجرا آغاز کرد و سپس در زمان به عقب می رفت تا نحوه شکل گیری این قتل و ماجراهای مربوط به شخصیت های دخیل را به تصویر بکشد.

این فیلم نه در مورد یک قتل بلکه در مورد نحوه ساختن یک قاتل است و سریال رایان مورفی به زیبایی موضوعات اجتماعی و فرهنگی را برجسته می کند که در نهایت باعث شد اندرو کونانان (با بازی لایق جایزه امی دارن کریس) در طغیان آدمکشی دیوانه وار خود جیانی ورساچه و تعدادی دیگر را به قتل برساند. این بخش اپیزودیک از سریال سفری هیجان انگیز به درون شخصیت کونانان را روایت می کند و کریس نیز بازی خارق العاده ای از خود ارایه داده که هم طبیعی و هم به شکل انسانی تراژیک است و به زیبایی عقاید همجسنبازهراسی و دیدگاه تند نسبت به افراد همجنس باز [همجنس‌گرا] در طول دهه ۹۰ را به تصویر می کشد.

سریال «قتل جیانی ورساچه» سریالی منحصر به فرد، جذاب و با بازی ها و کارگردانی بی نقص است که بسیار با «مردم بر علیه او جی سیمپسون» بوده و اگر چه جذابیتی متفاوت از این سریال دارد اما به همان اندازه شایستگی وقت اختصاص داشتن را دارا بوده و یکی از بهترین سریال های سال ۲۰۱۸ است.

۸- کیمی اشمیت شکست ناپذیر

تاکنون  تنها نیمی از فصل پایانی سریال «کیمی اشمیت شکست ناپذیر» (Unbreakable Kimmy Schmidt) در اختیار طرفداران قرار گرفته و بخش دوم و پایانی نیز در ژانویه ۲۰۱۹ منتشر خواهد شد. با این وجود ۶ اپیزودی که در سال کنونی شاهد بودیم به اندازه فصول قبلی دیدنی و هیجان انگیز بودند. کمدی تینا فی و رابرت کارلاک یکی از جذاب ترین و کمیک ترین سریال های تلویزیونی در سال های اخیر بوده است و در فصل چهارم نیز شاهد ادامه رگبار جوک های بامزه بودیم که ما را به یاد سریال «۳۰ راک» (۳۰ Rock) می اندازد و درک آن ها تنها با یک بار تماشا غیرممکن خواهد بود.

جدای از قهقه های تضمین شده، این سریال سورپرایزهای بدیع زیادی نیز در خود دارد هر چند در سال چهارم خود، «کیمی اشمیت شکست ناپذیر» با مفاهیم عجیبی همراه شده است. برای مثال یکی از اپیزودهای این فصل یک فرمت مستند مربوط به قتلی واقعی را ارایه می دهد و در اپیزودی دیگر شاهد حضور غیرمترقبه جان هام هستیم و همزمان مولفه هایی موزیکال و متداول از ژانر کمدی در آن دیده می شود.

الی کمپر چنان نقش آفرینی دیدنی و مسحور کننده ای از خود ارایه داده است که بعید به نظر می رسد کسی را عاشق شخصیت کیمی نکرده باشد. در حالی که تایتوس بورخس در نقش مکمل نیز جذابیتسریال را تضمین می کند و در شرایطی که داستان سریال در زمان هایی مناسب و با هوشمندی به موضوعاتی بسیار جدی و حیاتی می پردازد، احساسات و آموزنده بودن در این سریال به اوج خود رسیده است.

 

۷- بروکلین ناین ناین

اگر چه بسیاری از سریال ها پس از فصل پنجم خود نشانه هایی از کهنه و خسته کننده شدن را از خود نشان خواهند داد اما سریال «بروکلین ناین ناین» (Brooklyn Nine-Nine) در فصل پنجم خود بسیار بهتر از هر فصل دیگری بود. اگر چه این سریال حتی پیش از اتمام فصل اول خود نیز برنده یک جایزه گلدن گلوب شد اما رفته رفته کمتر مورد توجه قرار گرفته و تعداد بینندگان آن کاهش یافت تا این که شبکه فاکس تصمیم به کنسل کردن بامزه ترین و مفرح ترین سریال تلویزیونی خود گرفت. فصل پنجم اما یکی از بهترین داستان های کل سریال را در خود داشت و هر یک از اپیزودها داستان جذابی را در خود گنجانده بود که بدون شک نمی توان از آن گذشت.

۹۹ درصد از زیبایی این سریال مربوط به شخصیت ها و بازیگران آن است که نه از مهارت های کمیک آن ها بلکه از تعهدی که به سریال نشان داده اند ناشی می شود که باعث می گردد همه آن ها را عضو یک خانواده واقعی ببینیم. البته فصل ششم این سریال نیز در شبکه ان بی سی دستور ساخت گرفته و سال آینده منتشر خواهد شد. بدین ترتیب فصل پنجم مفرح سریال «بروکلین ناین ناین» باعث شد که این سریال یکی از بهترین سریال های سال ۲۰۱۸ لقب بگیرد که نباید از آن به سادگی گذشت.

 

۶- بَری

 

استعدادهای کمیک بیل هادر مدت زیادی است که خود را نشان داده اند اما به ندرت وی توانسته این مهارت ها را در کنار قابلیت های دراماتیک خود به صورت ترکیبی به نمایش بگذارد. سریال «بری» (Barry) بهترین محمل برای نشان دادن توانایی های بیل هادر در نقش مردی فراتر از یک شخصیت جذاب و دوست داشتنی بوده است. در این سریال که توسط هادر و الک برگ، نویسنده سریال های «سیلیکون ولی» (Silicon Valley) و «ساینفلد» (Seinfeld) ساخته شده است، هادر نقش یک آدمکش را بازی می کند که برای انجام یکی از ماموریت هایش ناچار به سفر به لس آنجلس شده اما خیلی زود شیفته یک گروه تئاتر محلی می شود.

این سریال با توجه به تلاقی دو جنبه محتلف زندگی شخصیت بری یک کمدی تاریک محسوب می شود. به تصویر کشیدن هر دو سوی این شخصیت بسیار دیدنی و با بن مایه های کمیک صورت گرفته و بازیگران مکملی مانند هنری وینکلر و سارا گلدبرگ نیز بر زیبایی کمیک سریال افزوده اند. اما جایی که سریال به معنای واقعی کلمه می درخشد، زمانی است که به بخش تراژیک کار بری یا تلاش هایش برای تبدیل شدن به یک بازیگر پرداخته می شود که هادر در آن ها با مهارت و زیبایی تمام توانسته تلخی دردناک پشت تصمیم های زندگی اش را به تصویر بکشد

 

.۵٫ درون شماره ۹
سریال «درون شماره ۹» (Inside No. 9) یک کمدی شاعرانه شکسپیری است. یک اپیزود از آن در مورد قتلی است که از آخر به اول به تصویر کشیده می شود و دیگری در مورد دو بازیگر قدیمی است که بار دیگر به هم پیوسته و در نهایت شاهد داستانی تراژیک و غم انگیز هستیم. و این تنها قسمت کوچکی از جذابیت های سریال «درون شماره ۹» است که فصل چهارم آن نیز منتشر شده است.

این سریال که ساخت شبکه بی بی سی می باشد طرفداران بسیار زیادی ندارد و شاید کسی خارج از بریتانیا حتی اسم آن را نیز نشنیده باشد اما باید «درون شماره ۹» را یکی از جواهرات پنهان و کشف نشده تلویزیون دانست که فصل چهارمش را می توان بهترین فصل آن نیز تاکنون دانست.


کمتر سریالی یافت می شود که در تمام طول کوتاه پخش هر اپیزود آن روبروی تلویزیون نشسته و با دهانی باز شده از حیرت و شگفتی شاهد این همه اختراع و خلاقیت در درون داستان آن باشید که مدام شما را با پیچیدگی های داستانی خود در شوک و حیرت فرو می برد.

اپیزودهای هر فصل این سریال جعبه ای پر از اتفاقات باورنکردنی و غیرمترقبه اما سیاه، جذاب و عجیب و غریب است که به صورت هوشمندانه ای در لایه های داستان جای گذاری شده اند. با وجود نویسندگان و بازیگران سرشناسی که در هر اپیزود حضور دارند و علیرغم ناشناخته بودن در خارج از بریتانیا، می توان سریال «درون شماره ۹» را یکی از بهترین سریال های سال ۲۰۱۸ دانست.

۴- نامزد دیوانه سابق

سریال «نامزد دیوانه سابق» یا «دوست دختر دیوانه سابق» (Crazy Ex-Girlfriend) که پخش فصل سوم آن نیز به پایان رسیده بار دیگر توانست نظر بینندگان را به خود جلب کرده و به عنوان یکی از بهترین سریال های ۲۰۱۸ برای فصل چهارم نیز تمدید شود. در این سریال با شخصیت ربکا روبرو هستیم، دختری که به بیماری اختلال شخصیتی دچار است و هر چه داستان پیش می رود بیش از پیش با روح و روان و بیماری او آشنا می شویم. شاید او شخصیتی باشد که تماشاگران نپسندند اما تماشای حرکات و رفتارهای او جذاب بوده و شما را با او همراه خواهد ساخت.

این سریال، دستکم در فصل سوم، بار دیگر انتخاب های مهم و شجاعانه ای کرده که شاید در هیچ سریال دیگری دیده نشود و شخصیت ربکا -با بازی بی نقص راشل بلوم- در می یابد که هیچ مردی نمی تواند مشکل روانی او را حل نماید. مسیری که شخصیت ربکا برای بهتر شدن و درمان طی می کند بسیار جذاب بوده و بیننده را درگیر خود می سازد. در این میان به موضوعات جانبی اما مهمی مانند بارداری اجاره ای و مسایل جنسی نیز پرداخته می شود که به کشش بیشتر سریال منتهی می شوند.

حضور بازیگرانی با استعداد و موسیقی متن خیره کننده و موضوعات بدیع و گاه عجیب و غریب مطرح شده در درون داستان باعث شده که سریال «نامزد دیوانه سابق» یک سریال خلاقانه، شجاعانه، چالش برانگیز و از همه بالاتر سرگرم کننده و جذاب باشد و در فهرست بهترین سریال های ۲۰۱۸ قرار بگیرد.

۳- جای خوب

چیزی شبیه معجزه بود که سریال «جای خوب» یا «مکان خوب» (The Good Place) حتی به فصل دوم نیز رسید زیرا فصل اول طوری به پایان رسید که کسی انتظار ساخت فصل دوم را نداشت. اینکه فصل دوم سریال، خلاقیت را به یک مرحله جدید برد نیز نشان از خلاقیت و استعداد سازنده آن، مارک شور دارد که ساخت سریال های خوش ساخت دیگری را نیز می توان در کارنامه او دید.

در فصل دوم این سریال شاهد رشد شخصیت ها بودیم که با اضافه شدن شخصیت های جذاب جدید و البته پرداختن به مباحث اخلاقی مهم بار دیگر محبوبیت خود را در میان طرفداران سریال های تلویزیونی به رخ کشید.

بازی های بی نقص و اتفاقات و سورپرایزهای هوشمندانه در کنار صحنه ها و دیالوگ های کمیک در کنار نویسندگی خلاقانه باعث شده فصل دوم سریال «جای خوب» نیز از پرطرفدارترین سریال های سال ۲۰۱۸ باشد هر چند فاکتور شوکه کنندگی و غافلگیری آن نسبت به فصل او کمتر بود. با این وجود فصل دوم هوشمندانه تر و راضی کننده تر ساخته شده و باید دید که در فصل سوم چه اتفاقاتی خواهد افتاد.

۲- GLOW

سریال GLOW در فصل دوم خود بسیار بزرگتر و البته بهتر از فصل اول بوده و بسیاری آن را بهترین سریال کنونی سرویس نتفلیکس می دانند. با ۱۰ اپیزود ۳۰ دقیقه ای در فصل دوم، این فصل از سریال GLOW فارغ از دیگر بزرگنمایی ها و پیچیدگی های ظاهری است که در دیگر سریال های درام بزرگ نتفلیکس دیده می شود اما اتفاقات و سیر داستانی هر فصل طوری است که شما را جذب و البته راضی خواهد کرد.

فصل دوم این سریال بسیار دوست داشتنی و دیدنی است و علیرغم این که داستان آن در فضای دهه ۱۹۸۰ رخ می دهد اما به موضوعات و مشکلات مدرنی می پردازد که حاوی داستان های عاطفی متعدد و رشد شخصیت هاست به خصوص زمانی که پای آلیسون بری و بتی گیلپین به عنوان بازیگران شخصیت های اصلی داستان (روث و دبی) به میان می آید.

به دلیل وجود شخصیت های متفاوت و متنوع و شوخ طبعی های خاص، فاکتورهای اکشن درون رینگ کشتی و ارجاعات به دهه ۱۹۸۰ می توان این سریال را یکی از بهترین سریال های سال ۲۰۱۸ دانست که کمتر سریالی در این حوزه توان رقابت با آن را دارد.

۱- آتلانتا

سال ۲۰۱۸ را باید سال دونالد گلاور دانست که آمریکا را شیفته خود ساخت اما بدون شک بهترین هنرنمایی او را باید در سریال «آتلانتا» (Atlanta) دانست. این سریال که بسیاری آن را «توین پیکسِ دنیای رپرها» دانسته اند داستان شخصیت ایرن (گلاور) را روایت می کند، مردی که نمی تواند هیچ کاری را به درستی و بدون دردسر انجام دهد اما در یک شهر بزرگ قصد دارد مسیر درستی را در زندگی اش در پیش بگیرد و بدین ترتیب تصمیم می گیرد نقش مدیر برنامه ریزی پسرعمویش، آلفرد، که یک رپر در حال شکوفایی است را بر عهده بگیرد.

فصل اول این سریال که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد بسیار دیدنی و جذاب بود اما فصل دوم خلاقیت را یک مرحله بالاتر برده و برخی از اپیزودهای آن فراتر از حد تصور دیدنی و جذاب بودند. در این سریال هیچگاه اتفاقاتی که فکر می کنید رخ نخواهد داد و شاهد زبان تصویری خاصی خواهید بود که تنها مختص این سریال است.

گلاور و هیرو مورای در سریال «آتلانتا» در فضایی ریالیستی کیفیتی دراماتیک تولید می کنند به نحوی که نمی توان سریال را صرفاً یک سریال کمدی، رمانتیک، جنایی،درام و فانتزی نامید. سریال «آتلانتا» کلاه تمامی این ژانرها را با هنرمندی تمام بر سر گذاشته و برای یک ماهیت تلویزیونی جدید، تمامی این مولفه ها را با هم ترکیب می نماید.


منبع:روزیاتو


 

ممکن است شما دوست داشته باشید

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of