اصغر فرهادی یا ابراهیم حاتمی کیا؟ کدامیک امروزی ترند؟

 

اصغر فرهادی در حال ادامه خط فکری خود میباشد و این ترس که مبادا فیلمی که بعد از درباره الی میسازد انتظارات تماشاگران را برآورده نکند،به ساختن فیلمی با همان قالب دست زد.به هرحال این کارگردان کاملا هشیار ، جریانی را شروع کرده و در راهش خیلی محتاط هست که همه جوانب کار رو در نظر بگیرد.من فکر میکنم فرهادی با ادامه همین مسیر با یه زبان دیگر ادامه جریان کیمیایی بازها خواهد شد.چرا؟ میل به نزدیکی با کیمیایی و حاتمی کیا-که از اساتید فضاسازی سینمای ایران هستند-دغدغه های فرهادی را آشکارتر خواهد کرد.او فضاسازی را نه به سبک آنها بلکه به سبک خودش آغاز کرده .او دوران سکوت خود را به تنهایی و کسب تجربه از طبیعت و محیط خویش و البته دیدن های فیلم های مستند پرداخته است و با یک پرش سه گام به ساخت دنیای سینمایی مستند نزدیک شده است.و حتی نزدیکتر هم خواهد شد.در واقع از این نقطه خودش را از کیمیایی و دیگران جدا میکند و لعاب فرهادی بر کارهایش مینشیند.اینجا همانج اییست که فرهادی خودش را به جامعه اش نزدیک میکند و فیلمهایش را ایرانیزه میکند.البته نه به این معنی که محتوی فیلمهایش خاص ایران و ایرانیست.نه.او به بهانه بیان مسائل اخلاقی-به ظاهر ساده-روز ایران به اصول میپردازد. به عقیده من خطری که سینمای فرهادی را تهدید میکند نه مردم و طرفدارانش بلکه خود فرهادیست.او آنقدر به واقعیت و دنیای مستند نزدیک شده است که حاضر به ترک هیچکدام از جزییاتی که در اطرافش اتفاق میافتد نمیباشد.تاکید بر این موضوع بیننده را نه در حالت تعلیق بلکه در یک حالت منفی روانی قرار میدهد.در واقع شما علاوه براینکه تلاش برای کشف خط اصلی داستان در جزییات را شروع میکنید از هجمه اطلاعات ریزی که در جای جای ذهن شما قرار گرفته است آزار میبینید.البته این نکته عامدا توسط کارگردان اتفاق می افتد.(ارجاع به نمایشنامه مورد علاقه کارگردان "مستخدم ماشینی") کارگردان از این کار لذت میبرد و خواستار لذت تحمیلی متفابل است.بدبینی حاصل از توجه بیش از اندازه به جزییات میباشد در جای جای آثار او دیده میشود.در واقع این دامی است که کارگردان با طی دوره آموزش و آمادگی خود در آن گرفتار آمده است.دامی که با نزدیک شدن به حقیقت و واقعیت خوشرنگتر و نورانی تر می شود.داستان "ایکاروس" یونانی را که برای فرار از زندان با بالهای مومی خود به طرف آفتاب رفت اما ذوب بالهای او سبب از بین رفتنش شد را بیاد بیاوریم.

به هرحال به عقیده من عنصر باورپذیری داستان و مهمتر از همه شخصیتها-یی که در قالب اعمال و رفتار و گفته هایشان ساخته شده اند-در الــــی بسیار راحتتر بیان شده بود.اختلاف فشار یک چهارم ابتدا-تا قبل از حادثه- و فراز و نشیبهای پس از آن از نقاط قوت کار الـــی بود و فوق العاده.نیمه دوم ناپایدار بدون نیمه شاد و مفرح ابتدایی بی معنی است.

بازی فوق العاده پیمان معادی در نـــادر فراموش نشدنی است.روایت یک انسان ایرانی. مقایسه دو فیلم یک کارگردان در هیچ جای دنیا مرسوم نیست و باید دید این فرد چه مسیری را پیموده است که به این نقطه رسید.و حالا در رسیدن به اهداف مثبت یا منفی اش موفق بوده یا نه.فرهادی یکی از کارگردانهای محبوب همه ایرانی هاست.

———————————————————-

منبع : کافه سینما

دیدگاه بگذارید

Please Login to comment
  Subscribe  
Notify of